يكشنبه 30 مهر 1396 - 19:10
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گيلان

 

بدعت و بدعتگذاري در اسلام

 

 

مقدمه :

يکي ازآفات و  آسيبهاي مهمي که  جريانهاي  فکري و  فرهنگي به  ويژه اديان و شريعت هاي  الهي را  در طول تاريخ  با مشکلات روبرو  ساخته  بدعت و جريانهاي بدعت گذاربوده است .

 بدعت در دين موجب ظهور يک سلسله مسائل جديد به نام مذهب مي گردد. در باورهاي مردم ايجاد ترديد نموده فرقه ها، وجريانهاي باطل پديدارشده ، سبب ناکارآمدي وگريزاز دين ميگردد.                               

اسلام  به ويژه  مکتب  آسماني اهل بيت  همواره در طول تاريخ  با بدعت و بدعت  گذاري مواجه بوده است.

با پيروزي انقلا ب اسلامي به رهبري حضرت امام خميني رضوان ا.. عليه که اسلام  حيات تازه  يافته ، و فرهنگ  مسيحيي غرب را به چالش  کشانده  است.  تهاجم  دشمنان،  عليه  آموزه ها و فرهنگ اسلام  ناب محمدي  تشديد گرديده است.

ازاين رو  بر مرزبانان، انديشه  ناب اسلامي و  مکتب  سياسي امام خميني ره  است  که با هوشياري از ارزشهاي اسلام و انقلاب اسلامي مراقبت وحراست  نموده مانع  بروز و ظهور بدعت ها  درعرصه  ديني و  سياسي شوند .چنانکه  بزرگان دين و علماء  اسلام  خطرهاي بدعتگذاري  را گوشزد  نموده  و بر مبارزه  با آن تاکيد  نموده اند . امام  علي عليه  السلام درحديثي مي فرمايد: هيچ آفتي مانند بدعت ها ويرانگر دين ودينداري نيست.

امام   خميني  (ره)   ميفرمود  :  اگر  بدعتها  در دين  ظاهر شود بر علماء  است  که  دانش خودرا آشکارکنند و نگذارند فريب ونيرنگهاو دروغهاي بدعت گذاران دردين ومردم اثرکند وباعث انحراف شود .

تعريف بدعت

  بدعت درلغت به معناي کاري نو وبي سابقه است که نمونه قبلي نداشته باشد. قرآن کريم خداوند را چنين توصيف مي کند : بديع السموات والارض. او پديد آورنده آسمانها و زمين است. (که آنها را بدون الگو و نمونه پيشين آفريدهاست. همچنين درتوصيف پيامبرمي فرمايد: قل ما کنت بدعا من الرسل بگو من ميان پيامبران پديده نو ظهوري نيستم. (بلکه پيش از من نيز پيامراني آمده اند).

راغب مي گويد:  الابداع انشاء صنعه بلا احتذاء و اقتداء و منه قيل رکيه بديع اي جديده الحفر. ابداع، پديد آوردن چيزي است که نمونه و سابقه نداشته با شد و چاهي راکه تازه حفرکرده باشند بديع مي گويند. بنابراين هر چيز جديد و بي سا بقه را بديع و کار نو ظهور را بدعت گويند.

بدعت در اصطلاح  شرع عبارت از افزودن چيزي بر دين يا کاستن چيزي از آن بدون دليل  معتبر درکتاب و سنت. به تعبير فقهاء « ادخال ماليس من الدين في الدين » وارد کردن چيزي در دين که درآن وجود ندارد. يعني کسي  بيا يد چيزي را که جز دين نيست به نام دين وارد در دين نمايد،به گونه اي که مردم خيا ل کنند اين جز دين است يا چيزي که جز دين هست کاري بکند که مردم خيال کنند اين جز دين نيست.هر دو صورت بدعت و حرام است.

حقيقت بدعت

  براي روشن شدن حقيقت  بدعت بايد توجه نمائيم ،کارهاي که  به عنوان دين انجام ميگيرد بر سه نوع است :

1- کارهاي که اسلام اساس و همه خصوصيات آن را بيان کرده است مانند: نماز، روزه، حج و.. آنچه مربوط به واقعيت اين عبادات است با تمام  خصوصيات درشرع مقدس بيان شده است. انجام چنين عباداتي به عنوا ن دين اطاعت خدا محسوب مي شود.

2-کارهاي که اسلام  اصل و  حقيقت آن را  بيان کرده ولي شکل و صورت  آن را به مقتضيات زمان واگذار نموده است، تا مسلمانان با در نظرگرفتن ديگر اصول اسلام، به فرمان الهي تحقق بخشند، مثلاً : اسلام  به آموزش فرزندان  فرمان داده  و  با جهل و بي سوادي مبارزه کرده است ، ولي  چگونگي اين آموزش در اسلام معين نشده  ، و به مقتضيات زمان واگذار گرديده است. روزگاري  بشراز طريق نوشتن  با قلم ني بر لوحه هاي سنگي، پوست حيوانات ،درخت خرما، آموزش مي ديد، ولي امروزه از ديسکتهاي کامپيوتري، استفاده ميکند. همه اين ابزارها به آرمان اسلامي فراگيري دانش تحقق مي بخشند .

هرگز شايسته نيست  فقيهي به اين  وسايل آموزشي ايراد  بگيرد و آنها را بدعت بشمارد و بگويد اين شکلها و آموزشها در زمان پيامبر نبوده است زيرا برا ي محفو ظ بودن خاتميت اسلام  بايد دست بشر درشکل دادن به احکام کلي اسلام باز  باشد .

3- کارهاي که به عنوان امر دين انجام گيرد  ولي به هيچ نحوي اصل وضابطه اي براي آن در دين وجود نداشته باشد، اين بدعت است. علامه مجلسي مي فرمايد:

( البدعه في الشرع، ما حدث بعد الرسول ( بماانه من الدين )  و لم کن  فيه  نص علي الخصوص ولا يکون داخلا في بعض العمومات.) بدعت درشرع چيزي است که پس ازرسول گرامي حادث شده ودليل شرعي خاص ياعام نيز برجوازآن درکارنباشد.

ابن حجر عسقلاني دانشمند مشهور اهل سنت ميگويد: ( البدعه ما احدث و ليس له
 ا صل في الشرع و ما کان له اصل يدل عليه الشرع فليس به بدعه). بدعه چيزي است که ( پس ازپيامبر )پديد آمده  باشد و دليلي حاکي از جواز آن در شريعت يافت  نشود و آن چيزي که اصل و ريشه اي در دين دارد  بدعت  نخواهد  بود .

مثلا: رسول اکرم فريضه يوميه را ،17رکعت تعيين فرموده است. اگرکسي تعداد رکعت هاي آن را افزايش دهد اين بدعت است.يا قرآن ازدواج  با محارم را تحريم کرده است،اگرکسي برخي از انهارا حلال اعلام کندا ين کار بدعت در دين به شمار مي رود.

باتوجه به اين تقسيم مي توان نتيجه گرفت که  قسم  اول  مصداق روشن اطاعت و سومي مصداق  واضح بدعت است ولي قسم دوم را نمي توان  بدعت  خواند چون اگرشارع مقدس اساس حکمي را بيان کرده ولي شکل وصورت آن را محدود نکرده باشد طبعا هر نوع دگرگوني درکيفيت اجراي آن امري مطلوب بوده بدعت نخواهد بود .

تفاوت بدعت و نو آوري

 گفتيم بدعت درلغت به معناي نوآوري است بايد توجه داشت بدعت يا دردين است يا در غير دين آنچه ممنوع و حرام است بدعت دين است، يعني حلالي را حرام کردن يا حرامي را حلال نمودن، چيزي را از آئين الهي کاستن و يا چيزي برآن افزودن، آيين جديد اختراع کردن و مردم را به عنوان يک دين به سوي آن دعوت نمودن .

اما نوآوري غيردين اشکالي ندارد، يک کسي درشعر نوآوري کند يا در هنر نوآور باشد، در فلسفه نوآور باشد اين کار نه تنها اشکالي ندارد که کمال محسوب ميشود. بنابراين هر کارنو ظهوري حرام  نيست زيرا زندگي انسان همواره درحال تغييرودگرگوني است چنان که طبيعت به طور مستمر در حرکت و تغيير و نوآوري است

براين اساس يک حقيقت روشن ميشود وآن اينکه تمام دگرگونيهايي که درزندگي بشر از جهات  گوناگون پديد مي آيد هرگاه رنگ دين به خود نگيرد بدعت  نخواهد بود و حلال وحرام بودن آن تنها درگرو اين است که با دگر اصول اسلام مخالف نباشد.ازاين بيان روشن ميگردد آداب ورسوم  ملي چه داراي سوابقي باشد يا نباشد از ماهيت بدعت شرعي خارج است از اين رو جشن هاي ملي که به مناسبت پيروزي ملت ها در کشورها مرسوم است نظير جشن استقلال ملت الجزاير يا جشن 22  بهمن توسط ملت ايران جنبه ي نو آوري در زندگي دارد.کما اينکه انواع ورزشها، تفريحات جديد، نوآوري هايي که در لباس،مسکن،خوراک،صنايع پديد مي آيد را نمي توان به عنوان بدعت تحريم کرد و همين طور نو آوريهايي  که تنها از طريق دقت و تحقيق بيشتر در ادله شرعي بدست مي آورند و حقايق تازه اي که با استفاده از قواعد کلي کتاب و سنت و دليل قطعي عقل کشف مي کنند نه تنها بدعت نيست بلکه سبب شکوفايي و بالندگي آيين خداست البته اگر ذوق و سليقه هاي شخصي پايه و اساس نو آوري دين باشد جز گمراهي و مسخ چهره دين نتيجه اي نخواهد داشت.      

دليل حرمت بدعت

تحريم  بدعت  دراسلام  به اين دليل است که  بدعت گذاري نوعي افتراء بر خداست و افتراء بر خداوند از گناهان کبيره و حرام است.

چنانکه قرآن مي فر مايد : ا الله اذن لکم ام علي الله تفترون. آيا خداوند اجازه ي  چنين کاري را داده است يا به او افتراء مي بنديد.

باز مي فرمايد : و من اظلم  ممن افتري علي الله کذبا. کيست  ستمکارتر از آنکه بر خدا دروغ بندد.

از انجا که  معارف و  احکام الهي بايد از طريق  وحي و ادله  معتبر به  ثبوت  برسد  هر گونه بدعت در دين  نا مشروع و گناه عظيمي  محسوب مي گردد چرا که اگر باب بدعت  در دين  گشوده شود هرکس با سليقه شخصي و فکر خاص خود چيزي بر آيين خدا بيفزايد يا از آن  بکاهد ، دين بازيچه  هوا پرستان و سود جويان مي گردد. ديري نمي پايد که  به کلي مسخ گرديده،چيزي از آن باقي نماند .

 لذا يکي از عوامل  حفظ اسلام  و قران از تحريف ها  و انحرافات،  قانون تحريم  بدعت  در  اسلام است. دراينجا براي نمونه  چند روايت  از زبان  معصومين عليهم السلام در نکوهش  بدعت نقل مي کنيم:

1-  قال رسول الله (ص) :کل بدعة ضلالة وکل ضلا له سبيلها الي النار. هر بدعتي گمراهي، و   هر گمراهي راه به دوزخ برد

2-  قال رسول الله (ص): من غش امتي  فعليه لعنة الله و الملائکة و الناس اجمعين. قالوا  يا  رسول الله(ص) :و ما الغش ؟ قال- ان يبتدع لهم بدعة فيعمل بها.کسيکه امتم را فريب دهد  نفرين خدا و فرشتگان و  همه مردم بر اوست . عرض کردند اي رسول خدا  فريب چيست؟  فرمود: در امتم بدعتي بگذارد و امت بدان عمل کند.

3- قال رسول الله (ص) : اصحاب البدع کلاب النار. بدعت گذاران سگان آتش دوزخند .

4- قال رسول الله (ص):ثلاثة ليست لهم حرمة صاحب هوي مبتدع و الامام الجائروالفاسق المعلن. سه نفر را حرمت و احترامي نباشد کسي که  صاحب بدعتي باشد،پيشواي ستمکار،   تبهکاري که آشکارا فسق و فجور کند .

پيامد هاي بدعت

 بدعت گذاري در دين آثار و پيامد هاي ناگوار فراواني دارد که در روايت اسلامي به برخي از آنها اشاره شده است  که به ذکر چند نمونه اکتفا مي کنيم.  :

1- تباهي دين: دين مجموعه تعاليم آسماني است که خداوند براي هدايت وسعادت انسانها نازل فرموده است تبيين وتفسير دين توسط آشنايان به رموز وحي وازطريق ادله معتبرشرعي مي باشد. اگر هر کسي به خود اجازه  دهد با  سليقه خاص خود  چيزي بر آيين خدا بيفزايد و يا از  آن بکاهد ، حقيقت دين از بين مي رود و  چيزي از آن باقي نمي ماند.

لذا امير المؤمنين(ع ) فرمود : ما هدم الدين مثل البدع . چيزي مانند بدعت ها  دين را تباه و ويران نکرده است.

2- سنتها ترک مي شوند: سنت عبارت است از: تمام  گفتار، کردار و تقرير پيامبر اسلام  و  امامان  معصوم (ع) که  از منابع  معتبر معارف  و احکام دين به حساب مي آيد.  مسلمانان بخش  زيادي از فرهنگ ، آداب و  رسوم و احکام  عملي خود را  از  سنت  دريافت  ميکنند.  چرا که  صاحبان سنت  از عصمت و طهارت  برخوردار  بوده ، اطاعت  و  پيروي از آنها    به فرمان  خداست .

بدعت ها سبب مي گردد ، رسوم  باطل جايگزين  سنت ها  شوند  و سنتهاي راستين  به فرامشي سپرده  شوند.

امام اميرالمؤمنين (ع)  فرمود : ما احدثت  بدعة  الا ترک بها سنة فاتقوا  ا لبدع و الزموا المهيع، ان  عوازم  الامور افضلها ، و ان  محدثاتها  شرارها.  هيچ   بدعتي ايجاد  نشد مگر آنکه به سبب  آن سنتي متروک  گشت. بنابر اين از بدعتها  بپرهيزيد، راه راست و  روشن را  رها نکنيد. بهترين کارها  آن است که پيشينه  داشته باشد بدترين آنها آن است که نو پديد و  بي سابقه باشد.

3- گمراهي :  بدعت گذاري در دين  سبب دوري از حق و  افتادن  در وادي گمراهي  است .  بدعت گزار نه تنها خود در وادي گمراهي است که با بدعت چه بسا مايه گمراهي انسانهاي بيشماري گردد.                                         

امام صادق(ع) مي فرمايد : من دعا  الناس الي نفسه و  فيهم من  هو   اعلم منه  فهو  مبتدع ضال. هر که مردم را به خود  فرا خواند حال آنکه  در ميان آنان  دانا تر و عالمتر  از او هست بدعت گذاري گمراه است.

اميرالمؤمنين (ع) فرمود: کل  بدعة  ضلالة  و کل ضلالة في النار . هر  بدعتي گمراهي است و هر گمراهي در آتش است.

4-  باطل شدن عمل ها : بدعت گزار با دست اندازي در دين و کم و زياد کردن احکام خدا هم  در عمل و هم در انديشه و اعتقاد از حق فاصله  مي گيرد در نتيجه  اعمال و عبادات  او   بي ثمر بوده مقبول درگاه حق نخواهد بود.

1-  قال رسول الله(ص) : ان الله تعالي لا يقبل لصاحب  بدعة  صوما و لا صلاة و لا حجا و لا عمرة و لاجهادا و لا صرفا و لا عدلا . خداوند از بدعت گذار نه روزه اي مي پذيرد  نه نمازي ، نه صدقه و زکاتي ، نه حج و عمره اي، نه جهادي و نه نقدي و نه فديه اي .

2-  قال رسول الله (ص) :  لا يقبل قول الا  بعمل و لا يقبل قول و لا عمل الا بنيـَة. و لا  يقبل قول و عمل و  نية  الا  با صابة السنة.  هيچ گفتاري  جز با  کردار  پذيرفته نشود و  هيچ گفتار و کرداري جز با نيت  و هيچ گفتار و کرداري و  نيتي جز  با مطابقت  با سنت.

5- پيدايش  فتنه ها : يکي از آثار  منفي و  پيامد هاي  خطرناک بدعت  ايجاد  فتنه و  آشوب است .

امام علي (ع) فرمود :  ايها  الناس ، انما بدء وقوع  الفتن اهواء  تتبع   و احکام  تبتدع  يخالف فيها  کتاب الله  اي مردم  همانا  آغاز  فتنه ها  و آشوب ها  پيروي  هوسها  و جعل مقرراتي است مخالف قرآن.

آري  بدعت  در عرصه  دين و ارزشها  سبب  ايجاد  فضاي  نا مطلوب ، آميخته شدن حق  و باطل مي گردد، تشخيص حق و  حق مداران از مدعيان  دروغين  دشوار مي شود.  ظلم ، حق کشي  بي عدالتي ، تکفير ، بي اعتمادي رواج ميابد.

6- بر دوش کشيدن بار گناه ديگران: بسياري از گناهان مسؤليت  فردي دارد  هر چند گناه  کبيره  محسوب  مي شوند مانند ارتکاب اعمال منافي عفت ، نوشيدن  شراب   و ساير محرمات، ولي خطرناک ترين گناهان گناهاني است که گروه  ديگري را   به گناه مي افکند  بار چنين گناهاني  بر دوش  بنيانگذار آن است بي آنکه چيزي از  بار گناهان آنها  کم  شود . بدعت گزاران در اين گروه جاي دارند. 

بسياري از  بدعتها  به خاطر شرايطي  به سرعت  پخش مي شوند و گاه در طول زمان باقي مي مانند و گروههاي کثيري را به انحراف مي کشانند  و شخص  بدعت گزار بايد جريمه تمام آنهارابپردازد. قران مجيددرباره اين گونه اشخاص مي فرمايد :   وليحملن اثقالهم  و اثقالاٌ مع  اثقالهم  و ليسألن يوم  القيامة  عما کانوا  يفترون. آنها بار سنگين گناهان خويش را بر دوش مي کشند و  همچنين  بارهاي سنگين ديگري را  علاوه   بر  بارهاي  سنگين خويش . و روز  قيامت  به  يقين  از  تهمت هايي که مي بستند سوال خواهد شد .

در آيه ديگري مي فرمايد :ليحملوااوزارهم کاملة يوم القيامة و من اوزارالذين  يضلونهم  بغير علم  الا ساء  ما يزرون . روز  قيامت  آنها بايد  بار گناهان خود را به طور کامل  بر دوش کشند هم بخشي از گناهان کساني را که  به خاطر  جهل ، گمراهشان مي سازند  آگاه  باشيد آنها بار سنگين  بدي  بر  دوش مي کشند .

قال رسول الله (ص) : اياک ان تسن سنة بدعة  فان  العبد اذا سن سنه  سيئة   لحقه وزرها و  وزر من عمل  بها . مبادا سنتي را بدعت گذاري  زيرا  اگر بنده  سنت بدي را  بوجود آورد گناه آن و گناه کسي که به آن عمل کند به گردن اوست .

بزرگترين خطر اينگونه گناهان آن است که غالباً  قابل توبه نيست چرا که شرط توبه  شستن  آثار گناه است چگونه  انسان مي تواند آثار  اينگونه  گناهان  را که  گاه منطقه   وسيعي را  فرا ميگيرد  يا بسياري  از کساني که آلوده  به آن شده اند  از  دنيا رفته  اند يا در آينده که اين پايه گذار از دنيا مي رود  به  وجود مي آيند  بزدايد.

 به همين دليل در حديثي از امام صادق (ع)  مي خوانيم که  : مردي در گذشته  تحت تأثير وسوسه هاي شيطاني  بدعتي گذارد و  مردم را به سوي آن دعوت کرد. گروهي تحت تأثير  او واقع شدند بعد به خودآمد که اين چه کاري بود که من کردم در صدد توبه بر آمد و به انواع  وسايل  متوسل شد. خداوند  به پيامبر آن  زمان  وحي فرستاد  که  به او بگو : به عزت و  جلالم سوگند اگر آنقدر مرا بخواني تا بند بند تو از هم جدا شود دعاي تو را مستجاب  نخواهم کرد  مگر اينکه  افرادي که تحت تأثير بدعت تو  واقع شدندزنده کني آنها از بدعت باز گردند آنگاه  توبه ات  پذيرفته خواهد شد.

   روش هاي برخورد با بدعت گزاران

 بدعت گناه بزرگ و بدعت گزاري  عمل خطرناکي است که اگر با آن مقابله  نشود اساس دين و ارزشها رامتزلزل نموده  موجب انحرافات و  گمراهي انسانها مي شود.                    

برخي از راه  هاي مبارزه  با  بدعت و  بدعت گذاران  ذکر مي گردد :

1- روشنگري: از آنجا که بدعت  نوعي انحراف و گمراهي است و موجب تباهي دين و ترک سنتها و ارزشها مي گردد  بايد نسبت  به اين آفت مهم  روشنگري نمود تا  تا  چه بسا  مايه  تنبه  بدعت گذار  و  جلوگيري  از گسترش و گرايش به آن گردد.

رسول گرامي اسلام در اين   باره مي فرمايد : اذا  رأيتم  اهل  الريب و البدع  من  بعدي  فاظهر وا البرائه و اکثروا من سبهم والقول فيهم والو قيعة و باهتوهم کيلا يطمعوا في الفساد  في الاسلام  و يحذرهم الناس ولا يتعلمون  من بدعهم يکتب  الله ولکم بذالک الحسنات او يرفع لکم  به الدرجات  في الاخره . هرگاه بعد از من اهل شک و  بدعت گزاران راديديدآشکاراازآنها دوري کنيد و  فراوان به آنها ناسزا گفته ودرباره ايشان به تهمت و بدگويي سخن رانده و مبهوتشان کنيدتا به طمع  فساد و تبهکاري دراسلام  نباشند مردم را از آنها  بترسانيد که چيزي از  بدعتشان  نياموزند که  خداوند  برايتان خوبي ها و حسنات   مکتوب فرموده و بدين جهت درآخرت براي شما درجاتي بلند ورفيع مقرر فرمايد. کلمه  باهتوم دراين حديث در دو  مورد  به کاررفته است: جعل دروغ  سبحانک  هذا بهتان عظيم يعني دروغ بزرگ، معناي ديگرمبهوت کردن است  فبهت الذي کفر،حضرت ابراهيم باجبارزمانش مباحثه کرددر نهايت اورامحکوم و مبهوت کرد. شيخ انصاري در مکاسب باهتوهم رااينطور معنا ميکند . اگر  با اهل  بدعت رو برو شديد با منطق قوي با آنهاروبرو شويد مبهوتشان بکنيد تا مردم  بفهمنداينهااهل بدعتند و دروغ مي گويند.          

  2- عدم حمايت و  رويگرداندن از بدعت گذاران:  هر نوع حمايت يا تأييد ي که موجب تقويت بدعت و تشويق و تکريم  بدعت گذار  بيانجامد  تخريب اسلام  و ارزشهاي ديني به حساب آمده در اسلام مورد نکوهش قرارگرفته است بلکه روي گرداندن از آنها مورد تکريم قرار گرفته و تشويق شده است .

1 - قال رسول الله (ص): من تبسم في وجه مبتدع، فقد اعان علي هدم دينه . هر که به روي بدعت گزار لبخند  بزند به  نابود کردن دين خود کمک کرده است.

 2- قال علي (ع) : من مشي الي صاحب  بدعة  فو قره  فقد سعي في هدم  الاسلام . هرکسي با بدعت گذار  همگام شد  و با او راه رفت و به او حرمت و احترام گذاشت محققأدر ويراني اسلام تلاش کرده است.   

3- قال رسول الله(ص) : من  و قر صاحب  بدعه  فقد اعان علي هدم  الاسلام  . هر کسي به بدعت گزاري احترام کند  بر ويران کردن اساس اسلام کمک کرده است. 

4-قال الصادق(ع)  : لا تصحبوا  اهل البدع  و لا تجالسوهم فتصيروا عند الناس کواحد منهم . قال رسول الله(ص): المرء علي الدين خليله و قرينه . با بدعت گزاران هم حبت نشويد و با آنها همنشين نگرديد که در چشم مردم همانند  يکي از آنها خواهيد بود که رسول خدا فرمود : مرد  بر دين دوست و هم صحبت خويش است.                       

5- قال رسول الله (ص) : اذا رأيتم  صاحب  بدعة  فاکفهر وا في وجهه . هرگاه  بدعت گزاري ديديد به او  رو ترش نماييد.

6- قال رسول الله (ص) : من اعرض عن صاحب  بدعة  بغضا له  ملا ا لله قلبه يقينا و رضا . هر که از سر بغض و دشمني از بدعت گزار اعراض کند  خداوند دل او را آکنده از يقين و خشنودي نمايد.  

3- وظيفه سنگين عالمان: عالمان آگاه رسالت پاسداري از دين و مرزباني ايمان  و اعتقاد مردم را عهده دارند.  نبي اکرم (ص) فرمود: اذا ظهر البدع في امتي  فليظهر العالم علمه و الا فعليه لعنةالله و الملائکة والناس اجمعين .   

هنگاميکه بدعت هادر ميان امت من آشکار شود  ناگزير بايد دانشمند، دانش خودرا آشکار،(وازگسترش فتنهورعب جلو گيري کند) و اگر اين کاررا ننمايدلعنت و نفرين خدا و فرشتگان و تمام مردم بر او باد.

آيا بزرگداشت پيامبراسلام و امامان معصوم عليهم السلام  بدعت است؟

هر عملي که  به شرع مقدس نسبت مي دهيم يا بايد مستند به دليل خاص باشد يعني اصل و فرع ،حقيقت و شکل آن بيان شده  باشد مانند  نماز، روزه، حج يعني آنجه مربوط  به اين عبادات است  تمام خصوصياتش  بيان شده است انجام چنين عباداتي به عنوان دين ا طاعت خدا محسوب مي شود. يااصل وضابطه کلي آن در شرع بيان شده است ولي شکل وصورت آن را به حسب شرايط و مقتضيات زمان  به  مردم  واگذار نموده است مانند اصل دفاع از اسلام  و نواميس مسلمين  که يک فريضه الهي است مسلمانان  بايد پيوسته  بر توان رزمي خود بيفزايند تا قدرتمندان جهان از آنها حساب ببرند. قرآن اين حقيقت را چنين بيان فرموده است:واعدوا لهم  ما استطعتم من قوة . دربرابر کافران تا مي توانيد نيرو آماده کنيد.

 بي شک شکل واجراي اين اصل در هرزمان فرق مي کند. رهبري اسلامي بايددرهر عصري ارتش اسلام را با پيشرفته ترين سلاح ها مجهز کند تا برتري مسلمانان بر کافران محفوظ  بماند از اين رو  سرباز گيري و خدمت زير پرچم  جوانان  به اقتضاء شرايط زمان  عمل به روح اين آيه و تحقق بخشيدن به يک اصل قرآني است .  بنا بر اين هر چيزي که  بر اساس اصلي در اسلام  است هر چند شکل و کيفيت  آن معين نشده باشد  عملي ديني محسوب شده  از دايره شرک و بدعت خارج است. 

در خصوص بزرگداشت پيامبر و امامان معصوم (ع) در ميان شيعيان اين اعتقاد نيست که دردين اسلام دستور خاص آمده است بلکه براساس يک اصل کلي درکتاب و سنت است و آن تکريم و محبت  نسبت  به پيامبر و عترت او است .  پس اين اصل اسلامي درهرعصري براي خود اشکال وصورتهاي مختلفي دارد اما آيات ورواياتي که مسلمانان را به دوستي و تکريم پيامبر دعوت ميکند :                                   

1- و من يتول الله ورسوله والذين آمنوا فان حزب الله هم الغالبون.هرکس خداو پيامبر ومومنان را دوست بدارد پس حزب خدا پيروز است.

 2- فالذين امنوا به و عزروه و نصروه واتبعوا النور الذي انزل معه اوليک هم المفلحون.  و آنانکه به او ايمان آوردند و او را گرامي داشتند وياري کردند  و از نوري که بر او نازل شده پيروي نمودندرستگارانند.              

خداوند در اين آيه براي رستگاران چهار ويژگي مي شمارد : ايمان به پيامبر ،تکريم او ،ياري کردن او و پيروي از آنچه بر او نازل شده است. شاهد گفتار کلمه "عزروه"است که  به معناي تکريم و گراميداشت پيامبر است  نه کمک کردن  به او زيرا مسأله کمک کردن در جمله "ونصروه"آمده است وتکريم او منحصر به روزگار حيات مادي نيست همان گونه که ايمان به او نيز چنين نيست.

درکلمات پيامبر گرامي اسلام مسأله حب نبي (ص) و دوست داشتن او بسيار واردشده و بر آن تأکيد گرديده است . براي نمونه به نقل دو روايت اکتفا مي کنيم:

1- لا يومن احدکم حتي اکون احب اليه من ولده و والده و الناس اجمعين . هيچ يک از شما نمي تواند ادعاي ايمان کند مگر اينکه من درنظر او محبوب تر از فرزند پدرو همه مردم باشم.

  2- ثلاث من کن فيه ذاق طعم الايمان : من کان لا شيئ احب اليه من الله و رسوله. سه چيز است هر کس داراي آن باشد  مزه ايمان را چشيده است :يکي اينکه  چيزي براي او از خدا و پيامبر او محبوب تر و گرامي تر نباشد.

اين روايات دستورمي دهند که انسان بايد پيامبر گرامي را دوست بدارد شکي نيست که شکل اين اصل در هر زماني خصوصيتي را ايجاب مي کند علاوه که عمل به دستورهاي پيامبر در قلمرو واجبات و محرمات خود نشانه حب و علاقه است. گراميداشت زاد روز،مبعث،تشکيل مجالس براي باز گويي زحمات و کوشش هاي او سرودن اشعار در فضايل او از نشانه هاي حب النبي است که در سنت وارد شده است.

اما محبت و دوستي اهل بيت (ع) نيز بر اساس اصل قرآني و سنت نبوي (ص)است.

قرآن مي فرمايد : قل لا اسئلکم عليه اجراً الا المودة في القربي. بگو  به اذاي آن رسالت پاداشي از شما خواستار  نيستيم مگر دوستي درباره  خويشاوندان .             

بي شک محبت  پديده رواني است  و براي خود تجلياتي دارد،  هرگز مقصود اين نيست که مودت و مهر  آل رسول در دلها مکتوم بماند بلکه بايد چنين مهري در شؤون مختلف زندگي فردي و اجتماعي  مسلمين مظهر و تجلي نمايد.برگزاري  جشن هاي زاد روز امامان معصوم (ع).  ومجالس  سوگواري  در روز هاي وفات  وشهادت از جلوه هاي ديگر مهر و محبت است.                                                             

کما اينکه بر پا ي بنا بر قبور و تعظيم  مشاهد،اهداي پاکترين اموال به مراقد انبياء و اوليا، کاري جز تحقق بخشيدن به اصل محبت  و انگيزه اي جز اظهار ارادت به ساحت اولياء الهي نيست.

اگر زايري  به هنگام  زيارت درو ديوار مشاهد را مي بوسد انگيزه اي جز محبت ندارد و چون دستش  به دامن  پيامبر  نمي رسد طبعا آثار او را مي بوسد.

اينکه در تاريخ اسلام شعراي متعهد با سرودن اشعار روح بخش و حماسه ساز  مقامات و فداکاريهاي  پيشوايان ديني را زنده کرده مسلمانان را به پيمودن راه آنها دعوت مي کنند دراين راستا است.چه زيبامي گويد کعب بن زهيردر قصيده لاميه خود : ان الرسول لنوريستضاء به مهند من سيوف الله مسلول.

پيامبر روشنايي است که مه از او پرتو مي گيرد  او شمشير  اکبر از نيام بر کشيده خداست .

فايده محبت چيست : اکنون اين سوال مطرح مي شود که محبت  به  پيامبر و  اهل بيت او چه سودي دارد؟

در پاسخ بايدگفت: محبت به انسان با کمال وپر فضيلت خود نردبان  صعود به سوي کمال است .هرگاه انسان از صميم دل کسي رادوست بدارد مي کوشد خودرا همگون او سازدوآنچه مايه ي خرسندي اوست انجام دهد وآنچه او راآزارمي دهد ترک نمايد  يکي از  باز تاب هاي محبت  به اهل بيت  پيروي عملي از آنان است .کساني که تنها اظهار علاقه ظاهري کرده  ولي در عمل با محبوب خود  مخالفت مي ورزند  از محبت واقعي دورند .

بنابراين دوستي اهل بيت در واقع دوستي به خوبي ها و نيکي ها و پيروي از آنهاست.

بدعت هاي بني اميه زمينه ساز قيام عاشورا

امويان به خاطر طينت نژاد پرستانه و منش اشرافي و طاغوتي خود ازابتدا با دعوت اسلامي به مخالفت و دشمني برخاستند و تاآنجا که قدرت داشتند بااسلام مبارزه کردندآنگاه که مطمين شدند ديگر مبارزه با اسلام بي فايده است به ظاهراسلام اختيار نمودند تا در لواي آن خود را حفظ کرده به منافع سودجويانه خود دست يابند. 

 بارحلت پيامبراسلام در اثر تحولاتي که در جامعه اسلامي پديد آمد  بني اميه از غفلت خلفاي اسلامي و جهالت مردم  سوء استفاده کرده  بر جامعه اسلامي مسلط  شد ند. و با استفاده از امکانات وسيع جامعه نو پا و پيروزاسلامي اصول وارزشهاي نبوي و مکتب علوي را هدف قرار داده در صدد محو آن بر آمدند .

در دوران خلافت بيست ساله معاويـة بن ابي سفيان ، مهمترين علل زمينه  ساز  واقعه کربلا تحقق يافت ، بدعت هايي که در دين پديد آمد ، زمينه انتقام امويان  را از اسلام فراهم ساخت ودراثر جنايات و مفاسد زمامداران اموي و عمال ستمگر آنان ريشه هاي  فساد به تدريج بارور شد تا بالاخره در حادثه شوم کربلا ميوه تلخ و زهر آگين خود را در کام جهان اسلام فرو ريخت .   

رئوس مهمترين  بدعت هايي که  معاويه بر جاي گذاشت از اين قرار است :      

  1- تبديل خلافت اسلامي  به سلطنت استبدادي و موروثي .

2- سپردن پست هاي حساس به افراد نالايق .    

3- ترويج فرهنگ جبر  و سکوت وتسليم                           

4- تجديد عصبيت هاي جاهلي و تفاخر قبيله اي و نژادي .  

5- اسلام زدايي و تحريف معارف دين .    

6- ايجاد رعب و خفقان و پايمال کردن حقوق وآزاديهاي افراد.

7-کشتار دسته جمعي بي گناهان.

8- عمل ناجوانمردانه مسموميت و کشتن چهره هاي برجسته انقلاب رقباي سياسي.   

9-لعن علي بن ابي طالب عليهما السلام.

10-تحريم ذکر فضايل علي(ع) و جعل حديث درباره ديگران.                                 

11- تبليغات دروغين و سياست تزوير ،حيله و نيرنگ.         

12- ترويج  فساد.                                       

13- غارت  بيت المال.                             

  14-محروم کردن شيعيان از حقوق سياسي ، اقتصادي، اجتماعي  بدعت ها و ساختار شکنيها در زمان يزيد به اوج خود رسيد ، زيرا يزيد جوان مغرور ، هتاک و مست قدرت و شراب بود .امام حسين(ع)در پاسخ به تقاضاي  بيعت فرماندار مدينه درتوصيف يزيد فرمود : يزيد رجل فاسق  شارب الخمر، قاتل النفس المحترمه  ملعن بالفسق و مثلي لا يبايع مثله .يزيد مردي فاسق ، شراب خوار و آدم کشي است ،کسي که آشکارا مرتکب  فسق مي گردد و کسي همچون من با او بيعت نخواهد کرد.

نقش امام در  ابطال بدعت ها

  امام نقش کليدي در حفظ اسلام و پاسداري از ارزشهاي الهي و مقابله با بدعت ها و انحرافات ايفا مي کند.  براي روشن شدن اهميت و نقش حساس رهبري در پاسداري از دين و جلوگيري از تحريف ها  براي نمونه به ذکر دو حديث  اکتفا مي کنيم .                                                              

1-قال رسول الله(ص): ان لله کل بدعةتکون  بعدي يکاد  بها الايمان وليا من اهل بيتي موکلا به يذب عنه  ينطق  بالهام من الله و يعلن الحق  و ينوره  يرد کيد الکائدين. هر بدعتي بعد از من باشد  که با آن دام ايمان کنند ، خداوند سرپرستي از خاندانم گماشته است  که از آن دفاع کند او  با الهام از طرف  خدا سخن گويد  وحق را  اعلان و  روشن نمايد و نيرنگ نيرنگ  بازان را برگرداند.                                             

 2-قال علي(ع): ان افضل عباد الله عند الله  امام عادل  هديئ و هدي ، فاقام سنة معلولة و امات بدعة مجهولة.  براستي برترين بندگان خدا پيش خداوند امام عادل است ، که خود هدايت شده و ديگران را هدايت  و راهنمايي کرده است که سنتي معلوم را بر پاي داشته  و بدعتي مجهول را از بين برده است . پيشواي آزادگان طي نامه اي به مردم بصره  درباره اوضاع  جامعه اسلامي  در حکومت يزيد مي فرمايد: و انا ادعوکم الي کتاب الله و سنة نبيه ، فان السنة قد امييت  و ان البدعة قد اوحييت و ان تسمعوا قولي و تطيعوا امري اهدکم سبيل الرشاد . من شما  مردم بصره را  به کتاب خدا و سنت  پيامبر دعوت مي کنم چه اينکه سنت از ميان رفته  و بدعت جايگزين آن شده  و چنانکه به سخنانم گوش دهيد و فرمانم را اطاعت کنيد  شما را به راه رشد و صلاح راهنمايي مي کنم.                                                

آري به خاطر نقش حساس و تعيين کننده رهبري است که قدرتهاي استعماري و دشمنان  انسانيت همواره تلاش مي کنند سنگر رهبري را در دست گرفته  و با نفوذ در دستگاه رهبري و انزواي آن به اهداف شوم خود برسند، زيرا پايداري و مقاومت  ملتها مرهون هدايت هاي رهبريت است که بر حفظ آرمانها و ارزشها نظارت مي کند ، توده ها را بسيج نموده، يکپارجگي وامنيت و آرامش جامعه را تضمين مي کند . 

و اين درس بزرگي است که دلسوزان اسلام و انقلابيون  هرگز نبايد از ياد ببرند . و  بدانند براي حفظ آرمانها  و دستاورد هاي نهضت بايد همواره  هوشيار،  جان بر کف  در رکاب رهبر بود و تداوم مکتب و يکپارچگي امت در برابر دشمنان تضمين کرد.

 

 فهرست منابع

1- قرآن مجيد ، ترجمه آيه ا.. مکارم شيرازي

2- نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتي

3- اصول کافي، محمد بن يعقوب الکليني

4-آثار الصادقين ، صادق احسانبخش

5-ميزان الحکمه، محمد ري شهري

6- صحيفه نور، امام خميني (ره)

7-مجمع البحرين، شيخ طريحي

8- مفردات قرآن ، راغب اصفهاني

9- بحارالانوار، محمد باقر مجلسي

10- سيره نبوي ، ابن هشام

 

حجت الاسلام سيد محمد علي موسوي 

 کارشناس امور ادارات و نمايندگي هاي گيلان

 

يكشنبه 23 خرداد 1389 - 15:11


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری