يكشنبه 30 مهر 1396 - 11:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

فراگيري اخلاق در متن زندگي

 

نگاهي به فيلمسازي «طلا و مس» (همايون اسعديان)

 

طلا و مس پس از فيلم‌هاي نيش (1373)، مرد آفتابي (1374)، شوخي (1378)، شب روباه (1375)، آخر بازي (1379) و ده رقمي (1387) ششمين فيلم بلند سينمايي همايون اسعديان است. طرح اوليه فيلمنامه طلا و مس از منوچهر محمدي (تهيه‌كننده) بوده و فرزندش حامد محمدي بر اساس آن فيلمنامه را به نگارش درآورده است. منوچهر محمدي، بدون تعارف جرء معدود تهيه‌كننده‌هاي حرفه‌اي سينماي ايران است كه هميشه طرح‌هاي خوبي در ذهنش دارد. اين تهيه‌كننده با سابقه در مورد اين كه بر چه اساسي كارگرداني را براي طرح‌هايش انتخاب مي‌كند، مي‌گويد: «اگر بخواهم جوابي كلاسيك به اين سؤال بدهم، بايد بگويم مجموعه عللي دارد، مثل نمونه كارهاي او كه به عنوان خميرمايه و گرايش كارگردان از نظر ذوقي و فكري به يك موضوع مي‌تواند مؤثر باشد. اما جواب غيركلاسيك و مسئله مهم‌تر براي من اين است كه كارگرداني انتخاب مي‌شود، در گفت‌وگوها و جلسات اوليه اين احساس را در من به وجود بياورد كه مي‌تواند ظرفيت‌هاي تازه‌اي به فيلمنامه اضافه كند، فيلمنامه را بفهمد و تبديل به مسئله‌اش شود و برايش مهم باشد، نه يك كار تكراري و روزمره از سر نياز و ضرورت، بلكه يك نياز روحي و عاطفي‌ درش وجود داشته باشد. اين موضوع از ميزان اشتياق فرد، قابل تشخيص است. اين فرآيندي است كه طي مي‌شود و در چندين جلسه گفت‌وگو به اين نتيجه مي‌رسم كه كارگردان شرايط لازم را دارد يا نه.

از اين جا به بعد مجموعه‌اي از تفاهمات شكل مي‌گيرد كه مربوط به انتخاب عوامل و شرايط توليد و بحث اجرايي توليد فيلم است كه اين هم فاكتور تعيين‌كننده‌اي است. در مذاكرات به اين مي‌رسيم كه كارگردان مي‌تواند در اين چارچوب (كه شرايط هم در آن دخيل است) چيزي بالاي هشتاد درصد شرايط بودجه‌بندي را رعايت كند يا نه، اگر بتواند آن وقت پروژه قابليت اجرا دارد و مي‌شود كار را شروع كرد. مرحله بعدي ظرفيت‌هايي است كه مي‌شود در اجرا به فيلمنامه اضافه كرد. به نظر من تهيه‌كننده هوشمند بايد در حكم مشاور در كنار كارگردان باشد، بدون آن كه تداخل وظيفه پبيش بيايد و بقيه عوامل را جوري در فيلم به صورت معنوي سهيم كند كه مجموعه‌اي از پيشنهادات به مجموعه برسد كه اين‌ها مي‌تواند كمك‌كننده باشد. وقتي اين بده بستان فكري اتفاق مي‌افتد، بايد تحت كنترل و نظارت تهيه‌كننده باشد كه حاصل قابل قبول و قابل بپذيرش بشود» محمدي در مورد روند توليد طلا و مس مي‌گويد: «پس از اين كه طرح فيلمنامه تقريباً از تابستان سال 1387 مطرح شد، كار مربوط به فيلمنامه شروع شد و بعد از چندين بار بازنويسي و استفاده آقاي حامد محمدي از برآيند نقطه نظرات من و آقاي اسعديان، به خاطر جنس موضوع فيلم كه مربوط به روحانيت مي‌شد، از مشاوران روحاني استفاده كرديم و پاره‌اي از فضاهاي زندگي روحانيت براي فيلمنامه‌نويس و كارگردان تشريح شد. پس از تكميل فيلمنامه پيش توليد را در آبان و آذر 1387 شروع كرديم و در دي ماه وارد فيلمبرداري شديم و نزديك به دو ماه فيلمبرداري شديم و نزديك به دو ماه فيلمبرداري داشتيم و در اواخر بهمن فيلمبرداري به اتمام رسيد. كارهاي مربوط به تدوين تقريباً همزمان انجام شد و اوايل سال 1388 مقدمات پايان‌بندي تدوين و ساير فصل‌هاي كار را دنبال كرديم تا فيلم آماده نمايش شد.» محمدي در مورد اين كه فكر اوليه‌اش چقدر در فيلم به تصوير كشيده شده و از نتيجه كار رضايت دارد يا نه، مي‌گويد: «به نظرم خيلي كار از حيث فكري كه داشتم، خوب درآمده و به گمانم ظرفيت‌هاي تازه‌تري از فكر اوليه به كار اضافه شده و كار بهبود پيدا كرده و در نهايت از نتيجه راضي‌ام.»

حامد محمدي، نويسنده فيلمنامه طلا و مس در مورد نحوه ورودش به سينما و فيلمنامه‌نويسي مي‌گويد: «با توجه به سابقه تحصيلات حقوقي‌ام، ورود به حوزه سينما كمي سخت بود، اما با مشاوره و همكاري و مساعدت منوچهر محمدي، اين امر محقق شد كه از سال 1386 به صورت مدام به نگارش فيلمنامه مشغول شوم. البته از سنين بسيار پايين‌تر به كارگرداني و تصويربرداري آثار مستند و تبليغاتي مشغول بودم، اما همه اين‌ها صرفاً كسب تجربه و اثبات علاقه‌اي بود كه شايد هر علاقه‌مندي به سينما، اين راه را انتخاب كند. از سال 1386 موفق به نگارش چندين فيلمنامه شدم كه بديهي است در همه آن‌ها، منوچهر محمدي همراه و مشاورم بود.»

فيلمنامه‌نويسي جوان طلا و مس در مورد نگارش آن مي‌گويد: «با توجه به اين كه منوچهر محمدي در بيشتر كارهايي كه تهيه كرده، ايده اوليه داستان را پيشنهاد كرده، در اين كار نيز ايده اوليه توسط ايشان مطرح شد كه آن قدر جذاب و تأثيرگذار بود كه براي نگارش اين فيلمنامه از ايشان فرصت خواستم. با توافقي كه با همايون اسعديان به عمل آمد، نگارش اين فيلمنامه آغاز شد. با توجه به حساسيت موضوع اين داستان و همچنين حساسيت تهيه‌كننده و كارگردان اين كار كه در طول نگارش فيلمنامه نيز مرا همراهي مي‌كردند، زمان نگارش اين فيلمنامه از زمان اختصاص يافته براي يك فيلمنامه معمولي فراتر رفت و البته بي‌تجربگي و وسواس من هم مزيد بر علت شد و عملاً مراحل توليد به تعويق افتاد تا نگارش به صورت كامل به پايان برسد.»

حامد محمدي در مورد محتواي داستان مي‌گويد: «با توجه به محتواي اين داستان كه در مورد روحاني جواني است كه به دنبال اخلاق به شهرهاي مختلفي سفر كرده و از محضر اساتيد مهم و برجسته اخلاق استفاده كرده، لازم بود كه زندگي طلبه‌هاي جوان را از نزديك ديده باشم. بحث طلبگي رايج اين روزها، شايد اخلاق نباشد و در حوزه‌هاي امروزي شايد اين درس خيلي جدي گرفته نشود، اما طلبه‌اي كه در درس اخلاق حضور نيافته باشد، مثل دانشجوي مهندسي است كه در آزمايشگاه هيچ‌كدام از فرمول‌هاي تئوري را به صورت عملي آزمايش نكرده است. از همين رو سيد رضاي داستان طلا و مس، همان طلبه‌اي كه مي‌داند بايد براي يك روحاني كامل شدن، اخلاق را جدي بگيرد. اما سيدرضا از يك نكه غافل است و اين كه اخلاق را حتماً نبايد در كلاس درس و منبر و حديث و روايت آموخت، كه اخلاق همان چيزي است كه هميشه و از هر صبح تا شب مقابل چشمان اوست و سيدرضا قبلاً آن را نمي‌ديد. مسير اين داستان به گونه‌اي است كه سيدرضا چشمانش را بيشتر باز مي‌كند و مي‌بيند كه زندگي، عين اخلاق است و اخلاق، عين زندگي. زندگي سيدرضا در طلا و مس، آن قدر طبيعي و ملموس مي‌شود كه او حتي مجبور است كهنه فرزند يك ساله‌اش را تميز كند، لباس بشويد و آشپزي كند. كارهايي كه شايد به تصور سيدرضايي كه به دنبال اخلاق است، به اخلاق هيچ ربطي ندارد.»

حامد محمدي در مورد رضايتش از نتيجه نهايي فيلم مي‌گويد: «نتيجه نهايي اين كار بي‌شك و به مراتب بهتر از آن چيزي است كه تصورش را مي‌كردم، نكات مثبتي كه در اين فيلم براي من مشهود و بارز است، عبارت است از:

1-    شيوه روايت تصويري و كارگرداني اين داستان توسط همايون اسعديان كه اين داستان را به سرانجامي زيبا رساند.

2-    انتخاب درست و به جاي خانم نگار جواهريان براي شخصيت زهراي اين فيلمنامه كه به يقين بهترين انتخاب و بهترين گزينه بود.

3-    تأثيري كه داستان اين فيلم شايد در فضاي اين روزها بر دوستان سيدرضا و علاقه‌مندان راه او بگذارد، حتي اگر يك در هزار هم باشد، باز جاي شكر دارد.»

سحر دولتشاهي كه در كارنامه هنري خود فيلم‌هايي چون چهارشنبه‌سوري (اصغر فرهادي) و وقتي همه خوابيم (بهرام بيضايي) را دارد، در مورد حضورش در طلا و مس مي‌گويد: «نوع روايت فيلمنامه را خيلي دوست داشتم. اصولاً فيلمنامه خيلي برايم مهم است و فيلمنامه اين كار را دوست داشتم. ضمن اين كه گروه، گروه صميمي و خوبي بود و فكر مي‌كنم اين صميميت در فيلم هم ديده شود. در مجموع كار خيلي دوستانه شكل گرفت. در برخورد و گپي كه با آقاي اسعديان داشتم نظرات ايشان را پسنديدم. قبلاً در ميم مثل مادر (رسول ملاقلي‌پور) با آقاي منوچهر محمدي همكار داشتم و خوشحال بودم، كه با ايشان مجدداً همكاري مي‌كنم.»

دولتشاهي در مورد تعاملش با كارگردان مي‌گويد: «قبل از اينكه كار شروع شود و جلوي دوربين بروم، با آقاي اسعديان خيلي گپ زديم و راجع به جزئيات نقش حرف زديم. موقع فيلمبرداري با ارجاع به همان گپ‌ها، نظرات همديگر را تأمين مي‌كرديم. آقاي اسعديان كارگرداني است كه در يك محيط آرام اجازه مي‌دهد بازيگر خودش و كار را پيدا كند. در كار تمرين هم داشتيم، اما چون نقش من نقش كوچكي بود، خيلي دورخواني نداشتيم، بيشتر براي نزديك شدن به نقش با آقاي اسعديان حرف مي‌زديم. مدتي طول مي‌كشد تا به نقشم نزديك شوم، به خاطر همين ترجيح نقش‌هايي را انتخاب كنم كه به من نزديكي‌هايي داشته باشند، ولي در نهايت براي اين كه نقش پخته شود با كارگردان صحبت مي‌كنم و به نظر مشتركي مي‌رسيم. سخت‌ترين جاي كار وقتي است كه با كارگردان هماهنگ نباشم كه باعث مي‌شود به اجراي مورد نظ خودم يا كارگردان نرسم. البته به خاطر حساسيت‌هايي كه در انتخاب نقش دارم، خيلي كم اين اتفاق برايم افتاده است.»

اين بازيگر گزيده كار سينما، تئاتر و تلويزيون كه با مجموعه تلويزيوني كتاب فروشي هد‌هد (مرضيه برومند) و به خصوص سريال مسافران (رامبد جوان) براي تماشاگر عام هم شناخته شد، در پايان در مورد نقشش در طلا و مس مي‌گويد: «اين نقش تجربه جديدي برايم بود. نقشم سرپرستار بيمارستاني است كه با شخصيت‌هاي اصلي مواجه مي‌شود و در اين بين اتفاقاتي پيش مي‌آيد.»

«مشخصات فيلم طلا و مس»

كارگردان: همايون اسعديان، تهيه‌كننده: منوچهر محمدي، فيلمنامه‌نويس: حامد محمدي، فيلمبردار: حسين جعفريان، طراح صحنه و لباس: مرجان گلزار، چهره‌پرداز: مهرداد كياني، تدوين‌گر: بهرام دهقاني، موسيقي: آراي عظيمي‌نژاد، بازيگران: بهروز شعيبي، نگار جواهريان، سحر دولتشاهي، جواد عزتي، رضا رادمنش، مهران رجبي، 97 دقيقه.

 

 

شنبه 22 خرداد 1389 - 10:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری