جمعه 2 فروردين 1398 - 4:15
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

عرفان اسلامي

 

عرفان اسلامي

دكتر اسماعيل منصوري لاريجاني

شركت چاپ و نشر بين‌الملل

نوبت چاپ: اول 1388

ما در عالمي زندگي مي‌كنيم كه جلوه‌گاه خداوند متعال است و جاذبه او اعماق وجود هر موجودي را فرا گرفته است و در پرتو همين جاذبه، از بزرگترين پديده‌هاي عالم تا كوچك‌ترين ذره آن، ميل دروني به سوي مبدأ اعلا دارند. بزرگان عرفان و حكيمان هستي‌شناس نام اين ميل را ابتهاج و شوق معشوقي يا عشق نهاده‌اند. يعني خداوند متعال با شوق باطني صبغه عاشقي را همراه صبغه معشوقي دارد. خداست كه اول عاشق ما شده است و عشق او هم خالص است، اما عشقبازي‌هاي ما عموماً با غرض و منافع ما همراه است.

در اين كتاب ابتدا تاريخچه‌اي از سير عرفان اسلامي، مختصات دوره‌هاي مختلف، عرفان برجسته، آثار ماندگار آن‌ها بيان مي‌شود كه تقريباً خواننده را با فراز و فرود عرفان اسلامي و نحوه تطور و تكامل آن آشنا مي‌سازد.

در فصل اول كتاب آمده است، در باب منشأ تصوف و منابع آن آراي مختلفي وجود دارد. ظاهراً حقيقت اين است كه تصوف در آغاز جنبه‌اي اسلامي داشت و بعداً عناصر خارجي از منابع مختلف وارد آن گرديد اگر چه به زغم صوفيه، تصوف منبعي جز صفاي قلب، كشف و شهود و مواهب الهي نداشته است. در هر حال ظاهراً تحت تأثير آيات مكي و سوره‌هايي كه متضمن وعيد، تهديد و انذار (تنبيه) و تخويف (ترساندن) بوده است، در بين مسلمين فكر خشيت (ترس) پديد آمده است و آن‌ها را به سوي ترك دنيا و اختيار زهد كشانده است.

گفتني است كه پيامبر (ص) آنان را از اين كار منع كرد، اما پس از آنكه غنايم و «فيء» كه از توسعه فتوحات اسلام در خارج از جزيره‌العرب حاصل مي‌شد، به مدينه سرازير شد و موجبات اختلاف در توزيع ثروت و مكنت عرب را پديد آورد، عده‌اي از زهاد مسلمين توجه به زهد و قناعت را به عنوان اعتراض به وضع اجتماعي زمان انتخاب كردند و در قرون بعد، وجود بعضي از آيات و احاديث نيز مورد استناد صوفيه، كه مبادي مأخذ اصلي تصوف اسلامي، قرآن و حديث و سيرت پيامبر (ص) را نمي‌توان ناديده گرفت.

نكته قابل توجه در ادامه اين فصل اينكه به طور كلي تصوف در زمان قاجاريه رونق نسبي خاصي داشت از سال 1212 هجري قمري كه فتحعلي شاه قاجار به سلطنت رسيد، طريقه تصوف يك نوع گرايش ويژه‌اي به سياست پيدا كرد. محمدشاه قاجار كه خود ادعاي سلوك داشت، حاجي ميرزا آقاسي صوفي مسلك را صدر اعظم ايران كرد و آداب و رسوم صوفيه حتي در دربار و حرمسراي شاه نفوذ يافت.

در فصل دوم اثر حاضر اركان عرفان، كه شامل موضوع، مسائل و مبادي عرفان اسلامي است به اختصار تعريف مي‌شوند تا در شكل‌بندي و فهم مطالب عرفاني، براي خواننده كاربرد داشته باشد.

اصولاً هر علمي، موضوع خاصي دارد كه در آن علم، از آثار و عوارض آن بحث و گفت‌وگو مي‌شود. تمايز علوم از يكديگر نيز بر اساس تمايز موضوعات آن‌هاست، موضوع عرفان نيز ذات، اسماء و صفات حق تعالي است.

دقيق‌ترين و بديهي‌ترين مبادي در علم عرفان حقيقت هستي است كه مبناي تفسير و تحليل همه احكام و عوارض هستي واقع مي‌شود.

در فصل سوم اين مجموعه روش شناخت در عرفان اسلامي، كه روشي شهودي است به بحث گذاشته مي‌شود و ديدگاه بعضي از بزرگان حكمت و عرفان مورد بررسي قرار مي‌گيرد و معرفت شهودي در قرآن كريم و كلام معصومين (ع) مورد استشهاد واقع مي‌گردد.

شناخت در عرفان اسلامي روش كشف و شهود است. عارف سالك در سايه تهذيب نفس و تزكيه دل، سر حقيقت وجود را كه مشاهده‌اي وجداني است، دريافت مي‌كند. در اين رابطه خواندني است: در عرفان اسلامي در حقيقت تفاوتي بين عقل و دل وجود ندارد بلكه دل همان عقل لطيف است كه بازيگر اصلي عرصه عرفان است.

در قسمتي از اين اثر مي‌خوانيم: در صحيفه نوراني قرآن كريم، معرفت شهودي از جايگاه محكم و استواري برخوردار است. با تأمل در آيات قرآن درمي‌يابيم كه خداوند متعال هيچ‌گاه براي اثبات خود دليل نمي‌آورد بلكه خود را گواه و شاهد بر وجود ديگران قرار مي‌دهد. در فصل چهارم بحث مهم وجود وحدت وجود كه جوهر عرفان اسلامي است مطرح مي‌شود كه فهم دقيق آن حل بسياري از مسائل فلسفي و عرفاني را در پي دارد.

يكي از مسائل مهم در جهان‌بيني عرفاني و فلسفي، مسئله وجود است كه در واقع مدار اصلي همه موضوعات ديگر است. اگر شناخت دقيق و روشني از حقيقت هستي نداشته باشيم در واقع بناي جهان‌بيني را كج نهاده‌ايم و در بحث درباره عوارض و احكام آن نيز به خطا خواهيم رفت.

در بخشي از اين فصل در رابطه با بيان ملاصدرا درباره وحدت وجود آمده است: «پروردگارم مرا هدايت فرمود و برهاني روشن به من اعطا نمود. بر اينكه وجود منحصر است در يك حقيقت شخصيه بدون شريك در موجوديت حقيقت بر وجهي كه در دار وجود جز او و هويت شخصيه‌اش موجود نيست و ثاني و دوم ندارد و آن حقيقت ثاني در خارج و در عرصه هستي يافت نشود و اما آنچه به نظر مي‌رسد كه در جهان موجود است جز حضرت وجود واجب معبود، سراب وجودند و ظهور تجلي صفات جناب الهي و فيضي از افاضات نامتناهي به شمار مي‌روند. همانگونه كه به زبان بعضي از عرفا تصريح شده است نسبت ما سوي الله يا آنچه جهان ناميده مي‌شود، به حق تعالي همانند سايه به شخص است. پس جهان ظل خداوند است.»

در فصل پنجم مراتب وجود و پيدايش حضرات و عوالم را مطالعه خواهيد نمود كه لطايف دقيق عرفاني در خصوص علم الهي و كيفيت تعين و پيدايش عالم اعيان ثابته را براي خوانندگان روشن مي‌سازد.

نكته‌اي كه از مبحث مهم اسماء، صفات و اعيان ثابته در رابطه با علم الهي، بدست مي‌آيد اين است كه از جهتي كشف حقيقي و معرفت اصلي سير و سلوك است و از جهت ديگر زبان استدلال را براي بيان حقايق، قوي و پرجاذبه مي‌نمايد.

همچنين در اين فصل به تعريف چند اصطلاح پرداخته شده است كه يكي از اين اصطلاحات عالم است: عالم مأخوذ از علامت است چون آيت و نشانه ذات و صفات و كمالات حق است. از اين رو اهل الله گفته‌اند: كتاب + حضرت= عالم

در فصل ششم موضوع وحي، نبوت و ولايت و جايگاه آن در عرفان اسلامي مورد بررسي قرار مي‌گيرد به ويژه بحث خاتم ولايت و كيفيت سير آن در امامت شيعه روشن مي‌شود.

وحي چيست؟ و چه حكمي دارد؟ و نبي چگونه با وحي مأمور به نبوت مي‌شود؟ رابطه ولايت با نبوت چگونه است؟ اين‌ها پرسش‌هايي هستند كه در اين مبحث به آن‌ها پرداخته شده است.

اصولاً وحي كلام مخفيانه خدا است كه از راه الهام يا رمز و اشاره و بيان صريح صورت مي‌گيرد.

در اين مبحث همچنين در رابطه با وحي خاص صحبت مي‌شود كه يعني هر انساني مي‌تواند مستقيماً با خدا در ارتباط باشد و از نفحات رباني بهره‌مند شود كه آن را الهام هم گويند.

به نقل از كتاب حاضر، برخي عقيده دارند كه وحي نبوي همان مكاشفات عرفاني يا تجربه درون خود پنهان نمي‌كنند، بلكه آن را مأموريت جديدي براي خود مي‌دانند و به ديگران پيامبران آميخته است، خالص نيست پس دين خالص وجود ندارد و آنچه به عنوان اديان آسماني وجود دارند، تماماً با يافته‌ها و تجربيات پيامبران عرضه شده‌اند. و كتاب به نقد اين موضوع مي‌پردازد.

در فصل هفتم حكمت معاد و تعارض آن با معاد جسماني مورد بحث در قرآن و ادله محققان و عرفا به اختصار بيان مي‌شود.

همه متكلمين،  حكما و عرفا در اصل معاد اتفاق نظر دارند اما به اشكال مختلف درباره آن استدلال نموده‌اند. آن‌ها معتقدند از آنجا كه خداوند متعال و كيفر داده است و چون خداوند متعال هرگز خلف وعده نمي‌كند. بنابراين بايد عالم ديگري در نظام هستي موجود باشد تا وعده الهي محقق گردد.

گفتني است اكثر فلاسفه اكثر فلاسفه و پيروان فلسفه مشاء برخلاف نظريه گذشته عقيده دارند كه حقيقت و انسانيت انسان منحصر به روح اوست. بدن جز آلتي براي روح نيست.

بنابراين هنگامي كه روح مجرد، به واسطه مرگ از بدن جدا گرديد، ديگر نيازمند آن نخواهد بود لذا ذرات بدن از هم پاشيده و آن هيكل مخصوص از بين خواهد رفت.

در فصل هشتم نيز جايگاه عرفان عملي و كيفيت سير و سلوك، بر اساس كتاب منازل السائرين خواجه عبدالله انصاري معرفي مي‌شود.

به نقل از نويسنده كتاب حاضر، براي وصول به معرفت حقيقي تنها فراگيري عرفان نظري كافي نيست بلكه براي شهود حقيقت، آن گونه كه هست، بايد سير و سلوك كرد كه آن هم بدون عبور از منازل و مقامات عرفاني ممكن نيست. پس لازم است در كنار عرفان نظري و آشنايي با مباني و اصطلاحات عرفاني، سير و سفر عرفاني را هم آغاز كرد. به كسي كه تصميم چنين كار مهمي را مي‌گيرد و عزم خود را براي سير و سلوك، جزم مي‌كند، سالك مي‌گويند.

در ادامه اين مطلب به شرايط سير و سلوك پرداخته مي‌شود عناويني نظير: شناخت مقامات و منازل، انتخاب راهنما، طلب و ارادت و...

خواندني است كسي كه قصد سير و سلوك دارد، بايد به طور جدي طالب معرفت باشد و درد اشتياق در او شعله‌ور گردد و با بي‌تابي و بي‌قراري، ارادت خود را نشان دهد و بداند پيران طريقت تا طالب معرفت را تشنه و تسليم محض خود نبينند چيزي از اسرار سير و سلوك را به آن‌ها نخواهند گفت.

فصل نهم اين مجموعه به فرقه‌ها و نحله‌هاي عرفان‌نما مي‌پردازد كه در اين راستا به مواردي از قبيل هندوئيسم و هدف اين فرقه ديني و كتاب‌هاي مقدس مربوط به آن، يوگا و رشته‌هاي آن و هدف يوگا، آيكن ساي بابا و عقايد و تعاليم ساي بابا، مكتب تانترا و آموزه‌هاي تانترايي و... اشاره مي‌شود.

گفتني است درباره زندگي «ساي بابا» كه از تبليغ‌كنندگان آيكن هندوئيسم در ايران مي‌باشد اطلاعاتي اندك است.

نكته قابل توجه اينكه در روزگار ما عرفان‌هاي غيرمذهبي هم به بازار انديشه و احساس جوانان وارد شده‌اد و اين امر حساسيت دگرانديشي و ارائه عرفان اصيل را در برابر مكاتب دروغين چندين برابر كرده است. از اين جهت معرفي عرفان اسلامي كه سرشار از معرفت و حقايق ناب عرفاني راستين عالم اسلام است بنا به دلايلي ضروري است نظير پاسخگويي به نيازها و گرايش‌هاي طبيعي و نظري انسان‌ها به مسائل ذوقي و عرفاني، و تبيين جايگاه «عشق» و تأثير فراگير آن در هدايت جامعه به ويژه جوانان و...

بر اين اساس كتاب عرفان اسلامي به زبان ساده و علمي براي علاقه‌مندان اين حوزه تدوين شده است تا قبل از ورود به اين عرصه آشنايي مختصري با منابع، اصول، اصطلاحات رسمي عرفان اسلامي پيدا كنند و ان‌شاءالله از آغاز مطالعه و تلاش، در مسيري درست و هدفمند گام بردارند و الزاماً بدانند كه عرفان اسلامي صرفاً ريشه در آيات قرآن كريم و سيره چهارده معصوم (ع) دارد و فراتر از آنچه كه قرآن مي‌فرمايد يا اهل‌بيت (ع) بدان‌ها عمل كرده‌اند، چيزي از خود نه مي‌بافد و نه مي‌گويد.

همچنين مطالعه اين كتاب براي پويندگان طريق معرفت و تشنگان حقيقت مفيد به نظر مي‌رسد و علاقه‌مندان را به كوشش و جوشش در ميدان عظيم مباحث و مسائل عرفان اسلامي وا مي‌دارد تا زمينه‌هاي زهد، رياضت، اخلاص، طلب را كه شرط اصلي درك حقايق عرفاني و سير و سلوك است، در همگان ايجاد نمايد.

 

 

 

شنبه 22 خرداد 1389 - 9:54


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری