چهارشنبه 25 مرداد 1396 - 17:44
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نظام پيشنهادات

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

مدير موفق کيست؟

 

براي پرداختن به مسائل مختلف مديريت، بهتر است ابتدا عواملي را که در موفقيت مدير نقش عمده اي دارند و او را از ميان انبوه مشکلات عبور مي دهند و بر قله پيروزي مي نشانند، بررسي و بيان کنيم.

به راستي، مدير موفق کيست و مدير موفق و کارآمد چه ويژگي ها و نشانه هايي دارد؟

آيا اخلاق نيک، عامل اصلي در موفقيت مديران است؟ يا اينکه دورانديشي و دقت نظر و توانمندي آنها موفقيت آنان را تضمين مي کند و يا بهره مندي از امکانات لازم، وجود قوانين جامع و مفيد، تخصص، تعهد و مسائلي از اين گونه موفقيت آور است.

آنچه در پاسخ به اين پرسش ها مي توان گفت اين است که همه شرايط يادشده در پيشرفت برنامه ها و توفيق مدير نقش مؤثري دارند و فراهم نبودن هر کدام، ناکامي و شکست مدير را به همراه خواهد داشت.

 

حق محوري، يکي از صفات مديران موفق

حق و حقيقت، چراغ هدايت گري است که ما را از گمراهي ها و تاريکي ها خواهد رهاند و به سرمنزل مقصود خواهد رساند. شنيدن سخن حق براي ما انسان ها خوشايند نيست و طعم آن براي ما تلخ است، اما نتيجه اش شيرين و دلپذير است.

گر سخن راست بُود جمله دُرّ  تلخ بود تلخ که الحق مُرّ 

بي شک آدمي در زندگي فردي واجتماعي و در نهان و آشکار دل در گرو اطاعت آناني مي بندد که بر محور حق حرکت مي کنند و رفتار و گفتار خود را بر پايه آن استوار مي سازند. بنابراين يکي از نيازمندي هاي مدير مدبر و لايق، قاطعيت در برابر اجراي حق است، چنان که امام علي عليه السلام فرمود:

يحتاجُ الامام الي قلبٍ عَقولٍ و لِسانٍ قَئُولٍ وَ جَنانٍ عَلي اِقامَةِ الْحَقِّ صَئُولٍ؛

مدير نيازمند سه چيز است: قلب انديشمند و متفکر، زبان گويا و دل پر جرأت و قاطع در برابر اجراي حق.

شايسته است مدير با سينه اي، گشاده سخن حق را بپذيرد و از شنيدن حقايق از زبان هرکسي حتي زيردست و يا کارمند خود، ناراحت و خشمگين نشود. مدير بايد هم حق بگويد و هم حق بشنود و البته هر مسلمان حق طلب بايد چنين باشد. انتقادپذيري، از ويژگي هاي پسنديده انسان و راز تکامل اوست.

امام باقر عليه السلام فرمود: «قُلِ الْحَقِّ وَ لَوْ عَلي نَفْسِکَ؛ حق را بگو، هر چند به زيان تو باشد».

 

عدالت گستري در سيره مديران

يکي از راه هاي اثربخشي و نفوذ مديران در دل هاي زيردستان، رفتار عادلانه آنان است. کساني که بر اساس عدالت در بين مردم زندگي مي کنند، هر زمان دستوري دهند، همگان با ميل و خواست دروني براي اجراي اوامر آنان مي کوشند، ازاين رو مي توان گفت: اجراي عدالت نه تنها يک وظيفه اسلامي، بلکه يکي از عوامل مهم اثربخشي است.

مدير عادل بر کسي ظلم و ستم روانمي دارد و شهد شيرين عدالت را بر مذاق زير دستان مي چشاند، در رويارويي با مصالح خود و نزديکانش با شمشير برنده عدل در برابر تندبادهاي هواهاي نفساني مي ايستد و همانند ميزاني دقيق و راهنما، در همه امور آن را ملاک و سرلوحه تصميم گيري هاي خويش قرار مي دهد.

آري مدير موفق «اصلاح جامعه را با عدالت ممکن مي داند» و «عدالت را مايه آباداني جامعه مي شمارد.» او بر اين امر آگاه است که «ادامه مديريت و قدرت، به اجراي قوانين عادلانه بستگي دارد» و چه زيبا گفته است بزرگي که: «در فضايل، هيچ فضيلتي کامل تر از فضيلت عدالت نيست».

بهترين دستوري که حاوي معناي عدالت باشد، همان مثل قديم فارسي است: چيزي که بر خود نمي پسندي، به ديگري نيز مپسند و ظريفي را شنيدم که مي گفت: «عدل، از صفات بزرگ خداي سبحان بُود و به حال مردمان بهتر از فراخي سال و خصب زمان و نافع تر از قطرات باران است».

به راستي در محدوده مديريت خود در خانه و اداره و وزارتخانه و... تا چه حد علي گونه دست رد بر سينه زياده خواهان زده ايم و آيا با توجيه رابطه، عدالت را به مسلخ کشانده ايم؟

پادشاهي کو روا دارد ستم بر زيردست  دوستدارش روز سختي دشمن زورآور است 

با رعيت صلح کن وز جنگ خصم ايمن نشين  زانکه شاهنشاه عادل را رعيت لشکر است 

سعدي

 

دين داري و نقش معنويت

در نظام اسلامي مديريت ها و سرپرستي ها به کساني واگذار مي شود که در انديشه و عمل، به اسلام ايمان آورده باشند که اين گونه انسان ها را با راهنمايي قرآن، با عنوان هايي چون: «صالحين»، «متقين»، «صادقين»، «مخلصين» و «محسنين» مي شناسيم.

از ديدگاه قرآن بنابر سنت خداوندي و خواست الهي، مديريت و سرپرستي زمين و ساکنان آن بايد به دست صالحان و شايستگان مؤمن باشد:

«أَنَّ اْلأَرْضَ يَرِثُها عِبادِيَ الصّالِحُونَ؛ به طور حتم، بندگان شايسته و صالح من «مديريت» زمين را وارث خواهند شد».(انبياء: 105)

امام علي عليه السلام مي فرمايد:

هر مديري که مقام و قدرت خود را در خدمت دين قرار دهد، همه قدرت ها و مديريت ها تسليم او خواهند شد و هر که دين را در خدمت مقام خود قرار دهد، همه در او طمع کنند.

از نشانه هاي دين باوري در مديران، عدالت پيشگي و انصاف در کارها و برقراري حق است. مدير ديندار و باايمان به مقام و موقعيت خود به عنوان فرصتي براي خدمتگزاري مي نگرد نه حکومت و رياست صِرف.

 

مدير و پيوند عاطفي با مردم

از مهم ترين راه هاي تقويت ايمان به خدا، دوستي با مردم است و ناتوان ترين مديران، افرادي هستند که توان ايجاد و برقراري رابطه عاطفي و دوستانه با زيردستان خود را ندارند. برخي گمان مي کنند فقط دوستي با اشخاص بزرگ و معروف برايشان مفيد است، در صورتي که اشخاصي که در جايگاه اجتماعي پايين تري نسبت به ما قرار دارند هم، به نوبه خود مي توانند براي ما راهگشا باشند و افق زندگي مان را به نور محبت روشن کنند.

حضرت علي عليه السلام خطاب به مالک اشتر مي فرمايد:

دلت را از محبت به مردم و مهرباني و لطف در حق آنها پر گردان، مبادا مانند حيوان درنده در فکر دريدن آنان باشي.

و چه خوش گفت حافظ شيرين سخن:

درخت دوستي بنشان که کام دل به بار آرد  نهال دشمني برکن که رنج بي شمار آرد 

توانايي مدير در ايجاد رابطه دوستانه با مردم، يکي از نکته هاي اساسي موفقيت در کارهاست؛ چراکه مشروعيت و پذيرش مدير از جانب مردم از مهمترين مسائل در عرصه مديريت است. آري! بايد پذيرفت که:

بي ياور و اعوان نرسد دست به مقصود  انسان همه محتاج به يارند و به احباب 

بي هم نَفَسي خوش نتوان زيست به گيتي  بي دست شناور نتوان رست ز غرقاب 

 

اعتماد به نفس

از ديگر عوامل موفقيت مدير، اعتماد به نفس اوست. مدير بايد با تکيه بر قدرت ايمان و آگاهي، به لياقت و کفايت خويش اعتماد کند و در ميدان مسئوليت، خود را مسئول کارهايش بداند و با جديت و اميد به پيشرفت، اراده و عمل را تکيه گاه خود قرار دهد.

اساس تعليم و تربيت اسلامي نيز، بر مسئوليت فردي به تکاليف شخصي، انجام وظيفه و اعتماد به نفس استوار است.

خداوند در آيات قرآن، نيک و بد عمل به هر کسي را نصيب خود او دانسته و سعادت و بدبختي هر فردي را در گرو کارهاي او شناخته است. اين معني جامع و کامل، يادآور اعتماد به نفس و حس مسئوليت شخصي است.

يکي از خيانت هاي نابخشودني استعمارگران با فکر و فرهنگ بشري در طول تاريخ، خشکاندن ريشه ايمان و اعتماد به نفس در عمق جان ملت ها بوده است، تا آنان را همانند عروسک هاي خيمه شب بازي به انسان هاي بي اراده و زبون تبديل کنند که با ريسمان تقليد تا هر کجا که مي خواهند به دنبال خويش بکشانند.

سال ها دل طلب جام جم از ما مي کرد  آنچه خود داشت ز بيگانه تمنا مي کرد 

گوهري کز صدف کون و مکان بيرون بود  طلب از گمشدگان لب دريا مي کرد 

حافظ

 

مدير موفق و مدبر با تقويت روحيه اعتماد به نفس، اراده و اطمينان در خود و کارمندان، با شعار «ما مي توانيم» سستي و پوچي و دنباله روي کورکورانه در سياست و رياست و نيز چگونگي اداره کشور را کنار مي زند و به کمک ابتکار و نوآوري، شرايط شکوفايي افکار را فراهم مي سازد. ريشه طمع و چشم داشت به امکانات ديگران را در نهاد انسان مي سوزاند و او را از فضاي ذلت و خودکم بيني دور مي کند و سرانجام به محيط دلپذير آزادي و آزادگي وارد مي شود.

شمع بر پاي خويش چون بستاد  روشني بخش گشت و بزم آراي 

سرفراز است اگرچه بگدازد  هر که چون شمع بود پابرجاي 

افسر

 

پديدآورنده: سيده سهله تقوي

 

سه‌شنبه 18 خرداد 1389 - 10:37


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری