سه‌شنبه 23 مهر 1398 - 15:28
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

ريحانه فتحي ثاني

 

چند قدم با هدايت الله بهبودي، تاريخ نگار انقلاب

 

 

«همين آقاي سرهنگي و آقاي بهبودي كتابي نوشته‌اند كه من دو، سه خطي پشت جلد آن نوشته‌ام. من معمولاً بر هر كتابي تقريظي مي‌نويسم. اينها از روي احساس من است؛ يعني آن وقتي كه اين را مي‌نوشتم، با احساس صادقي نوشتم. پايين صفحه نوشتم: درود بر سرهنگي‌ها و بهبودي‌ها!»

به‌گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات‌اسلامي، مطلب فوق بخشي از سخنان مقام معظم رهبري درباره كتاب پا به‌پاي باران به قلم هدايت‌الله بهبودي و مرتضي سرهنگي است كه به‌خوبي ارزش و اهميت وجود اين دو تن را در عرصه تاليف كتاب به‌ويژه تاريخ‌نگاري انقلاب، نشان مي‌دهد.

هدايت الله بهبودي در سال 1339 در تبريز  متولد شد و داراي مدرك كارشناسي رشته تاريخ است. بهبودي در طي اين دوران سمت‌هايي همچون مسئول بخش خبرنگاري و عكاسي روزنامه تهران تايمز، مسئول بخش (سرويس) فرهنگي روزنامه ايران، مسئول دفتر ادبيات انقلاب اسلامي حوزه هنري، مدير مسئول و صاحب امتياز دوهفته‌نامه كمان و سردبير فصلنامه مطالعات تاريخي را برعهده داشته است.

همچنين وي تاكنون توانسته در جشنواره‌هايي همچون جشنواره هشتم مطبوعات در رشته يادداشت، جشنواره نهم مطبوعات در رشته سرمقاله و جايزه شهيد آويني (دوره اول)، خوش بدرخشد.

 در ادامه اين مطلب به‌پاس زحمات اين نويسنده گرانقدر، به‌معرفي بخشي از آثار وي مي‌پردازيم.

 

پابه‌پاي باران

 نويسنده: هدايت الله بهبودي .                                                  

تعداد صفحات: 52 قيمت: 500 تومان

شابک: 5 ـ 175 ـ 506 ـ 964 قطع: پالتويي

نوبت چاپ: سوم :1385 شمارگان: 2200

معرفي کتاب:

كتاب حاضر، دو گزارش از مناطق جنگي در جنوب است كه آن را مرتضي سرهنگي و هدايت‌الله بهبودي در 50 صفحه گرد آورده‌اند. ديدار از جبهه‌هاي جنوب، مناطق جنگي، خانه‌ها و مردم جنگ‌زده، محتواي اصلي كتاب است. نويسندگان چندي پس از خاموشي جنگ در خرمشهر و آبادان به آن شهر رفته و از آن مناطق گزارش تهيه كرده‌اند. آنان از جاده اهواز به خرمشهر مي‌روند و اين مسير را كه هنوز زخم از جنگ در پيكر دارد چنين توصيف مي‌كنند: ‌«جاده اهوازـ خرمشهر، بزرگراه دفاع ماست، به بزرگي فتح‌المبين و به شكوه بيت‌المقدس جاده‌اي كه به جاي سراب، انعكاس آبهاي اروند را بر چهره دارد. گزارشگران وقتي وارد خرمشهر مي‌شود اوضاع شهر را چنين توصيف مي‌كنند: جنازه‌هاي تانكهاي جنگ‌زده، آخرين تجاوز بعثيها در نزديكي ايستگاه حسينيه يك چشم‌انداز تنها نبود، بلكه اين تانكها زنگار فلسفه‌اي است كه مي‌گويد: «تجاوز مي‌كنيم، پس هستيم». آن دو به اروند مي‌روند و در كنار آن گرامي مي‌دارند ياد و خاطره شهيدان را و سري به بازماندگان جنگ مي‌زنند و چنين مي‌شنوند: تعداد تانكهايي را كه زده بوديم، كم نبود. در آن شرايط حاج حسين از راه رسيد و نگاهي به روي جاده انداخت. تانكهاي دشمن مي‌سوختند. حاجي اولين حرفي كه زد، گفت: «بارك الله.»

گزارشگران از خرمشهر به آبادان مي‌روند و اين شهر جنگ‌زده را چنين توصيف مي‌كنند: «آبادان با ويراني آغاز مي‌شود، درست مثل خرمشهر اما آبي‌پوشهاي شركت نفت با آن قد و قوارة صنعتي‌‌شان مهره آبادي را به الف و نون اين شهر پيچ مي‌كنند تا چراغ زندگي از لابه‌لاي بريم خاموش روشن شود. مردي شهر آبادان را در ايام جنگ توصيف مي‌كند: «ما فرصت كندن قبرهاي مناسب را نداشتيم به همين خاطر بدنهاي شهدا داخل قبر دست جمعي، مي‌ماند چاره نداشتيم. در پايان كتاب گزارشگران دربارة خرمشهر يكي از شهرهاي جنگ‌زده جنوب مي‌نويسد: «بايد زير پر و بال خرمشهر را گرفت. اين را از چشمان خيس شهر مي‌شد خواند. شهري كه نه چندان دور، بندر بود. زيبا بود و پر گل و امروز يك سره بارانداز ويران است.

 

سفر به حلبچه

 نويسنده: هدايت الله بهبودي

تعداد صفحات: 48 قيمت: 700 تومان

شابک: 7-409-506-964-978 قطع: رقعي

نوبت چاپ: دوم 1388 شمارگان: 2500

معرفي کتاب:

كتاب «سفر به حلبچه»؛ گزارش هدايت الله بهبودي از بمباران شيميايي شهر حلبچه در سال 1366 است.

اين کتاب يكي از گزارشهاي كتاب «سفر به قلهها»ست. اين اثر با 5 گزارش از؛ مرتضي سرهنگي، سيد ياسر هشترودي و بهبودي درباره مناطق جنگي، در سال 1368 براي اولينبار منتشر شد و 2 سال بعد به چاپ دوم رسيد.

مبناي اصلي اين اثر درباره عمليات والفجر 10 است. اما با توجه به اهميت حادثه حلبچه، اين گزارش، پس از 19 سال در قالب كتاب "سفر به جلبچه" منتشر شد. در عمليات والفجر 10، شرق حلبچه در دست نيروهاي ايراني قرار گرفت. بر همين اساس صدام براي انتقامگيري اين شهر را بمباران شيميايي و براي اولينبار از گاز اعصاب استفاده كرد.

پس از بمباران شيميايي، بهبودي به همراه سرهنگي و هشترودي اولين شاهدان اين حادثه بودند. همچنين سعيد صادقي و احمد ناطقي بلافاصله از حادثه حلبچه عكس گرفتند كه تعدادي از آنها در كتاب "سفر به حلبچه" منتشر شده است.

در آخرين روزهاي اسفند سال 1366، 50 فروند جنگنده ارتش صدام كه هر يك به 4 بمب شيميايي 500 كيلويي مجهز بودند در افق غرب آسمان حلبچه ظاهر شدند. مردم حلبچه، بارها شاهد پروازهاي عبوري هواپيماي عراقي از غرب به شرق و به سوي آسمان ايران بودند. اما اين بار، با ريختن 200 بمب حاوي مواد شيميايي، يكي از فجيعترين صحنههاي تاريخ رقم زده شد.

گزيده متن:

آخرين تصويرهاي غير جنگي، تا اولين دژباني منطقه جنگي، تصاويري است از: زنان زحمتکش با کوله بار هيزم و حفظ تعادل بارهاي سنگين که با مهارت کامل روي سرهايشان قرار مي گيرد و بازي دختران کوچک با لباسهاي زري و پسر بچه هاي بازيگوش که با کفش محلي "اسکي" مي کنند.

از اين به بعد هر چه بود، چفيه، لباسهاي خاکي و ماشين هاي گل مالي شده بود. نيروهاي ما به عنوان زيباترين عناصر، در کنار بهار طبيعت، روي کوهها را پوشانده اند. همه کاره هاي اين مملکت چقدر بي توقع در لابلاي کوهها و ارتفاعات جاي گرفته اند، آن هم بدون فوق العاده و اضافه کاري!

هوا کاملا "ميگي" است، و به همين دليل صداي خشن ضدهوايي ها خيلي زود ديوار صوتي افکار ما را مي شکند.

 

خرمشهر، خانه رو به آفتاب

نويسندگان : هدايت الله بهبودي، احد گودرزياني و مرتضي سرهنگي

تعداد صفات: 30 قيمت: 480 تومان

شابک: 1-373-506-964-978 قطع: رقعي

نوبت چاپ: اول: 1386 شمارگان: 2200

معرفي کتاب:

«خرمشهر؛ خانه رو به آفتاب» خاطرات صديقه زماني، همسر شهيد عبدالرضا موسوي؛ فرمانده سپاه خرمشهر است كه به صورت گفت‌وگو تنظيم شده است. ارتباط وي با شهيد موسوي قبل و بعد از انقلاب، يك رابطه معلم و شاگردي بود و آن‌ها در سال 1358 با يكديگر ازداج كردند. صديقه زماني در اين كتاب از آشنايي‌اش با شهيد موسوي، فعاليت‌هاي سياسي وي، اخراجش از دانشگاه اهواز، ازدواجش با وي و از روزهاي جنگ تحميلي مي‌گويد. متن وصيت‌نامه شهيد موسوي نيز در كتاب موجود است. اين وصيت‌نامه كه پنج‌شنبه 9 بهمن 1359 تنظيم شده، خطاب به صديقه زماني است. شهيد موسوي در اين وصيت‌نامه از خدا مي‌خواهد تا عشق به همسر و فرزند، او را از انجام وظيفه‌اش دور نكند و آرزو مي‌كند كه دوري‌اش، هيچ كمبودي در زندگي خانواده‌اش به وجود نياورد. در بخش پاياني كتاب نيز، زندگي‌نامه شهيد عبدالرضا موسوي منتشر شده است.

«خرمشهر؛ خانه رو به آفتاب» در 32 صفحه و به صورت رقعي انتشار يافته است.

 

مدال و مرخصي

 نويسنده: هدايت الله بهبودي .

تعداد صفحات: 72 قيمت: 650 تومان

شابک: 5 ـ 186 ـ 506 ـ 964 قطع: رقعي

نوبت چاپ: چهارم: 1385 شمارگان: 2200

معرفي کتاب:

كتاب حاضر، مجموعه خاطرات روايي داستاني يك اسير عراقي است كه در يازده خاطره، چشم ديدهاي خويش را از سالهاي جنگ بين ايران و عراق به تصوير كشيده است. سالهاي پر از خاطره‌هاي تلخ و شيرين مقاومت‌ها، رشادتها، سرانجام يك تنه لشكري را هزيمت وا داشتن و شربت شيرين شهادت را لاجرعه سر كشيدن. به راستي چقدر زيباست، شنيدن خاطرات رزمندگان خودي را از زبان كساني كه به ناچار به صف غير خودي قرار داشته و به چشم سر مي‌ديده است وعده الهي را كه محقق مي‌شده و سربازانش پله‌هاي رشادت و شهادت را يكي پس از ديگري مي‌پيموده‌اند. در سالهاي جنگ و دفاع مقدس بسيار بودند اسيران عراقي كه يا خود به اردوگاه دوست آمده يا اسير شده بودند، پس آنگاه كه چشم بر حقيقت گشوده بودند، لب به اعتراف گشوده و خاطراتي را بازگو نموده‌اند كه مدال و مرخصي يكي از آن خاطراتهاست.

به اشاره دفتر ادبيات و هنر مقاومت، نويسندة خاطره‌ها، فقط يكبار رخ كشيده و همان يكبار كافي بوده است كه اين خاطرات زيبا را مرقوم دارد و به درخواست دفتر جواب مثبت دهد. «مدال و مرخصي» از ميان عناوين مطالب اين كتاب انتخاب شده كه مي‌تواند، مشاهدات،‌چشم‌ديدهاي اسيران عراقي و خاطرات چاپ شده در خود عراق، همپاي خاطرات رزمندگان ايران اسلامي، تصوير كامل‌تري از دفاع پرشكوه ملت ما را به تصوير كشيده و پرده از ناگفته هاي آن بردارد.

در اين كتاب سرباز اسير عراقي از رزمندگان اسلامي مي‌گويد كه دور از چشم دشمن شبانه به درون آنان رخنه كرده و دهها مأموريت پنهاني دشمن را كشف كرده و به رزمندگان اسلام گزارش داده و يا ميان دشمن رفته و حملات آنان را به تعويق انداخته است. رزمندگاني كه لباس كارگران شهرداري مي‌پوشد و در يك غافلگيري، رازهاي پنهان دشمن را بر ملا نموده و پلهاي عبوري را بمب‌گذاري مي‌كند، دشمني كه به اميد دست يافتن به غذاي سربازان اسلام تن به كشتن يا اسارت مي‌دهد و هيچگاه هدفي را دنبال نمي‌كند. سرباز عراقي كه وعده‌هاي تحقق نيافتة الهي را محقق مي‌بيند و به چشم سر مي‌بيند كه چگونه برف و بوران، و سرماي كشنده باعث شكست دشمن مي‌شود و تصميم حمله آنان را عقب مي‌اندازد گويا طبيعت نيز به حكم الهي در تحقيق اين وعده‌ها كمك مي‌كند.

نويسندة عراقي پس از مشاهدات اين وعده‌ها و بيهودگي در مبارزاتشان به نفع حزب بعث با پاي خود به رزمندگان اسلام مي‌پيوندد كه تمام اين ماجراها را در مدال و مرخصي مي‌خوانيم.

 

سفر بر مدار مهتاب

 مصاحبه كننده: مرتضي سرهنگي.هدايت‌الله بهبودي

تعداد صفحات: 44 قيمت: 350 تومان

شابک: 3 ـ 92919 -978-964 قطع: پالتويي

نوبت چاپ: هفتم 1385 شمارگان: 5500

معرفي کتاب:

 سفر بر مدار مهتاب از سري كتاب‌هاي بانوي ماه است. در اين كتاب گفت‌وگو با كبرا سيل سه‌پور همسر شهيد علي اندرزگو انجام گرفته است.

كتاب‌هاي بانوي ماه، شرح مصاحبه‌هايي است كه دو هفته‌نامه كمان با همسران شهيد انجام مي‌داده است. دو هفته‌نامه كمان در سال 1375 با گرايش ادب و هنر پايداري تأسيس شد.

شهيد علي‌ اندرزگو در سال 1318 در تهران متولد مي‌شود. دوران ابتدايي‌اش را در مدرسه فرخي تهران مي‌گذراند و در سن 12 سالگي در يك نجاري مشغول به كار مي‌شود و هم‌زمان تحصيلات طلبگي‌اش را شروع مي‌كند. او روزها كار مي‌كند و شب‌ها درس مي‌خواند.

او در 16 سالگي به گروه فداييان اسلام مي‌پيوندد و در ايام درگيري قيام پانزده خرداد به همراه چندتن ديگر دستگير و زنداني مي‌شود او پس از مدتي آزاد مي‌شود. و به شهرهاي قم و عراق پناه مي‌برد. در سال 1349 درس را از سر مي‌گيرد و در همان سال ازدواج مي‌كند.

در سال 51 به قم مي‌رود و از آنجا به مشهد و زاهدان، زابل، افغانستان فرار مي‌كند. مأموران ساواك در پي شناسايي او برمي‌آيند و دائم در پي تعقيب او هستند. او در مشهد تحصيل علوم ديني را ادامه مي‌دهد و از مشهد به عربستان و از آنجا به عراق و نجف مي‌رود و سپس به سوريه و لبنان. در لبنان آموزش كامل نظامي را مي‌بيند و مخفيانه به ايران برمي‌گردد.

سرانجام در رمضان 1357 مأمورين ساواك او را شناسايي مي‌كنند و به شهادت مي‌رسانند. شهيد علي اندرزگو از مبارزان نامدار انقلاب اسلامي است كه سال‌ها رنج دوري و فرار و زندان را كشيده است تا انقلاب اسلامي پيروز شود.

خانم سيل سه‌پور در اين كتاب گزيده‌اي از ماجراهاي 8 سال زندگي مشتركش را با شهيد اندرزگو مي‌گويد.

گزيده متن:

حدود پانزده نفر توي خانه بودند و عده‌اي هم بيرون. اينان مرا وسط اتاق نشانده بودند و خودشان هم دور تا دور اتاق‌ها يا نشسته بودند يا قدم مي‌زدند. اصلاً اجازه نمي‌دادند از اين اتاق به آن اتاق بروم.

حتي وقتي مي‌خواستم بچه‌ها را به دستشويي ببرم، مي‌آمدند و جلوي در توالت مي‌ايستادند. شب آخر از آن‌ها خواستم كه بروم توي اتاق بچه‌ها و كنارشان بخوابم. بچه‌ها در اين چند روز خيلي كلافه شده بودند.

 

انواط و اجازه

 نويسنده: هدايت الله بهبودي .

تعداد صفحات: 55

قطع: جيبي پالتويي

نوبت چاپ: اول: 1370

معرفي کتاب:

اين كتاب مجموعه 11 خاطره يك عراقى از ايام حضور درجبهه‏هاى جنگ ايران و عراق طى سالهاى 1988 - 1983 (اكثراًدر منطقه حاج عمران) و به اسارت درآمدن وى به دست‏ايرانيهاست.

شرح ارتقاى درجه يك سرباز عراقى بعد از اعدام عجولانه وى/ماجراى 3 نوبت متوالى مين‏گذارى توسط نيروهاى عراقى و خنثى‏شدن آن بوسيله 2 رزمنده ايرانى/ حمله غافلگيرانه نيروهاى ايرانى‏با رمز يا زهرا (س)/ رشادت خلبانان جنگنده ارتش ايران/ تغييرمسير معجزه‏آساى موشك شليك شده و اصابت آن به اتاق عمليات‏نيروهاى عراقى/ بارش برف و بوران سنگين و ناكام ماندن حمله‏نيروهاى عراقى/ رفتار غيراخلاقى 2 نفر از نيروهاى عراقى براى‏كسب مدال و مرخصى و نشان شجاعت/ شرح شجاعت نوجوان 15ساله ايرانى/ فتح «قله گردمند» توسط نيروهاى ايرانى/ ناپديد شدن‏جيپ عراقى و استفاده از تكه‏پاره‏هاى آن توسط نيروهاى آن/گرفتن مدال شجاعت يك افسر عراقى به هر قيمتى و اسارت راوى‏به دست ايرانى‏ها عمده موارد مطرح شده در اين خاطرات است.

يادداشت: ترجمه فارسى اين كتاب در سال 1370، با عنوان «مدال‏و مرخصى» توسط همين دفتر (دفتر ادبيات و هنر مقاومت) به چاپ‏رسيده است.

 

سفر به قبله

مولف: هدايت الله بهبودي

تعداد صفحات: 65 قيمت: 1500 تومان

قطع: رقعي

نوبت چاپ: سوم 88 شمارگان: 2200

معرفي کتاب:

 اين کتاب گزارش سفر هدايت الله بهبودي و چند تن از دوستانش به کعبه است .اين نخستين مراسم حج پس از کشتار ايرانيان در مکه به سال 1366 بوده و نخستين نگاه نويسنده به اين مراسم معنوي . در ابتدا نويسنده کمال ناباوري خود را از تشرف به اين سفر شرح مي دهد و دريچه هاي اميد را به قلب انسان مي گشايد که وقتي او بخواهد مي شود به همين سادگي که اين متن را مي خواني .

در ادامه ملاقات نويسنده با اقاي خامنه اي شرح داده شده است . نويسنده در اين کتاب گزارش روزانه سفر خود را نوشته است لحظه به لحظه انسان در موقعيت قرار مي دهد . نويسنده دو نوع نگاه دارد نگاه سياسي و نگاه معنوي . نگاه سياسي اشاره به برخورد صعوديها با ايرانيها و سياست هاي انها د ر کمرنگ جلوه دادن جنبه هاي مذهبي و در عوض رونق دادن بازاريابي محصولات اروپايي و امريکايي و چيني و... دارد . نگاه مذهبي به توصيف لحظه هاي ناب عرفاني ، رنگ باختن تعلقات دنيوي و برابري انسان ها اعم از فقيرو غني و رئيس و مرئوس و زن ومرد ،وعده ها و شروط با خدا ، توصيف جز به جز لحظات احرام ، برائت از شيطان و وسوسه هايش دارد که انسان را مشتاق سفر به آن ديار مي کند.

گزيده متن:

به عقل که درست نيست ، ولي گمان مي کنم اينجا خدا دلش نرمتر است . دستت راحت تر مي درسد به خدا . خيلي زود دامنش را مي گيري و دسته دسته گلهاي محبت و دوستي را مي چيني ، بو مي کني و کيف . اشک مفت چنگت . دل شکسته هر وقت که بخواهي . دريچه قلبت باز باز . دلت سوهان مي خورد ، صاف مي شود .سختي قلبت فرار مي کند ، نرم مي شود . مي داني چرا ؟براي اينکه اينجا حوزه استحفاظي خداست . از دلها و قلبها حفاظت مي کند .

 

سه‌شنبه 18 خرداد 1389 - 10:15


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری