دوشنبه 27 آذر 1396 - 16:16
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

در "کودک و فرشته " به ارائه ارزش هاي انساني پرداختم

 

گفتگو با مسعود نقاش زاده کارگردان فيلم سينمايي " کودک و فرشته "

 

  " کودک و فرشته " فيلم شريف و صادقي است و مخاطب با ديدن فيلم درگير لحاظات زيبايي از وجوهات انساني در سخت ترين شرايط جنگي مي شود . فيلمي که مخاطب بعد از ديدنش در باره مسائل موجود درون آن فکر و انديشه مي کند و اين مسئله دستاورد کمي براي فيلم "کودک و فرشته " نيست .

 

چگونه در اولين ساخت فيلم بلند سينمايي به سراغ ژانر دفاع مقدس رفتيد ؟

فيلم نامه کودک وفرسته توسط محمد رضا گوهري در سال 1386 نوشته شده بود و در آن مقطع زماني امکاني براي ساخت فيلم مهيا نشد . بعد از مطالعه فيلم نامه از فضا و شخصيت پردازي که در مورد کاراکترها صورت گرفته بود خوشم آمد و تصميم به ساخت فيلم گرفتم . در مجموع سينماي دفاع مقدس نسبت به ساير ژانرهاي سينمايي خطرات و موقعيت هاي پيچيده تري دارد . من سالها در عرصه هاي ديگر سينما غير از ساخت فيلم سينمايي فعاليت کرده ام و مستندهاي زيادي ساخته ام . براي ساخت اولين فيلم سينمايي دوست داشتم به سراغ قصه اي بروم که به آن علاقه دارم بخصوص اگر ساخت فيلم آزموني براي ميزان توانايي هاي فيلم ساز هم باشد . از قضا اين آزمون ، آزمون ساده اي نبود ومن از اين امر خوشحالم .

در بازنويسي فيلم نامه بيشتر به چه بخش هايي پرداختيد ؟

در بازنويسي تلاش کردم بخش داستان گويي فيلم نامه پر رنگ تر بشود .

در " کودک و فرشته " به نقش اثر گذار زنان در آغاز جنگ اشاره درستي انجام داده ايد ؟

قبل از شروع بازنويسي فيلم نامه کتاب 45 روز مقاومت در خرمشهر را خواندم .بسياري ازمطالب اين کتاب مربوط به خاطرات زناني بود که در هنگام مقاومت 45 روز خرمشهر در اين شهرحضور داشتند . بخشي از اين خاطرات را در فيلم مورد استفاده قرار دادم . در بيشتر فيلم هاي دفاع مقدسي حضور زنان در پشت جبهه و  در بيمارستان و مراقبت از رزمندگان زخمي منحصر مي شد .

در فيلم تاريخ هاي خاصي مورد تاکيد قرار مي گيرد ؟

در کنار روايت داستان تلاش کردم به واقعيتهاي تاريخي سال هاي دفاع مقدس توجهي داشته باشم . 31 شهريور 59 آغاز حمله عراق به ايران است و بتدريج اين تجاوز شکل گسترده تري به خودش گرفت . در اين روز مردم خرمشهر مشغول زندگي عاديشان بودند . شروع حمله ارتش عراق را با صداي هواپيمادر موقعي که فرشته در بازار مشغول خريد است نشان داديم و در روز بعد هم مردم تصور نمي کنند جنگ واقعي شروع شده و بيشتر آن را يک درگيري مي دانند . در اول مهر ماه پسر نوجوان خانواده به دنبال پيدا کردن شناسنامه اش براي تحويل گرفتن اسلحه براي دفاع از شهر است . فرشته هم با لباس مدرسه به خانه مي آيد و تا پايان فيلم هم با اين لباس در فيلم حضور دارد . اين نشانه گذاري همانگونه اي که اشاره کردم مرتبط با وجوه تاريخي فيلم است .اشاره به يک هفته بعد هم به اين دليل بود که مدت زمان جستجوي فرشته براي پيدا کردن برادرش مشخص بشود و اينکه در اين مدت در مکاني که مشخص نيست در کجا واقعه شده به استراحت و بازسازي روحي مي پرداخته است . اين زمان بازگشت دوباره فرشته به زندگي عادي نيز تلقي مي شود .

در برخي از صحنه هاي فيلم زيبايي تصويري و رويکرد به فرم در فيلم ديده مي شود ؟

نمي شود تمام عناصر فيلم را از يکديگر تفيک کرد و هنگامي که به بخش داستاني فيلم فکر مي کنم به تصاويري که مي تواند عناصر روايي را بازنمايي کند هم توجه دارم . البته با نگاه فرماليستي به دنبال گرفتن اين تصاوير نبودم و توجه اصليم به کارکرد داستاني و دراماتيک آن بود.در ساخت فيلم بايستي ابتدا تصاوير  کارکرد دراماتيک داشته باشند و در بخش ديگر کارکرد سبک گونه بروز بدهند .

يکي از جذابيت هاي فيلم نامه حضور شخصيتهاي فرعي درست و فکر شده است ؟

بازيگر اصلي فيلم " مونا احمدي " بازيگر شناخته شده و حرفه اي نبود و در 15 سالگي اولين حضورش را در سينما تجربه مي کرد و کل بار دراماتيک فيلم بر دوش فرشته و در بخش هايي کودک نوجوان ديگر فيلم بود  ژانر فيلم هم دفاع مقدسي است و جذابيت ديگر ژانرها را ندارد . بنابراين پرداختن به اين شيوه کاري ريسک بزرگي بود . خوشبختانه امکاناتي که اين داستان و استعداد نابازيگران فيلم داشتند بسيار به ما کمک کرد که داستان و شخصيتها براي مخاطب قابل باور باشد . هر کدام از بازيگران نقش هاي فرعي براي خودشان درخششي دارند . درکنار بازيگر اصلي نوجوان فيلم بازيگران خوب و حرفه اي نظير افشين هاشمي ، شبنم مقدمي و قاسم زارع داشتيم که حضور اينها معلوم مي کرد که تفاوت بازيگري به چه ميزان خواهد بود . دوبازيگر نوجوان فيلم خيلي سريع خودشان را با شرايط فيلمسازي گروه وقف دادند.

حضور بازيگران حرفه اي چقدر به يکدستي بازي هاي فيلم کمک کرد ؟

برخي از اين نقش هاي فرعي نقش هاي واقعا دشوار و پيچيده اي بودند و نمي توانستيم در تمام تيم بازيگري فيلم از نابازيگران استفاده کنيم . برخي از حضورها است که مي تواند نقش را متفاوت کند . با استفاده از نابازيگر ممکن بود به اين نتيجه نرسيم. نقشي که افشين هاشمي در فيلم بازي مي کرد نقش دشوار و پيچيده اي بود و در آوردن اين فضا در ايفاي نقش نيازمند تمرکز ، مهارت و استعدادهايي است که بسادگي نمي توانيم در هر بازيگري آن را پيدا کنيم و نمي شود با هر بازيگري تمرين کرد و او را به اين نقطه رساند . اگر تجربه استفاده از نابازيگر در نقش اصلي فيلم به نتيجه خوبي رسيد به دليل جستجوي گسترده و با برنامه براي انتخاب اين نقش همراه تمرينات مستمر و استعداد مونا احمدي بود و به خاطربازي در اين فيلم دو ديپلم افتخار دريافت کرد .

در سينماي ايران معمولا دو گروه از فيلم سازان به سراغ فيلم جنگي مي روند . گروهي که سابقه حضور در جبهه ها را داشته اند و گروه ديگر بر اساس خاطرات جنگ و فيلم نامه هايي با اين موضوع به ساخت فيلم جنگي اقدام مي کنند . کدام گروه مي توانند در ساخت فيلم جنگي موثر تر عمل کنند و ساخت فيلم جنگي در زمان جنگ و پس از آن چه تفاوتي دارد ؟

به هر حال تجربه مستقيم فيلمساز از موضوع فيلمش در ساخت فيلمي موثر بسيار تعيين کننده است . اما نکته مهم مقطع زماني است که فيلمساز در آن اقدام به ساختن فيلم مي کند . در مقطعي که کشور درگير جنگ و دفاع است رويکرد ، لحن و نگرش سينما به جنگ ويژگي هاي متفاوتي دارد . زيرا در آن مقطع زماني در بطن جنگ قرار داريم و طبيعي است که بخشي ازفيلم هاي جنگي کارکرد تهييج مخاطبان و مردم را داشته باشد . اين مسئله  ويژه سينماي ايران نيست و در همه جاي دنيا چنين رويکردي وجود دارد . زماني که جنگ پايان مي يابد و از آن فاصله مي گيريم  همچنان مي شود فيلمهايي در باره عمليات هاي نظامي ، درگيري ها و ساير جنبه هاي پرداخته نشده جنگ ساخت اما لحن فيلمسازان متفاوت تر است . زيرا مخاطبان نسبت به دهه هاي گذشته عوض شده اند و فيلمسازان مخاطبان ديگري را مد نظر دارند و کودک و فرشته فيلمي نبود که بتوان آن را در دوران جنگ ساخت . مخاطب فيلم از همه اقشار جامعه هستند و منحصر به مخاطباني نيست که سابقه حضور در جبهه ها را داشته باشند. فيملمي که در باره عمليات خاصي در دوران جنگ ساخته مي شود . احتمالا  در وهله اول بزرگسالان را مخاطب قرار مي دهد و سپس کساني که که دغدغه دوران دفاع مقدس را دارندو ديدن فيلم برايشان مهم است . کودک و فرشته به دليل تاکيد بر ارزش هاي ويژه انساني مخاطب عام دارد ، مخاطبيني که در سنين مختلف هستند و به اين ارزش ها توجه دارند .

در خلق صحنه هاي جنگي در چند سکانس توانايي خودتان را نشان داديد چرا از اين نوع صحنه ها کمتر در فيلم استفاده کرديد؟

همانطوري که اشاره کردم تلاش اصليم براي روايت داستاني جذاب بود . اين جذابيت برمي گشت به لحظات عاطفي و موقعيتهايي که شخصيت اصلي با آن برخورد داشت . موقعيت هايي که فرشته بايد در آن واحد تصميم مي گرفت و به آن عمل مي کرد . اين موقعيت عين خود زندگي است که بايد در مقاطعي تصميم گيري کنيم و تمرکز زياد روري صحنه هاي جنگي لحظات انساني فيلم را کم رنگ و کم اثر مي کند . براي رسيدن به ترکيبي متعادل و کامل که بتوانيم در عين حال هم خطرات جنگ و آدم هاي درگير را نشان بدهيم و در کنار آن به لحظات عاطفي و انساني آدم هاي حاضر در جنگ بپردازيم . تلاش هاي زيادي انجام داديم .

 

 

سه‌شنبه 18 خرداد 1389 - 10:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری