سه‌شنبه 21 آذر 1396 - 2:34
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان گلستان

 

همت مضاعف وکار مضاعف از ديدگاه اسلام

 

مقدمه :

 نام گذاري سالها، بر اساس ارزشها ونياز ها ، سنت حسنه اي است که رهبر بزرگوار انقلاب اسلامي از دوازده سال قبل يعني سال 1378شمسي آغاز کردند وآن سال را سال امام خميني (ره) ناميدند . ترتيب نام گذاري سالهاي بعدي بدين شرح بود:

« سال 1379 ، سال  امير المومنين علي عليه السلام،

- سال 1380 سال اقتدار واشتغال آفريني

- سال1381،سال عزت وافتخار حسيني

- سال 1382، سال نهضت خدمت رساني

- سال 1383 ، سا ل پاسخ گويي سه قوه به ملت

 – سال 1384 سال همبستگي ومشارکت عمومي

– سال 1385 ، سال پيامبر اعظم ( ص)

– سال 1386 ، سال اتحاد ملي وانسجام اسلامي

– سال 1387 ، سال نوآوري وشکوفايي

- سال 1388 سال اصلاح الگوي مصرف »

      وسرانجام سال 1389 ، امسال از سوي رهبر فرزانه و فداکار انقلاب اسلامي حضرت آيت الله خامنه اي به عنوان سال همت مضاعف وکار مضاعف معرفي گرديد . حفظ ارزشها وتامين نياز ها، روح حاکم بر تمام نام گذاري هاي انجام شده توسط رهبر بزرگوار است . در نام برگزيده براي سال جاري هم توجه به اهداف بلندتر وتلاش بيش تر ، تاکيد بر نياز هاي امروز وفراخوان امت به سرافرازي و بلند نظري واهداف متعالي موج مي زند .

همت وتلاش دوبال پرواز جامعه ي بشري است . همت هرچه بلندتر و انسان هر چه پرتلاش تر ، در فتح قله هاي دنيا وآخرت پيروز تر خواهد بود .

 قال اميرالمؤمنين (ع) : قَدرُ الرَّجُلِ عَلَي قَدرِ هِمَّتِهِ ، وَ صِدقُهُ عَلَي قَدرِ مُرُو ءَ تِهِ ، وَ شَجَاعَتُهُ عَلَي قَدرِ أَنفَتِهِ ، وَ عِفَّتُهُ عَلَي قَدرِ غَيرَتِهِ .«1»

   حضرت علي (ع) : مي فرمايند :ارزش مرد به همت اوست ، وراستگويي او به ميزان جوانمردي اش ، وشجاعت او به قدر ننگي است که احساس مي کتد ، وپاکدامني او به اندازه غيرت اوست .

 

همت مضاعف وکار مضاعف در قرآن

 در قرآن کريم نيز واژه هاي مختلفي بکار رفته که هر کدام نوعي اشاره به تلاشي مضاعف و کار مضاعف دارد که در ذيل به آنها اشاره مي کردد:

 الف –  واژه جهاد

که به معناي تلاش وکار مضاعف است . آيات زيادي وارد شده که به برخي از آنها اشاره مي شود.

1- « وَ الَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهدِ يَنَّهُم سُبُلَنَا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ المُحسِنِينَ  ؛ «2»

آنهايي که در راه ما با خلوص نيت جهاد کنند قطعا به راه هاي خود هدايتشان خواهيم کرد».

درآيه هم تعبير به جهاد تعبير وسيع ومطلقي است وهم تعبير به« فينا » که آيا منظور در راه رضاي خداست يا در راه جهاد با نفس يا در طريقت عبادت يا در طريقت مبارزه با دشمن است؟

بنابراين هرگونه جهاد وتلاشي را که در راه خدا و براي او وبه منظور وصول به اهداف الهي صورت گيرد شامل مي شود ، خواه در طريق کسب معرفت باشد يا جهاد با نفس يا مبارزه با دشمن يا صبر وطاعت يا شکيبايي در برابر وسوسة معصيت يا در مسير کمک به افراد مستضعف ويا انجام هر کار نيک ديگرکساني که در اين راه ها به هر شکل وبه هر صورت براي خدا مجاهده کنند مشمول حمايت وهدايت الهي هستند. «3» 

2- از جمله آياتي که جهاد وتلاش در راه خدا را بعنوان يک تجارت نجات دهندة از آتش دانسته ، سوره صف مي باشد که مي فر مايد:

«  يَأَ يُّهَا الَّذِنَءَ امَنُوا هَل أَدُلُّکُم عَلَي تِجارَهٍ تُنجِيکُم مِّن عَذَابٍ أَلِيمٍ ؛«4»

اي کسانيکه ايمان آورديد آيا شمارا به تجارتي دلالت کنم که از عذاب اليم رهايي مي بخشد؟»

« تُؤمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُلِهِ وَ تُجاهِدُونَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَموالِکُم وَ أَنفُسِکُم ذَالِکُم خَيرٌ لَّکُم  إِن کُنتُم تَعلَمُون   ؛«5»

به خدا و رسول او ايمان بياوريد و در راه خداوند با اموال و جانهايتان جهاد کنيد اين براي شما بهتر است.» 2       

هنگامي با اين سؤال دلها را به سوي خود جذب کرد بي آنکه منتظر پاسخ آنها باشد. به شرح آن تجارت پر سود پرداخته مي افزايد: و آن اينکه به خدا و رسول او ايمان بياوريد و در راه خداوند با اموال و جانهايتان جهاد کنيد ،بدون شک خدا نيازي به اين تجارت پر سود ندارد بلکه تمام منافع آن به مؤمنان تعلق مي گيرد لذا در پايان آيه مي فرمايد :اين براي شما از هر جيز بهتراست اگر بدانيد.

قابل توجه اينکه مخاطب مؤمنانند به قرينه : « يا ايها الذين امنوا » ودر عين حال آنها را به دو اصل « ايمان » و « جهاد » دعوت مي کند ممکن است اين تعبير اشاره به اين باشد که ايمان اسمي وسطحي کافي نيست ايمان عميق وخالص لازم است که بتواند سرچشمة ايثار وفداکاري وجهاد گردد به هر حال ايمان به پيامبر (ص) از ايمان به خدا جدا نيست. همانگونه که جهاد با جان از جهاد با مال نمي تواند جدا باشد زيرا تمام نبرد ها نياز به وسايل وامکاناتي دارد که از طريق کمک هاي مالي بايد تأمين شود بعضي قادر به هر دو جهادند وبعضي تنها قادر بر جهاد با مال ودر پشت جبهه اند وگاه تنها جان دارند وآماده بذل جان اما به هرصورت بايد اين دو نوع جهاد با يکديگر توأم گردد تا پيروزي فراهم شود واگر مي بينيم جهاد با مال را مقدم داشتند نه به خاطر آن است که از جهاد با جان مهمتر مي باشد بلکه به خاطر اين است که مقدمة آن محسوب مي شود وچرا که ابزار جهاد از طريق کمک هاي مالي فراهم مي گردد.

تا اينجا سه رکن اساسي از ارکان اين تجارت بزرگ و بي نظير مشخص شد:

( خريدار ) خداست و ( فروشنده ) انسانهاي با ايمان و( متاع )جانها واموالشان ، اکنون نوبت به رکن چهارم مي رسد که بهاي اين معاملة عظيم است مي فرمايد:

«هر گاه چنين کنيد خداوند گنا هانتان را مي بخشد وي را در باغهاي از بهشت که نهر ها از زير درختانش جاريست ودر مسکن هاي پاکيزه در بهشت جاويدان جاي مي دهد واين پيروزي عظيم است.

يَغفِر لَکُم ذُنُوبَکُم وَ يُدخِلکُم جَنَّآتٍ تَجرِي مِن تَحتِهَا الأنهارُ وَ مَسَاکِنَ طَيِّبَهً فِي جَنَاتٍ عَدنٍ ذَالکَ الفَوزُالعَظِيمُ  .» «6»

در مرحله پاداش اخروي نخست به سراغ آمرزش گناهان مي رود چرا که بيش ترين ناراحتي فکر انسان از گناهان اوست. وقتي آمرزش وغفران مسلم شد غصه اي ندارد اين تعبير نشان   مي دهد که نخستين هدية الهي به شهيدان راهش اين است که تمام گناهانشان را  مي بخشد.(7)

 ب -  واژه سعي 

از جمله واژه هاي ديگري که به معناي کار وتلاش است واژه « سعي » مي باشد .

قرآن کريم در سوره نجم  مي فرمايد:                     

« واَن ليس الانسان الاّ ما سعي ؛ «8» و نيست براي انسان مگرآنچه سعي وتلاش نموده است. »

« وَاَنَّ سَعيَهُ سوفَ يُري ؛ «9»  والبته نتيجة سعي وعمل اوبه زودي ديده خواهد شد »

در اين آيات ارزش انسان را به اندازة سعي وتلاش اودانسته است و قدرمنزلت هر انساني به اندازه کار وتلاشش مي باشد و درآخرت نتيجه سعي وتلاشش را خواهد ديد.

 ج -  واژه سرعت وسبقت

از جمله واژه هايي که در قرآن کريم به معناي سعي وتلاش فراوان « مضاعف » بکار برده شده است واژه سرعت وسبقت مي باشد که در واقع هر دو به يک معنا است وآن اينکه براي رسيدن به اهداف الهي وانساني « يعني رسيدن به درجات والاي انساني » نبايد کار را به طور عادي انجام داد بلکه بايددر ميدان مسابقه با سرعت وتلاش مضاعف در تمام امور حرکت کرد.

قرآن در اين زمينه مي فرمايد :

« وسارعوا الي مغفره من ربکم و جنّهٍ عَرضُها السماواتُ والارضُ اُيدَّت لِلمتقين ؛«10»

 وشتاب کنيد براي رسيدن به آمرزش پروردگارتان وبهشتي که وسعت آن آسمانها وزمين است وبراي پرهيزگاران آماده شده است . »

در حقيقت قرآن در اينجا از يک نکته رواني استفاده کرده که انسان براي انجام دادن يک کار اگر تنهاباشد معمولاً کاري را بدون سرعت وبطور عادي انجام مي دهد ولي اگر جنبة مسابقه به خود بگيرد آن هم مسابقه اي که جايزه با ارزشي براي آن تعيين شده تمام نيرو و انرژي خود را به کارمي گيردوبا سرعت هر چه بيش تر به سوي هدف پيش مي تازد واگر مي بينيم هدف اين مسابقه در درجه اول مغفرت قرار داده شده براي اين است که رسيدن به هر مقام معنوي بدون آمرزش وشستشوي از گناه ممکن نيست نخست بايد خود را از گناه شست وسپس به مقام قرب پروردگار گام نهاد. دومين هدف اين سابقه معنوي بهشت قرار داده شده بهشتي که وسعت آن پهنة آسمانها وزمين است.« 11» 

خداوند در سوره حديد  مي فرمايد:

« سابقوا الي مغفره من ربکم وجنهٍ عرضُها کَعَرض السماءِ والارض ؛ «12»

به پيش بتازيد براي رسيدن به مغفرت پروردگارتان وبهشتي که پهنة آن مانند پهنة آسمان وزمين است.»

خداون در اين آيه مردم را به يک مسابقه عظيم و روحاني در طريق کسب آنچه پايدار است و سزاوار هر گونه تلاش وکوشش دعوت کرده است . در حقيقت مغفرت و آمرزش قبل از بشارت به بهشت که در هر دو آيه آمده اشاره لطيفي به اين حقيقت است که تا انسان از گناه پاک نشود لايق ورود به بهشت و جوار قريب پروردگار نخواهد بود.

اين نکته نيز شايسته توجه است که پيشي گرفتن به سوي مغفرت پروردگار از طريق اسباب آن است مانند ، توبه و جبران طاعات فوت شده و اصولاً اطاعت پروردگار، پرهيز از معاصي است . «13»  

همت عالي و جستجوي بهترينها

انسان به طور فطري وطبيعي موجودي کمال گراست. تحولات مثبت را دوست دارد. از توقف وعقبگرد مي هراسد. هميشه درجستجوي بهتر هاو بهترين هاست .نسبت به تمام ارزشها و نعمت هاودر همه زندگي خواهان دست يابي به بهترينهاوقله هاست.ازکمبود ، نقض وضعف ، جهل ، بيدادوفقر وبيماري مي گريزد وبراي فتح قله هاي برتر دانش وقدرت وسلامت وعدالت وثروت به عنوان شاخصهاي کمال تلاش مي کند. اصولاًواژه هاي برتر، برترين، بهترين، در ذهن انسان جايگاهي ويژه دارد،

عباراتي مثل:

بهترين انديشه؛ برترين انسان؛ بهترين رفتار؛ عالي ترين شيوه؛ بهترين اخلاق؛ بهترين معبود؛ بهترين رهبري؛ بهترين برنامه؛ بهترين قانون؛ بهترين توليدوبهترين محصول؛ بهترين توزيع؛ بهترين استاد؛ بهترين شاگرد؛ بهترين نرم افزار؛ بهترين سخت افزار؛ بهترين کتاب وبهترين کالاي فرهنگي؛ بهترين اثر هنري و ... همه وهمه قلب وروح بسياري از انسانهارا تسخير ميکند و همچون مغناطيس ، دل وديده را مي ربايد.

در تفکر اسلامي جستجوي بهترينها سه حوزه وميدان جداگانه دارد:

برترينهادرحوزه فرهنگي؛ برترينهادرحوزه دفاعي وسلامت؛  برترينهادرحوزه اقتصادي.

در حوزه دفاعي ،استقامت وصبوري در برابرحوادث ومشکلات اجتماعي ويورش دشمن بهترين اقدام است.

درميدان اقتصاد،انضباط ودقت درايجادتعادل بين درآمدها وهزينه ها برترين اقدام اقتصادي است.

امام صادق (ع) مي فرمايد: «کَمَالُ المُؤمِنِ فِي ثَلَاثِ خِصَال تَفَقٌّهٍ فِي دِينِهِ وَالصَّبرِ عَلَي النَّائِبَهِ وَ التَّقديرِفِي المَعِيشَهِ ؛ «14»

کمال مؤمن در سه خصلت و ويژگي است، تفکر در دينش، صبوري در حوادث وبرنامه ريزي در تأمين زندگي . »

قال امير المؤمنين (ع) :سَيِّئَهُ تَسُو ءُکَ خَيرٌ عِندَ اللهِ مِن حَسَنَهٍ تُعجِبُکَ. «15»

حضرت علي (ع)مي فرمايند : گناهي که تورا پشيمان کند بهتر از کار نيکي است که تورا به خود پسندي وا دارد.

در دهه پيشرفت وعدالت ، تحول وتکامل بايد چند جانبه وجامع باشد. در حوزه فرهنگ ودفاع واقتصاد همه بايد فعال باشيم وبرترين آرمانها را فرارو قرار داده ، بيشترين تلاش را در زمينة مسئوليتهاي خويش نشان دهيم.

 همت مضاعف وبهترين ها در حوزه فرهنگ

در دنياي آموزش ، همه دوست داريم، بهترين کتاب، بهترين استاد، بهترين کلاس ، بهترين امتيازوبيشترين دستاور راداشته باشيم. در دنياي پژوهش، همه خواهان بهترين منابع، بهترين راهنما، بهترين مشاور ، بهترين عنوان پژوهشي وخلق بهترين اثر پژوهشي هستيم.در قلمرو تبليغ واطلاع رساني همه خواستار بهترين مخاطب، بهترين ابزار، بهترين زمان، بهترين مکان وبهترين اطلاعات وبهترين تواناييهاي روحي وجسمي هستيم.

داشتن «  بهترين » و« بيش ترين »ها از آرمانها وآرزوي عمومي جامعة بشري است. در دنياي عارفان وسالکان هم خواندن بهترين نماز، انجام بهترين نيايش، ارائه ي بهترين انفاق وايثار، واقدام به بهترين خدمت ونجات بيش ترين انسانها ، از ارزشهاي مطلوب وشوق برانگيز وپرجاذبه است. ايمان برتر ، اخلاص افزون تر ، تلاش بيش تر وخدمات گسترده تر ، کعبة مطلوب وقبلة محبوب مردان ملکوتي وزنان آسماني است.

گويي انسانها در غرقاب فنا ونقص وعيب وآفت شنا مي کنند و براي نجات از مرگ ونيستي بايد هر چه بهتر وبيش تر تلاش کنند و سريعتر خود را به ساحل رهايي ويا پناهگاه ها واستراحت گاه هاي ميان راهي برسانند. عبادت ، حرکت تقرب جويانه انسان به سوي خداست که بدون آن رهايي از خطر هاي جهان مقدور نيست وتنها راه رسيدن به کانون همه ارزشها و امکانات بيکران جهان است. مهم آن است که انسان توان خويش را در عبادت الهي به کار گيرد وهرچه بهتر وبيش تر به عبادت بپردازد.

خداوند متعال ، کانون علم وقدرت ورحمت وبي نيازي مطلق است.

  دعاي شريف جوشن کبير آئينه صفات جمال وکمال اوست وهر بند آن بيان ده ويژگي ذات وصفات واسماء حسنة خداست. خداوند در همه ارزشها در قله قرار داردو مرکز همه نعمتهاست وانسان به هر ميزان به اونزديک شود ،از درياي رحمت و نعمتهاي الهي بهره مندمي گردد.

« يَا أعظَمَ مِن کُلِّ عَظيِمٍ يَا أکرَمَ مِن کُلِّ کَرِيمٍ يَا أرحَمَ مِن کُلِّ رَحِيمٍ يَا أعلَمَ مِن کُلِّ عَلِيمٍ يَا آحکَمَ مِن کُلِّ حَکِيم يَِا أقدَمَ مِن کُلِّ قِدِيمٍ يَا أکبَرَ مِن کُلِّ کَبِير يَا ألطَفَ مِن کُلِّ لَطِيفٍ يَا أجَلَّ مِن کُلِّ جَلِيلٍ يَا أعَزَّ مِن کُلِّ عَزِيزٍ ؛«16»

اي بزرگ تر از هر بزرگي ، اي کريم تر از هر کريمي ، اي عالم تر از هر دانايي، اي حکيم تر از هر حکيمي ، اي قديم تر از هر قديمي ، اي بزرگ تر از هر بزرگي ، اي لطيف تر از هر لطيفي، اي جليل تر از هر جليلي ، اي عزيزتر از هر عزيزي.»

 براي دست يابي به بهترين هدفهاي مطلوب بايد از بهترين امکانات موجود استفاده کرد. برترين هدف بدون بيش ترين تلاش ، بيش ترين فداکاري ، بهترين برنامه ريزي وبهترين هماهنگي وهمکاري به دست نمي آيد. استفاده از بهترين استعدادها، بيش ترين ظرفيتها وانجام بيش ترين تلاشها ، شرط وصول به اهداف بلند وعالي است.

« لَن تَنالُوا البِرَّ حَتَّي تُنفِقُوا مِمَّا تُحِبُّونَ وَ ما تُنقِقُوا مِن شَيءٍ فَإِنَّ الَّلهَ بِهِ عَليمٌ .» «17»

«به نيکي واقعي نمي رسيد مگر از آنچه که دوست داريد انفاق کنيد و هرآنچه انفاق مي کنيد ، خداوند به آن علم دارد.»

ملتي که به قرب الهي مي انديشد ، کشوري که به رهبري بشريت در جهان فکر مي کند ، جامعه اي که کشوربرتر شدن درمنطقه وجهان را در چشم انداز خود قرار داده است .بدون همت مضاعف وتلاش بيش تر نمي تواند به اين آرمانهاي عالي دسترسي پيداکند.

نابرده رنج گنج ميسر نمي شود    

                                                    مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد                   

رنج راحت دان چون مقصد شدبزرگ

                                                    گِرد گله توتياي چشم گرگ

کسي مي تواند بر مقام والاي رحمه العالمين برسد که شب ها آنقدر به نيايش بايستد که قدمهاي مبارکش ورم مي کندوبه او خطاب مي شود« طه * مَا أنزَلنَا عَلَيکَ القُرآنَ لِتَشقَي »  «18»             « اي پيامبر ! ما قرآن را به سويت فرود نياورديم که به سختي افتي .»

هر چه انسان در مقام بندگي فروتني وتسليم بياموزد، در مقام اقتدار وعظمت ورهبري ديگران موفق تر اوج مي گيرد.

بندگي کن تاکه سلطانت کنند

                                                 در بساط قرب مهمانت کنند

همچوسلمان در مسلماني بکوش  

                                                اي مسلمان تا مسلمانت کنند

 

شرايط وارکان دست يابي به بهترينها

دعا، تفکر، مشاوره، تلاش وهماهنگي، شرط دست يابي به اهداف عالي وبلنداست. اکتفا به حداقلها، اکتفا به اهداف مياني، اکتفا به تلاش وکوشش فردي وحتي همفکري وهمکاري بدون استمداد از ذات مقدس الهي ودعا و نيايش و توسل به اولياي او، گره از کار بستة انسان باز نمي کند.

در نامة امام صادق (ع) به گروهي از شيعه چنين آمده است: « وَعَلَيکُم بِالدُّعَاءِ فَإِنَّ المُسلِمِينَ لَم يُدرِکُوا نَجَاحَ الحَوَائِجِ عِندَ رَبِّهِم بأفضَلَ مِنَ الدُّعَاءِ وَ الرَّغبَهِ إلَيهِ وَ التَّضَرُّعِ إلَي اللَّهِ وِ المَسألَهِ لَهُ فَارغَبُوا فِيمَا رَغَّبَکُمُ اللَّهُ فِيهِ وَ أجِيبُوا اللَّهَ إِلَي مَادَعَاکُم إِلَيهِ لِتُفلِحُوا وَ تَنجُوا مِن عَذَابِ اللَّهِ »«19»

«وبر شما باد به دعا کردن ؛زيرا مسلمانان به چيزي برتر از دعا وتمايل به خدا تضرع وتمنا از او به خواسته هاي خويش نرسيده اند ، پس در آنچه خداوند شمارا به آن ترغيب کرده ميل کنيد

 وبه آنچه دعوت کرده ، پاسخ مثبت دهيد ، تا به فلاح ورستگاري از عذاب الهي برسيد  . »

بنا بر اين دعاي مضاعف ، تفکر مضاعف ، همفکري مضاعف ، تلاش مضاعف و عزم ونظم واراده مضاعف ، زمينه ساز تحقق اهداف انقلاب اسلامي ماست . همت وتلاش بهتر وبيشتردو رکن مهم در دستيابي به چشم انداز نظام اسلامي است .

«وَقُلِ اعمَلُوا فَسَيَرَي اللَّهُ عَمَلَکُم وَ رَسُولُهُ وَ المُؤمِنُونَ وَ سَتُرَدُّونَ إِلي عالِمِ الغَيبِ وَ الشَّهادَهِ فَيُنَبِّئُکُم بِما کُنتُم تَعمَلُونَ ؛«20»

 وبگو عمل کنيد ، به زودي خداوند رسولش ومومنين عمل شما را مي بينند وبه زودي به نزد کسي که از غيب وآشکار مطلع است برگردانده مي شويد ونسبت به آنچه عمل کرده ايد ، آگاهتان مي کند .»

 

کم کاري ، پر کاري

افراد از نظر انجام وظائف وامور محوله ومأموريت هاي اجتماعي به سه گروه تقسيم مي شوند :

انسانهاي پر کار وفعال ، انسانهاي متوسط وقانواني ، انسانهاي کم کار يا اهمال کار.

امروزه کم کاري پيدا ونهان در زندگي بسياري از ما انسانها  به چشم مي خورد . وقتي افراد براساس ساعات حضور ، وبدون انگيزه هاي الهي وتعهد ديني واخلاقي مزد دريافت مي کنند ، جامعه بسوي کم کاري ، بيکاري ، فقدان ابتکار و اتلاف وقت وانرژي خويش وديگران کشيده مي شود. اين کم کاري واهمال کاري سبب « حرام خواري » ودريافت حقوق ومزد بدون انجام کار مناسب مي شود که ريشه بسياري از مفاسد ديگر اجتماعي است ..

 هر کس در برابر حقوق دريافتي وظيفه دارد به ميزان معقول ويا کيفيت مورد توافق کاري را انجام دهد ، حال اگر به هر دليل کم و کيف کار را رعايت نکند نسبت به دريافت حقوق مسئول است ، چه پردازنده حقوق يک مؤسسه وشرکت باشد ، چه دولت وچه يک شخص ، گيرنده نسبت به حقوق بيش از کار مديون است . در نظام اداري کشور ما هم اکنون بيکاري وکم کاري واستفاده از امکانات دولت و شرکت براي اهداف ومقاصد بي ارتباط با وظايف اداري بيداد  مي کند . شعار کار مضاعف پيامي است که بيکاران را بهتر وبيش تر بکار گيريم . اهمال کاران وکم کاران وکار گريزان را به حلال خوري وخدمت در برابر مزد وحقوق مشروع فرا خواند .

ونيرو هاي پر کار وفعال را حمايت وتشويق کنيم وآنان را به عنوان الگوي خدمت رساني به ديگران معرفي نمائيم.

امير المؤمنين (ع) مي فرمايد : « اُزجُرِ المُسِيءَ بِثَوَابِ المُحسِنِ ؛ «21»         

 با پاداش دادن به نيکو کار بدکار را تنيبه کن .»

نقش تشويق در فعاليت بهتر وبيش تر نيکو کاران روشن است . حضرت در اين رهنمود نقش قدر داني از خوبان در کاهش بدي ها وبدان را يادآور شده است .

 

شناخت موانع کار

شناخت علل وعوامل و انواع کم کاري وزيان اين بيماري اجتماعي از مسائلي است که در سال « کار مضاعف » بايد به آن توجه کرد .  

1-  نظام پرداخت بر اساس ساعت حضور ، نه بر اساس ميزان کار« امّ المفاسد » اداري کشور است.

 2- برخي قوانين که به بهانه حمايت از کار وکارگروکارمند تصويب شده ودست مديران ومسئولان رادر اصلاح نظام کار وانتقال نيرو وامکان تنبيه مؤثر مي بندد از ديگر عوامل کم کاري واهمال کاري است.

3 - تورّم مستخدمان در برخي بخشها وکمبود آن در بخشهايي ديگر از عوامل کم کاري وبيکاري است.

 4- دربرخي بخشها ،روزهاي تعطيل کاربهتروفعاليتهاي توليدي وتوزيعي وخدماتي بيش تر براي خود افراد وخانواده ها صورت ميگيرد. در حقيقت روزهاي کاري برخي کارمندان روز تعطيل وروز تعطيل آنان روز کار وتوليد وخدمت رساني محسوب مي شود.

5 - نقد غير منصفانه وبرخورد ظالمانه با تلاشها وفعاليتهاي مثبت به دلايل سياسي و جناحي و اختلاف سليقه شخصي ، گاهي عامل دلسردي و نوميدي و سلب انگيزه و تلاش وخدمت رساني ميشود.          

6 - تملق ومدّاحي وتعريفهاي بي اندازه از اشخاص وکار آنان ، گاهي ماية غرور و خود بزرگ بيني ونديدن کمبودها وخلأهاونقايص کاري ايشان مي گردد. درارزيابي اشخاص و کار آنان بايد،بر اساس ترازوي دقت وعدالت رفتار شود واشخاص ونهادها وخدمات آنان وکمبود ها، عادلانه وبا توجه به همة امکانات وشرايط مورد ارزيابي قرار گيرند وبا ترازوي واحد توزين گردند. ارزيابي نشدن بهتر از داوري ظالمانه است ونمره ندادن بهتر از دادن نمره هاي ظالمانه است.نمره هاي ظالمانه انگيزه هاي مثبت راسلب مي کندومانع تلاش وخدمت بيش تر مي شود.

در نمره ندادن هيچ کس متهم نمي شود؛ ولي در داوريها وارزيابيهاي ظالمانه ، خادم خائن معرفي مي گردد وخائن تشويق مي شود.

 7- توجه بي انداره به سرگرمي وتفريح و ورزش حرفه اي درشأن ملتي مؤمن وآگاه وانقلابي

نيست. به هرنسبت که کفّه ترازوي « لهو ولعب »وغفلت آفريني ورقابت هاي ورزشي سنگين تر شود، کفّة کار وتلاش وخدمت رساني وتوليد علم ودفاع وجهاد سبک خواهد شد،ورزش در خدمت سلامت عمومي و دفاع از استقلال وعزت مسلمين مقبول ومطلوب است؛ ولي ورزش با داوري کفرجهاني وحضور داوران ومربيان خارجي وصرف بيت المال براي اين کار همه مسابقات  بي ثمر با کار مضاعف وهمت مضاعف سازگار نيست.

وجدان هر انسان عاقلي بين «کار» و«سرگرمي» وبين کار توليدي وکار مصرف گرايانه تفاوت قائل است. بيکاري،ولگردي،مصرف گرايي، غفلت آفريني وغفلت زدگي وقاچاق فروشي وآموزش دزدي وکلاه برداري وفريب افکار عمومي ، کار توليدي نيست.بايد بيش ترين حمايتها نسبت به کارهاي توليدي انجام شود .همت وکار مضاعف در اين ميدان محترم ومقدس است.

تحصيل دانش وبينش وحرفه وفن هرچه بهتروبيش تر،تدريس وآموزش علوم ومعارف و   مهارتهاي ضروري براي زندگي فردي واجتماعي ومعنوي، پژوهش ونگارش واطلاع رساني در قلمرو نياز هاي راستين و واقعي، کارهايي مطلوب ومحبوب است وهرچه بهتر وبيش تر بايد مورد توجه قانون گزاران وبرنامه ريزان ودولت مردان قرار گيرد ؛ولي کاهش از بودجه ادارات براي تقويت تفريح و ورزش وتخصيص اجباري يک درصدبودجه کل ادارات به ورزش خبط وخطايي بزرگ است. چند برابرشدن بودجه ورزش از اموال عمومي وبيت المال مسلمين قابل دفاع نيست.ورزش براي کار است نه کار براي ورزش. ورزش براي سلامت ودفاع است نه بهداشت ودرمان ونيروهاي نظامي وانتظامي براي کنترل ونظم بخشي به مسابقات بي حدّ ومرز ورزشي.

بين کارهاي توليدي و توزيعي وخدماتي وتوليدات کشاورزي و صنعتي و دامي باز تفاوت هاي گوناگون وجود دارد و رهنمودهاي رهبري در زمينه کارهايي است که اهداف عالي انقلاب اسلامي را بهتر و بيش تر محقق سازد و مضاعف شدن آن مشکل دنيا يا آخرت امت را حل کند.

منظورازکار مضاعف، کار در حوزه اقتصاد مشروع، حوزه دفاعي، درقلمرو جهادي،درتبليغ فرهنگ اسلامي، در پژوهش و اطلاع رساني، درتوليد و انتقال دانشها و مهارتهابه نسل جوان،درتأمين کالاهاي مورد نياز امت اسلامي است ،کاربهره برداري منطقي از منابع ومعادن کشور ،درتوليد لباس وغذا و دارو و صنايع کوچک و بزرگ داخلي و تأمين نيازهاي راستين دنيوي و اخروي مردم است.همه ميدانيم،تماشاي معمول تلويزيون کار نيست، سرگرمي است. حل کردن جدول کارنيست،تماشاي مسابقات فوتبال کارنيست،سرگرمي است.تهيه وتوزيع مواد مخدرکارنيست،جنايت وخيانت به جامعه است.فعاليت هاي انساني درفرهنگ اسلامي به کارهاي واجب ومستحب ومکروه ومباح وحرام قابل تقسيم است .کارهاي حرام ومکروه وحتي مباح هرگز مشمول رهنمود رهبري در زمينه « همت مضاعف وکار مضاعف » نيست. همت مضاعف ايجاب ميکند به جاي کارهاي کم فايده وبي فايده واحياناً زيان بخش، فعاليت هايي مورد توجه قرارگيردکه هم توليداست وهم ورزش،هم سرگرمي است هم سلامت ! تقويت بسيج سازندگي وفعاليت دفاعي وصنايع اقتصادي وبهداشتي وفرهنگي وتأمين راه ومسکن ومراکز پژوهشي وآموزشي هر چه بيش تر وبهتر منطقي است؛ اما تقويت بخشهايي مثل ميراث فرهنگي وگرد شگري و ورزش حرفه اي جز اتلاف بيت المال وتشويق مصرف گرايي و وابسته کردن کشور به آمد وشد خارجي دستاوردي نداشته وندارد. کار مضاعف ومطلوب آن است که کشور به يک مزرعه وکارخانه ويک دژ امن وسلامت تبديل شود، نه آنکه هر روز آمار آثار باستاني شده در داخل وخارج چند برابرگرددوسفرهاي تفريحي ومصرف گرايي تشويق شود. «22 »

 

منابع ومأخذ

 1-  نهج البلاغه حکمت 47

2-  سوره عنکبوت آيه ي 69

3-  تفسير نمونه /ج 16/ص 368

4-  سوره صف آيه ي 10

5-  سوره صف آيه ي 11

6-  سوره صف آيه ي 12

7-  تقسير نمونه /ج24/ ص 88-89

8-  سوره نجم آيه ي 39

9-  سوره نجم آيه ي40

10-            سوره آل عمران آيه ي 133

11-            تفسير نمونه /ج3 / ص111-112

12-            سوره حديد آيه ي 21

13-            تفسير نمونه /ج23 / ص374

14-            بحار الانوار،مؤسسه الوفاء بيروت،لبنان،1404 قمري،ج1،ص182.

15-            نهج البلاغه حکمت 46

16-            بحارالانوار، ج 91 ،ص388.

17-            سوره آل عمران/92.

18-            سوره طه/1و2.

19-            روضه کافي ،شيخ کليني، دارالکتب الاسلاميه، تهران،چ چهارم،1365 ه.ش،ج8،ص2.

20-            سوره توبه/105

21-            نهج البلاغه،امير المؤمنين، دار الهجره ،قم،ص 501

22-            ماهنامه اطلاع رساني ، پژوهشي ، آموزشي –  مبلغان 127

 

علي  عين الکمالي

مسئول نمايندگي ولي فقيه در سپاه ناحيه شهرستان گنبد

استاد دانشگاه هاي آزاد اسلامي گرگان ،علي آباد ، آزادشهر ، گنبد کاووس

 

سه‌شنبه 18 خرداد 1389 - 9:49


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری