پنجشنبه 8 تير 1396 - 18:38
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ياسر حمزه لوي

 

به سختي پولاد، به نرمي لبخند

 

 

نقد و بررسي روايتي داستاني از زندگي شهيد سيد اسدالله لاجوردي در کتاب به سختي پولاد به نرمي لبخند

داستان به سختي پولاد به نرمي لبخند، روايتي است از زندگي شهيد سيد اسدالله لاجوردي از مجموعه قهرمانان انقلاب؛ که به عنوان داستان شانزدهم اين مجموعه توسط مرکز آفرينش هاي ادبي دفتر ادبيات کودک و نوجوان حوزه هنري سازمان تبليغات اسلامي و به قلم ساسان ناطق به چاپ رسيده است. مخاطب اين اثر نيز مانند ساير آثار مجموعه قهرمانان انقلاب کودکان و نوجوانان هستند؛ و سعي نويسنده بر اين بوده که در کمترين حجم ممکن داستان را به سرانجام برساند. اين اثر در هشت فصل ارائه شده است که شايد تنها دليل اين فصل بندي جزئي در اين حجم کم را بتوان راحتي مخاطبان کودک و نوجوان اثر، در خوانش آن دانست. در اکثر فصل بندي ها مي توان يک فاصله زماني هم در اثر مشاهده کرد که مي تواند عامل جدا کننده فصول باشد. هرچند اين نکته نيز در همه فصول رعايت نشده است.

اما نکته اي کلي در مورد حجم آثار مجموعه قهرمانان انقلاب وجود دارد. شايد اين يک دست بودن تعداد صفحات اين آثار در ابتدا جذابيت خاصي داشته باشد و از نکات مثبت مجموعه در جذب مخاطبان کودک و نوجوان به نظر بيايد. اما نبايد از نظر دور داشت که رعايت اين موضوع علاوه بر اين اينکه دست نويسندگان را تنگ کرده است در مواردي نيز نويسنده را با دغدغه چه نوشتن مواجه ساخته است. به هر حال توجه به اين نکته که زندگي همه اين قهرمانان فراز و نشيب يکساني نداشته، شايد دليلي باشد بر اينکه لزومي در رعايت اين قضيه نباشد. همچنين در نوشتن اين دست آثار نکاتي وجود دارد که نويسنده بايد توجه بيشتري به آن مبزول داشته باشد. از جمله اينکه وقتي مخاطب اثر قشر کودک و نوجوان جامعه است، اين توجه بايد بسيار دقيق تر و مسئولانه تر باشد. به عنوان مثال در نوشتن زندگي اين بزرگان برهيز از درشت نمايي و اغراق و دخيل نکردن نظرات شخصي در اثر بسيار مهم است. چرا که براي اکثر قريب به اتفاق مخاطبان، اين آثار دريچه شروع آشنايي شان با شخص مورد نظر است و حساسيت به اين موضوع که اشنايي درستي در مخاطب ايجاد شود از حساسيت هاي نوشتن در اين عرصه است.

حال سعي مي کنيم به طور مختصر به بررسي اين اثر از زواياي مختلف بپردازيم. داستان به سختي پولاد به نرمي لبخند، در نگاه کلي و اوليه روايتي است خطي و ساده که سير حرکت خود را به صورت زماني معين کرده است. اين ويژگي ساده ترين شکل نوشتن داستان وار زندگي نامه است که البته با در نظر گرفتن حدود سني مخاطبان اثر مي تواند انتخاب درستي باشد. البته کتاب آنچنان به سال هاي کودکي و نوجواني و خانواده شهيد لاجوردي نپرداخته و فتح باب خود را از سال هاي ورود او به مبارزه قرار داده است؛ و به مسائلي از جمله فعاليت هاي سياسي، زنداني شدن، پيروزي انقلاب، جنگ و مسئوليت هاي مختلف پس از آن و در نهايت ترور و شهادت او توسط منافقين پرداخته است. بعضي از اين وقايع با توجه به ماهيتشان و توجه به اين نکته که ممکن است براي مخاطب چذابيت بيشتري داشته باشد، با نگاه تفصيلي تري آورده شده که از آن جمله مي توان مسائل زندان و نيز مسئوليت هاي شهيد لاجوردي پس از پيروزي انقلاب را نام برد. نکته اي که در اين بخش با اهميت به نظر مي آيد همان طور که بالا اشاره شد زمان آغاز و فتح باب داستان است. با توجه به حدود سني مخاطبان اثر و توجه به اين نکته که خواندن خصوصيات و ويژگي هاي دوران کودکي و نوجواني اين قهرمانان از جذاب ترين بخش ها براي اين رده سني است، استفاده از اين ويژگي و بسط آن مي توانست بر جذابيت هاي داستان و مهم تر از آن بر اثر گذاري آن بيفزايد؛ که متاسفانه اين موضوع مورد غفلت واقع شده و حتي اشاره کوچکي نيز به آن نگشته است.

در مورد زمينه داستان نيز نکات قابل ذکري وجود دارد. وجود يک زمينه داستان خوب مي تواند کمک بزرگي در باور پذيري روايت داشته باشد. همچنين دست نويسنده را براي بيان مسائل مختلف باز تر مي کند. در نوشتن زندگي نامه قهرمانان انقلاب و پرداختن به فراز و نشيب هاي زندگي آن ها بسيار کم پيش مي آيد که در واقعيت اين زندگي نتوان زمينه مناسبي را براي بيان داستان پيدا کرد. در اين داستان نيز از همين پتانسيل دروني روايت استفاده خوبي شده است و داستان با اينکه بدليل تلخيص بيش از حد ماجرا ها در ظاهر داراي زمينه هاي مختلفي شده است؛ اما عملکرد مناسب خود را از دست نداده و نويسنده توانسته با توصيفات دلنشين و ساده استفاده مناسبي از اين آن ببرد. به هر حال زمينه داستان به عنوان ابزاري جهت جذب مخاطب و مهمتر از ان حفظ ان، رسالت خود را به خوبي به انجام رسانده است.

توصيفات نويسنده از حوادث و صحنه هاي مختلف داستان هرچند در بعضي موارد بسيار خلاصه شده ( که اين موضوع باعث کم شدن جذابيت داستان مي شود )، اما استفاده از توصيفات روان و واژه هاي ساده و مناسب سن مخاطبان و همچنين واقع گرايي در توصيفات، توانسته به هدف خود برسد و سير منطقي داستان را در تمام مواقع حفظ نمايد. البته گاهي در بعضي از جملات اين احساس به دست مي ايد که نويسنده مخاطب خود را دست کم گرفته و موضوع را خيلي ساده و ابتدايي و دور از ذهن بيان کرده است. البته در واقع نمي توان ديللي ان را دست کم گرفتن مخاطب توسط نويسنده دانست. چرا که کليت اثر را مي توان حتي در سطحي بالاتر از گروه سني هدف نيز در نظر گرفت. همچني موضوع آخر در مورد توصيفات در مرود لزوم بعضي از ان ها است. در چنين خلاصه فشرده اي از زندگي يک قهرمان گاهي با توصيفاتي روبرو مي شويم که بعضا حتي اگر در سير داستان نيز قرار بگيرند، در لزوم اشاره به آن ها ترديد وجود دارد و شايد مي شد گلچين بهتري از حوادث زندگي شهيد لاجوردي داشت.

اشاره بعدي در مورد شخصيت هاي داستان است. البته در مورد شخصيت هاي داستان شايد بتوان به لفظ شخصيت داستان اکتفا کرد. شهيد لاجوردي به عنوان شخصيت اصلي و شايد تنها شخصيت داستان در همه جاي ان حضور دارد و روايت حول محور او و فعاليت هايش پيش مي رود. نويسنده در باز افريني شخصيت شهيد لاجوردي نسبتا موفق بوده و با توجهي که به واکنش هاي او به حوادث و همچنين نوع رفتارش در زندگي عادي، از مسائل مهم تا کوچکترين مسائل داشته است، توانسته شخصيت او را به صورت همه جانبه اي در طول داستان به نمايش بگذارد. در اين امر نيز استفاده از توصيفات روان و مهمتر از آن نگاه غير مستقيم به شخصيت شهيد لاجوردي و بيان نسبتا غير مستقيم سجاياي اخلاقي او بر باورپذير بودن اين شخصيت اثرگذار بوده است. البته توجه به اين نکته در توصيف شخصيتي که وجود خارجي دارد ضروري است که نويسنده نبايد دست به آفرينش شخصيت زده و تخيلات، اصول و نگاه خويش را در آن شخصيت متبلور سازد. در اين جا نويسنده تنها مي تواند با استفاده از خصوصيات شخصيت اصلي دست به باز افريني شخصيت داستاني بپردازد و مهمترين اصل عدول نکردن از ويژگي هاي شخصيت اصلي است. نکته ديگر در مورد ساير شخصيت هايي است که در روايت حضور دارند. البته از نظر اصول داستاني شايد نتوان انها را به عنوان يک شخصيت مورد بررسي قرار داد. چرا که اکثر آنها حضور بسيار کوتاه و يا کمرنگي در کل داستان دارند. در يک دسته بندي کلي اين شخصيت ها را مي توان به دو دسته تقسيم کرد. دسته اول شخصيت هايي هستند که هرچند پر رنگ در داستان حاضر مي شوند، اما مدت حضورشان بسيار کوتاه است. دسته دوم نيز شخصيت هايي هستند که هرچند حضور ممتدي در داستان دارند ( از ان جمله افراد خانواده شهيد لاجوردي )، اما اين حضور بسيار کمرنگ است. در کل تمام اين شخصيت ها در خدمت آفرينش شخصيت اصلي داستان به کار گرفته شده اند و در نهايت مي توان گفت نويسنده در طراحي و نگارش زمينه و شخصيت هاي داستان ( اوردن اين دو در کنار هم به دليل نزديکي بسيار آن ها به يکديگر و اثرات متقابلشان است ) عملکرد نسبتا موفقي داشته است.

زاويه ديد داستان نکته قابل بحث ديگري در اين اثر است. قبلا اشاره کرديم که اثر توانسته زمينه مناسبي براي بيان روايتش ايجاد کند. توجه به اين نکته که زاويه ديد داستان و راوي داستان تاثير مستقيمي روي ساخت زمينه داستان دارد، بررسي زاويه ديد اين اثر را اجتناب ناپذير مي کند. در اين زمينه، نويسنده با انتخاب زوايه ديدي يک بعدي و استفاده از داناي کل در بيان داستان هرچند تاثير مثبتي روي راحتي خوانش داستان و نيز فهم ساده ان براي مخاطبان داشته است؛ اما اين موضوع تا حدودي به کسل کننده شدن داستان انجاميده و بيش از پيش داستان را به روايتي خطي و زندگينامه اي تبديل کرده است. اين موضوع تا حدودي از جذابيت هاي داستاني اثر کاسته که اين مضووع امتيازي منفي براي نويسنده محسوب مي شود. نويسنده مي توانست با باز آفريني راوي هاي مختلف، استفاده از حديث نفس، استفاده بيشتر از ديالوگ در داستان و... به جذابيت بيشتر داستان کمک کند. هرچند در اين حجم کم انتظار استفاده از تمامي اين تکنيک ها بيهوده است؛ اما استفاده از يکي از آن ها نيز دست کم گرفتن مخاطب را القا مي کند و در زمانه اي که کودکان و نوجوانان مورد حجوم رسانه هاي مختلف ديداري و شنيداري هستند، اثر راه سختي را در جاي دادن خود در زمان مطالعه اين گروه سني دارد.

و اما چند نکته کوچک ديگر: اشاره کرديم به استفاده نويسنده از کلمات ساده و روان و بالا رفتن قابليت درک داستان و در نهايت ساده نويسي. استفاده زياد از اين ويژگي گاهي باعث شده که بهترين کلمات ممکن به کار نروند. کلمات و همچنين نوع بکار بردن آنها مي توانند اثر بزرگي روي قوي تر شدن متن داستان داشته باشند. اضافه کردن بار عاطفي به داستان، القاي حس رنج و درد، تنهايي، شادي و.... از ويژگي هايي است که بستگي زيادي به کلمات دارد. از اين نظر اين اثر مي توانست پر بارتر و جذاب تر باشد. يکي ديگر از دغدغه هاي تبديل زندگي نامه به داستان اين است هرچقدر که در زندگي نامه بايد وقايع را به دقت تمام نوشت، در داستان بهتر است که آنها را نشان داد. چرا که در بعضي قسمت هاي داستان مخاطب با متوني در سياق کاملا زندگي نامه اي مواجه مي شود.. نکته ديگر اين است که ويژگي اين داستان ها ناگزير باعث منبر رفتن نويسنده مي شود و داستان حالت پند و نصيحت مي گيرد. کاش فراموش نکنيم که مخاطب شخصي باهوش است و همه چيز را نبايد برايش توضيح داد. يکي ديگر از از نکاتي که در اين اثر به چشم مي خورد استفاده زياد از افعال نقل قول است که بعضي از ان ها را مي شد به صورت بيان حالات و احساس به مخاطب منتقل کرد. و آخرين نکته در مورد شروع و پايان داستان کلي و هر فصل به صورت جداگانه است. اين که علت پايان فصل در اين نقطه از داستان چه بوده است. آيا اين پايان مخاطب را براي خواندن فصل بعدي ترغيب مي کند؟ و... که در اين مورد مي توان عملکرد نويسنده را در کل موفق دانست و هچند که اشاره کرديم مي شد شروع داستان به سال هاي ابتدايي تر زندگي شخصيت شهيد لاجوردي بازگردد؛ اما داستان به پايان مناسبي ختم شده است و همچنين فصول شيوه مشابهي در شروع و پايان داشته اند. قابل تقدير است که هيچ بخشي از اين زندگي نامه بيش از حد طولاني نشده و از هيچ بخشي نيز سرسري عبور نشده است و در کل مخاطب نه حادثه اي را از دست مي دهد و نه انقدر در حادثه اي مي ماند که از آن زده شود.

در نهايت بايد گفت داستان به سختي پولاد به نرمي لبخند، داستاني است که در اندازه هاي خود توانسته موفق باشد و هرچند نقطه ضعف هايي بر ان مترتب است ( که اين بررسي نيز بيشتر بر روي آنها تمرکز کرد ). اما نقاط قوت خوبي نيز دارد که آن را براي گروه سني کودک و نوجوان جذاب مي کند. ساسان ناطق توانسته در حجم کمي و با محدوديت هاي خاص اين گونه نوشتن، داستان شهيد سيد اسدالله لاجوردي را به خوبي به روايت درآورد. در اين گونه کار ها که طرح داستان از پيش ريخته شده است و نويسنده بايد بر اساس آن طرح و با وفاداري کامل به شخصيت، اصول اخلاقي، تفکرات و نگاه فرد مورد نظر داستان و از آن مهمتر توجه به حوادث آن روزگار به نوشتن بپردازد؛ نويسنده توانسته با نسبت خوبي به اين موارد وفادار بماند و تنها با استفاده از فنون داستان نويسي و خلاقيت هاي فردي روايت جذابي را بي آفريند.که اين مسئله اميدواري ارائه کارهاي قوي تر را در آينده از سوي او بيشتر مي کند. اميد ان مي رود که در انتهاي شانزده امين داستان از مجموعه قهرمانان انقلاب مخاطب کودک و نوجوان اثر بتوانند علاوه بر جذابيت هاي داستاني آن، فارق از هرگونه نگاه دسته بندي شدي و جهت دار، به برداشت هاي اخلاقي از شخصيت و زندگي شهيد اسدالله لاجوردي دست يابند. که در صورت حصول چنين نتيجه اي ( که آنچنان هم دور از ذهن نيست ) مي توان گفت که اثر کارکرد خود را داشته و تلاش مسئولان امر سازمان و دست اندرکاران و نويسنده آن نتيجه داده است. با اميد موفقيت هاي بيشتر و ادامه مسير در اين راه پر ارزش. انشاالله.

 

 

سه‌شنبه 18 خرداد 1389 - 9:26


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری