پنجشنبه 26 مرداد 1396 - 19:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

حجت‌الاسلام مسعود صفي ياري
مديركل تبليغات اسلامي استان كردستان

 

جنگ فرهنگي و وظايف ما

 

 

 

 

يكي از ويژگي‌هاي منحصر به فرد انقلاب شكوهمند اسلامي ايران، اين است كه پيروزي اين انقلاب و حاكميت فرهنگ و ارزش‌هاي اسلامي نه بر اثر فعاليت احزاب، سنديكاها و اتحاديه‌ها، و نه مرهون حركت‌هاي به اصطلاح نظامي و مسلّحانه­اي از قبيل تشكيل جبهۀ آزادي­بخش متأثر از جريانات چپ و ماركسيستي بود بلكه شعارها و آرمان‌هاي انقلاب ريشه در اعتقادات ديني و ارزش‌هاي اسلامي مردم داشت و خط مشي مبارزاتي و اصول حاكم بر آن نيز از آموزه‌هاي اسلامي سرچشمه مي‌گرفت.

در جريان هشت­سال دفاع مقدّس نيز كه به سرافرازي ملّت نجيب و مقاوم ايران انجاميد، در كنار ساير عوامل  مهم‌ترين عامل پيروزي ايران اسلامي بر جهان كفر و دشمنان بين‌المللي همانا برخورداري از فرهنگ عاشورايي و تمسّك به قرآن کريم و عترت و فرهنگ اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) بود.

بنابراين ماهيت فرهنگي انقلاب اسلامي در ذات آن نهفته است و شاخص تعيين­كنندۀ اين حركت مردمي، همراهي و اعتماد آنان به مرجعيت شيعه و روحانيون بيدار بخصوص بنيان­گذار جمهوري اسلامي، حضرت امام خميني (رحمت الله تعالي عليه) بود و به تعبير فيلسوف شهيد استاد مرتضي مطهري (رحمت الله تعالي عليه)؛ «نداي امام از قلب فرهنگ و از اعماق تاريخ و از ژرفاي روح اين ملّت برخاست، مردمي كه در طول چهارده قرن حماسۀ محمد(ص)، علي(ع)، زهرا(س)، حسن(ع)، حسين(ع)، زينب(س)، سلمان، ابوذر و صدها شخصيت اسلامي ديگر را شنيده بودند و اين حماسه‌ها با روحشان عجين شده بود بار ديگر همان نداي آشنا را از حلقوم اين مرد شنيدند. علي(ع) و حسين(ع) را در چهرۀ او مشاهده كردند. او را آيينۀ تمام­نماي فرهنگ و هويت اسلامي خود كه تحقير شده بود، ديدند. مردم در امام ذوب شدند و امام در برابر اين لبيك بزرگ تاريخي چه كرد؟ او به اين ملّت گمنام شخصيت داد.»[1]

عظمت انقلاب اسلامي و شخصيت فوق‌العادۀ حضرت امام (رحمت الله تعالي عليه) به حدّي بود كه دوست و دشمن را متحيّر ساخت. يكي از روزنامه‌هاي عرب­زبان تحليل خود را از رهبري حضرت امام(ره) چنين ارائه كرد: «خميني شرق را سرگردان و حيران نمود، غرب را به تنگنا افكند، جهان عرب را به تكاپو و سختي انداخت و خود مسئلۀ روز جهان گرديد».

ريچارد نيكسون رئيس جمهور اسبق آمريكا مي‌گويد: «هيچ شكي وجود ندارد كه آيت­الله خميني يك انقلاب فكري و حقيقي به وجود آورد و ايرانيان آن را با عشق، علاقه و تعهد در آغوش كشيدند».

طبيعي بود كه با وقوع انقلابي كه از جنس ديگري بود و منافع ابرقدرتان و سلطه­گران استعماري را هدف قرار داده و فرهنگ منحط غربي را به چالش كشيده بود، دشمن نيز آرام ننشيند و از تمام توان و سرمايه‌هاي خويش براي جلوگيري از رشد، نفوذ، توسعه و ثبات اين انقلاب نوپا بهره گيرد. توطئه‌هاي متعددي همچون تدارك كودتاها، دخالت نظامي، تجهيز گروهك‌هاي مسلّح براي ترور شخصيت‌هاي نظام و ايجاد رُعب و وحشت در جامعه، تحميل جنگ هشت­ساله و... بخشي از برنامه‌هاي دشمن با هدف نابودي و انحراف انقلاب اسلامي بود. با اين همه نه تنها كمترين سودي براي آنان نداشت، بلكه استحكام،‌ نفوذ و ثبات انقلاب سرعت بيشتري گرفت.

اينجا بود كه دشمن در شيوه‌هاي مقابله و براندازي تجديد نظر كرد و روند جديدي از مبارزه با نظام جمهوري اسلامي را شروع نمود و آن تقويت و محوريت جنگ فرهنگي بود. البته جنگ فرهنگي دشمن با اسلام و مسلمانان تازگي ندارد بلكه داراي سابقه‌اي ديرينه است اما با پيدايش انقلاب اسلامي و بالاخص با شكست دشمن در هشت­سال تجاوز نظامي همه­جانبه به ايران، وارد مرحله جديدي شد و محوريت يافت.

دشمن به اين نتيجه رسيد كه مبارزه با جمهوري اسلامي ايران راهكار نظامي و حتّي اقتصادي ندارد بلكه بايد از مسير فرهنگي وارد شده و ماهيت اصلي انقلاب را نشانه رود چرا كه تغيير فرهنگ هر ملّتي، موجب تغيير ساختار و سياست‌هاي حاكميت آن كشور و نهايتاً تغيير نوع حكومت هر چند در درازمدّت مي‌گردد. لذا در كنفرانسي كه با موضوع مقابله با مذهب تشيّع و انقلاب اسلامي ايران با حضور تعدادي از مقامات نظامي و امنيتي آمريكا و ده­ها تن از پژوهشگران آمريكايي و صهيونيستي برگزار شد، برنامه‌اي ده ماده‌اي شامل ترويج فساد، توزيع گستردۀ مواد مخدر، رشوه­خواري، اشاعۀ فرهنگ پوچ­گرايي و... تصويب گرديد.[2]

يكي از ضد انقلابيون فراري همكار با سيا و مشاور فرهنگي پنتاگون در رابطه با راهكار مقابله با انقلاب اسلامي چنين مي‌گويد: «بايد روي كودتا، قلم قرمز كشيد زيرا با وجود حمايت‌هاي مردمي از جمهوري اسلامي، امكان كودتا وجود ندارد. موج نظامي و جنگي مسلّحانه هيچ فايده‌اي ندارد، بايد مردم را برانگيخت».[3]

"ديويد كيو" مأمور سازمان سيا در ديدار با برخي عناصر ضد انقلاب مي‌گويد: «مهم‌ترين حركت در براندازي جمهوري اسلامي، تغيير فرهنگ جامعۀ فعلي ايران است و ما مصمّم بر آن هستيم».[4]

 همچنين "شجاع­الدين شفا" نويسنده و ضد انقلاب فراري و معاون وزير دربار رژيم منحوس پهلوي چنين اظهار نظر مي‌كند: «اصولاً استراتژي جديد ما، مبارزۀ فرهنگي است. ما بايد بينش مردم را عوض كنيم تا جمهوري اسلامي ساقط شود».[5] يكي از عناصر ضد انقلاب فراري مي‌گويد: «با سلاح فرهنگ، بهتر مي‌توان به جنگ نظام رفت، ... آن‌هايي كه در جست­وجوي راه خروج از وضعيت كنوني هستند بايد بيشتر از هر چيز به مبارزۀ فرهنگي توجه كنند».[6]

 و يكي ديگر از عناصر ضد انقلاب فراري مي‌گويد: « اگر مبارزه با نظام را صد كيلومتر فرض كنيم، از كيلومتر صفر تا 95 بايد فعاليت‌هاي فرهنگي، سياسي و تبليغاتي باشد».[7]

 آري، دشمن متوجه شده كه بايد عقبۀ نظام را بمباران كند و عقبۀ نظام همان اعتقادات، ايمان و ولايت­مداري مردم است. بر اين اساس، جنگ سرد يا همان جنگ فرهنگي رسماً در دستور كار قرار گرفته است. البته با ويژگي‌هاي خاص و شيوه‌اي بسيار نرم، كاملاً آرام، آهسته، با نفوذ در شيوه‌هاي زندگي مردم و با هدف تسخير و تصرّف فكر، انديشه و روح مردم.

در اين روش آن قدر روي باورها و انديشۀ افراد كار مي‌شود تا باور و فكر آنان با باور و فكر دشمن يكي شود و در نتيجه، آن­گونه فكر كنند، كه دشمن مي‌خواهد، آن گونه زندگي كنند، كه دشمن برايشان ترسيم كرده است. آن‌گونه سخن بگويند، كه دشمن به آنان تلقين كرده است. آن گونه بپوشند، كه از آن سوي مرزها تصميم گرفته‌اند و بدين ترتيب كشور به تصرّف دشمن در مي‌آيد بدون آنكه حتّي يك گلوله شليك شده باشد.

بي­دليل نيست، يك روز كنگرۀ آمريكا بودجۀ چند صد ميليارد دلاري براي تقويت حضور نظامي آمريكا در منطقۀ خاورميانه تصويب مي‌كند و روزي هم بودجه‌هاي آن­چناني براي فعاليت‌هاي نرم فرهنگي، هنري و رسانه‌اي و به خدمت درآوردن ذهن و فكر انديشمندان و نفوذ در جامعۀ ايراني تدارك مي‌بيند.

جنگ امروز، جنگ تصرّف مغزها و استحالۀ انديشه­هاست و دشمن، ايمان و اعتقاد مردم، بخصوص جوانان را هدف قرار داده است و او براي نيل به اين هدف شوم، از تمامي ابزارهاي ممكن استفاده مي‌كند.

امروز تكنولوژي و رسانه در خدمت اهداف پليد استعمار است. امروز مُد و مُدگرايي، اسباب بازي، كتاب و نشر، قوانين و مقررات بين­المللي مانند حقوق بشر و...، ورزش، هنر و اقتصاد همه و همه با كاركرد فرهنگي و تبليغي و در راستاي جنگ فرهنگي دشمن عليه نظام اسلامي بكار گرفته مي‌شود.

هويت­زدايي، هويت­سازي مجعول، فروپاشي از درون، ترويج انديشۀ سكولار، القاء يأس و نااميدي در بين مردم بخصوص جوانان، شكستن قداست­ها و حرمت‌ها، القاء ناكارآمدي دين، دين­زدايي، اباحه‌گري، ترويج فرقه‌هاي منحرف، اختلاف­افكني، اشاعه و ترويج تفكرات اغراضي، ايجاد سرگرمي‌هاي شيطاني براي جوانان از راه‌هاي مختلفي همچون تلفن همراه،‌ اينترنت، ماهواره و... بخشي از توطئه‌هاي فرهنگي دشمن به شمار مي‌آيد.

امروز فرقه‌هاي ضالّه‌اي همچون وهابيت، بهاييت، شيطان­پرستان، پوچ­گرايان و... به شدّت در حال فعاليت و گمراه كردن مردم هستند. امروز خردسالان ما با بسته‌هاي به ظاهر فرهنگي­اي رشد و نمو مي‌كنند كه حاوي فيلم‌هاي آمريكايي مضر و يا فيلم‌هاي دارندۀ پيام‌هاي نامتناسب با شرايط سني و روحي مخاطبين مي‌باشد. امروز اسباب بازي‌هاي غربي با پيام‌هاي ضد فرهنگي حرف اول را براي كودكان و نوجوانان مي‌زند.

امروز بلوتوث‌هاي مستهجن تلفن‌هاي همراه سرگرمي رايج جوانان و نوجوانان ما شده است. امروز دانشگاه‌هاي ما،‌ خوابگاه‌هاي ما، خيابان‌ها و... عرصۀ تهاجم شديد فرهنگي دشمن شده است. بي­حجابي و بدحجابي و مدرنيته، بلاي جان جامعه شده و فرهنگ ديني را به چالش كشانده است.

چه كسي مي‌تواند ادعا كند «هنر» امروز به تمام معنا در خدمت فرهنگ ديني است؟! چه كسي مي‌تواند ادعا كند «سينما» متناسب با اهداف عالي فرهنگي و معنوي نظام است؟! مگر نه اينكه رهبر بيدار و تيزبين انقلاب حضرت آيت­الله خامنه‌اي (مدظله العالي) با درك عميق واقعيت‌هاي جامعه و شناخت دقيق توطئه‌هاي دشمن از سال‌ها پيش اين خطر بزرگ را گوشزد كرده و به كرات آن را تبيين و تشريح فرمودند؛ اما كو گوش شنوا؟!

رهبر فرزانۀ انقلاب به عنوان فرماندۀ عالي جبهۀ فرهنگي انقلاب بارها به مسئولان و مردم هشدار داده و سعي در ايجاد دغدغه و حساسيت بيشتر مسئولان و ترويج نگاه جبهه‌اي به مقولۀ فرهنگ در جامعه نمود­ه­اند اما متأسفانه سخنان و ايده‌هاي ايشان هم همانند خودِ فرهنگ مظلوم واقع شد. ايشان به صراحت بحث جنگ فرهنگي دشمن عليه نظام را مطرح كرده و فرمودند:

«ايمان مردم يك هدف اصلي در مبارزۀ فرهنگي دشمن است».[8]

«براي به زنجير كشيدن يك ملّت هيچ چيزي ممكن‌تر و سهل‌تر از اين نيست كه قدرتمندان عالم بتوانند باورهاي آن ملّت و كشور را بر طبق نيازهاي خودشان شكل دهند».[9]

«من معتقدم محافظه­كاري و اكتفاي به آنچه داريم و نداشتن همّت بلند و بلندپروازي در همه زمينه‌هاي فكري و فرهنگي، قتلگاه انقلاب است».[10]

و در فرازي ديگر خطاب به دانشجويان اظهار داشتند: «...سنگربان اين سنگر شماييد، مواظب باشيد خاكريزهايتان سُست نشود، دائم خاكريزهايتان را ترميم كنيد. خاكريزها، خاكريزهاي فرهنگي و فكري است. اين­ها را ترميم كنيد».[11]

«امروز دشمن بيشترين همّت خود را در تهاجم فرهنگي گذاشته است. من به عنوان يك آدم فرهنگي اين را عرض مي‌كنم نه به عنوان يك آدم سياسي،‌ الآن كارزاري برپاست، شوخي نيست. جنگ نظامي تمام شد، الآن يك كارزار فرهنگي، فكري و سياسي در جريان است... اينكه ما مكرر گفته‌ايم و مي‌گوييم كه توطئۀ فرهنگي در جريان است و من آن را با عيان و در مقابل خودم مشاهده مي‌كنم، متكي به استدلال است. شعار نمي‌دهم، امروز دشمن با شيوه‌هاي بسيار زيركانه‌اي در حال يك جنگ تمام­عيار فرهنگي عليه ما است».[12]

مقام عظماي ولايت با هشدار به مسئولان دردمندانه مي‌فرمايند: «خلاصۀ مطلب اينكه آقايان؛ نسل جوان در حال تباه شدن تدريجي به وسيلۀ دشمن است، ما بايد نگذاريم، بايد نسل جوان را حفظ كنيم».[13]

و در فرازي ديگر با تحليل اوضاع فرهنگي كشور، مسئولان را به تعميق و هوشياري بيشتر و عمل­گرايي جدّي‌تر فراخوانده و مي‌فرمايند: «نبرد فرهنگي را بايد با مقابله به مثل پاسخ داد. مسئولان فرهنگي كشور و كارگزاران امور فرهنگي، سربازان اين ميدان هستند كه بايد با چشماني باز به شناسايي وضعيت دشمن پرداخته و با فرمان بردن از فرماندهي فرهنگي به مقابله با توطئه‌ها و فريب‌هاي استكبار برخيزند».[14]

اينكه مقام معظّم رهبري (مدظله العالي) گاهي نسبت به تهاجم و شبيخون فرهنگي هشدار داده و گاهي قتل عام فرهنگي و ناتوي فرهنگي را متذكر شده و زماني از مهندسي فرهنگي و تدوين نقشۀ جامع فرهنگي كشور سخن مي‌رانند، همه و همه حاكي از دغدغۀ جدّي و اساسي ايشان و نگراني عميق معظّم له از اوضاع فرهنگي كشور در جنگ فرهنگي است.

اكنون با عنايات الهي و تفضلات حضرت ولي عصر (عجّل الله تعالي فرجه الشريف)، بيش از سي­سال از پيروزي انقلاب شكوهمند اسلامي مي‌گذرد. ديگر زمان آن رسيده كه مسئولان فرهنگي، وقوع جنگ فرهنگي را باور كنند و با ساماندهي دقيق جبهۀ فرهنگي انقلاب و تعيين استراتژي و برنامه‌هاي كاربردي و متناسب با روز، نسبت به رفع دغدغه‌هاي مقام معظّم رهبري و همچنين رفع و دفع توطئه‌هاي فرهنگي دشمن اقدام كنند.

عرصۀ فرهنگ، امروز به تحرك و پويايي بيشتر نياز دارد. برنامه­ريزي فرهنگي بايد به صورت فعال و نه منفعلانه، مبتكرانه و نه سطحي­نگر، انديشمندانه و نه كليشه‌اي صورت بگيرد. وقت آن رسيده آرايش جامعه، آرايشي متناسب با ماهيت ديني گردد و آثار و لوازم نگاه جبهه‌اي به عرصۀ فرهنگ، همه جا ملموس و مشهود گردد، آثاري همچون؛ مرزبندي و شناخت دقيق نيروهاي خودي و غير خودي، كنار گذاشتن اختلافات، استفاده حداكثري از امكانات و ظرفيت‌ها، افزايش حساسيت و انگيزه در مقابل تحركات جبهۀ معارض، تدارك عمل و عكس‌العمل مناسب (تك و پاتك)، بسيج امكانات و تدارك عِده و عُده متناسب با نياز در جبهۀ فرهنگي و نهايتاً گوش به فرمان بودن و اطاعت عملي از فرماندهي عالي فرهنگي.

 

ما مي‌توانيم

به تعبير حضرت امام خميني (رحمت الله تعالي عليه)، ما مي‌توانيم، كشوري كه برخوردار از آموزه‌هاي غني و جامع اسلام و نظام جمهوري اسلامي به عنوان منبع غني فرهنگي و انديشه‌هاي ناب اخلاقي است، كشوري كه برخوردار از نعمت ولايت اهل بيت (عليهم السلام) و در استمرار آن ولايت فقيه است، كشوري كه رهبري فرزانه و انديشمند و مسئولان خدوم و مردمي متديّن و ولايت­مدار دارد بايد بتواند و خواهد توانست با استفاده از تجربيات و عقبۀ سي و چند سالۀ انقلاب اسلامي در جنگ فرهنگي نيز همچون عرصه‌هاي ديگر اقتدار، عزّت و سرافرازي خود را به نمايش گذاشته و فرهنگ منحط و فاسد حاكم بر دنياي امروز را به چالش بكشاند. يادمان نرود که رهبر معظّم انقلاب سال 1389 را سال «همّت مضاعف و کار مضاعف» نام­گذاري کرده­اند و بهترين بستر براي اين امر، عرصۀ فرهنگي است.  

 

پي­نوشت

پيرامون انقلاب اسلامي؛ ص122.

 2ـ توطئه‌هاي استكبار جهاني.

 3ـ هويت؛ ص55.

 4ـ نفوذ و استحاله؛ ص26.

 5ـ همان.

6ـ همان.

 7ـ هويت؛ ص55.

 8ـ 20/2/77.

9ـ همان.

 10ـ همان.

 11ـ 19/12/79.

 12ـ 25/6/70.

 13ـ حديث ولايت؛ ج8؛ ص320.

 14ـ 12/2/69.

 

 

يكشنبه 16 خرداد 1389 - 10:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری