شنبه 29 مهر 1396 - 8:38
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ضياء آراسته

 

غير از همت خودم مشوقي نداشتم

 

گفتگو با استاد حميد هروي، مدرس قرآن

 

اين‌بار مهمان وكيل پايه يك دادگستري مشهد هستيم. استاد حميد هروي معتقد است هيچ قاري‌اي در كشور تا به حال به سرعت او نتوانسته است مراحل صوري موفقيت را طي كند. هروي اكنون هم به حرفه وكالت مشغول است و هم به عنوان يك مدرس قرآن در رشته تلاوت (صوت و لحن) به صورت تخصصي در شهر مشهد مشغول به تدريس است. وقتي با او ملاقات كردم بسيار عجله داشت. علت را قرار ملاقات با يكي از موكلان اعلام كرد.

هروي از سنين طفوليت و زير نظر پدرش با قرآن مأنوس مي‌شود: تابستان‌ها به مكتب‌خانه‌هاي محلي مي‌رفتم و از سن 7 سالگي بود كه زير نظر استاد كاظم حسن‌زاده به صورت حرفه‌اي آموزش قرآن را شروع كردم. سال 66 اولين بار در مسابقات كشوري شركت كردم و به عنوان نماينده استان خوزستان به مقام اول دست پيدا كردم. پس از آن تا سال 70 به صورت مستمر شركت مي‌كردم. در سال 67 به مقام سوم رسيدم و در سال 70 نفر اول و كانديداي حضور در مسابقات بين‌المللي شدم. اما چون در سال 69 نيز آقاي منصوري به دليل جنگ عراق و كويت نتوانسته بودند در مسابقات بين‌المللي شركت كنند داوران تصميم گرفتند بين بنده و ايشان يك مسابقه برگزار كنند كه برنده اين مسابقه به مسابقات بين‌المللي اعزام شود، بنابراين مجبور شدم در يك روز در دو سه مسابقه شركت كنم. صبح در مسابقات تلاوت شركت كردم، ظهر در مقدماتي كشوري و بعدازظهر نيز با استاد منصوري مسابقه دادم كه پيروز اين مسابقه من بودم و به عنوان منتخب حضور در مسابقات بين‌المللي قرآن كريم در سال 70 شناخته شدم كه در ميان 33 كشور نيز به مقام اول دست پيدا كردم.

بزرگترين مشوق هروي خودش است چرا كه مي گويد: غير از همت خودم مشوقي نداشتم.

هروي به دليل علاقه بيش از حدش به صداي خوش گاهي آواز هم مي‌خواند: من كلاً به صداي خوش علاقه دارم و حتي آواز هم مي‌خوانم. يك دوره كامل رديف را طي كرده‌ام و حتي تدريس آواز هم مي‌كنم. در كنار يكديگر، هم قرآن آموزش مي‌دهم و هم آواز. خانواده‌ام علاقه‌مند بودند كه فرزندانشان قرآني شوند و من نيز بنا بر اين اعتقاد راهم را به سوي قرآن پيدا كردم و فرد قرآني خانواده شدم.

وي از ناآگاهي مردم پيرامون قواعد خواندن قرآن گله‌مند است: مردم كشورمان با خواندن قرآن آشنا هستند، اما قواعد را رعايت نمي‌كنند. البته در شهر ما مشهد مردم با آداب و - حتي مي‌توان گفت- با قواعد خواندن قرآن هم آشنايي دارند. به نظرم مشهد با ديگر شهرهاي ايران از اين نظر تفاوت زيادي دارد. در اين شهر، پولدار و فقير، همگي به دنبال آموزش قرآن و فراگرفتن قواعد تلاوت هستند. الان هم مثل قديم نيست كه كسي دسترسي به قواعد خواندن قرآن نداشته باشد؛ الان شيوه‌هاي بسيار بهتري وجود دارد و كمتر وقت مردم تلف مي‌شود.

وكيل پايه يك دادگستري روش تدريس خودش را اينگونه تشريح مي‌كند: من به صورت آكادميك تدريس مي‌كنم. طبق طرح دروس به دانش‌آموزان تدريس مي‌كنم. البته اين را بايد بگويم كساني كه در اين كلاس‌ها شركت مي‌كنند از سطح متوسط قرآن بالاترند و با قواعد اوليه قرآن كاملاً آشنا هستند.

هروي با وجود اينكه در اين رشته تحصيل نكرده اما چون تحصيلات دانشگاهي داشته است با سرفصل‌هاي آموزشي آشنا و به كارش مطمئن است. هروي قاريان امروز را فن‌زده مي داند و ادامه مي‌دهد:  درست است كه تلاوت تابلوي ورود به فعاليت‌هاي قرآني است، اما نبايد به صورت صرف به آن پرداخته شود. تلاوت مانند يك نماي ساختمان است، قاريان بعد از اينكه در اين زمينه تبحر كافي را كسب كردند بايد تغيير مسير بدهند و به فراگيري فن تلاوت و قرائت بپردازند. پرداختن به متد و آهنگ اشكال ندارد، اما اين مسئله بايد وسيله‌اي براي عمق بخشيدن به فهم قاري باشد. سليقه افراد هم مختلف است. همان‌گونه كه گفتم اين به يك نماي ساختمان مي‌ماند و بايد به اين فن به صورت علمي نگاه بشود.

وقتي به او مي‌گوييم اين موضوع يك اصل شده است سريعاً  نفي مي‌كند كه: نه، اگر اصل بود بايد يك ظهور بيروني داشت. الان همه حتي يك كودك هم با دستگاه‌هاي موسيقي آشناست و مي‌داند كه سه دستگاه- چهار دستگاه در تلاوت قرآن يعني چه. اما نبايد به آن بيش از حد بها داد.

اين استاد ممتاز كلاً به جريان داوري‌هاي مسابقات معترض است و به گذشته و حال هم كاري ندارد: فرقي نكرده است، همان افرادي كه در گذشته داوري مي‌كرده‌اند الان هم داوري مي‌كنند. معيارها و مدرك‌ها همان معيارهاي گذشته است و بايد گفت متأسفانه حتي معيار درستي هم براي داوري‌ها نه وجود داشته و نه دارد. اگر معياري هم بود داوران اين معيارها را بر اساس سلايق و علايق خود تنظيم و در جهت توجيه نظراتشان استفاده مي‌كردند. شما توجه كنيد داوري كه اصلاً كسي تا به حال صدايش را نشنيده است مي‌آيد و از زواياي لحن و دستگاه‌هاي موسيقي صحبت مي‌كند. در صورتي كه عده‌اي از قاريان خوب و ممتاز بين‌المللي با 20 سال سابقه تلاوت و فعاليت‌هاي اجرايي بايد كنج خانه بنشينند و اين داوري‌ها را تماشا كنند و حرص بخورند. معياري براي داوري وجود ندارد. حتي گاهي با ورود و خروج يك شركت‌كننده معيارهاي داوري هم تغيير مي‌كند. شما اسم اين را چه مي‌گذاريد؟ داوران بلد نيستند معيارها را اجرا كنند. نظرات سليقه‌اي است. هركس بر اساس سليقه خودش داوري مي‌كند و اصلاً معيار معني خود را از دست داده است.

وي قاري را براي ما اينگونه تعريف مي‌كند: قاري دو جنبه دارد، يا بايد گفت از نظر شخصيتي چگونه فردي است كه به نظرم بايد شخصيت قرآني داشته باشد و با قرآن مأنوس باشد و حداقل قرآن در او تبلور داشته باشد، و از نظر تكنيكي هم بايد به همه ظرايف و نكات فن قرائت آگاهي داشته باشد.

وي ادامه مي‌دهد: اكثر قاريان با قرآن ارتباط دارند، اما الان ديگر براي برخي از قاريان ما پرداختن به تجويد و آهنگ مقداري كم و كوچك است و اين افراد بايد دنبال كشف و پي‌بردن به معاني عميق قرآن باشند.

هروي مي‌گويد: شايد يك هفته اصلاً‌ قرآن نخوانم و يك هفته هر روز بخوانم.

اما اين شيوه را دليلي بر عدم مؤانست با قرآن نمي‌داند: اگر منظور شما اين است كه هر روز به قرآن سر بزنيم و آن را باز كنيم و بخوانيم كه اين كار هر روز من است. اما از نظر مطالعه حرفه‌اي قرآن شايد يك هفته هم نخوانم و اين دليل بر مأنوس نبودن من نمي‌تواند باشد. من علاوه بر كار حقوقي حداقل‌ هفته‌اي چند جلسه به آموزش قرآن مي‌پردازم و در طول هفته هميشه با قرآن سر و كار دارم.

وي پرداختن به رشته وكالت را اتفاقي كاملاً تصادفي مي‌داند، اما معتقد است رشته تحصيلي او ارتباط مستقيم با قرآن  و مفاهيم آن دارد: قرآن يكي از منابع مسلم و اصلي كار ماست. به طور كلي قانون و فضاي قضايي كشور بر اساس قرآن چيده شده است و اكثر قوانين ما برگرفته از قرآن است. براي من آشنايي با قرآن بسيار موثر بوده است. وقتي مي‌خواهم از كسي دفاع كنم بستگي به نوع حمايت و خواست موكّلم به قرآن مراجعه مي‌كنم تا مگر آيه‌اي پيرامون و مرتبط با آن نوع خاص را بتوانم بيابم و از ترجمه آن در محكمه استفاده كنم. اين يك امر طبيعي و جزء اصول اوليه كارم است. رجوع مي‌كنم و دنبال اين هستم كه بدانم آيا آيه‌اي مرتبط با موضوع مورد دفاع من وجود دارد يا خير، و اين تأثير گرفتن بسيار اتفاق افتاده است.

وقتي مي‌پرسيم فراگيري قرآن تا چه ميزان بر ذهن و روح حميد هروي تأثير گذاشته است، جواب مي‌دهد: يك اعتماد به نفس بسيار بالا به من داده است. اينكه من به عنوان وكيلي كه با قرآن هم مأنوس است مي‌توانم جلوي هزاران نفر بايستم و قرآن را تلاوت كنم و در كارم از آيات خداوند استفاده كنم و جان و مال آدم‌ها را نجات دهم، بهترين لطف پروردگار در حق من است.

هروي وقتي يك قرائت عالي گوش مي‌دهد به شدت از آن لذت مي‌برد چرا كه كلاً‌ از صداي خوش لذت مي‌برد. وي همچنين در كنار خواندن، به ترجمه قرآن نيز دقيق مي‌شود؛ مي‌گويد: ترجمه بسيار مهم است. هرچقدر شما ترجمه آيه را بهتر بفهميد در لحن خواندن شما تأثيرگذار خواهد بود. وقتي مي‌داني براي چه و چرا مي‌خواني، مطمئناً از كار خودت راضي‌تر هستي. ديگر از ما گذشته است كه قرآن را تنها براي لحن و آهنگ تلاوت كنيم، بنابراين به كار ترجمه هم مي‌پردازم.

حميد هروي، مصطفي اسماعيل را براي صوت و لحن و منشاوي را به خاطر تكنيك بالايش به شدت دوست دارد. همچنين سبك قرائت خودش را با توجه به فضا و زمان و مكان تعريف مي‌كند: سبك قرائت من بستگي به فضا و زمان و مكان تلاوت دارد، همچنين به نوع آيه نيز مربوط است.

تعريف قرآن از زبان حميد هروي قاري ممتاز كشور معجزه مهرورزي و محبت بيان مي‌شود‌. تلاوت قرآن بهترين روش براي مهرورزي، محبت و خدادوستي است.

منزل هروي پر از كتاب خداست و به قول خودش روي تمام طاقچه‌ها نه تنها يكي بلكه چندين قرآن وجود دارد. مي‌پرسم چقدر در اين خانه خوانده مي‌شود؟ مي‌گويد: نمي‌خواهم شعار بدهم كه از صبح تا شب قرآن مي‌خوانند. نه، به اندازه معمول و متعارف خوانده مي‌شود.

و اين جملات آخر نشان‌دهنده اعتماد به نفس بالاي اوست: من تنها قاري كشور هستم كه در مدت‌زماني كوتاه به بسياري از نتايج صوري دست پيدا كرده‌ام. فكر نكنم هيچ قاري‌اي مثل من در كشور از اين نظر وجود داشته باشد. من سال 66 فعاليت قرآني را جدي دنبال كردم و در سال 70 نفر اول بين‌المللي شدم. سرعت هيچ‌كس به اين اندازه نبوده است و براي شروع هم تنها يك استاد داشتم. خدا را شكر فرزندانم با قرآن مأنوس هستند و سعي كرده‌ام فضا را در اختيار خودشان بدهم تا تصميم بگيرند و حداقل سريع‌تر از من مراحل صوري را طي نكنند.

حميد هروي قاري ممتاز كشوري فضاي قرآني زمان خودش را در خانواده‌ها با امروز جامعه از نظر آموزش و فراگيري قرآن اينگونه مقايسه مي‌كند:  اين دو فضا آن‌قدر از يكديگر دور هستند كه مقايسه‌شان اصلاً امكان‌پذير نيست. آن زمان هيچ امكاناتي نبود، اما الان امكانات آموزشي روز به روز از جهت كميت و كيفيت بهتر مي‌شود. ولي در عوض، آن زمان يك حس و حالي در جريان فراگيري قرآن بود كه الان ديگر خبري از آن نيست. امروز انگار همه چيز مادي شده و ناب بودن كم شده است. متأسفانه خيلي‌ها پايشان را براي شركت در مسابقه و جنبه‌هاي تجاري در اين راه مي‌گذارند.

 

 

 

دوشنبه 10 خرداد 1389 - 9:28


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری