يكشنبه 31 شهريور 1398 - 20:18
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

فصل گل يخ

 

فصل گل يخ

(روايتي داستاني از زندگي استاد شهيد كامران نجات‌اللهي)

نوشته: فاطمه فروغي

انتشارات سوره مهر

چاپ اول: 1388

اين كتاب به عنوان جلد هفدهم از مجموعه قهرمانان انقلاب توسط دفتر ادبيات كودك و نوجوان، توليد شده است.

كتاب حاضر در 9 فصل به صورت روايتي داستاني به زندگي شهيد كامران نجات‌اللهي مي‌پردازد.

داستان فصل گل يخ درباره زني است كه از خارج از كشور به ايران آمده است و در تهران با خيابان استاد نجات‌اللهي روبه‌رو مي‌شود. وي در پي جستجوي زمينه علت نامگذاري اين خيابان برمي‌آيد و در اين جستجو متوجه مي‌شود شخصيت نامگذاري شده استاد خودش بوده كه به شهادت رسيده است.

در بخشي از اين اثر مي‌خوانيم: «مامان و بابا به قولشان عمل كرده‌اند، حياط خانه هيچ فرقي نكرده است. حوض آبي فيروزه‌اي، درخت انگور، شاخه‌هاي ياس كه هميشه خدا برگ‌هايش سبزند و حاشيه آجر بهمني باغچه كه كجكي كنار هم رديف شده‌اند و يك ديوارك هفتي هشتي كه دور باغچه كشيده شده است. نفس عميقي مي‌كشم و از ترس محو شدن اين روياي شيرين، به سرعت به طرف درخت مي‌روم و آن را در آغوش مي‌گيرم»...

در قسمت ديگري آمده است: «تابلو سر خيابان ويلا جلو چشمم رژه مي‌رود، اشك از چشمهايم سرازير مي‌شود. شايد فقط يك تشابه اسمي باشد، بين وسايلم، آلبوم عكسي پيدا مي‌كنم عكسي كه دنبالش هستم، آنجاست، بچه‌هاي كلاس استاتيك و استاد نجات‌اللهي در ميان آن‌ها به خاطر سن كمش بچه‌ها با او رابطه خيلي خوبي داشتند.»

«پاييز كه بيايد، برگ‌هاي سبزش زرد مي‌شوند مي‌ريزند. آن موقع، درخت خرمالو هم ديگر ميوه‌اي ندارد. شاخه‌هاي درخت شكوفه مي‌زند. يك روز گل‌هايش مثل روزنه‌هاي نور باز مي‌شوند و زير نور خورشيد برق مي‌زنند، فكر مي‌كني يك باره بهار شده، عطر گل در حياط خانه مي‌پيچيد و به كوچه مي‌رسد.

فاطمه فروغي در نوشتن اين داستان از منابعي چون يادنامه‌ استاد نجات‌اللهي و مطبوعات قبل و بعد از انقلاب و جلد هشتم «روزشمار انقلاب» و همچنين مصاحبه با خانواده وي استفاده كرده است. فروغي درباره اين كتاب گفته است: كتاب به صورت روايتي تخيلي است كه در قالب اين داستان زندگي «استاد نجات‌اللهي» از تولد تا شهادت ايشان روايت مي‌شود.

وي هدف خود را از نوشتن اين كتاب، شناخت بيشتر اين شهيد و دادن اطلاعات بيشتر در مورد زندگي شهيد نجات‌اللهي به مخاطبان مي‌‌داند.

وي مي‌گويد: اگر چه از سوي شهرداري يك خيابان به نام ايشان نامگذاري شده، اما مردم اطلاعات چنداني در خصوص زندگي و فعاليت‌هاي انقلابي اين بزرگوار ندارند.

نويسنده اثر حاضر، از 12 سالگي شروع به نوشتن كرده، ابتدا شعر مي‌گفته و بعد علاقمند نوشتن رمان و داستان شده است. چند رمان و داستان منتشر نشده دارد و اولين كتابش با نام نگاه خاكستري، در سال 76 منتشر شده كه شامل يك مجموعه داستان بوده است وي در حال حاضر مسئول آموزش مكاتبه‌اي داستان‌نويسي مركز آفرينش‌هاي ادبي حوزه هنري است.

نويسنده در فصل گل يخ تلاش كرده است تا با ظرافت و جذابيت يك زندگي واقعي را با زمينه ملايمي از تخيل در هم آميزد و واقعيت را با رنگ و بوي زيبايي از هنر و ادبيات عرضه نمايد.

 

 

يكشنبه 9 خرداد 1389 - 10:42


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری