يكشنبه 24 شهريور 1398 - 20:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

حسين آرياني

 

روايتي نوستالژيك درباره سينما

 

گزارش توليد فيلم سينما سوخته ساخته مهرشاد كارخاني

 

«سينما سوخته» سومين ساخته مهرشاد كارخاني، داستان دو شخصيت است كه تنها يك صبح تا غروب فرصت دارند تا شاهد يك قرار سي‌ساله باشند. سينما سوخته يك فيلم اجتماعي است و فيلمبرداري آن در خيابان‌هاي جنوبي و مركزي شهر تهران انجام شده است. روناك يوسفي، ميلاد كي‌مرام، نيلوفر شهيدي، اكبر معززي، كرامت رودساز، اميرحسين عسگري و... بازيگران فيلم هستند. اين فيلم با شيوه ويدئويي توليد شده و پس از اتمام مراحل فني به نسخه 35 ميليمتري تبديل مي‌شود. اين فيلم را سعيدرضا هاشمي در مركز سيما فيلم تهيه كرده است. به گفته كارخاني اين فيلم به صورت hd گرفته شده تا پس از ضبط تصاوير تبديل به 35 ميليمتري شود.

مهرشاد كارخاني را به خاطر عكاسي پروژه‌هايي چون زمستان است، بوتيك، ضيافت، اشك سرما، زير نور ماه، هور در آتش و... از گذشته مي‌شناسيم. اما همين عكاس جوان و خوش‌قريحه سينماي ايران چند سالي است كارگرداني سينما را به جاي عكاسي پيگيري مي‌كند. فيلم‌هاي گناه من و ريسمان‌باز از ساخته‌هاي قبلي او هستند.

سينما سوخته عنوان جديدترين فيلم كارخاني است. عنوان فيلم كمي تعجب‌برانگيز است. اين عنوان بيشتر آدم را به ياد آثار مستند مي‌اندازد و گمان مي‌رفت در ابتدا شايد اين فيلم هم از اين گونه باشد. اما زماني كه با كارخاني صحبت كرديم، متوجه شديم يك كار داستاني است و با داستان يك خطي‌اي كه تعريف كرد، به نظر مي‌رسد بايد فضايي نزديك به ريسمان‌باز داشته باشد.

داستان سينما سوخته در يك روز از صبحت تا غروب مي‌گذرد. شخصيت مرد داستان راننده تاكسي است و دختر قصه هم هويت واضحي ندارد، البته هيچ‌كدام هم اسمي ندارند. كارخاني درباره شكل‌گيري ايده اوليه سينما سوخته مي‌گويد: «مدتي بود روي موضوع سينماهايي كه در تهران سوخته يا تعطيل شده‌اند كار مي‌كردم و طرحي چند صفحه‌اي از آن داشتم. با آرش برهاني در اين ارتباط صحبت كردم. او نيز طرح داستاني عاطفي را مطرح كه به فضاي طرح من نزديك بود. به همين سبب از او خواستم اين دو را با هم تلفيق كنيم و از طريق دو شخصيت اصلي داستان كه دو جوان هستند، يك علاقه قديمي را روايت كنيم. در همين ارتباط به توافقاتي رسيديم و فيلمنامه در يك ماه و نيم به نگارش درآمد. البته سر صحنه هم تغييراتي روي متن ايجاد مي‌كرديم. براي توليد سينما سوخته با سيما فيلم صحبت‌هايي انجام داديم و قرار شد به شرط تبديل اين فيلم به نسخه 35 ميليمتري، آن را بسازيم.»

كارخاني مي‌گويد براي روايت اين داستان به ساختار زياد فكر كرده و فرم خاصي را براي آن در نظر گرفته است. وي درباره انتخاب بازيگران مي‌گويد: «ميلاد كي‌مرام پيش از اين در چند فيلم تلويزيوني بازي كرده و البته براي مخاطب سينما آشنا نيست. ما متأسفانه در سينما با فقر بازيگران گروه سني 23 و 24 سال روبه‌رو هستيم. به همين سبب فكر كردم كي‌مرام مي‌تواند گزينه ايده‌آلي باشد. نيلوفر شهيدي هم چند كار تلويزيوني داشته است. بيشتر به خاطر باورپذيرشدن داستان، قصد داشتم از بازيگراني كه كم‌تر شناخته شده‌اند استفاده كنم. اكبر معززي و باقي شخصيت‌ها را از ميان بازيگران سينما انتخاب كردم. معززي ويژگي‌هاي خاصي در بازي دارد و به عقيده من نقش يك آپاراتچي را به خوبي مي‌تواند ايفا كند، زيرا فضاي سينما را خيلي خوب مي‌شناسد. روناك يونسي هم نقش يك بليت‌فروش سينما را بازي مي‌كند.»

كارخاني از نتيجه كارش تاكنون راضي است. او مي‌گويد: «سينما سوخته فيلم دشواري است و چون در فضاهاي واقعي و خارجي مي‌گذرد، سختي آن چندبرابر مي‌شود. چند سالي است بيشتر فيلم‌هاي ما در فضاهاي بسته و آپارتماني مي‌گذرد. مردم زياد به دوربين در داخل خيابان عادت ندارند. به همين سبب به آن واكنش نشان مي‌دهند.»

كارخاني در ادامه عنوان مي‌كند: «داستان سينما سوخته در واقع به طور غيرمستقيم از يك رابطه عاطفي شروع مي‌شود كه توسط دو جوان فيلم روايت خواهد شد. اين بهانه‌اي است تا به سمت سينماهايي برويم كه سوخته يا تعطيل شده‌اند. اين موضوع باعث مي‌شود با رفتن به هر لوكيشن تاريخچه سينماها را بازگو كنيم. اين فيلم به نوعي روايتي نوستالژيك درباره سينما دارد.»

كارخاني تأكيد مي‌كند كه به دنبال سينمايي است كه در حال حاضر كم‌رنگ شده‌ است: «گرايش زيادي به سينماي دهه‌هاي هفتاد و هشتاد ميلادي دارم. فكر مي‌كنم در حال حاضر شخصيت‌پردازي در آثار سينمايي كم‌رنگ شده و داستان‌ها باورپذير نيستند. اگر هر كدام از ما بخواهيم از دوران طلايي سينما ياد كنيم، به طور ناخودآگاه همين دوره زماني كه من عنوان كردم به ذهن‌مان مي‌رسد.»

كارخاني در ادامه عنوان كرد: «در پانزده سال گذشته فيلمي نديدم كه بتواند تأثير زيادي روي من داشته باشد يا به نوعي تكانم دهد. به همين دليل آن نوع سينما را بسيار مي‌پسندم. در اين سه فيلم نيز سعي كردم به اين جنس از سينما نزديك شوم. در سينما سوخته سعي كردم اين موضوع را به صورت نمادين نشان دهم.»

كارخاني خاطرنشان مي‌كند: «فيلمنامه سينما سوخته به شكلي است كه همه فكر مي‌كنند در نگاه اول ظاهراً ساده است، اما حدود هشتاد درصد اين كار در خيابان فيلمبرداري شده است. حتي خود عوامل فيلم به دليل محدوديت‌ در اين نوع كار زياد به اين شرايط عادت نداشتند. با توجه به شرايط تهران امروز با اين حجم ترافيك، گرفتن اين سكانس‌ها در خيابان خيلي سخت بود. هدايت كردن دوربين در اين صحنه‌ها كار بسيار مشكلي است. البته با توجه به برآورد معمولي كه براي اين فيلم شده بود، سعي كرديم فيلمبرداري را 35 روزه به پايان برسانيم.»

كارخاني در انتها مي‌گويد: «به خاطر مسائل و جزئياتي كه اين فيلم داشت مراحل فني طولاني شد. مجبور بوديم در بخش‌هايي از فيلم‌هاي آرشيوي استفاده كنيم. به خاطر اين موضوع و انتخاب اين صحنه‌هاي آرشيوي وسواس زيادي به خرج دادم. به همين دليل توليد فيلم طول كشيد.»

فرشاد محمدي در ريسمان‌باز نيز با كارخاني به عنوان مدير فيلمبرداري همكاري كرده است. او درباره فضاي سينما سوخته مي‌گويد: «حدود نود درصد اين فيلم در صحنه‌هاي خارجي گرفته مي‌شود. به همين سبب نورپردازي به آن شكل كه در صحنه‌هاي داخلي انجام مي‌شود، نداريم.» وي در ادامه مي‌گويد: «وقتي فيلمنامه را خواندم، فرم ساده‌اي را براي روايت داستان در نظر گرفتم. البته در مناطق مركزي و جنوبي تهران نمي‌توانيم زياد جزئيات را حذف كنيم، اما سعي كرديم به سادگي برسيم و اين موضوع هم در ساختار روايي و هم در فيلمبرداري لحاظ شده است. در بيشتر صحنه‌ها دوربين ثابت است. خوشبختانه كارخاني دست من را خيلي باز گذاشت و از ايده‌هاي من به خوبي استفاده كرد. رابطه خوبي با هم داريم و اين ارتباط از ريسمان‌باز شكل گرفت.» محمدي كه از شرايط كار در خيابان ناراضي است، مي‌گويد: «چيزي كه من را خيلي آزار مي‌دهد، اين است كه مردم ما انگار قرار نيست به حضور دوربين در خيابان‌ها عادت كنند و اين باعث مي‌شود كار كمي مشكل شود.»

سيدعليرضا علويان، برنده سيمرغ بلورين بهترين صداگذاري در جشنواره بيست و هشتم فيلم فجر براي آناهيتا (عزيزالله حميدنژاد) درباره همكاري با مهرشاد كارخاني (برادر حميدنژاد) مي‌گويد: «فيلم‌هاي قبلي مهرشاد را كار كرده بودم و نوع سينمايش را مي‌شناختم و قبل از فيلمبرداري در جريان كار بودم. ژانر فيلم‌هايي كه مهرشاد كار مي‌كند متفاوت است. در اين فيلم به هر حال رفت به طرف اين كه مظلوميت سينما در سه دهه اخير را به تصوير بكشد، با ته مايه‌اي عاشقانه.»

علويان در مورد همكاري‌اش با شهرام متولي باش صدابردار مي‌گويد: «من با شهرام هماهنگي كامل داشتم او كار سختي در پايين شهر با شلوغي و صداي موتورسيكلت داشت. در تعاملي كه با او داشتم، سعي كرديم به اين نتيجه برسيم كه حس و حال صداها چطور باشد. به رغم شلوغي تهران، فضاي فيلم را فضايي آرام گرفتيم. سعي كرديم ترافيك تهران را حس نكنيم. جا دارد از شهرام تشكر كنم كه خيلي براي صدابرداري زحمت كشيد.» علويان در مورد اين كه با توجه به مشكلات كار صدابرداري در فضاي باز تهران، از نتيجه كار راضي است يا نه، مي‌گويد: «حدود دو ماه و نيم روي صداي اين فيلم كار كرديم و در مورد نتيجه كار مردم و كارشناسان بايد قضاوت كنند، اما در مجموع راضي‌ام.» علويان در پايان مي‌گويد: «به نظرم انتخاب بازيگران و بازي بازيگران در اين فيلم خوب بود و سينما سوخته فيلمي جذاب با حس و حال نوستالژيك است. به خصوص براي آدم‌هاي دهه 1350 در پايان تشكر ويژه‌اي از خانم شهرزاد پويا دارم به خاطر فضاهايي كه براي صدا گذاشته بودند تا ما بتوانيم فضاها را از حالت رئال خارج كنيم و با تدوين خوب‌شان در واقع به صدا هم فكر كرده بودند و جال كار به ما داده بودند.»

اكبر معززي درباره حضور خود در سينما سوخته و آشنايي‌اش با مهرشاد كارخاني مي‌گويد: «من با كارخاني ناآشنا نيستم. در فيلمي از كيميايي او عكسي از من گرفت كه در يكي از روزنامه‌هاي توكيو به چاپ رسيد. سيروس الوند آن جا حضور داشت و آن عكس را براي من آورد. شش ماه پيش فيلمي از مهرشاد كارخاني با عنوان گناه من ديدم. فيلم فضايي سرد داشت و از ديدن آن لذت بردم. چند ماه بعد وي از من دعوت كرد تا در فيلم سوخته بازي كند. فيلمنامه سينما سوخته را خواندم و جذب شخصيت آپاراتچي شدم. اميدوارم نتيجه خوبي داشته باشد.»

ميلاد كي‌مرام درباره سابقه كاري خود مي‌گويد: «حضورم در سينما سوخته دوازدهمين كار من در حوزه بازيگري محسوب مي‌شود. تاكنون 9 فيلم تلويزيوني و دو سريال كار كرده‌ام. آقاي كارخاني من را با ديدن يكي از پلان‌هاي شب هزار و يكم انتخاب كردند. البته من فيلم گناه من را ديده‌ بودم، ولي ريسمان‌باز را پيش از شروع اين كار ديدم و خيلي فضاي آن را دوست داشتم.» كي‌مرام درباره نقشي كه در سينما سوخته بازي مي‌كند، مي‌گويد: «مرد جوان قصه، شخصيت درون‌گرايي دارد و درگير مشكلات خانوادگي است و در اين شرايط با يك مشكل ديگر نيز روبه‌رو مي‌شود».

نيلوفر شهيدي، ديگر بازيگر فيلم دختر اسفنديار شهيدي، فيلمبردار قديمي سينماست كه مدتي است او را به عنوان بازيگر در كارهاي تلويزيوني مي‌بينيم. او درباره كارهايش مي‌گويد: «من تاكنون در هفت فيلم تلويزيوني بازي كرده‌ام و در مجموعه به كجا چنين شتابان؟ (ابوالقاسم طالبي) نيز با بابك حميديان هم‌بازي بودم كه مرا براي بازي در سينما سوخته به آقاي كارخاني معرفي كرد.»

شهيدي درباره نقش خود چنين مي‌گويد: «نقش من در اين فيلم شناسنامه‌ ندارد، مثل موجي است كه مي‌آيد و تأثير خود را مي‌گذارد و در انتها نيز مي‌رود و اصلاً هويتي ندارد. شخصيت من برخلاف شخصيتي كه آقاي كي‌مرام بازي مي‌كند، برون‌گراست و اين شخصيت زن داستان است كه باعث مي‌شود مرد هدفش را دنبال كند و انگيزه براي وي ايجاد مي‌كند.»

گردآوري و خلاصه شده از مجله صنعت سينما

 

يكشنبه 9 خرداد 1389 - 10:37


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری