سه‌شنبه 2 آبان 1396 - 0:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

داود خسروي

 

نگاهي به پيدايش هنر عكاسي در ايران

 

 

نخستين عكس به شيوه داگرئوتيپ (صفحه نقره‌اندود) در ايران در پايان آذرماه 1221 شمسي گرفته شد. در تهران دوران محمد شاهي، كه به شيوه شهرهاي سده‌هاي وسطايي، با برج و بارو، خندق و دروازه‌ها محصور شده بود، عكاسي، اين پديده شگفت‌انگيز و معجزه ديداري رخ نمود. ايران تنها كشور مسلمان در منطقه خاورميانه بود كه عكاسي در آن بسيار زودتر از ديگر كشورهاي منطقه و حتي بسياري از كشورهاي آسيايي و اروپايي آغاز شد. عكاسي بر روي صفحه نقره‌اندود در ايران، بيش از پانزده سال ادامه داشت. از اين دوران هنوز تصويري به دست نيامده است و گمان مي‌رود كه بسياري از نخستين عكس‌هاي گرفته شده در ايران، به سبب شرايط نامطلوب نگهداري آن‌ها و به دليل آسيب‌پذيري زياد در شرايط طبيعي از ميان رفته باشند. اما همچنان اين اميد وجود دارد كه برخي از نخستين عكس‌هاي گرفته شده بر روي لوح سيمين در ميان يادگاري‌‌هاي فراموش شده برخي از بازماندگان خاندان‌هاي قاجاري، در سال‌هاي آينده يافت شوند.

با آغاز حكومت ناصرالدين شاه، عكاسي به روش لوح سيمين و نگاتيو كاغذي همچنان در دربار سلطنتي و خارج از آن دنبال مي‌شد. پيدايي و گسترش روش‌هاي نو در عكس‌برداري، ظهور و چاپ عكس، پس از چند سال آهنگ پرشتاب‌تري به رونق عكاسي داد. روش جديد كلوديون، با استخدام عكاسي فرانسوي به نام فرانيسيس كارلهيان در ايران گسترش پيدا كرد و شاگرداني از سوي وي، براي عكاسي آموزش ديدند. قابليت عكاسي در بازنمايي و ثبت واقع‌ نماي رويدادها، اين امكان را به وجود آورد كه دولت از عكاسي در كاربردهاي رسمي و اجرايي، براي پيشبرد بسياري از كارهاي خود، بهره‌برداري كند. نمونه آن‌ها را مي‌توان در صدور فرمان‌هاي دولتي، براي عكس‌برداري از مناطق گوناگون ايران مشاهده كرد.

بدين‌ترتيب، برخي از جنبه‌هاي كاربردي و همچنين شاخه‌هاي هنر عكاسي نيز بنا به ضرورت، پديدار شده، رشد و گسترش پيدا كرد. به گونه‌اي كه مي‌توان گفت: شماري از اين كاربردها و كاركردها، حتي پيشروتر از ديگر نقاط دنيا شناخته شده، به كار گرفته شده‌اند.

دستاورد اين دوران، پايه‌گذاري‌ ساز و كار منظمي براي به كارگيري و عكس‌برداري از بسياري از رخدادهاي روزمره و مهم آن دوران و پس از آن است، كه شكوفايي آن را مي‌توان در پايه‌گذاري آموزشي عكاسي در مدرسه دارالفنون، گشايش عكاسخانه همگاني در تهران و سپس در ديگر شهرهاي ايران و كاربردهاي عكاسي، در بسياري از جنبه‌ها ديد. برخوردار نبودن نخستين عكاسان ايراني از پيشينه‌هاي تصويري واقع‌گرا، آنچنان كه ميراث نقاشي در اروپا بر جاي گذاشته بود، سبب شد تا نوع نگاه عكاسان ايراني، به ويژه در سال‌هاي نخستين و مياني دوران ناصري، از گونه‌اي خلوص و بي‌پيرايگي برخوردار باشد. اگر چه اين نگاه در سال‌هاي بعد، به دلايل گوناگون دچار تقليد شد، اما عكس‌هاي برجاي مانده از دهه‌هاي نخستين تاريخ عكاسي در ايران، حكايت از هوشمندي و نوع نگاه بي‌آلايش نخستين عكاسان ايراني، به جهان پيرامونشان دارد. افزون بر خلوص ذاتي در نگاه نخستين عكاسان ايراني، تلاش‌هاي هوشمندانه برخي از آنان براي فراتر رفتن از هنجارهاي رايج و غيركاربردي در عكاسي به ويژه در دهه‌هاي دوم و سوم آغاز عكاسي در ايران را، نبايد ناديده گرفت. شماري از اين آثار، اگر چه با نگاه امروزين، با قصد آفرينش يك اثر هنري به وجود نيامده‌اند، اما همين گام نهادن فراتر از هنجارهاي رايج زمانه خود، نمايانگر شور و تكاپوي آنان در مسير خلاقيت و نوآوري است و شمار زيادي از اين عكس‌ها، ويژگي‌ كاوشگرانه در گونه‌اي ديگر از ديدن را با خود به همراه دارند. از سوي ديگر، از دوران پيدايش عكاسي در ايران، تاريخي تصويري و واقع‌گرا، در تمامي جنبه‌هاي زندگي در دست است و اگر چنين نمي‌بود، امروزه در برهوتي از بي‌تصويري به سر مي‌برديم، همان‌گونه كه براي دوران پيش از پيدايش عكاسي، بيش و كم با اين خلاء تصويري از موضوع‌هايي مانند: مردم و زندگي آن‌ها در ايران، بناها و آثار معماري، كه ديگر نشاني از آن‌ها، جز در برخي خاطرات نيست، روش‌هاي معيشتي، مشاغل، تصوير شهرها و روستاها و مناظر طبيعي ايران، مراسم گوناگون و صدها موضوع ديگر روبه‌رو هستيم. عكاسي ايران، در اين سال‌ها دوران پرفراز و نشيبي را گذرانده است. ميراث اين دوران عكس‌هاي بسياري است كه در گونه‌هايي، از جمله: عكاسي چهره، عكاسي مستند و گزارش‌هاي تصويري و عكاسي خلاق، توسط عكاسان نام‌آشنا و يا گمنام اين ديار بر جاي مانده است و ما امروزه، سرگذشت بيش از يك و نيم سده زندگي در اين ديار را با همه فراز و نشيب آن، از دريچه چشم آنان به نظاره نشسته‌ايم.

در اين سال‌هاي سپري شده، عكاسي همپاي بسياري از رويدادهاي اجتماعي به پيش آمده و نقش روايتگري تصوري خود را به نيكويي اجرا كرده است. در رويدادهاي بزرگ تاريخ معاصر، مانند: انقلاب مشروطه و حركت آزادي‌خواهي مردم، نقش مؤثر و تعيين‌كننده‌اي در روند برخي رويدادهاي آن دوران ايفا كرده، افزون بر كاركردهاي خبري و آگاهي‌رساني؛ نقشي برانگيزاننده را نيز در آگاهي و خيزش حركت‌هاي مردم به عهده داشته است.

تاريخ عكاسي ايران، در اين يك سده و نيم گنجينه‌اي از: عكس‌ها، كتاب‌ها و نوشته‌ها، تجهيزات و روش‌هاي گوناگون و تجربه‌هايي را در خود دارد كه نسل در نسل، به دوران‌هايي پس از خود رسيده است و ساختار كلي عكاسي ايران را تا به امروز شكل داده است.

منابع:

- مقاله 165 سال عكاسي ايران- محمدرضا طهماسب پور- نشريه هنر و مردم- شماره9

- ناصرالدين شاه عكاس- محمدرضا طهماسب پور- نشر تاريخ ايران

- عكاسي خلاق در سرآغاز ايران- محمدرضا طهماسب پور- فصلنامه عكاسي خلاق- شماره اول

 

 

يكشنبه 2 خرداد 1389 - 9:24


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری