يكشنبه 29 مرداد 1396 - 16:16
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ضياء آراسته

 

هر چه دارم از قرآن دارم

 

 

گفت‌وگوي خانوادگي با عبدالوحيد جعفرزاده، قاري بين‌المللي قرآن كريم

 

عبدالوحيد جعفرزاده، قاري بين‌المللي قرآن كريم و كارشناس اداره‌كل تشكل‌هاي ديني و مراكز فرهنگي سازمان تبليغات اسلامي تا به حال براي اجراي برنامه قرائت قرآن كريم سفرهاي تبليغي زيادي به نقاط مختلف دنيا كرده است و آن طور كه خودش مي‌گويد همه چيزش را از قرآن دارد. همه اتفاق‌هاي مهم زندگي او از ازدواج گرفته تا وارد شدنش به سازمان به نوعي به قرآن مربوط بوده است. حالا او  شغل، زندگي و خانواده‌اي دارد كه قرآن پايه و اساس همه آنهاست. با عبدالوحيد جعفرزاده و خانواده قرآني‌اش گفت‌وگوي صميمانه‌اي انجام داده‌ايم كه خواندنش لذت‌بخش است.

 

چه شد كه وارد سازمان تبليغات اسلامي شديد؟

تا قبل از سال 1367 در بازار تهران مشغول كار بودم تا اين كه به دعوت از استاد عزيزم آقاي سيدمحسن خدام‌حسيني كه آن موقع رئيس دارالقرآن بود، وارد اين مؤسسه قرآني شدم. ايشان در همان سال از تعدادي از قاريان قرآن كريم دعوت به همكاري در دارالقرآن سازمان تبليغات اسلامي كرده بود كه من هم از جمله آن‌ها بودم. به هر حال تنها به خاطر علاقه‌اي كه به قرآن داشتم دعوت استاد را پذيرفتم. بازار تهران را كه كسب و كار خوبي هم برايم محسوب مي‌شد، رها كردم و وارد دارالقرآن شدم. همان موقع استاد خدام‌حسيني به من گفت كه در سازمان از حقوق آنچناني خبري نيست، در حالي كه شما در بازار كسب و كار خوبي داريد، پس اگر نمي‌خواهيد به سازمان بياييد رودربايستي نكنيد.

در بازار تهران به چه كاري مشغول بوديد؟

در بازار عباس‌آباد تهران يك توليدي جوراب داشتيم.

آن زمان چه قدر حقوق از سازمان دريافت مي‌كرديد؟

حقوقمان بسيار ناچيز بود. ماهي حدود 3 هزار تومان حقوق دريافت مي‌كرديم، در حالي كه در همان زمان كارمندان ادارات ديگر تا ماهي 10 هزار تومان و بيشتر هم حقوق مي‌گرفتند. البته همين جا بگويم هيچ گاه سال‌هاي فعاليت خود در دارالقرآن را جزء عمرم حساب نمي‌كنم. دوره فعاليت من در دارالقرآن زيباترين دوره زندگي من بود. هرگز آن فضا و آن انگيزه و آن شور و نشاط را فراموش نمي‌كنم.

به نظر شما الان هم در دارالقرآن همين شور و نشاط وجود دارد؟

خوب، بسياري از آن افراد الان ديگر در دارالقرآن نيستند. البته فضاي جامعه و نگاه مردم هم الان نسبت به آن موقع خيلي تفاوت كرده است. يادم هست آن موقع بعضي از بچه‌ها تا پاسي از شب سخت كار مي‌كردند و حقوق اضافه‌كاري هم نمي‌گرفتند. حتي بعضي‌ها نصف آن مقدار اندك حقوق دريافتي خود را روي ميز مديركل مي‌گذاشتند و مي‌گفتند شايد ما كم‌كاري كرده باشيم و اين پول حلال نباشد. وقتي الان فكرش را مي‌كنم مي‌بينم كه چقدر آن پول براي ما بركت داشت.

چرا از دارالقرآن جدا و وارد بدنه سازمان شديد؟

همان‌طور كه گفتم آمدن من به سازمان تبليغات اسلامي فقط به واسطه فعاليت‌هاي قرآني‌ام بود. بعد از رفتن استاد خدام‌حسيني از دارالقرآن در سال 72 بعضي از دوستان ما با ايشان همراه شدند، بعضي در دارالقرآن باقي ماندند و بعضي ديگر هم مثل خود من وارد بخش‌هاي ديگر سازمان شدند. خوشبختانه از وقتي كه آقاي خواجوي مسئوليت دارالقرآن را به عهده گرفتند از استاد خدام‌حسيني براي حضور دوباره در اين سازمان دعوت كردند و ايشان هم‌اكنون مسئوليت معاونت پژوهش‌هاي قرآني سازمان دارالقرآن الكريم را به عهده دارند. استاد خدام‌حسيني يكي از پديدآورندگان موج بزرگ قرآني در كشور بعد از انقلاب اسلامي محسوب مي‌شوند و حق زيادي بر گردن من و خيلي از قاريان ديگر قرآن دارند.

بعد از دارالقرآن در چه بخش‌هاي ديگري از سازمان مشغول فعاليت شديد؟

بعد از دارالقرآن در دفتر كل ارتباطات سازمان مستقر شدم كه مربوط به حوزه استان‌ها مي‌شد. از سال 81 تا حالا هم به عنوان كارشناس در اداره‌كل تشكل‌هاي ديني و مراكز فرهنگي سازمان مشغول فعاليت هستم.

اگر به سازمان تبليغات اسلامي نمي‌آمديد، دوست داشتيد چه شغل ديگري را براي خود انتخاب كنيد؟

چون بيشتر اقوام نزديك من در بازار فعاليت مي‌كنند قاعدتاً اگر به سازمان نمي‌آمدم الان غرق در گير و دار فعاليت‌هاي تجاري بازار بودم.

ورود به سازمان چه تأثيري در زندگي شما داشته است؟

همان‌طور كه گفتم بعضي از سال‌هاي فعاليتم در سازمان از زيباترين سال‌هاي عمر من بوده است. البته در برهه‌هايي از زمان هم متأسفانه آنطور كه بايد نتوانستم از فعاليت خود در آن لذت ببرم.

چند سال ديگر بازنشسته مي‌شويد؟ دوست داريد بعد از بازنشستگي به چه كاري مشغول شويد؟

سابقه كاري من در سازمان 22 سال است و اگر مشمول قانون جديد شوم با 25 سال سابقه كاري بازنشسته خواهم شد. بعد از بازنشستگي هم با تجربياتي كه در سازمان كسب كرده‌ام قصد دارم وارد حوزه آموزش شوم.

منظورتان آموزش قرآن است؟

نه صرفاً آموزش قرآن. سعي مي‌كنم در حوزه‌هاي ديگر آموزش هم فعاليت كنم. به آموزش مهارت‌هاي زندگي علاقه زيادي دارم و دوست دارم بعد از بازنشستگي به طور حرفه‌اي به آن بپردازم. البته علاوه بر اين‌ها در حوزه اجتماعي، تشكل‌هاي ديني، هيئات مذهبي و مداحي هم به واسطه فعاليت در سازمان تجربياتي به دست آورده‌ام كه فكر مي‌كنم بتوانم به ديگران هم انتقال دهم.

پس به نوعي به معلم بودن علاقه داريد.

بله به نظر من زيباترين كار آموزش است مخصوصاً آموزش نوجوانان و جوانان. مقام معظم رهبري هم بارها تأكيد كرده‌اند كه مخاطبان سازمان بايد جوانان و نوجوانان باشند. واقعيت هم همين است چرا كه اگر ما بتوانيم يك نوجوان يا جوان فرهيخته تربيت كنيم كه بتواند آينده‌ساز جامعه باشد، آن وقت مي‌توانيم ادعا كنيم كه كاري بزرگ انجام داده‌ايم.

شما به عنوان يك قاري قرآن فكر مي‌كنيد فعاليت‌هاي قرآني سازمان بايد چگونه اولويت‌بندي شود؟

به نظر من اولويت اول فعاليت‌ قرآني بحث آموزش است. البته الان هم در سازمان دارالقرآن الكريم به آموزش‌هاي قرآني توجه ويژه‌اي شده است، اما فضاي جامعه نسبت به دهه اول و دوم انقلاب تغيير زيادي كرده است. منظورم اين است كه شرايط و بسترهاي آموزش قرآن نسبت به گذشته دشوارتر شده است.

به چه علت اين شرايط دشوارتر شده است؟

شايد به دليل اين كه دشمنان قرآن و انقلاب و دين فعاليت‌هاي گسترده‌اي را در اين زمينه انجام داده‌اند و در عوض ما آن‌طور كه بايد براي ترويج قرآن در ميان جوانان فعاليت فرهنگي نكرده‌ايم. متأسفانه اغلب جوانان كشور اقبال چنداني نسبت به قرآن ندارند.

به نظر شما چه بايد بكنيم تا اقبال جوانان نسبت به قرآن بيشتر شود؟

براي مقابله با هجمه عظيم فرهنگي دشمن احتياج به يك برنامه‌ريزي پيچيده‌ داريم. البته كارهاي زيادي در اين زمينه انجام شده كه گاهي موفقيت‌آميز هم بوده است، اما هنوز تا رسيدن به حد مطلوب فاصله زيادي داريم. بخش اعظم جوانان و نوجوانان ما در اختيار آموزش و پرورش هستند، بنابراين نگاه مسئولان فرهنگي كشور بايد همواره معطوف به آموزش و پرورش باشد. ما در آموزش و پرورش به معناي واقعي كلمه، معلم قرآن نداريم. 90 درصد كساني كه در آموزش و پرورش به عنوان معلم قرآن فعاليت مي‌كنند تخصصي در اين رشته مهم ندارند. اين مشكل در دانشگاه‌هاي ما هم وجود دارد. اكثر دانشجويان ما بعد از گرفتن مدرك كارشناسي و حتي مدرك كارشناسي ارشد هنوز هم نمي‌توانند يك آيه از قرآن را به درستي بخوانند. به نظر من اين مسأله براي يك كشور اسلامي فاجعه بزرگي است كه هر چه زودتر بايد برطرف شود. مقام معظم رهبري بارها فرموده‌اند كه اگر مردم ما با فرهنگ قرآن كريم آشنا شوند، خيلي از مشكلات فرهنگي كشور حل مي‌شود. اگر به آمارهاي حوزه‌ فرهنگ اجتماعي كشور نگاهي بيندازيم، متوجه مي‌شويم كه ما تا چه اندازه از قرآن به دور هستيم. به شما قول مي‌دهم اگر يك خانواده فقط پنج درصد با قرآن آشنا شود و به آيات آن عمل كند كشور اسلامي ما از لحاظ فرهنگي به زيباترين كشور تبديل مي‌شود. گرايش جوانان ما به فرقه‌ها و نحله‌هاي بي‌شمار انحرافي فقط به اين دليل است كه آن‌ها با قرآن مأنوس نيستند. اگر خانواده‌ها با فرهنگ آشنا بودند الان شاهد چنين وضعيتي در كشور نبوديم.

خود شما در زندگي‌تان چقدر به قرآن تمسك كرده‌ايد؟

آن قدر زياد كه به حد و اندازه نمي‌آيد. به جرأت مي‌گويم هر چه دارم از قرآن دارم. هر اتفاق خوبي كه در زندگي‌ من افتاده به نوعي به قرآن مربوط بوده است. تا آنجايي كه يادم مي‌آيد من انسان بي‌چيزي بودم كه به واسطه قرآن به همه چيز رسيدم. قرآن در پيشرفت معنوي و مادي زندگي من همواره نقشي اساسي داشته است. همين الان كه بنده در محضر شما و ديگر دوستان روابط عمومي سازمان هستم از بركت قرآن است. در سازمان تبليغات اسلامي از بركت قرآن مجيد با كساني آشنا شدم كه به دوستي با آن‌ها مباهات مي‌كنم.

چه روندي طي شد تا شما تبديل به يك قاري بين‌المللي قرآن كريم شديد؟

اولين استاد و مشوق من در زمينه قرائت قرآن پدرم بود. او بود كه باعث شد من به سوي قرآن كشيده شوم. از همان كودكي مرا به محافل قرآني مي‌برد و زير و زبر قرآن را به من آموزش مي‌داد. از طرفي پدربزرگ من هم كه استاد تفسير قرآن بود، مرا با مفاهيم قرآن بيش از پيش آشنا كرد. از سال 52 تاكنون اين افتخار را دارم كه بيش از 35 سال در خدمت قرآن باشم و از محضر اساتيد بزرگي همچون مرحوم حاج محمد غفاري، مرحوم حاج علي اربابي و سيد محسن خدام‌حسيني بهره‌مند شوم. اين سه بزرگوار از كساني بودند كه من به طور جدي در جلسات آن‌ها حاضر مي‌شدم.

آموزش قرآن را از چه زماني آغاز كرديد؟

بعدها كه اين احساس در من پديد آمد كه مي‌توانم قرآن را به ديگران هم بياموزم، وارد فعاليت‌هاي آموزشي شدم. اولين جلسات قرآني خود را در مسجد امام حسن عسكري(ع) برپا كردم. اين جلسات از مساجد به حسينيه‌ها، ادارات، نهادها، وزارت‌خانه‌ها، مؤسسه‌هاي خصوصي، ارتش، سپاه و حتي كشورهاي ديگر هم كشيده شد. تا اين لحظه كه در خدمت شما هستم فعاليت‌هاي آموزشي من همچنان ادامه دارد.

تا به حال چه عنوان‌هاي مهمي در مسابقات قرآني به دست آورده‌ايد؟

در دهه 60 و اوايل دهه 70 مسابقات قرآني فراواني در سطح مساجد برگزار مي‌شد كه من كم و بيش در آن‌ها شركت مي‌كردم و عنوان‌هاي مختلفي به دست مي‌آوردم. بعدها در مسابقات بين‌المجالس قرآني تهران مقام اول را كسب كردم. در سال 70 به مسابقات بين‌المللي قرآن در كشور سوريه اعزام شدم و رتبه اول را براي جمهوري اسلامي ايران به دست آوردم. بعد از آن هم به خاطر فعاليت‌هاي گستردة قرآني كمتر فرصت شركت در مسابقات نصيبم شد. فكر مي‌كنم با برگزاري جلسات قرآني بهتر مي‌توانم دين خود را به قرآن ادا كنم تا صرفاً با شركت در مسابقه. علاوه بر اين تاكنون در كشورهايي همچون چين، يوگسلاوي سابق، تركيه، سوريه، لبنان، عربستان صعودي، مالزي، فيليپين، پاكستان، امارات متحده عربي، بحرين، بوسني و هرزگوين، افغانستان، قرقيزستان، تاجيكستان و انگلستان برنامه قرائت قرآن كريم اجرا كرده‌ام. اين سفرهاي تبليغي خيلي برايم ارزشمند بوده است.

اجازه دهيد بحث را عوض كنيم و وارد زندگي خصوصي شما شويم؛ چه سالي ازدواج كرده‌ايد و چند فرزند داريد؟

من در اواخر سال 71 در سن 27 سالگي ازدواج كردم. ازدواج ما داستان پيچيده‌اي داشت كه در واقع توسل به قرآن و اهل‌بيت(ع) باعث شكل گرفتن آن شد. با عنايت اهل‌بيت بود كه من موفق به اين ازدواج شدم. دو فرزند دارم، يك پسر و يك دختر. پسرم 14 ساله است و محمد محسن نام دارد. دخترم هم دو سال بيشتر ندارد و نامش فاطمه است.

اين داستان پيچيده ازدواجتان را براي ما تعريف مي‌كنيد؟

زماني كه به خواستگاري همسرم رفتم خانواده‌ او مرا به خوبي نمي‌شناختند و در ابتدا به من جواب رد دادند. من كه به توصيه يكي از دوستان قرآني خودم به اين خواستگاري رفته بودم همسرم را گزينه مناسبي براي خود ديده بودم و حاضر به عقب‌نشيني نبودم.

پس ازدواج شما هم به نوعي به قرآن مربوط بوده است.

بله، قبلاً هم گفتم همه اتفاق‌هاي مهم زندگي من به قرآن مربوط مي‌شود. به هر حال وقتي جواب رد شنيدم به قرآن و اهل‌بيت متوسل شدم و از آن‌ها كمك خواستم.

چرا براي اين ازدواج پافشاري مي‌كرديد؟

براي من مهم بود كه همسر من از خانواده خاصي باشد. منظورم از خاص بودم صرفاً مذهبي بودن نيست. دوست داشتم خانواده همسرم مشوق فعاليت‌هاي قرآني من باشد. همسر من اگر چه قاري قرآن نيست اما شخصيتي قرآني دارد. ايشان فهم قرآني بسيار بالايي دارند. اين براي من مهم بود. من اين خصوصيت را به وضوح در همسرم ديده بودم، براي همين براي ازدواج با او پافشاري كردم. البته پافشاري منطقي، نه از آن نوع كه بعضي از جوان‌هاي امروز بعد از شنيدن جواب رد انجام مي‌دهند. من همه موفقيت‌هاي قرآني خودم را بعد از ازدواج مديون همسرم مي‌دانم. جا دارد همين جا از ايشان تشكر بكنم. ايشان دو فرزند قرآني براي من تربيت كرده‌اند، محمد محسن الان به عنوان يكي از بهترين قاريان نوجوان كشور مشغول فعاليت قرآني است. فاطمه هم از چندي پيش حفظ كردن سوره‌هاي كوچك قرآن را آغاز كرده و به آيه‌هاي قرآني علاقه‌مند شده است. چنين چيزي بدون تربيت صحيح مادر ميسر نمي‌شود. بيشتر جلسات قرآني من در بهترين ساعات هفته مثل روزهاي تعطيل و جمعه‌ها كه همه مردم به تفريح و سفر مي‌روند، برگزار مي‌شود. حالا خودتان حساب كنيد كه همسرم تا چه حد صبور و باگذشت است.

بالاخره چه شد كه از خانواده همسرتان جواب مثبت شنيديد؟

بعد از شنيدن جواب رد، بارها و بارها سوره ياسين را قرائت كردم و به ائمه متوسل شدم.

به چه نيتي؟

به اين نيت كه خداوند مرا در امر خطير ازدواج موفق كند. اين شد كه در عين ناباوري از خانواده همسرم جواب مثبت را شنيدم. علت آن هم خوابي بود كه مادر همسر من ديده بود. ايشان بعد از ديدن اين خواب بقيه را متقاعد كرده بود كه مرا به عنوان داماد خانواده بپذيرند.

مي‌توانيد آن خواب را تعريف كنيد؟

تعريف نكنم بهتر است. فقط همين قدر بدانيد شخص بزرگواري به خواب مادر همسرم آمده بود و مرا به عنوان داماد ايشان معرفي كرده بود.

مراسم ازدواج را چگونه برگزار كرديد؟

آن موقع پول آن‌چناني براي برگزاري يك عروسي مجلل نداشتيم، اما با اين حال مراسم عروسي ما تبديل به يك مراسم بسيار بزرگ شد. مراسم عروسي ما پيش‌بيني نشده و غير قابل تصور بود. دو منزل خيلي بزرگ را براي عروسي در نظر گرفتيم و از همه اقوام، دوستان، آشنايان و اساتيد و قاريان قرآن براي شركت در عروسي دعوت كرديم. همه با شور و اشتياق در عروسي ما شركت كردند. حتي بعضي‌ها بدون دعوت آمده بودند كه براي من خيلي جالب بود. يكي از اساتيد قرآن بعد از عروسي به من گفت: من تا به حال به مجالس عروسي زيادي رفته‌ام ولي اين اولين ‌بار بود كه مي‌ديدم در يك مراسم عروسي نماز جماعت برگزار مي‌شود. عروسي ما در شب ميلاد امام علي(ع) برگزار شد. نماز جماعت را به امامت پدر بزرگم اقامه كرديم. هيچ‌وقت در زندگي آن نماز جماعت را فراموش نمي‌كنم.

همسر شما علاوه بر قرآني بودن چه ويژگي‌هاي خاص ديگري دارد؟

همسر من شخصيت كاملي دارد. اين را به اين خاطر نمي‌گويم كه ايشان همسر من هستند. در طول زندگي خود كمتر زني را با خصوصيات همسر خود ديده‌ام و خدا را از اين لحاظ شاكرم. ايشان ضريب هوشي بالايي دارند و اهل مطالعه هستند. ايشان معلم هم هستند و من از اين بابت كه همسر يك معلم هستم، افتخار مي‌كنم. جالب اين است كه ايشان هر سال به عنوان معلم نمونه منطقه معرفي مي‌شود. همسر من فوق‌العاده صبور و به معناي واقعي فرهنگي هستند. من همواره شخصيت ايشان را تحسين مي‌كنم و به قول امروزي‌ها در برابر ايشان كم مي‌آورم. پيامبر اكرم(ص) مي‌فرمايند: آن كسي كه قرآن دارد چه ندارد و آن كسي كه قرآن ندارد چه دارد.

خوب، شما كه حق مطلب را تمام و كمال ادا كرديد. بهتر است چند سؤال هم از همسر شما بپرسم تا ببينم نظر ايشان هم نسبت به شما تا اين حد مثبت است يا خير؟ اول خودتان را معرفي كنيد.

نيره نورايي هستم، متولد 1350، معلم دبستان.

از اين كه همسر شما يك قاري قرآن است چه احساسي داريد؟

افتخار مي‌كنم. شور و اشتياقي را كه از اولين تلاوت قرآن همسرم در من ايجاد شد، هرگز فراموش نمي‌كنم. هرگاه كه آن لحظه را به ياد مي‌آورم بار ديگر احساس مسرت و خرسندي مي‌كنم. از اين كه در يك فضاي معنوي كه به طور مستمر با صوت قرآن همسر و پسرم ايجاد مي‌شود، زندگي مي‌كنم به خود مي‌بالم و خداوند منان را شاكر هستم.

يك زوج قرآني تا چه حد مي‌توانند در تربيت فرزندان خود موفق باشند؟

طبيعي است كه فرزندان خوب در دامان پدران و مادران خوب پرورش مي‌يابند. من و همسرم هميشه سعي مي‌كنيم الگوي عملي و رفتاري فرزندانمان باشيم تا بتوانيم از خودمان در دنيا باقيات صالحات به يادگار بگذاريم. به نظر من يك زوج موفق قرآني فرزندانشان را هم قرآني به بار مي‌آورند.

آقاي جعفرزاده شما را يك شخصيت قرآني معرفي كرد. مي‌خواهم بپرسم كدام سوره از قرآن بيشتر از بقيه توجه شما را به خود جلب كرده است؟

البته همه سوره‌هاي قرآني پر معنا و زيبا هستند. اما به طور كلي سوره ياسين و معناي آن را خيلي دوست دارم.

شايد به خاطر اين آقاي جعفرزاده براي موفقيت در ازدواج با شما به اين سوره متوسل شده بود.

شايد، ولي قبل از ازدواج هم اين سوره را خيلي دوست داشتم.

رابطه يك معلم با يك قاري قرآن چگونه رابطه‌اي است؟

گاهي از همسرم در مورد روش‌هاي تشويق دانش‌آموزان و ترغيب آنان به مسايل قرآني كمك مي‌گيرم.

چه شد كه بالاخره به آقاي جعفرزاده پاسخ مثبت داديد؟

صداقت، فروتني و اصالت ديني همسرم و خانواده محترمشان تا حدود زيادي در تصميم‌گيري من براي ازدواج با ايشان مؤثر بود.

خوب، آقا محمدمحسن شما هم به عنوان پسر اين خانواده قرآني كمي بيشتر خودتان را معرفي كنيد و از فعاليت‌هاي قرآني‌تان بگوييد؟

محمد محسن جعفرزازده هستم، 14 ساله و قاري قرآن. از همان آغاز كودكي نزد پدرم كار قرائت قرآن را آغاز كردم و با راهنمايي‌هاي ايشان و كم‌كم با صوت و لحن و تجويد قرآن آشنا شدم. الان هم در آموزشگاه غير انتفاعي سما در رشته قرائت قرآن مشغول تحصيل هستم. در مسابقات قرآني زيادي در سطح مدرسه، منطقه و استان شركت كرده‌ام كه تقريباً در بيشتر آن‌ها مقام اول را به دست آورده‌ام. همين جا بگويم من همه اين موفقيت‌ها را مديون پدرم هستم.

 

 

چهارشنبه 29 ارديبهشت 1389 - 10:38


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری