جمعه 27 مرداد 1396 - 20:57
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

كمدي سطحي و كليشه‌اي

 

نقد فيلم پوپك و مش‌ ماشاالله (فرزاد مؤتمن)

 

درباره فيلم:

در آخرين روزهاي تعطيلات نوروز «پوپك و مش ماشاالله» جايگزين «عيار 14» (پرويز شهبازي) شد. «پوپك...» بر خلاف فيلم خوب صداها بر اساس ويژگي‌هاي كمدي‌هاي عامه‌پسند ساخته شده است. از همان آغاز شيوه تبليغات فيلم (كاريكاتور بازيگران و...) در پوسترها، تيزرها و آنونس‌ها متفاوت و تأثيرگذار به نظر مي‌رسيد. با نمايش فيلم بحثي كه مرتب به ميان آمد، مقايسه «پوپك...» با فيلم قبلي مؤتمن (صداها) بود و وقتي مؤتمن اعلام كرد، «پوپك...» را با همان وسواس هميشگي‌اش ساخته به اين بحث‌ها دامن زد. فيلم داستاني تكراري را در سينماي عامه‌پسند بازگو مي‌كند. دختري كه از خارج بازگشته و با آداب و رسوم ايران آشنا نيست، تحت كنترل و فشار مردي سنتي و متعصب قرار مي‌گيرد.

فيلمنامه (پوپك..) را سروش صحت نوشته كه در كارنامه‌اش نگارش فيلمنامه‌هاي پرفروش چون نوك برج (كيومرث پوراحمد) و نيش زنبور (حميدرضا صلاحمند) به چشم مي‌خورد. «پوپك...» از جمله فيلم‌هايي بود كه صحبت‌هاي زيادي درباره نمايش آن در جشنواره مطرح شد. اما تهيه‌كننده فيلم (منيژه حكمت) ترجيح داد كه فيلم را تنها اكران عمومي كند.

در مطالبي كه در مورد «پوپك...» نوشته شد گروهي شكست صداها در گيشه را دليل ساخته شدن اين فيلم دانسته‌اند. به ياد داشته باشيم هر دو فيلم تهيه‌كننده‌اي مشترك دارند. البته خود مؤتمن چنين مسئله‌اي را تأييد نكرده است. مؤتمن مي‌گويد: «اگر سينماي ايران مي‌توانست فيلمي مثل صداها را تحمل كند، شايد اين تغيير لحن غير منطقي به نظر مي‌رسيد. مي‌گويم شايد، چون در مورد خودم اين نكته را  غيرمنطقي نمي‌دانم. من هميشه به ساخت فيلم‌هاي تجربه‌گرا از يك طرف و فيلم‌هاي معمولي و كليشه‌اي از طرف ديگر، در كنار هم علاقه نشان داده‌ام. يادمان باشد كه بعد از شب‌هاي روشن، من باج‌خور را ساختم. به هر حال انواع فيمسازي را دوست دارم.»

فيلمنامه «پوپك...» بر اساس ايده‌اي از محمود آيدن نوشته شده كه فيلم‌هايي چون باد ما را خواهد برد (كيارستمي)، ده (كيارستمي)، استشهادي براي خدا (عليرضا اميني) و يك شب (نيكي كريمي) حاصل ايده‌هاي اوست.

«پوپك...» يك كمدي عامه‌پسند مثل تمام فيلم‌هايي است كه اين روزها روي پرده مي‌بينيم. شايد چند شوخي خوب هم داشته باشد كه البته براي نجات فيلم اكتفا نمي‌كند. شخصيت‌هاي كليشه‌اي آن مثل مرد متعصب، جوان لمپن و آس و پاس، دختري كه از خارج آمده و... را در فيلم‌هاي عامه‌پسند بارها ديده‌ايم. شوخي‌هاي فيلم اكثراً سطحي و دم‌دستي هستند. از شوخي با اضافه وزن يك بازيگر گرفته تا حس نوستالژيك يك دختر از فرنگ برگشته به كله‌پاچه و ... ماشاالله كه در طول فيلم در مورد ارتباط با نامحرم بسيار حساس و متعصب است خود پنهاني به ديدن زهره (بهاره رهنما) مي‌رود به اين ترتيب فيلم به اصول خود هم وفادار نمي‌ماند و ماشاالله فردي متظاهر جلوه مي‌كند.

«نگاهي به بازيگرها و بازيگري در فيلم»

«پوپك» (مهناز افشار):

افشار همچنان به بازي در فيلم‌هاي عامه‌پسند ادامه مي‌دهد و فيلم‌هايي چون كارگران مشغول كارند (ماني حقيقي) و چه كسي امير را كشت؟ (مهدي كرم‌پور) در كارنامه او استثناء به شمار مي‌آيند. اينجا او نقش كليشه‌اي دختر از خارج برگشته را بازي مي‌كند حس نوستالژي او نسبت به ايران و خاطراتش قرار است حس كمدي را القا كند ولي خنثي و بي‌اثر جلوه مي‌كند. او در مورد سخت‌گيري‌ها و برخوردهاي متعصبانه مش‌ماشاالله هم حالت منفعل و بي‌تفاوتي دارد كه اين بي‌تفاوت بودن قرار است با نمك و كميك باشد كه نيست و تنها جلوه‌گر يك بازي سرد و كم‌اثر است.

«مش‌ماشاالله» (فرهاد آئيش):

آئيش بيشتر در فيلم‌هاي عامه‌پسند و كم‌اهميت بازي كرده و در كارنامه بازيگري‌اش آثار خوبي چون مكس (سامان مقدم) و سريال شمس‌العماره (مقدم) كمتر ديده مي‌شود. او در نقش ماشاالله با لهجه تركي‌اش قرار است بامزه باشد ولي لهجه او چون با موقعيت‌هاي كميك خوبي همراه نشده، كم‌اثر و بي‌رمق است. جايي كه قرار است تنها ديالوگ و لهجه بار كمدي را به دوش بكشد چنين كاستي‌هايي قابل پيش‌بيني است. صحنه‌اي كه پاي آئيش در سوراخي ميان در گرفتار مي‌شود قرار است اوج صحنه‌هاي كمدي فيلم باشد ولي چون اين صحنه منطق درستي ندارد فريادهاي ماشاالله كه قرار است كميك باشد واكنش برنمي‌انگيزد و بيننده بي‌تفاوت بر جاي خود باقي مي‌ماند.

«محسن دي وي دي» (امين حيايي):

امين حيايي هم همان نقش جوان آس و پاس و خوش قلب كه در فيلم‌هاي بسياري چون «مهمان» و «شارلاتان» بازي كرده، را تكرار مي‌كند. شوخي‌هاي او مثل بلند صحبت كردن با موبايل در بيمارستان يا كنجكاوي او در مورد سكته قلبي در خارج از كشور كليشه‌اي هستند و بد هم بازي شده‌اند. در صحنه‌اي كه حيايي نمي‌تواند به دستشويي برود بازيش پر از اغراق‌هاي آزاردهنده است. حيايي گويي با بازي در چنين فيلم‌هايي مي‌خواهد هر چه بيشتر خاطره بازي‌هاي متفاوتش در فيلم‌هايي چون مهمان مامان (مهرجويي) و چه كسي امير را كشت؟ (كرم‌پور) را از ذهن بزدايد.

«سام» (سروش صحت):

سروش صحت در سينما بازيگر كم‌كاري است. او گاه در فيلم‌هاي عامه‌پسند هم ظاهر مي‌شود اينجا در نقش سام نامزد پوپك چندان جلب توجه نمي‌كند. عصبانيت او و درگير شدنش با ماشاالله خوب در نيامده، همچنين احساس محبت و عشق او به پوپك ملموس و برجسته نيست.

مسافر تور زيارتي (رابعه اسكويي):

گويي نقش كوتاهي در سگ‌كشي (بهرام بيضايي) يك مورد تكرار نشدني در كارنامه بازيگري رابعه‌ اسكويي به شمار مي‌آيد و بقيه فيلم‌هاي او به طور كلي متعلق به سينماي عامه‌پسند هستند. در بيشتر اين فيلم‌ها دستاويز كمدي ويژگي فيزيكي خاص اوست. اينجا هم به نحو پيش و پا افتاده‌اي اين مسئله برجسته مي‌شود و حاصل هم چيزي جز احساس سرخوردگي نيست.

 

سه‌شنبه 28 ارديبهشت 1389 - 10:31


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری