دوشنبه 1 آبان 1396 - 20:47
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

داود خسروي

 

همچون بازي‌هاي رايانه‌اي

 

نقد فيلم «مسابقه مرگ» (پل دبليو آندرسن) به مناسبت نمايش از شبكه سوم سيما

 

داستان فيلم در سال 2012 رخ مي‌دهد. يك كارگر كارخانه به نام جنسون ايمز (جيسون استاتهام) پس از تعطيلي كارخانه، كارش را از دست مي‌دهد، وقتي به خانه نزد همسر و فرزندش باز مي‌گردد يك مرد نقابدار همسرش را مقابل چشمانش به قتل مي‌رساند. جنسون به اتهام قتل همسرش بازداشت و به حبس ابد محكوم مي‌شود. زندان‌ها در اين زمان خصوصي هستند و از طريق برگزاري مسابقات اتومبيلراني دست به تجارتي پرسود زده‌اند. مسابقه مرگ نوعي مسابقه اتومبيلراني است كه در آن اتومبيل‌ها با سلاح‌هايي چون مسلسل و موشك يكديگر را هدف قرار مي‌دهند. اگر يك زنداني موفق شود در 5 مسابقه برنده شود آزادي‌اش را به دست مي‌آورد. جنسون هم پيشنهاد شركت در اين مسابقات را براي رسيدن به آزادي مي‌پذيرد و...

مسابقه مرگ يك فيلم اكشن علمي و تخيلي است. فيلم را پل دبليو آندرسن كارگرداني كرده است. فيلم تا چند هفته صدرنشين جدول فروش بين‌المللي بود. «مسابقه مرگ» در ضمن نسخه دوباره‌سازي شده يك فيلم قديمي در دهه هفتاد هم هست. (كارگردان آن فيلم راجركورمن بود.)

در فيلم مسابقه مرگ كه بر اساس يك بازي رايانه‌اي ساخته شده است اصولاً از درام و داستان‌پردازي خبري نيست. انگار كه داريم دو ساعت يك بازي رايانه‌اي را تماشا مي‌كنيم. اول در فيلم جلوه‌اي كمرنگ از يك درام را مشاهده مي‌كنيم. جايي كه همسر جنسون به قتل مي‌رسد و او را به زندان مي‌فرستند. اما در طول فيلم اين گره اصلي و مهم داستان يعني قتل همسر فراموش شده و تنها در طول مسابقات به طور تصادفي جنسون متوجه مي‌شود يكي از رقبايش همسرش را كشته، و به همين راحتي گره داستان از دست مي‌رود. آنچه باقي مي‌ماند مسابقات اتومبيلراني همراه با صحنه‌هاي خشن، تيراندازي و قتل و كشتار است.

«مسابقه مرگ» در نقطه مقابل اكشن‌هاي علمي تخيلي چون تريلوژي ماتريكس قرار مي‌گيرد. برخلاف مجموعه فيلم‌هاي ماتريكس كه در سطح باقي نمي‌ماندند و حتي برخي منتقدان از آن‌ها برداشت‌هاي فلسفي هم كرده‌اند. مسابقه مرگ تنها هيجان و صحنه‌هاي اكشن را مدنظر دارد. انگار كه تماشاگر فيلم دو ساعت مي‌خواهد مشغول يك بازي كامپيوتري شود. البته نبايد از اين نكته بگذريم كه فصل‌هاي اكشن فيلم با جلوه‌هاي صوتي و تصويري مؤثرش نسبتاً قابل قبول ساخته و پرداخته شده‌اند. ولي جلوه‌هاي ويژه فارغ از درام چه مي‌تواند بكند؟ اين از آن نكاتي است كه يك اثر سينمايي را از يك محصول صرفاً صنعتي فراتر مي‌برد و تبديل به هنر مي‌كند.

فيلم‌هاي اكشني چون مسابقه مرگ نمونه مشابه در سينماي آمريكا زياد دارد. به همين دليل چنين فيلم‌هايي در حد يك كپيه‌برداري صرف باقي مي‌مانند. اصولاً داستان در چنين آثاري مهم نيست و تنها جلوه‌هاي ويژه و صحنه‌هاي اكشن كمي متفاوت از فيلم‌هاي قبلي هستند و تماشاگر به سينما مي‌آيد تا توسط جلوه‌هاي ويژه جديد بيشتر مرعوب و هيجان‌زده شود.

پايان خوش هم در فيلم‌هاي تجاري سينماي آمريكا يك اصل خدشه‌ناپذير است. پاياني خوش و قطعي كه تماشاگر را در مورد موفقيت قهرمان داستان مطمئن مي‌كند و او را سرخوش روانه خانه‌اش مي‌كند.

البته پايان فيلم و مسئله فرار دو رقيب از آغاز فيلم قابل پيش‌بيني نيست. اما وقتي قبل از مسابقه آخر جنسون نزد رقيبش مي‌رود و مي‌خواهد با او خصوصي صحبت كند. مي‌توان حدس زد كه آن‌ها مي‌خواهند بگريزند.

هيجاني كه در فيلم القا مي‌شود، هيجان دراماتيك نيست و شايد بهتر باشد كه تماشاگر اين هيجان را با بازي رايانه‌اش تجربه كند و دو ساعت وقت خود را با ديدن فيلم هدر ندهد.

مسابقه مرگ از ديدگاه سايت imdb

فيلم مسابقه مرگ مرا مثل يك آلت موسيقي به صدا درآورد چرا كه با ديدن فيلم به كليه حواس انسان اهانت مي‌شد. بعد از بيرون آمدن از سينما، تنها احساسي كه داشتم اين بود كه يك بازي ويدئويي را تماشا كرده‌ام و هنوز منتظر نمايش فيلم اصلي بودم.

زماني كه داستان فيلم در آن رخ مي‌دهد نزديك به زمان حال است و بيكاري در جامعه رو به افزايش است. يك كارگر فلزكار به نام جنسون ايمز وقتي كه كارخانه تعطيل مي‌شود كارش را از دست مي‌دهد. همسرش به قتل مي‌رسد و او با وجود بي‌گناه بودن به جرم قتل همسرش گناهكار شناخته مي‌شود او با حكم حبس ابد به زندان ترمينال فرستاده مي‌شود. جيسون در مسابقه مرگ در زندان شركت مي‌كند تا بتواند آزادي‌اش را به دست بياورد. اگر هر زنداني 5 مسابقه را برنده شود آزاد خواهد شد. مسابقه‌اي كه بسيار مرگبار است و اتومبيل‌ها به سلاح‌هايي مثل موشك و مسلسل مجهز هستند.

اما من چرا قوانين مسابقه مرگ را ذكر كردم؟ اين قوانين اهميتي ندارند و همچنين من وقت شما را نمي‌گيرم كه برايتان توضيح دهم كه چرا جنسون ماسك مي‌زند. چرا كه هر كس ديگري مي‌تواند جاي او باشد. تمام نكته فيلم در اين است كه مسابقه‌اي برپا شود.

در يك هجوم هماهنگ صوتي و تصويري، ماشين‌ها اطراف محوطه زندان غرش مي‌كنند و مواظبند كه به موانع برخورد نكنند و اغلب آن‌ها در انتها منفجر مي‌شوند. هر ماشين ويژگي‌هاي عجيبي مثل استفاده از بنزين ژله‌اي دارد. (بنزين نرم و لغزنده‌اي كه فقط يكبار مي‌توان از آن استفاده كرد.) من نگفتم كه همه چيز شبيه‌ بازي‌هاي ويدئويي است!؟

نقش مربي جنسن كه سر مكانيك هم هست رايان مك‌شين بازي مي‌كند كه صداي تأثيرگذاري دارد كه اين ويژگي او يكي از بهترين كيفيت‌هاي بازيگري فيلم است. مسئول زندانيان، هنسي نام دارد كه نقش او را جوان آلن بازي مي‌كند.

او صحنه‌ها را با لحن سردي باز مي‌كند كه اين به بازي‌اش ضربه وارد كرده است.

فيلم مسابقه مرگ نشانه‌اي از نسخه قبلي «مسابقه مرگ 2000» (ساخته شده در سال 1975) در خود ندارد. در آن فيلم سيلوستر استالونه نقش اصلي و ديويد كارادين نقش فرانكشتين را بازي مي‌كرد.

در مجموع مسابقه مرگ با كيفيت و خوبي به شمار نمي‌آيد. اگر در سينماها هم خوب مي‌فروشد اين دليلي بر كيفيت و قدرت فيلم نيست.

 

ترجمه: غزال حسين‌زاده

 

چهارشنبه 15 ارديبهشت 1389 - 9:29


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری