دوشنبه 2 ارديبهشت 1398 - 1:26
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

يادداشت

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان كرمانشاه

 

در مکتب غم تو چنين نکته دان شدم

 

 

بعد از کلام خـداوند در قرآن کريم وپيغمبر اکرم (ص) کلامي والاتر ، جامع تر واثر بخش تر از گفتار حضرت علي (ع) در باره ارزش معلمي وتکريم شخصيت وي وجود ندارد.

- اگر تاريخ آموزش وپرورش را عالم (( شدن )) آدمي بدانيم ، معلمان در اين شدن وتکامل آدمي، سهم ونقش زيادي را بر عهده داشته اند ودارند.

- اگر تربيت را فراهم کردن زمينه هاي بالندگي ، برکشيدن ، متعادل کردن بدانيم وهدف از آن را فعاليت بخشيدن به استعدادهاي بالقوه ي انسانها در جهت کمال مقدر وقرب الي الله در نظر داشته باشيم ، معلمان ومربيان در تحقق اين امر ، نقش ارزنده وبسزايي داشته اند.

- اگر هدف از تعليم را انتخاب وانتقال عناصر فرهنگي وتجارب بشري به نسل ديگر بدانيم . معلــــــــــمان هستند که در جوامع گوناگون ودر اعصار مختلف در انتقال اين عناصر سهم زياد داشته اند.
- اگر در جستجوي شناخت عوامل موثر در تکوين شخصيت آدمي ، اعتدال وجود وشناخت جسم وروان او باشيم ، اين معلمان هستند که يکي از عوامل تاثير گذار وتلطيف کننده ي رشد اخلاقي ، جسماني ، اجتماعي ، عاطفي وعقلاني آدمي بوده اند.

- اگر تربيت ، از نظر وديدگاه روان شناسان، مراقبت وسرپرستي از فرآيند رشد آدمي تعريف شود، معلمان هستند که در اين فرآيند تاثير داشته ودارند.

- اگر از جمله ويژگيهاي آدمي در هستي ، خود آگاهي ، کمال گرايي ؛ آفرينندگي ، صنعت گري وبالاخره انتخاب گري او بدانيم ، معلمان بوده وهستند که در تحقق مشخصه هاي اساسي آدمي نقش موثر داشته اند.
- اگر رشد اقتصادي وتوسعه اجتماعي وفرهنگي يک جامعه را مستلزم استفاده بهينه از منابع طبيعي ، سرمايه ونيروي انساني کارآمد بدانيم معلمان در جوامع گوناگون بيشترين نقش را در اين زمينه داشته اند.
- اگر آدمي را در جهان هستي گرفتار زندانهاي طبيعت ، جامعه وخويشتن خويش بدانيم ، معلمان بوده اند که با ايثارگري وراهنمايي خود، آدمي را به کمال علـــــــــم از اين زندان رهايي مي بخشند وبه زندگي انسانها معني ميدهند.

به راستي ، در جهان گذشته و امروز ، معلمان با بهره گيري از هنر ، علم ، تجربه ، ايمان به کار وعشق به معلم ، انگشتان ومغزهاي کودکان ونوجوانان را در فرآيند ياد دهي ويادگيري قيمتي ساخته وانسانهاي خام را به انسانهاي تربيت شده ، عالم ، محقق ، متخصصان مومن وهنرمند تبديل کرده اند.

معلمي هنر است

معلمي هنر است ، هنر آموختن هر آنچه که سالها با سعي وتلاش اندوخته است .

معلمي عشقي الهي وآسماني است که پروردگار مهربان به انسان اعطا کرده تا با همت بلند خويش روشنايي شب هاي تار جهالت وناداني باشد. معلمي وميهن نيايد. در اين مسير خطير ، بزرگاني گام نهاده اند که نامشان بر تارک زمان مي درخشد.

انسان از لحظه اي که چشم به اين دنيا باز ميکند وتا زمانيکه ديده از اين دنياي سراسر رمز و راز وپيچيدگي مي بندد ، دائما" در تلاش رسيدن به اين بغرنج ذهني خود است که (( چرا؟)) ... واين چراها نه آنقدر ساده است که همه آنها با انديشه وتلاش ذهن حل وفصل شود ونه آنقدر بغرنج وناگشودني که با تلاش وکوشش وجستجو و آموزش وپرورش از اين وآن ، مقايسه ومفاهمه ومباحثه وحل وفصل شود. وآن کس که اين چراها را با تلاش وکوشش وآموزش خود جوابگو است ، (( معلم )) ناميده ميشود. معلم ابتدا خواندن ونوشتن ياد ميدهد ، کم کم اذهان را با معاني ومفاهيم سطحي يا عميق مسائل موجود در اجتماع ودور و اطراف جويندگان آشنا مي سازد ويا معضلات ومحکماتي که در گفتار ونوشتار بزرگان يا در برخوردهاي روزانه وشبانه يا دور واطراف وآسمان و زمين و آب وهوا وستاره وماه وخورشيد وجود دارد يک لحظه با شرح ومنطق آشنا ميکند ومستدلا" مي آموزد ولي نياز بشر به درک وفهم مجهولات فکري وذهني ، يکي دو تا ويا همه ساده و راحت نيستند واين معلم است

رونـــــــق ايوانمان، زدود چراغش

 در هم ودينارمان زوام معلـــــم

تا که حلال و به کام گشته تورا عمر

 راحت وعشرت شده حرام معلم

تا که شود جــاودانه نـــــام ونشانت

خيز بزن لوح زر به نام معلـــم

بي ترديد معلم دارنده اين همه توان وقدرت است . اين معلم است که چراغ نور پاش دانش را بر تاريکي ها ،

ناداني ها،ناهنجارها وسکون وسکوت هاي روحي وجسمي مي تاباند ونور افشان دانش وبينش وپيشرفت ورفاه و آسايش بر جهان وجهانيان ميشود.

معلم فقدان پيشرفت وترقي انساني ودر نهايت جهان را ناشي از فقدان دانش دروني وبروني انسانها مي داند وبراي جلوگيري از اين خاموشي وسکوت است که بي قرار وبي آرام ، شبانه روز در صدد تهيه راه جهت برافروختن چراغ دانش است . معلم دانسته وتشخيص داده است که دانش توان روح وجان انسانها نيروي کار ساز ومحيط ساز ودر نهايت انسان ساز است . او وظيفه سنگين آموزش وترويج اين نيروي عظيم را عهده دار شده است تا شور وشعور وحرکت وساخت وساز واصلاح وتکميل را در همه چيز وهمه جا وهمه وقت توجيه وتوزيع کند تا روزي که : وسائل زندگي ومسائل عاطفي، فرزندان خود را نگهداري ميکنند . پر واضح است که محيط مساعد وخوب خانواده البته در آينده کودکان وجوانان تاثير بسزايي دارد.

معلم ، اي که در حقم نمودي

محبت چون پدر مانند يک دوست

فـراموشت نخواهم کرد هرگز

که يادت اي معلم خوب ونيکوست

معلم همچون باغباني عاشق ، نهال خود را که کودکان ونوجوانان هستند . آبياري وپرورش ومواظبت ميکند تا اين نهال کوچک به درخت پر باري بدل شد واين درخت پربار دست پرورده معلم ، همان جوانان آينده ساز کشور خواهند بود که بر دست پرورده ي معلم ، همان جوانان آينده ساز کشور خواهند بود که بر مسند امور علمي ، دانشگاهي ، اداري ، اقتصادي وصنعتي مي نشينند وگردانندگان امور مملکت خواهند بود.
عشق معلم عشقي است معنوي و تا کسي عاشق نباشد نمي‌تواند اين وظيفه سنگين را با بار زياد تحمل کند. درواقع پدر ومادر جسم وجان ما را مي سازند ومعلم روح وروان ما را ونهايتا" معلم است که آينده ما را مشخص وروشن کرده وما را به شاهراه سعادت وترقي رهنمون مي‌شود.

من نيز همچون معلمان خود که عاشق شاگردان خود هستند ، دوستدار معلمان خود هستم . به همين سبب همه ساله محفلي بزرگ وبا شکوه در تجليل از مقام معلم بر پا مي‌داريم وبا دعوت از آنها ، همراه با شاگردانشان در آن محفل که عنوان آن تجليل از مقام شامخ معلم وبزرگداشت اوست . بر دست آنها بوسه زده ولوح سپاس به آنها اهدا مي‌کنيم .

اول ز حرف لوح وجودم خبر نبود

در مکتب غم تو چنين نکته دان شدم

 

صادق زندي كارشناس امورفرهنگي وتبليغات ديني اداره تبليغات اسلامي اسلام آبادغرب

 

يكشنبه 12 ارديبهشت 1389 - 15:7


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری