سه‌شنبه 6 فروردين 1398 - 21:41
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

رديف موسيقي دستگاهي ايران

 

رديف موسيقي دستگاهي ايران

چاپ اول 1388

نوشته: برونونتل

ترجمه: علي شادكام

انتشارات سوره مهر

بدنه اصلي موسيقي ايران كه همان رديف باشد، در كتاب‌ها و منابع مختلف و به وسيله موسيقي‌دانان ايراني موجب بحث و بررسي قرار گرفته است. در كتاب‌ها و مقالات مرتبط با موسيقي ايراني، به مقوله رديف توجه شده است و تعدادي پژوهش‌هاي تخصصي هم درباره جنبه‌هاي گوناگون رديف به طور خاص وجود دارد. در اين كتاب چند مطالعه مستقل اما مرتبط با يكديگر كه درباره رديف و مسائل مربوط به آن تهيه شده‌اند، در كنار هم گنجانيده شده‌اند.

اثر حاضر شامل سه بخش مي‌باشد، در بخش اول كه شامل دو فصل است، كليت رديف و رابطه ميان قسمت‌هاي مختلف آن تبيين شده است.

فصل اول دربردارنده مطالبي در مورد تاريخچه رديف، منابع موجود براي مطالعه آن، نسخه‌هاي مختلف موجود از آن و پاره‌اي اصطلاحات استفاده شده براي قسمت‌هاي مختلف آن است.

پيدايش رديف را مي‌توان از قرن 18 ميلادي به بعد فرض كرد. نويسنده سعي دارد ثابت كند كه شناخت رديف كليد درك ساختار موسيقي كلاسيك ايران در قرن بيستم است.

زونيس، ستوگه، دورينگ، سه محققي هستند كه تحقيقات بنياديني درباره موسيقي ايران انجام داده‌اند و هر كدام فصل جداگانه‌اي از كتاب‌هاي خود را به رديف اختصاص داده‌اند.

خواندني است اين محققان از واژه رديف به عنوان يك اصطلاح علمي در عنوان فصل‌هاي مربوطه استفاده كرده‌اند جالب اينجاست كه محققاني كه بيشتر روي موسيقي ايران تحقيق كرده‌اند در آثارشان بسيار به مفهوم واژه رديف پرداخته‌اند. اين شايد بدان خاطر باشد كه مفهوم رديف با كليشه‌اي كه محققان غربي از موسيقي خاورميانه در ذهن خود دارند، منطبق نمي‌شود.

نويسنده سپس به تعريف رديف از ديدگاه زونيس مي‌پردازد: «هنر موسيقي ايران بر پايه مجموعه‌اي عظيم از ملودي‌ها قرار دارد كه اين مجموعه عظيم رديف ناميده مي‌شود.»

از اين تعريف اين طور استنباط مي‌شود كه رديف شالوده موسيقي ايران است و انواع ديگر موسيقي هستند كه از آن به وجود مي‌آيند.

به اعتقاد نگارنده، رديف‌ حاوي الگوهايي از انواع گام‌ها و نيز ملودي‌ها و انگاره‌هاست. كه در يك سيستم واحد گردآوري شده‌اند. به طوري كه رابطه دروني آن‌ها با هم بسيار پيچيده و قابل بررسي است.

در فصل دوم كتاب حاضر، به طور عميق‌تر به ماهيت مهم‌ترين قسمت‌هاي رديف يعني دستگاه‌ها و از آن مهم‌تر گوشه‌ها پرداخته شده است و رابطه دروني ميان آن‌ها نقش‌هاي مختلفي كه مي‌توانند بگيرند و نيز درجه اهميتشان بررسي شده است.

ساختار پديده پيچيده‌اي چون رديف را مي‌بايد از جهات مختلف مورد بررسي قرار داد، اين فصل به اين موضوع اختصاص دارد. در ابتدا محتويات نسخه‌هاي مختلف رديف و نيز هر كدام از دستگاه‌ها را بررسي مي‌كند، سپس به ترتيب قرار گرفتن مصالح تشكيل‌دهنده در هر كدام مي‌پردازد.

تيپولوژي گوشه‌ها، روابط ميان دستگاه‌ها، روابط ميان هر كدام از گوشه‌ها با هم و در نهايت روابط حاكم بين خود دستگاه‌ها مسائلي هستند كه درباره آن‌ها مطالبي آورده شده است.

بخش قابل توجهي از اين بحث ما را به موضوع جالب گوشه‌هاي مدگردان و همچنين گوشه‌هاي مشترك كه در چند دستگاه تكرار مي‌شوند مي‌كشاند.

پس از بحث درباره تيپولوژي ريتم در رديف، باز هم درباره روابط دروني گوشه‌ها و دستگاه‌ها مطالبي را عنوان مي‌كند. ساختار اين بخش از كتاب به اين صورت است كه ابتدا توصيفات كلي و سپس به تجزيه و تحليل بيشتر موضوع پرداخته مي‌شود. اين بحث بيش از آنكه جنبه سنجش قواعد و معيارها يا بررسي سير تاريخي (رديف) را داشته باشد، ديدگاهي مقايسه‌اي را دنبال مي‌كند سپس در ادامه مروري بر ماهيت و طبيعت رديف شده است.

طبق آنچه كه درباره رديف نوشته شده و نيز با توجه به تجربه شخصي نويسنده در ايران رديف هميشه مجموعه‌اي از دوازده مد يا دستگاه بوده است كه هر كدام شامل يك سري ملود‌ها مي‌باشند كه از پي يكديگر آمده‌اند. هر دستگاهي براي خود يك گام پايه دارد. اگر بخواهيم حالت يك دستگاه را به صورت ساده بيان كنيم بايد بگوييم هر دستگاه دربردارنده مجموعه‌اي از ملودي‌ها- گوشه‌ها، است كه هر كدام قابليت توليد موسيقي دارند، آنچه از نسخه‌هاي مكتوب از رديف و نيز درس‌هايي كه نويسنده از رديف گرفته است برمي‌آيد. اين است كه گوشه‌ها به لحاظ ظرفيتشان در بداهه‌پردازي با هم فرقي ندارند.

در اين پژوهش و ساير پژوهش‌هاي مربوط به اين حوزه، دو مسئله مهم وجود دارد كه بررسي آن‌ها ضروري است. اول گروه‌بندي و بررسي تمام مصالح موجود در رديف‌هايي است كه بلندترند. مسئله ديگر اين است كه يك واحد از رديف‌ هنگامي كه با روش‌هاي مختلف مورد بررسي قرار مي‌گيرد، ممكن است به عنوان يك گوشه، به معناي دقيق كلمه، تلقي شود و يا اينكه اصلاً به عنوان گوشه به حساب نيايد.

نوشتني است يك دستگاه از تعدادي گوشه تشكيل مي‌شود كه هر كدام حالت و اهميت خاص خود را دارند. هر چند گوشه را مي‌توان با هم در يك گروه قرار داد و آنگاه اين گروه را به عنوان يك زيرگروه از دستگاه فرض كرد.

 

پس از اين مقدمه كلي، در بخش دوم كتاب سه مطالعه صورت گرفته درباره رديف گنجانيده شده‌اند. هر يك از اين سه با رويكردي متفاوت رديف را بررسي كرده‌اند. اما در عين حال با هم وجه اشتراك نيز دارند. اولين مطالعه، فصل سوم درباره دستگاه چهارگاه است. در اين فصل بر مقدمه دستگاه چهارگاه و درآمدهاي آن و نيز وارياسيون‌هاي مختلف آن درآمدها متمركز شده است. ضمناً چگونگي حضور واحدهاي كوچكي از موسيقي (رديف) در اجراهاي بداهه مورد مطالعه قرار گرفته است.

مقايسه رديف‌هاي مختلف دستگاه چهارگاه نشان مي‌دهد كه تناسب قابل توجهي ميان نسخه‌هاي مختلف سنت رديف، به خصوص در نحوه ترتيب مصالح شكل‌دهنده آن وجود دارد. نسخه‌هاي مختلف رديف، از يك موسيقي‌دان همه با هم تفاوت دارند شكل‌هاي سازي و آوازي رديف هم با يكديگر تفاوت‌هاي ويژه‌اي دارند.

به نقل از كتاب حاضر، در اجرا هم مثل رديف با وارياسيون‌هاي مختلفي روبه‌رو مي‌شويم تفاوت دستگاه‌ چهارگاه با ساير دستگاه‌‌ها را شايد بتوان مربوط به درون مايه‌ و مصالح مدال دانست. اما مي‌توان دامنه اين نقاط تفاوت را بيشتر كرد اين تفاوت‌ها مي‌توانند به خاطر ساختار، نوع اجرا و حالت كلي دستگاه چهارگاه باشند.

فصل چهارم به دستگاه ماهور اختصاص دارد. در اين فصل رابطه ميان چهار نسخه جديد از دستگاه ماهور بررسي شده و روشي براي توصيف و تفسير حركات ريتميك در بخش‌هاي غير متريك ارائه شده است.

اين فصل از كتاب به مشاهدات صورت گرفته بر اساس مقايسه دستگاه ماهور در چهار رديف جديد اختصاص دارد. اين چهار رديف، رديف‌هاي معروفي و صبا و رديف‌هاي رسمي برومند و كريمي هستند كه اين دو رديف اخيراً ضبط شده‌اند.

گفتني است به غير از رديف صبا (كه مكتوب است) بقيه رديف‌ها به شكل ضبط شده در دسترس هستند و جز رديف برومند، ساير رديف‌ها به صورت آوانويسي غربي هم ثبت شده‌اند.

مطالعه نويسنده روي رديف در اين بخش از كتاب، همانند برخي بخش‌ها مقايسه‌اي بين رديف‌ها را شامل مي‌شود كه در اين مقايسه مجموعه‌اي از نگرش‌ها و ديدگاه‌ها مد نظر بوده‌اند. مطالعه روي ساختمان كلي و همچنين مطالعه تك‌تك بخش‌هاي تشكيل‌دهنده از موضوعات مورد علاقه وي است كه در اين زمينه به بررسي نام‌گذاري‌ها و نيز محتواي ملوديك هر بخش پرداخته است.

نويسنده سعي دارد بداند چگونه موسيقي‌دانان مختلف يك اثر موسيقي مشترك را نام‌گذاري كرده‌اند و همچنين چگونه يك يا چند بخش ملوديك با يك عنوان شناخته مي‌شوند. به علاوه بررسي روابط ميان دستگاه‌ها، رديف‌ها و اين چهار رديف مورد مطالعه هم از موضوعات مورد علاقه نگارنده در اين پژوهش بوده است.

فصل پنجم اثر حاضر در مورد دستگاه شور است. رابطه ميان بخش‌هاي تشكيل‌دهنده اين دستگاه در هجده منبع از رديف دستگاه شور در اين فصل مورد مطالعه قرار گرفته است، به علاوه چگونگي توزيع موتيف‌هاي موسيقيايي در بخش درآمدهاي شور و نيز مجموعه‌اي از چند اجراي بداهه از اين دستگاه، بررسي شده است.

براي پرداختن روي ساختار رديف دستگاه شور، نويسنده از بيشترين منبعي كه مي‌توانسته از رديف اين دستگاه تهيه‌ كند، استفاده كرده است، تأكيد روي درآمدها، به دليل محوريت آن‌ها، البته گزيرناپذير است.

نويسنده در اينجا بيشتر سعي دارد كه به بررسي كلي ساختار رديف شور بپردازد سپس كمي هم به اجراهاي دستگاه‌ شور و چگونگي بهره‌گيري آن‌ها از مصالح موجود در رديف پرداخته است. در اين فصل اطلاعات و نتايج به دست آمده، بيش از آنكه از طريق گزارش نوشتاري ارائه شوند در قالب جدولي ارائه شده‌اند.

 نكته قابل توجه اينكه همه دستگاه‌ها واجد يك نظام و روش ثابت مشترك نبوده و هر كدام با ديگري فرق دارند. با وجود شباهت‌هاي مهم بين شور، چهارگاه و ماهور، اين سه دستگاه ما از وجوه ديگر با هم تفاوت‌هايي دارند. رديف‌هاي دستگاه شور، اين طولاني‌ترين و مهم‌ترين دستگاه، از لحاظ محتوا، يعني به طور مشخصي همان گوشه‌هاي مشترك، كمتر با هم تطابق دارند. اما از لحاظ سازمان‌يافتگي كلي، نسبت به ديگر رديف‌ها از سازمان‌يافتگي خوبي در گوشه‌هايشان برخوردارند.

از نظر نويسنده در مورد دستگاه ماهور (و البته چهارگاه) كه كوتاه‌تر هستند موضوع كاملاً برعكس است، محتواي رديف‌هاي موجود از اين دو دستگاه با هم تطابق بيشتري دارد ولي گوشه‌ها از يك سازمان‌يافتگي كلي تبعيت نمي‌كنند. دستگاه‌هاي مختلف نقش‌هاي مختلفي را نيز در رديف و اجرا ايفا مي‌كنند. شور در ميان رديف‌ها حرف اول را مي‌زند. اما طبق يك آمار غيررسمي از اجراهاي زنده و نوارهاي منتشر شده در سال‌هاي 51-1347 (72-1968) مي‌بينيم بيشتر به ماهور و چهارگاه پرداخته شده است. نتايج حاصل از اين بررسي نشان مي‌دهد كه دستگاه‌ها اجزاي اصلي سازنده موسيقي كلاسيك ايران مي‌باشند و واحدهاي تشكيل‌دهنده آن‌ها نيز از لحاظ فرم و نوعشان قابل بررسي و مقايسه‌اند.

در فصل ششم اين سه دستگاه (چهارگاه، ماهور، شور) در كنار يكديگر به طور خلاصه مورد مطالعه قرار گرفته‌اند و رابطه ميان آن‌ها و اجراهاي موجود بررسي و برخي قواعد (نسبتاً ثابت) مشخص شده است. همچنين به مواردي كه در آن‌ها رديف و اجرا از هم فاصله مي‌گيرند نيز تا حدي توجه شده است. مطالعه دقيق و جزئي روي اجزاي مختلف هر دستگاه مي‌تواند بسيار جالب و مطلوب باشد، در اين سه نمونه بررسي انجام گرفته روي رديف سعي بر آن بوده است تا پيچيدگي موجود در رديف و موسيقي‌اي كه خاستگاه آن رديف است، نشان داده شود.

در بخش سوم، رديف در فرهنگ ايراني، مجموعه‌اي از بررسي‌ها و رويكردها مطرح شده كه با آنچه در بررسي دستگاه‌ها مطرح شده بود نيز به صورت مقايسه‌اي و تطبيقي در ارتباط قرار مي‌گيرد. مطالب اين بخش بيشتر بر پايه مشاهداتي است كه در سال 1969-1348 صورت گرفته است.

در ابتداي فصل ششم نويسنده ضمن طرح پرسشي در اين خصوصي كه از بررسي دقيق سه دستگاه چهارگاه، ماهور و شور و اجراهايشان چه چيزي را در باب طبيعت و ماهيت رديف مي‌توان دريافت؟ مي‌نويسد: رديف به عنوان يك كل، از واحدهاي مختلفي نظير دستگاه‌ها، گوشه‌ها، انگاره‌ها و اجزاي ملوديك تشكيل مي‌شود كه نقش آن‌ها نسبتاً به هم شبيه است اما اندازه‌شان با هم فرق دارد. نحوه توزيع دستگاه‌ها در رديف حكايت از ضابطه‌اي خاص براي ترتيب توالي دستگاه‌ها دارد كه البته تنوع حساب‌شده‌اي هم در اين برنامه لحاظ شده است.

در فصل هفتم اين مجموعه به گرايش‌ها و نظرات تهراني‌ها نسبت به موسيقي كلاسيك (ايراني) پرداخته شده است.

نخست در اين فصل به بررسي نگرش‌ها و نظرات موسيقي‌دانان ايران، و مهم‌تر از آن، افرادي كه در كار موسيقي نيستند اشاره شده است. اين بررسي بر پايه نظرسنجي‌ها صورت گرفته در سال‌هاي 1347-1348 ارائه مي‌گردد. در اين فصل موضوعاتي چون نظر افراد راجع به ماهيت اين نوع موسيقي و رابطه آن با ساير انواع موسيقي، اجزاي تشكيل‌دهنده و روش‌هاي مختلف نوازندگي آن مورد بحث قرار گرفته است. همچنين در فصل هشتم كتاب هم موضوعاتي چون نقش رديف در موسيقي عامه‌پسند، ساخت قطعات موسيقي از موسيقي كلاسيك ايران و همچنين ارتباط رديف با موسيقي محلي نواحي مختلف مورد بررسي قرار گرفته است.

نويسنده آورده خوب است براي انكه بدانيم مردم درباره موسيقي كلاسيك ايران چه عقيده‌اي دارند، آن‌ها را به دو گروه تقسيم كنيم. يكي آن دسته از مردم كه فقط به طور گذرا با موسيقي برخورد كرده‌اند و ديگر كساني كه به آن علاقه‌ داشته و در آن كار مي‌كنند. در هر طبقه اجتماعي و در هر يك از سطوح جامعه، افراد خاصي هستند كه موسيقي را ارج نهاده، آن را گوش مي‌كنند. اين ارج نهادن به ميزان تحصيلات، مذهب و باورهاي ديني و سطح فرهنگ بستگي دارد و نوع نگرش مردم به موسيقي با «ارج نهادن» شان به موسيقي مرتبط است. افرادي كه تحصيلات بالاتري دارند بيشتر موسيقي را ارج مي‌نهند. در چند نمونه از مصاحبه افراد با تحصيلات دانشگاهي بيش از ديگران يا آن‌هايي كه صرفاً تحصيلات مذهبي داشتند براي موسيقي ارزش و اعتبار قائل بودند. افراد بي‌سواد نمي‌توانستند يا نمي‌خواستند تمايزي بين موسيقي كلاسيك ايران و موسيقي عوام‌پسند قائل شوند.

گفتني است كه در قرن بيستم و مخصوصاً در دوره پهلوي مسئله فرهنگ عوام و خواص نيز پيش كشيده شده است و اين نيز خود بر متمايز شدن موسيقي كلاسيك ايران از ساير موسيقي‌ها تأثير داشته است.

همچينين در فصل نهم اين مجموعه به بررسي پاره‌اي به زمينه‌هاي فرهنگي مؤثر در موسيقي پرداخته شده است. بررسي ميزان تأثير غرب و فضاي توسعه (شهري و صنعتي) بر اساس الگوهاي غربي و غرب‌گرايي نيز امري است كه پرداختن به آن براي مطالعه زمينه‌هاي فرهنگي رديف (در عصر حاضر) اجتناب‌ناپذير است. البته در اين باره كتاب‌هاي جامع‌تري هم منتشر شده است و نويسنده در اين كتاب اشاره‌اي گذرا به اين موضوع داشته است به علاوه با بررسي زندگي‌نامه يكي از استادان برجسته رديف در ايران و همچنين نگاهي اجمالي به سرنوشت رديف ميان موسيقي‌دانان حرفه‌اي يا غيرحرفه‌اي، نقش رديف را در فرهنگ ايران بيشتر مورد مطالعه قرار داده است.

و بالاخره در فصل دهم كتاب طي مقاله‌اي در باب مطالعه «انتو موزيكوژيك» نمادها و چگونگي انعكاس ارزش‌هاي اجتماعي در رديف و به طور كلي نظام موسيقي كلاسيك ايران، به بررسي رديف از اين ديدگاه هم پرداخته شده است.

در مجموع به كمك اين مباحث، زمينه‌هايي براي فهم رديف فراهم مي‌شود، رديف حاوي مجموعه پيچيده‌اي از مصالح موسيقايي است. موسيقي برآمده از رديف نيز چنين است با مطالعه مباحث مذكور مي‌توانيم به چگونگي بازتاب درون‌مايه‌هاي فرهنگي در رديف، كه خود نيز جزئي از آن فرهنگ است، پي ببريم.

ذكر اين نكته در اينجا حائز اهميت است كه مطالب فصل دهم نشان‌دهنده فرهنگ موسيقايي ايران از سال 1357 نيستند چرا كه از آن سال فرهنگ موسيقي ايران شكل ديگري به خود گرفته است.

طبيعتاً در زندگي اجتماعي ارزش‌هايي وجود دارند كه اين ارزش‌ها و كنش‌ و واكنش آن‌ها با هم، حد و مرز حيات اجتماعي را معلوم مي‌كند. در موسيقي كلاسيك ايراني، ارزش‌هاي اجتماعي جامعه ايران به وضوح و روشني نمايان‌اند. ايرانياني كه با اين سيستم موسيقي آشنايي داشته باشند مي‌دانند كه ارزش‌هاي اجتماعي و نحوه ارتباط اين ارزش‌ها با هم بيش از هر نوع ديگر از موسيقي، در موسيقي كلاسيك ايران نمود پيدا كرده است. رفتارهاي اجتماعي به وضوح در اين موسيقي قابل مشاهده است. البته همه ايرانيان سيستم موسيقي كلاسيكشان را نمي‌شناسند اما تقريباً همه‌شان در قبال اين موسيقي موضع مثبت و منفي محكمي دارند. آن‌ها مي‌دانند كه سيستم موسيقي كلاسيك ايران خاص و ويژه فرهنگ ايران است. آن‌هايي كه ديدگاه و انديشه سنتي‌تر دارند نظر موافق و مثبت نسبت به اين موسيقي دارند و آن‌هايي كه در پي ايجاد تغييرات سريع در جامعه هستند در نظرشان اين موسيقي خوش آيند و مطلوب نيست.

نويسنده كتاب، پروفسور برونونتل يكي از پيشكسوتان علم انتوموزيكولوژي است كه از دهه 1960 ميلادي تحقيقات خود را در ارتباط با موسيقي دستگاي ايران آغاز نمود. برونونتل از اساتيد عالي رتبه دانشگاه «ايلي نوبز» آمريكا مي‌باشد و رياست بخش انتوموزيكولژي آن دانشگاه را عهده‌دار است وي مؤلف كتاب‌هاي معروفي چون تئوري و مباني انتوموزيكولژي، مسائل و مفاهيم در بررسي‌هاي انتوموزيكولژي و تأثيرات غرب بر موسيقي سنتي ملل مي‌باشد. پروفسور نتل در سال‌هاي 1967 تا 1970 (1346 تا 1349) نزد استاد نورعلي برومند در دانشگاه هنرهاي زيبايي دانشگاه تهران به بررسي در زمينه موسيقي دستگاهي (رديف) پرداخت و پس از آن همواره مقالات و كسب بسياري را در اين ارتباط تأليف نموده و به چاپ رسانده است.

موضوع اين كتاب در واقع بررسي رديف و تلاش براي شناخت آن و نيز رابطه آن با اجراي موسيقي است. فراموش نكنيم كه اين مطالعات را يك محقق با نگاه از بيرون انجام داده است. كه گاه لابه‌لاي مباحث به رابطه رديف با رفتارهاي اجتماعي و مسائل تاريخي ايرانيان نيز به طور گذرا اشاره شده است.

در بخش پاياني كتاب به زمينه‌هاي فرهنگي رديف پرداخته شده است كه به رغم حجم كمي كه دارد مي‌تواند براي آنان كه مايل به «رديف‌پژوهي- بين‌رشته‌اي» هستند، بسيار ايده‌ساز باشد.

 

 

چهارشنبه 8 ارديبهشت 1389 - 12:22


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری