دوشنبه 29 مهر 1398 - 0:59
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

ريحانه فتحي ثاني

 

مردي با چفيه سفيد رفت

 

 

وضع ظاهري فرمانده شهيد، عباس كريمي؛ به‌گونه‌اي بود كه با يك بسيجي ساده قابل تشخيص نبود، به‌گونه‌اي كه  بيشتر با يك بسيجي ساده اشتباه گرفته مي‌شد، اين را مي‌توان با خواندن قصه «مردي با چفيه سفيد» و «بسيجي تازه وارد» و قسمت‌هايي از داستان «خلباني كه مي‌خواست اسير باشد» از كتاب مردي با چفيه سفيد دانست.

به‌گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي،  اصغر فكور در هفتمين كتاب از مجموعه كتاب‌هاي قصه‌ فرماندهان با عنوان مردي با چفيه سفيد، به‌بازگويي وقايع زندگي جنگي شهيد عباس كريمي مي‌پردازد.

مقدمه، ماجراي يك دوست، سرباز انقلاب، فتح، بدون جنگ، كمين در كمين، مردي با چفيه سفيد، خلباني كه مي خواست اسير باشد، بسيجي تازه وارد و طلوع در شرق دجله از عنوان‌هاي مختلف اين كتاب به‌شمار مي‌روند.

در اين راستا، «خلباني كه مي خواست اسير باشد» يكي از  زيباترين قصه‌ها‌ي اين مجموعه محسوب مي‌شود. در اين داستان خلبان عراقي اسير رزمنده‌هاي ايراني مي‌شود و شيفته رفتار انساني شهيد عباس‌كريمي حاضر نمي‌شود به اردوگاه اسرا برود.

در ادامه، با خواندن بخش‌هاي مختلف اين كتاب متوجه مي‌شويم

در قسمت مقدمه اين كتاب مي‌خوانيم:

«مرد كنار ضريح زانو زد و اشك از چشمانش سرازير شد.

اول سفارش ديگران را به حضرت گفت؛ آن وقت آرزوي خودش وهمسرش.

«يا حضرت عباس ! نگذار اين يكي هم مثل بچه هاي قبلي بميرد».

دوباره بغض راه گلويش را بست ودر همان حال سرش را به ضريح گذاشت و...»

در بخشي ازاين كتاب نيز آمده است:

«افسر عراقي وقتي سردي خنجر را روي شاه‌رگش احساس كرد، زانو زد و اسلحه‌اش را به زمين انداخت.

فكر نمي‌كرد كمين آن‌ها در كمين افتاده باشد. وقتي صداي تيراندازي، آهنگي ملايم گرفت عباس از ديدگاه پايين آمد: «همه مي‌دانيد كه دسته ما چه مسئوليتي دارد؟»

ـ «بله‌ حاجي» فقط «گرفتن اسير».

نيروهاي تحت فرماندهي عباس با سرعت آماده شدند و به راه افتادند. دوباره وزوز گلوله‌ها شنيده شد. عباس فرياد كشيد: «ما اسير مي‌خواهيم همين». عده‌اي از سربازان دشمن دست به مقاومت زدند. حلقه محاصره لحظه به لحظه تنگ‌تر مي‌شد».

عباس كريمي قهرودي در سال 1336 در روستاي قهرود كاشان به‌دنيا آمد، او دوران تحصيلات ابتدايي‌اش را در دبستان روستاي قهرود و دوران راهنمايي و دبيرستانش را در كاشان پشت سر گذاشت تا به‌دوران سربازي كه مصادف با اوايل انقلاب بود رسيد. و بعد از شنيدن فرمان امام آزم ميدان رزم شدوي همچنان به مبارزات خود ادامه داد تا اين‌كه در  سال 1358 به ارگان سپاه پاسداران انقلاب اسلامي مي‌رود  و به‌عنوان يكي از اولين نفرات همراه با سرداراني چون «احمد متوسليان» و «چراغي»، راهي كردستان مي‌شود.

اين شهيد به مبارزات خود ادامه مي‌دهد تا اين‌كه در عمليات فتح‌المبين از ناحيه پا به‌شدت مجروح مي‌شود.وي در مهرماه همان سال (61)ازدواج مي‌كند و براي مبارزه به جنوب كشور مي‌رود و آخر در عمليات بدر 1363 در شرق دجله با اصابت تركش در 27سالگي، به شهادت مي‌رسد.

مهم‌ترين كتاب‌هايي كه تاكنون درباره اين شهيد به چاپ رسيده، عبارتند از:

ـ بي‌کرانه‌ها / عين‌الله کاوندي / کنگره بزرگداشت سرداران شهيد استان تهران / 1376.

ـ دجله در انتظار عباس / حميد داوود آبادي/ کنگره بزرگداشت سرداران شهيد استان تهران / 1378.

ـ حماسه 27 (كتاب يكم: همپاي صاعقه) / گل‌علي بابايي / دفتر ادبيات و هنر مقاومت / 1379.

ـ مردي با چفيه سفيد / اصغر فكور / دفتر ادبيات و هنر مقاومت و  نشر شاهد /1381.

ـ زير سايه عباس / مريم صمديان / کنگره بزرگداشت سرداران شهيد کاشان و مرسل (کاشان) / 1383.

ـ کاک ناصر (روايت مردانگي شهيد ناصر کاظمي به همراه بخشي درباره شهيد عباس کريمي) / محمدعلي صمدي / پيام فاطميون (مشهد) / 1384.

ـ کريمي/ علي اکبري / نشر يازهرا (س) / 1387.

چاپ هفتم اين كتاب(سال88) 64 صفحه‌اي كه يكي از  كتاب‌هاي نقره‌اي سوره مهر محسوب مي‌شود، براي اولين بار (سال 86) در قطع رقعي، با شمارگان 10000نسخه و قيمت 10000ريال، به‌همت دفتر هنر و ادبيات مقاومت اسلامي حوزه هنري مهر  وابسته به‌سازمان تبليغات‌اسلامي از سوي انتشارات سوره مهر وابسته به اين سازمان، منتشر و روانه بازار نشر شده است.

 

دوشنبه 6 ارديبهشت 1389 - 14:46


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری