چهارشنبه 29 مرداد 1393 - 11:23
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

فلاح السائل (سائل رستگار)

 

فلاح السائل (سائل رستگار)

تأليف: سيدبن‌طاووس

ترجمه: محمدرضا جباران

شركت چاپ و نشر بين‌الملل

نوبت چاپ: اول

زمستان 88

وسعت و تنوع عبادات مستحبي در شريعت مقدس اسلام يكي از ابواب رحمت الهي است كه به روي بندگان گشوده شده است. در بينش اسلامي هيچ انساني از ارتباط با حضرت معبود بي‌نياز نيست، ارتباط پيوسته و برنامه‌ ريزي شده با ساحت مقدس ربوبي يكي از نيازهاي اصيل و اساسي انسان است كه اگر به روش صحيح و از سرچشمه وحي تأمين نشود، انسان را به پستي پرستش مخلوقات مي‌كشاند. برنامه عبادات واجب، از قبيل نمازهاي پنجگانه و روزه ماه مبارك رمضان، پاسخي است منطقي و حداقلي به اين نياز.

نگاهي به كتب ادعيه و آداب كه وسعت و تنوع مستحبات را منعكس مي‌كند، نشان مي‌دهد كه هيچ نيازي در هيچ ساعتي از ساعات شبانه‌روز بي‌پاسخ نمي‌ماند. مترجم در ابتداي ترجمه كتاب آورده است: كتاب فلاح‌السائل تأليف سيدبن‌طاووس، اگر چه نيمي از خود را در گذر زمان جا نهاده است و ما از فيض مؤانست آن محروم شده‌ايم، يكي از كتبي است كه مشتاقان بساط انس را دستگير مي‌كند. هر سفارش و پند و ادبش از بارش فيوضات روحماني بر جاني آگاه و سيراب شده، در وسعت نفسي پيراسته، به بار نشسته و شخصيتي آراسته به اخلاق الاهي ساخته كه سيدبن‌طاووسش ناميده‌اند و آنگاه كه مكرر در اعضاء و جوارحش متجلي شده، از قلمش بر صفحه كتاب تراويده است.

مؤلف در پيش‌گفتار اين اثر مي‌نويسد: هنگامي كه اين كتاب را مي‌خواني شايد به لطف و عنايت الهي به اين نكته هدايت شوي و بداني كه اين نوشته از تلاش و كوشش من نيست.

بلكه از تفضلات بي‌سابقه مالك مهربان و دلسوز است. پس اگر از اين كتاب بهره‌مند شدي فقط از خدا تشكر كن و در تعظيم جلال او بكوش و مباد كه به ياد و تشكر از من بپردازي كه در اين صورت با توجه مملوك از مالك، غافل شده خود را در خطر افكنده و در معرض هلاكت قرار داده‌اي.

فصل اول اين مجموعه مختص به موضوع بزرگداشت و سبك شمردن نماز است. «در روايات است كه فاطمه زهرا (س) از پدر بزرگوارش، حضرت محمد(ص) پرسيد: مجازات كسي كه نمازش را سبك بشمرد، چيست؟ فرمود: اي فاطمه، هر زن يا مردي كه نمازش را سبك بشمرد، خداوند او را به پانزده بلا گرفتار مي‌كند: شش بلا در دنيا، سه بلا به هنگام مرگ، سه بلا در قبر و سه بلا در قيامت.

مؤلف در زمينه ارزش دعا از نظر قرآن، ضمن بيان آيه‌اي از قرآن، مي‌فرمايد: اگر دعا نباشد انسان هيچ مقام و منزلتي ندارد، مفهوم اين بيان اين است كه منزلت انسان نزد خداي تعالي به دعاي او بستگي دارد و ارزش هر كسي، به ميزان اهميتي است كه به دعا و مناجات مي‌دهد.

نكته‌اي كه لازم است در حال دعا مراعات شود اينكه بداني همان‌طور كه تو خود از دعا كردن هدفي داري، خداوند متعال هم از دعاي تو منظوري دارد.

نگارنده در ادامه مي‌نويسد: منظور بنده از دعا اين است كه حاجتي بخواهد و خدا مي‌خواهد كه بنده‌اش به ستايش او مشغول باشد، پس بايد خواسته او را بر هدف خود مقدم بداري و بيش از آنكه از گفتن حاجات خود احساس لذت مي‌كني، از ستايش و بزرگداشت خدا و اعتراف به احسان او لذت ببري، هر چند حاجتت از مهم‌ترين مسائل دنيوي باشد. يا آنكه بخواهي بزرگترين بلا را از تو بگرداند زيرا اگر بنده پروردگارش را به يقين بشناسد، مي‌داند كه اگر به حفظ حرمت و حق رحمت او مشغول باشد، آسان‌تر به اجابت و ياري خدا دست مي‌يابد.

يكي ديگر از شرائط دعاكننده اين است كه اگر به مقام تفويض نرسيده، دعاي پنهاني را بر دعاي آشكار ترجيح دهد. اما اگر به مقام تفويض كامل رسيده اين امر را به خداي تعالي واگذار كرده است خداوند عزوجل هر گفتار و كرداري كه خود مي‌پسندد به او الهام خواهد كرد اين چيزي است كه به وضوح ديده و با وجود خويش احساس كرده‌ايم.

در بخش ديگري از كتاب درباره تداوم مناجات آمده است، يكي از فوايد تداوم مناجات اين است كه انسان غالباً متوجه خداست و همين توجه سبب مي‌شود كه بنده با پروردگار خويش مأنوس شده، ياد او در وجودش جاي ظواهر مادي دنيوي و افكار پست را بگيرد و به همين دليل دائماً مراقب حضور مولاي خود بوده، از هجر او در امان و به رضايت او دست يابد.

همچنين درباره ارزش دعا در غياب برادران از ديدگاه روايات مي‌خوانيم: «رسول مكرم اسلام مي‌فرمايد: هر كس بگويد: «خدايا زنان و مردان مؤمن را بيامرز!» خداوند به عدد هر مؤمني كه از زمان خلقت آدم تا روز قيامت آفريده‌ براي او حسنه‌اي مي‌نويسد و از نامه عملش كاري زشت محو مي‌كند و درجه‌اي به درجاتش مي‌افزايد.»

بخش ديگري از اين مجموعه در باب مقدمات طهارت و شرايط شايستگي آب طهارت است و براي كسي كه قصد دارد با آب تحصيل طهارت كند، مهم آن است كه قبل از شستشوي ظاهري اعضا به تطهير آن‌ها از پليدي گناهان و چرك معايب معنوي بپردازد، زيرا اگر در حال شستن اعضا، آن‌ها را از مخالفت مولايي كه مي‌خواهد در مقابل او بايستد، پاك نكرده باشد و از محضر خداي تعالي غايب بوده در عوالم غفلت و گستاخي خود غوطه‌ور باشد، مانند كسي است كه عبادت را به استهزاء گرفته است. چنين شخصي وظيفه مهم‌تر خويش را رها كرده و به وظايف مرتبه بعد پرداخته است و چه بسا مشمول تهديد خداوند متعال گردد.»

مؤلف درباره شرايط غسل از نظر عقل و روايات مي‌نويسد: از نظر معرفت مهم آن است كه انسان قبل از شروع غسل قلب خود را با آب خشوع از گناهان پاك كند و اعضا و جوارح خويش را با اشك از عيوب معنوي تطهير و صادقانه نيت كند كه با توبه خويش را شستشو دهد، تا هنگام غسل به مقام ويژه خاصگان دربار راه يابد.

همچنين در بخش ديگري از مجموعه حاضر درباره تيمم بدان از غسل، آداب تهيه آب براي غسل، لباس و مكان نمازگزار، آداب ورود به مسجد و رو كردن به قبل، به تفصيل سخن رانده شده است. نگارنده همچنين در خصوص لزوم تمركز و التغراق در معبود هنگام عبادت حكايتي را نقل مي‌كند كه: «در خبر آمده است كه يكي از خواص، خدا را در تنهايي عبادت مي‌كرد و در نزديكي او درختي بود كه پرندگان بر آن لانه داشتند، او براي آنكه تنهايي خويش را با آواي پرندگان جبران كند، سجاده‌اش را به زير درخت منتقل كرد و براي همين خداوند عزوجل او را سرزنش كرد كه آيا انس با ما برايت كافي نبود كه به انس با درخت و پرندگان روي آوردي، عابد فهميد كه با انس به غير خدا خود را به خطر افكنده، از كار خويش توبه كرد. و آنگاه مي‌نويسد:

يكي از آداب سپاس و تمجيد اين است انسان در حال سپاس از اول تا آخر از فكر اينكه مشغول حمد و سپاس و مدح‌ و ثناي خداست، چنان غرق لذت شود كه از مدح و ثناي هيچ بنده‌ عزيزي چنان لذت نبرد و اگر تمام اهل دنيا او را ثنا گويند چنان شيفته نشود و مدح و شكر خدا را آن قدر بر مدح و شكر ديگران ترجيح دهد كه بين خدا و ديگران تفاوت هست. اگر از رسيدن به اين مقام بلند عاجز است لااقل مدح خدا در قلبش برتر از مدح و ثناي بندگان سخاوتمند و شكرگزاري از پادشاهان عالم اسلام است.ا ما اگر بنده از اين درجه هم پايين‌تر بوده، مدح و ثناي خدا در نظرش با اهميت‌تر از مدح بندگان خدا باشد. نگارنده كتاب سپس به آداب و نحوه قرائت نيايش و نماز مي‌پردازد.

درباره آداب گفتن آيه «مالك‌ يوم‌الدين»، مؤلف معتقد است كه منظور از روز دين روز حساب و عرصه به پادشاه جهايان و روز ظاهر شدن باطن‌ها در محضر كسي است كه آن‌ها را از ديد خلايق مخفي مي‌داشت. بنابراين شايسته است انسان در حال گفتن اين جمله از روز قيامت در هراس باشد.

وي در ادامه به اين مطلب اشاره دارد كه همين‌طور سزاوار است كه در گفتن «اياك‌نستعين» صادق باشد و در حالي كه اين جمله را مي‌گويد، در فكر ياري طلبيدن از غير او نباشد، چه اينكه اگر قصد انسان از گفتن اين جمله اين است كه جز خدا از كسي ياري نمي‌خواهد. ولي در همان حال از قوت، قدرت، دنيا، ثروت، ياران يا هر چيز ديگري ياري بخواهد، دروغگويي است كه خود را به خطر افكنده است، زيرا بهتان‌ زده و مخاطب را سبك شمرده است و مستحق است كه مانند يك بنده سهل‌انگار مجازات شود.

در لابلاي مطالب پرفيض كتاب حاضر، مطالبي نيز در باب آداب تلاوت قرآن در نماز آمده است كه در اين راستا مي‌خوانيم: يكي از آدابي كه انسان بايد به هنگام تلاوت قرآن كه مي‌داند ناظر اوست، مراعات كند، اين است كه جلالت عظمت او را در نظر داشته، بداند كه در حضور اوست و در ماقم بلند تكلم با خدا قرار گرفته، از سخن او لذت مي‌برد و در پرتو عظمت او متأدب است.

در روايت آمده است كه يك بار امام صادق (ع) وقتي در نمازش قرآن مي‌خواند، بيهوش شد، چون به هوش آمد، به او گفتند چه چيزي باعث اين حالت شد؟ فرمود: اين آيه را آن قدر تكرار كردم تا حالي به من دست داد كه گويي قرآن را از زبان خدا مي‌شنوم و چون اين مكاشفه دست داد، قوه بشري در مكاشفه عظمت الهي بي‌طاقت شد.

فصل ديگر اين اثر به فضيلت نماز ظهر، كيفيت و اسرار آن، بخشي از تعقيبات و سجده شكر پرداخته شده است.

در اين باب مؤلف بر اين باور است كه «هنگامي كه از اقامه دعاي بعد از آن فارغ شدي و چون بنده‌اي كه در مقابل مولايش ايستاده و تحت نظر او قرار دارد، با جسم و جان در مقابل خداي عزوجل ايستادي، شايسته است كه در نظر داشته باشي با اين نماز مي‌توان تمام آتش‌هايي را كه بر روح و قلب و تمام دارايي خود در دنيا و آخرت افروخته‌اي و هم‌اكنون در حال سوزاندن طعمه خود هستند، خاموش كرد» در جاي ديگر نگارنده مي‌نويسد:

از جمله اموري كه براي نمازگزار اهميت دارد اينكه نمازش را چنان بخواند كه گويي با نماز خداحافظي مي‌كند و مي‌ترسد كه ديگر موفق نشود نمازي بخواند و به همين سبب ارزش نمازش را دانسته موقعيت خود را مغتنم مي‌شمرد.

در اين فصل همچنين در باب نوافل عصر، تعقيبات و اسرار آن، مطالبي ذكر شده است. در مقدمه اين باب آمده است: دعاهايي كه براي نوافل عصر نقل مي‌كنيم، دعاهايي ويژه و مورد توجهند، كسي كه اين دعاها را مي‌خواند به مقام بلند اجابت نائل مي‌آيد، بنابراين شايسته است در پايان اين دعاها حاجات مهم خود را از خدا بخواهد.

سپس در ادامه مي‌خوانيم: هنگامي كه نماز ظهر را بجا آوردي، براي اداي نوافل عصر برخيز و هر كدام را با اين نيت شروع كن كه آن را براي استحبابش بجا مي‌آوري تا بدين وسيله خدا را عبادت كرده باشي كه او شايسته پرستش و عبادت است. پس از تكبيره‌الاحرام بگو، اعوذُ باللهِ مِنَ الشيطان رَجيم و در هر ركعت پس از حمد يك سوره قرآن بخوان...

بنا بر قول نگارنده يكي از تعقيبات مخصوص نماز عصر، هفتاد بار طلب مغفرت از درگاه خداي تعالي است. نمازگزار بايد در حال طلب مغفرت از نظر ظاهر و باطن چنان باشد كه گويي گناهكاري جنايت‌پيشه از پيشگاه داناي آشكار و نهان، مغفرت مي‌جويد، يعني ظاهرش خاضع و باطنش متوجه درگاه احديت باشد زيرا استغفار در حال كسالت و بي‌توجهي، خود از جمله گناهان است. كسي كه در چنين حالي مغفرت مي‌خواهد مانند كسي است كه استغفار را به تمسخر گرفته و هم از اين رو، از گرفتاري به عذاب زودرس الهي ايمن نيست.

فصل ديگر اين مجموعه در خصوص تحرير نامه عمل روزانه و مهر آن براي عرضه به پيشگاه الهي است كه در اين خصوص به نقل از نگارنده آمده است: هنگامي كه غروب خورشيد نزديك شد اگر از گناهان كه انسان را مستحق ملامت و سرزنش و عذاب الهي مي‌كند، در امان بودي، تو همان بنده خوشبخت و سعادتمندي ولي رسيدن به چنين مقام بلندي براي غير معصوم بسيار مشكل است.

همچنين در لابه‌لاي مطالب ارزشمند اين اثر مطالبي در باب ملاقات فرشتگان محافظ شب و شرح و تعقيب نماز مغرب آورده شده است.

به نقل از كتاب حاضر، در ميان بندگان عارف خدا كساني هستند كه وقت آمد و شد اين فرشتگان را در صبح و عصر مي دانند، اين آگاهي از راه‌هايي به دست مي‌آيد كه گفتني نيست و در غالب عبارت نمي‌گنجد. ولي اگر خدا بخواهد، تو را از آن آگاه مي‌كند تا به روشني بداني.

نگارنده در روايتي درباره نمازهاي بين نوافل مغرب و عشا آمده است: «امام صادق از پدربزرگوارش روايت مي‌كند كه رسول خدا (ص) فرمود در ساعات غفلت نماز بخوانيد اگر چه دو ركعت كه همان دو ركعت شما را به سراي كرامت رهنمون مي‌شود.»

وقت نماز عشا و اوصاف و تعقيبات آن از ديگر مواردي است كه مورد توجه نويسنده اين اثر قرار گرفته است:

گفتني است بهترين وقت نماز عشا، هنگامي است كه سرخي شفق از افق مغرب زائل شود ولي ممكن است آن را تا پايان همه دعاها و نمازهايي كه براي بين مغرب و عشا روايت شده به تأخير انداخت و اين همان روشي است كه گروهي از ملتزمان به اخبار به آن پايبندند، زيرا وقتي شارع مقدس دستور داده اين دعاها و نمازها بين مغرب و عشا خوانده شود، حتماً وقتي براي آن در نظر گرفته است، سپس بايد تأخير نماز عشا را تا اين حد اجازه داده باشد به هر حال وقتي انسان به اندازه‌اي كه خدايش توفيق داده از اعمال بعد از مغرب بجا آورد، بايد براي اذان و اقامه نماز عشا برخيزد و اذان بگويد، آنگاه به صورتي كه درباره نماز ظهر در اين كتاب گفته شده با تكبيرات هفت‌گانه و دعاهاي بين آن‌ها و دعاي توجه، نماز را آغاز كند.

همچنين در همين فصل چندين دعا از چندين معصوم و بزرگوار نقل شده است كه دعاي حضرت فاطمه (س)، دعاي امام صادق (ع) و... از آن جمله‌اند.

بخشي از مطالب كتاب نيز به نماز «وتيره» و تعقيبات آن مي‌پردازد.

در خصوص نماز وتيره و تعقيب آن از امام صادق روايت شده است كه فرمود: پدرم بعد از نماز عشاء دو ركعت نماز نشسته به جا مي‌آورد و در دو ركعت آن صد آيه قرآن مي‌خواند و مي‌فرمود هر كس اين دو ركعت را با صد آيه به جا آورد در زمره غافلان نوشته نمي‌شود.

بخش ديگري از اين اثر به اوقات عبادت اختصاص يافته است. نويسنده مي‌نويسد: «باور داري كه فرشتگان همه كردار و گفتارت را مي‌نويسند و بالاتر از آن‌ها خداي عزوجل از آنچه آن‌ها مي‌دانند و آنچه از ديدشان مخفي است، آگاه است و تاريكي شب چيزي را از ديد او نمي‌پوشاند و او هميشه همراه و همنشين بندگان خويش است و هر چه آن‌ها مي‌كنند مي‌بيند. اگر چنان كه مي‌گويي اين همه را باور داري، پس شب را فرصتي براي گناهان ندان و در مسير هلاك خويشتن و بي‌ادبي به ساحت مولاي خود نكوش.

يكي از حالات خواص در شب چنان كه مرحوم طبرسي در تفسير مجمع‌البيان، روايت كرده اين است كه وقتي آيه «قم‌الليل الا قليلا» نازل شد، پيامبر اكرم و گروهي از مؤمنان از ترس آنكه نتوانند حد بين نصف و ثلث و دوسوم را مراعات كنند تمام شب را بيدار مي‌ماندند تا آنكه خداوند عزوجل به ايشان تخفيف داد و فاصله بين اين تكليف و تخفيف ده سال بود.

از سوي ديگر آمده است اگر خواب چنان بر تو چيره شد كه نتوانستي تاب بياوري، معذور هستي، در صورتي كه اين خواب خود عقوبتي نباشد كه خداوند متعال به علت گناهي بر تو چيره كرده است، تا از مقام خلوتت براند.

در حديث آمده است كه خداوند عزوجل به كيفر گناهان، بنده را خواب مي‌كند، تا موفق به خدمت نشود. در اين باب روايت شده است كه مردي به امام صادق (ع) گفت: به من سفارشي بفرماييد، حضرت فرمود: به تو سفارش مي‌كنم از خدا پروا كني و چون به رختخواب مي‌روي، آنچه در روز از نيك و بد انجام داده و آنچه از پاك و ناپاك خورده‌اي، به ياد آوري.

نگارنده اين كتاب رضي‌الدين ابوالقاسم علي‌ابن موسي‌بن جعفربن محمدبن طاووس ملقب به (سيدبن طاوس) از سادات علوي و دانشمندان قرن ششم و هفتم هجري است كه از وي حدود پنجاه كتاب به يادگار مانده كه اكثر آن‌ها در ادعيه و آداب است مترجم كتاب حاضر تلاش نموده است. تا ضمن بهره‌گيري از نسخ مختلف با رعايت روان‌نويسي تمامي مفاد هر عبارت را بدون هيچ تغييري به فارسي ترجمه نمايد.

كتاب فلاح‌السائل از آثار ارزشمند در حوزه ادعيه و آداب به شمار مي‌آيد.

 

 

 

چهارشنبه 25 فروردين 1389 - 11:43


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری