جمعه 28 مهر 1396 - 10:19
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

چگونه فرهنگ "کار مضاعف" را در جامعه عملياتي کنيم

 

 شعار سالانه و پيام نوروزي مقام معظم رهبري همواره موجب ايجاد انگيزه و شور و شوق ـ در رابطه با آن موضوع خاص ـ در سطح جامعه بوده است و شعار سال 1389 که « همت مضاعف و کار مضاعف» نام گرفت نيز به مانند شعارهاي هر سال که با توجه به مقتضيات و نيازهاي زمانه طراحي شده، از ضروري ترين نيازهاي کشورمان در اين برهه محسوب مي شود، چه آنکه ميزان توسعه، رشد و تعالي هر جامعه اي به ميزان کار و تلاش مفيد آن جامعه وابسته است.

از اين رو هر اقدامي که موجب افزايش فرهنگ کار و کار آمدي جامعه بشود امري مبارک و قابل تحسين است و بديهي است که براي نهادينه شدن فرهنگ کار و تلاش، علاوه بر همت عمومي آحاد مردم، همه قواي کشور رسالت خطيري بر عهده دارند به ويژه رسانه هاي گروهي که بايد با نگاهي آسيب شناسانه و نقادانه موانع و عوامل کم کاري در جامعه را شناسايي نموده و راهکارهاي اجرايي و عملياتي ارايه نمايند.


همه مي دانيم که سطح بهره وري در کشور ما بسيار پايين است و اين بدون شک به الگوي رفتاري برخاسته از فرهنگ عمومي که طي ساليان سال در لايه هاي مختلف جامعه نهادينه شده است بر مي گردد و لذا براي اينکه در جامعه کار مضاعف صورت گيرد بايد ابتدا اراده تغيير در تک تک افراد حاصل شده و مردم بيش از هرکس خود را مقصر بدانند تا به مرور زمان فرهنگ بي مسئوليتي و کم کاري از جامعه رخت بربندد و "کار و تلاش" ـ چنانکه در آموزه هاي ديني آمده است ـ در سطوح مختلف به صورت عملي و نه شعاري به يک ارزش ملي تبديل شود و افراد به جاي اينکه از ديگران بپرسند تو چه کرده اي، از خود بپرسند که من براي اعتلاي کشورم چه کرده ام.



راهكارهاي عملياتي فرهنگ كار مضاعف

 

1 ـ عامل مديريتي

 همت و کار مضاعف بدون اتکا به مديريت کارآمد و عالمانه ميسر نمي شود و قطعا در پشت هر سازمان متعالي و کشور توسعه يافته، مديريتي علمي و کارآمد نهفته است و اين مديران و رهبران تحول گرا هستند که موجب اثرگذاري در مجموعه خود مي گردند. نهادينه شدن فرهنگ کار در جامعه به مديران کارآمدي نياز دارد که توان انگيزش و تحرک بخشي در بدنه سازمان و محيط خود را داشته باشند. امروزه بخش اعظم ناکارآمدي و کم کاري در جامعه به نحوه مديريت و تدبير مديران و مسئولان سازمان ها بر مي گردد.

راهكار عملي:

▪ ارزيابي عملكرد كاركنان و مشخص شدن كار مفيد از غيرمفيد.

▪ شناسايي و كنترل گلوگاه‌هايي كه در آن بيكاري پنهان وجود دارد.

▪ اندازه پذير ساختن ساعات كار مفيد از طريق شاخص‌سازي.

▪ تشويق موثر كساني كه ساعات كاري مفيد داشته‌اند.

▪ تفويض اختيار به كاركنان و مسئوليت خواهي در قبال كار.

▪ تدوين برنامه‌هاي مشخص كاري براي كاركنان.

 

2 ـ تقويت انگيزه هاي ديني و انقلابي:

 يکي از عوامل بسيار مهمي که مي تواند به توسعه کار و افزايش کارآمدي در جامعه کمک نمايد توجه به آموزه هاي ديني و ارزش هاي معنوي کار است. قرآن کريم و سيره ائمه اطهار همواره به انسان ساعي احترام گذاشته و بر تلاش آحاد و اقشار مختلف هر جامعه تاکيد نموده است لذا ضروري است خطبا و واعظين در منابر و تريبون ها به تبيين نقش کار از منظر قرآن و احاديث پرداخته و جامعه را به تحرک درآورند. تقويت انگيزه هاي ديني براي کارآفريني و اهتمام به کار و تلاش در کنار تبيين مسايل اخروي موجب نهادينه شدن فرهنگ کار در جامعه ميشود

راهكارعملي آثار کسب روزي حلال:

* در مرتبه شهدا قرار گرفتن

[پيامبر صلي الله عليه و آله ] فرمودند: هر که با آبرومندي در پيِ حلال دنيا باشد، در مرتبه شهدا خواهد بود.

 

* رضايت خدا

آن حضرت صلي الله عليه و آله فرمودند: هر که روز را شب کند در حالي که از طلب حلال خسته باشد، شب را بگذراند در حالي که آمرزيده باشد و صبح کند در حالي که خدا از او راضي است.

 

* ديدار خداوند تعالي

[پيامبر صلي الله عليه و آله ] فرمودند:

 

مَنْ طَلَبَ الدُّنيا حَلالاً تَعَفُّفا عَنِ المسئلةِ وَسَعْيا عَلي عِيالهِ و تَعَطُّفا علي جارِهِ لَقِيَ اللّه ُ و وَجْهُهُ کَالقَمَرِ لَيلَةَ البَدْرِ....

 هر که براي وجه حلال، دنيا طلبد تا از خواستن تعفّف] و خويشتن داري [نمايد و براي عيال خود کسب کند و بر همسايه مهرباني نمايد، خداي تعالي را ببيند و روي او چون ماه شب چهارده باشد.

 

* دور شدن از فقر

لقمان پسر خود را گفت: اي پسر! به کسب حلال، از درويشي مستغني شو.

 

* ورود در قيامت با چهره اي نوراني

رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند: هر که از دنيا حلالْ طلب کند تا از خلق بي نياز شود و يا با همسايه و خويشاوندان خويش نيکويي کند، روز قيامت مي آيد و روي وي چون ماهِ شب چهارده باشد.

 

* واجب شدن بهشت

اوزاعي، ابراهيم ادهم را ديد با پشته هيزم بر گردن نهاده، گفت: تا کي خواهد بود اين کسب کردن تو و برادران تو اين رنج از تو کفايت کنند. گفت: خاموش! که در خبر است که هر که در موقف مذلّت بايستد در طلب حلال، خداي تعالي بهشت وي را واجب کند.

 

3 ـ عامل فرهنگي:

ميزان کار و پشتکار يک ملت امري فرهنگي بوده و ريشه در پيشينه تاريخي آن ملت دارد. وقتي توليد و خلق ثروت در جامعه اي ارزش تلقي شود، به دنبالش فرهنگ کار نهادينه مي شود. در جامعه اي که نگاه منفي و نادرست به سرمايه دار و ثروتمند وجود دارد، در آن جامعه روح کار و تلاش و جهد و جديت مي ميرد و تن پروري و کم کاري فرهنگ غالب مي شود. متاسفانه برخي سياست هاي غلط امدادي و کمک هاي مستقيم مالي موجب شده است برخي افراد به جاي کار به دنبال دريافت کمک هاي سازمان هاي امدادي باشند در صورتي که مي بايست به جاي ماهي دادن به افراد گرسنه کنار دريا تور بافتن و ماهيگيري را يادشان بدهيم تا بستر کار مولد را فراهم کرده باشيم.

 


4 ـ عامل انگيزش:

 براي آنکه کار مضاعف در جامعه انجام شود مي بايست انگيزه هاي خدمتي نيروي کار حفظ و تقويت شود. اين انگيزه ها مي تواند مادي يا معنوي، فردي يا سازماني و شخصي يا گروهي باشد.

راهكارهاي عملي

اين موانع مي تواند مارا از مسير موفقيت دور كند :

* پشت گوش اندازي

افرادي كه علامت مزمن اين ((بيماري))در آنها ديده ميشود مايلند با اين جملات توجيه كنندكه ((تمام كردنش كاري نخواهد داشت))ويا((نگران نباش ،وقت براي انجام دادنش بسيار است)) كارها ووظايف شان رابراي هميشه از سر خود باز كرده وبه تعويق بيندازند.اگر كاري در حد واندازه قابليت هايتان به شما روي آورد ولي به دليل عذر وبهانه هاي ذكر شده از انجام آن ممانعت بعمل آوريد قطعا پشت گوش اندازي مشكل اصلي بوده وبايد مرتفع گردد. احساس مي كنيد كه زمان در اختيار شما است اما هنگامي كه وقت موعود نزديك مي شود براي اتمام كار بسرعت هجوم مي آوريد ونتيجه آن خواهد شد كه آن طور كه در ابتدا مد نظرتان بود از انجام عمل مورد نظر باز خواهيد ماند .

* ترس از موفقيت

مانع اصلي ديگر واهمه داشتن از موفقيت است .با اينكه چنين افرادي دقيقا مي دانند كه براي موفق شدن به چيز چيزي نياز دارند اما بدليل داشتن ترس از موفقيت قادر به رسيدن به اهداف والاي خود نيستند .در نظر ايشان راه پيش رو، مخوف ورعب آور ميباشد .نگراني از آينده وهمه مسائلي كه در نهايت گريبان گير او خواهد شد منجر به فقدان بصيرت وباز ماندن آنها مي گردد مخاطرات ذاتي روند تجارت رام نشدني بنظر خواهد رسيد .تشخيص وحل اين مشكل آسان تر از برخورد با پشت گوش اندازي است .با كمي هم محوري واندكي صبر وشكيبايي فردي كه از پذيرش مسئوليت هايي كه موفقيتش را به همراه خواهد داشت وحشت دارد ميتواند شرايط رابه نفع خود تغيير دهد .

* وسواس

افراد موفق داراي خصوصيتي مشترك هستند وآن قابليت تمركز بر انديشه هاي بزرگ مي باشد براي بسياري اتخاذ چنين ديدگاهي مشكل است چرا كه خود را كاملا محدود ومتعهد به انجام كارهاي جزئي وكوچك مي نمايند .تلاش زياد براي انجام كارهاي جزئي زيان آور است چرا كه زاويه ديد را محدود خواهد كرد .اگر براي اتمام هر كاركوچكي مصر باقي بمانيد هرگز قادر نخواهيد بود به اهداف والاي خود دست پيدا نماييد. اينگونه افراد سخت كوشي وتلاش زياد را لازمه زندگيشان دانسته اما عزم واراده خود را براي كاربرها ومصارف مفيد بكار نمي بندند .تنظيم دقيق مهارت هاي مديريت زماني در برطرف كردن اين مشكل كمك فراوراني خواهد نمود .

* ناامني

افراد ضعيف وسست بنيان بعلت داشتن احساس ناامني در كارشان پيشرفتي حاصل نمي گردد .شايد يكي از دلايل عدم موفقيت اينگونه انسان ها در بي ميلي آنها براي نشان دادن برش از خودشان نهفته شده باشد .علت ترس نيست فقدان اطمينان واعتماد باعث عقب ماندن آنها مي گردد .

* اطرافيان

ممكن است شما همه شرايط لازم براي منعكس نمودن فردي موفق از خود را دارا باشيد اما آيا دوستانتان شما را در اين راه همراهي مي كنند ؟ ممكن است آنها ديدگاه متفاوت ومتضادي از موفقيت نسبت بشما داشته باشند .(ويا اصلا ديدگاهي نداشته باشند ) دوستان به علت تاثيرات منفي راه رسيدن به موفقيت را برايتان سخت ودشوار ميكنند برخي از اطرافيان حتي ممكن است متوجه پتانسيل واستعدادهاي نهاني شما نشده وباعث زمين خوردگي وترديد در قابليت ها وتوانايي ها گردند.

* هيچ چيزناهنجارتر از اين موضوع نيست كه انسان با وجود داشتن همه قابليت هاي لازم جهت رسيدن به موفقيت فقط بخاطر عوامل خارج از كنترل خود از پيشرفت باز ماند .فقدان منابع مالي ويا كمبود زمان بدليل نگهداري از خانواده ويا مسوليتهاي ديگر ميتواند يك قاتل واقعي باشد .رشد كردن زير خط فقر ويا تامين نمودن نزديكاني كه به شما نيازمند هستند آينده را بسيار متفاوت از آن چيزي كه در تصورتان بوده ترسيم خواهد نمود

* نياز به ديدگاهي درون نگر

هر كسي ميتوانند بطرق مختلفي موفق باشد .با اينكه موفقيت در كار ممكن است جذابتر از همه بنظر برسد اگر در زمان مورد انتظار به آن دست نيافتيد بيمناك نگرديد .يك قدم به عقب بازگشته وعلت رابررسي نماييد .

 


5 ـ توانمند سازي:

نيروي کار همواره به آموزش حين کار نياز دارد. آموزش، مهارت هاي شغلي نيروي کار را افزايش داده و موجب افزايش بهره وري، خلاقيت و کارآفريني مي شود.

 

راهكارهاي عملي

مشخصه هاي افراد توانمند:

* به وضع موجود رضايت نمي دهند و طالب تغيير هستند.

* در دوران بچگي در محيطي با غناي فرهنگي، پرورش يافته اند.

*در کار انديشيدن تاجايي که ممکن است، از قالب و چارچوب مي گريزند.

* اضطراب و دلواپسي شان در کمترين حد است.

* استقلال نظر و پويايي بالايي دارند.

* استبداد رأي در آنها در کمترين حد ممکن است.

* موضع گيري آنها ناظر بر بازدهي بيشتر است.

* تکانه ها و اميال دروني شان با تأکيد و تصديق بيشتر مواجه مي شوند.

* ميزان درگيري ها و تعارضات دروني شان در سطح متعادلي قرار دارد.

 

6 ـ ارزشيابي:

ارزشيابي عادلانه و مستمر و تشويق نيروهاي فعال در سازمان هاي دولتي و خصوصي مي تواند منجر به تقويت فرهنگ کار و تلاش شود. در جامعه اي که به نيروي انساني اصالت داده شود و انسان کارآمد محور توسعه گردد، آن جامعه قطعا رستگار و پويا خواهد بود.


راهكارهاي عملي

* تغيير تأكيد از ارزشيابي پاياني به ارزشيابي تكويني

در رويكرد سنتي ارزشيابي،‌ عمدتاً مسئولين، تلاش مي نمايند از نتايج عملكرد پرسنل ارزشيابي به عمل آورند و آن را به صورت نمره گزارش دهند. كمتر تلاش مي‌شود كه به نحوه و چگونگي عملكرد و بهبود آن توجه شود.

 

* تغيير مقياس فاصله‌اي (20 – 0) به مقياس ترتيبي (در حد انتظار، نزديك به انتظار، نيازمند تلاش بيشتر)

در طول ساليان دراز، مقياس مورد استفاده در كشور، مقياس فاصله‌اي (نمره 20-0) بوده واست و مسئولين نتايج عملكردهارا براساس آن به پرسنل ومقامات بالاتر ، بازخورد داده‌اند. اين شكل از بازخورد به دليل ابهام درتغيير و دقت زياد در فواصل بين آن (هشتاد قسمتِ بيست و پنج صدمي )، رقابت برانگيز بوده ًبه همين دليل است که در طول اين سالها، نمرة بيست بسيار مورد احترام وتوجه بوده است. مقياس ترتيبي(بيش ازحد‌انتظار،درحد‌انتظارو....) اين مشكلات را ندارد، كمتر ايجاد رقابت مي‌نمايد و انعطاف پذيري بيشتري دارد.

 

*تنوع‌بخشي به ابزارهاي جمع‌آوري اطلاعات

فعاليت ارزشيابي سالانه با دو فعاليت جزيي : الف) جمع‌آوري اطلاعات ، ب) داوري درباره وضعيت عملكرد پرسنل مشخص مي گردد. درفعاليت نخست، مقام ارشد اطلاعاتي را از وضعيت عملكرد نيروي تحت امر خود  جمع‌آوري مي‌نمايد. در شيوه سنتي اين اطلاعات عمدتاً از طريق فعاليتهاي روزمره جمع آوري مي‌شد.اما در اين طرح ابزارهاي جمع‌آوري اطلاعات متنوع شده ا‌ند و علاوه بر آنها ابزارهاي ديگري چون بازخورد فعاليت انجام شده –خروجي كار و رسيدن به هدف ملاك قرار مي گيرد..

 

*تغيير در ساختار گزارش دهي

گزارش كمي "گزارش پيشرفت" به طور كلي مفصل‌تر و اندكي عميق‌تر به گزارش عملكرد فرد مي پردازد. بر خلاف گزارش كيفي ،که شامل فعاليتهاي انجام شده و نتايج ان مي باشد.

 

*تغيير در مرجع تصميم‌گيرنده درباره ارتقاء

در نظام سنتي ارزشيابي پرسنل، تصميم‌گيري درباره ارتقاء به گزارشهاي موجود فرد   بستگي دارد.. اما در الگوي پيشنهادي به سبب اينكه اطلاعات جمع‌آوري شده متنوع بوده، و شامل داده‌هاي كمي و كيفي است،موثرتر خواهد بود.

 

7 ـ حسن تدبير:

 همت مضاعف از طريق تدبير درست و کارشناسانه امور انجام مي شود و يکي از راه هاي هدايت درست منابع، تصميم گيري صحيح مي باشد. تصميم هاي نادرست و غير اصولي باعث هدر رفت منابع، نيروي کار و طراوت جامعه شده و در نهايت جامعه را دچار سرخوردگي و رکود مي کند.

 

راهكارهاي عملي
*جلوي گريه خود را نگيريد و گه گاهي گريه کنيد.

* دست کم روزي ۱۵ دقيقه را در سکوت بگذرانيد و به نيازهاي واقعي خود و نيز چيزهايي که داريد فکر کنيد. سکوت عصاره‌ ي آرامش است، با زور نمي‌ توان آن را ايجاد کرد، بايد زماني که فرار سيد آن را بپذيريد. اگر برايتان امکان دارد دست کم روزي يک ساعت، تنها به اتاقي برويد و در را به روي خود ببنديد.

* افراد آرام به خود مي ‌گويند که براي تغيير گذشته کاري نمي ‌توان کرد، آنگاه از فکر ادامه زندگي لذت مي ‌برند.

* وقتي احساس مي ‌کنيد که سرتان پر از فکرهاي جور و واجور است و جاي خالي در آن نيست، با قدم زدن، آنها را پاک کنيد.

* اگر نتوانيد کسي را ببخشيد، افکار خشمگين‌ تان شما را براي هميشه با اين افراد مرتبط خواهد کرد. شاد کردن ديگران، باعث آرامش مي ‌شود.

* آرامش را از کودکان بياموزيد، ببينيد که چگونه در همان لحظه‌ اي که هستند، زندگي مي‌ کنند و لذت مي ‌برند.

* از همان که هستيد راضي باشيد، در اين صورت احساس آرامش بيشتري مي‌ کنيد.

* هرچه اکسيژن بيشتري به شما برسد، آرام‌ تر خواهيد شد، خوب است در محل کار و زندگي خود گياهي نگه داريد.

* مهم نيست که با شما مؤدبانه برخورد کنند يا نه، برخورد مؤدبانه‌ ي شما، باعث ايجاد آرامي و احساس خوبي در شما خواهد شد.

* سرعت حرکت شما با احساستان رابطه‌ اي مستقيم دارد، آرام راه برويد و حرکات بدن خود را آرام ‌تر کنيد، طولي نمي‌ کشد که آرام خواهيد شد. گاهي مي ‌توانيد براي رسيدن به آرامش، دراز کشيد، عضلات خود را شل کنيد و به هيچ چيز فکر نکنيد.

* با حرکات آرام و صحبت کردن شمرده، احساس آرامش را به جمع منتقل کنيد. آيا تا به حال فرد آرامي را ديديد که با صداي بلند صحبت کند؟

* با شوخ طبعي به آرامش خود کمک کنيد.

* راحتي، يکي از عناصر مهم آرامش است، مثل دماي مناسب، صندلي راحت و لباس و کفش راحت.

• هر چند وقت يک بار ساعتتان را کنار بگذاريد و خود را از فشار زمان نجات دهيد.

• در آوردن کفش‌ها به کاهش فشار عصبي کمک مي‌کند.

• فشردن يک توپ کوچک، تنش‌هاي عصبي‌ را که در انگشتان و دست‌هاي شما متمرکز شده‌اند، خالي مي ‌کند.

• لباس‌هاي گشاد و راحت، باعث ايجاد راحتي و احساس آرامش مي‌ شود.

* لحظه‌ هاي زيباي زندگيتان را بنويسيد و از آنها عکس و فيلم بگيريد، سپس بيشتر وقت‌ها آنها را به ياد آوريد و درباره‌ شان فکر کنيد و لذت ببريد.

* هواي دريا، آب شور و صداي امواج، همگي باعث آرامش مي ‌شوند، مسافرت به سواحل دريا را فراموش نکنيد. تماشاي ماهي‌ ها مثل خيره شدن به دريا، در شما ايجاد آرامش مي ‌کند، زيرا ماهي ‌ها آرام شنا مي ‌کنند و آرام تنفس مي‌ کنند.

* آهسته غذا خوردن و جويدن، باعث تجديد قواي فکري و احساس آرامش خواهد شد.

* براي تأثير بيشتر و رسيدن به آرامش، در خود متمرکز شويد و آرام نفس بکشيد.

* تمرين کنيد که آرامتر از حد معمول صحبت کنيد، اين کار خود به خود ضربان قلب و تنفستان را کم مي‌ کند و به شما اجازه مي‌دهد، ذهن و فکرتان را از بسياري مسائل پاک کنيد.

* اگر به عقايد مذهبي و معنوي پايبند باشيد، به يکي از با افتخارترين روش‌هاي رسيدن به آرامش خاطر رسيده ‌ايد، آنگاه مي‌ توانيد بگوييد، الا بذکر الله تطمئن القلوب . اگر از خدا دور افتاده‌ايد، اکنون زمان آشتي است. داشتن يک تکيه‌ گاه معنوي در حد تعادل موجب آرامش مي ‌شود.

* احساسات و مشکلات خود را به ديگران بگوييد و آرامش بيشتري احساس کنيد.

* يکي از مهمترين مهارت‌ها در آرام بودن، فکر نکردن به مسائل کوچک است، دومين مهارت، کوچک شمردن تمام مسايل است.

* شاد کردن ديگران، موجب آرامش مي‌ شود. نمي ‌دانيد چه لذتي دارد پول رستوران امشب را با توافق سايرين به يک کارتن خواب هديه دهيد. قدرداني کنيد. ديگران را براي لطف کردن به خود تحت فشار قرار ندهيد، لطف که وظيفه نيست!

* اگر مي‌ دانستيد که : «سيگار کشيدن + ورزش نکردن = استرس ، اضطراب و حذف آرامش»، هرگز سيگار نمي‌ کشيديد و ورزش کردن را به تعويق نمي‌ انداختيد.

 

8 ـ عامل قوانين و مقررات:

 قوانين و مقررات بايد به نحوي تدوين شوند که موجب کارآمدي و تقويت نيروي کار شوند و فضاي کسب و کار و تغيير و تحول را فراهم سازند و به جاي ايجاد مانع، بيشتر در صدد رفع موانع و تسهيل امور برآيند تا شور و شوق کار خود به خود فزوني يابد.

 

راهكارهاي عملي

سازمانهاي با مشخصات زير،لزوماً تجلي و ظهور تفکر خلاق را با مشکلاتي مواجه مي کنند:

▪ شغلها، تعاريف محدود و ظريفي دارند.

▪ روابط اختيار و اقتدار، تعاريف قطعي و انعطاف ناپذيري دارند.

▪ رفتار کارکنان، با مجموعه اي مدون از بخشنامه ها و روش کارها هدايت و کنترل مي شوند.

▪ روابط حاکم بر سازمان، خشک و رسمي است و قابليت هاي فردي کارکنان لحاظ نمي گردند.

▪ تنوع آرا و مواضع متقابل، امکان ابراز نمي يابند.

▪ فضاي اطلاع رساني محدود و بسته است.

▪ تخصصي کردن کارها در حد افراط به چشم مي آيد.

▪ نظام نظارتي در مورد ثبات، قابليت پيش بيني و کليشه سازي امور وجود دارد.

▪ بيشتر به پاداش بيروني که داراي جنبه مادي است اتکا دارند، تا پاداش دروني که در نفس کار پنهان است. شواهد حکايت از آن دارند که سازمانهايي که انباره اي از بخشنامه ها، آيين نامه ها، خط مشي ها و ساز و کارهاي نظارتي دارند نمي توانند امکان آن را بيابند که بر ميزان خلاقيت کارکنان خودبيافزايند.

 

9 ـ روش ها:

 روش هاي سازماني و جريان کار عامل بسيار مهمي در نيروي کار و کارآمدي سازمان ها هستند. اصلاح روش ها مي تواند موجب چابکي و چالاکي سازماني گرديده، عامل پويايي و افزايش بهره وري شود. لذا مهندسي مجدد روش انجام کار موجب تحرک بخشي و استفاده بهينه از منابع و فرصت ها مي شود.

راهكارهاي عملي

▪ سهم عادلانه‌اي از كار بر عهده بگيريم.

▪ براي خلوت ديگران احترام قايل شويم.

▪ با توجه به تقسيم فيزيكي كار (نظير نور، دما و سر و صدا) همكاري كنيم.

▪ پيشنهاد كمك ديگران را با ميل بپذيريم.

▪ اسرار را حفظ كنيم.

▪ علي‌رغم احساس تنفر در كار همكاري داشته باشيم.

▪ در مقابل بالا دستان خود را خوار مكنيم.

▪ همكار خود را با اسم كوچك مورد خطاب قرار بدهيم.

▪ موقع لزوم درخواست كمك و نصحيت كنيم.

▪ هنگام مكالمه به چشمان همكار خود نگاه كنيم.

▪ بيش از حد در مورد زندگي خصوصي يكديگر كنجكاو نباشيم.

▪ ديون، الطاف و تعارفات را جبران كنيم هر چند اگر بسيار جزيي باشد.

▪ در غياب همكار خود از او حمايت كنيم.

▪ در جمع از همكار خود انتقاد نكنيم.


«و در نهايت اينکه بايد به اين باور برسيم که اگر بخواهيم، مي توانيم»

 

نه هر که چهره بر افروخت دلبري داند

نه هر که آينه سازد سکندري داند

نه هر که طرف کله کج نهاد و تند نشست

کلاه داري و آئين سروري داند

هزار نکته باريکتر ز مو اينجاست

نه هر که سر بتراشد قلندري داند

غلام همت آن رند عافيت سوزم

که در گدا صفتي کيميا گري داند

 

 

حجت الاسلام حسن بابايي مسئول تشکلهاي ديني اداره کل تبليغات اسلامي استان اصفهان

 

دوشنبه 23 فروردين 1389 - 9:57


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری