دوشنبه 31 تير 1398 - 21:6
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

فرح و شادماني ممدوح و مذموم از منظر قرآن و روايات

 

فرح و شادماني ممدوح و مذموم از منظر قرآن و روايات

به كوشش الهام قاهري

انتشارات اميركبير

نوبت چاپ اول 1388

شادماني يكي از هيجان‌هاي مثبت در آدمي است كه بر انديشه، احساس و رفتار وي اثر مي‌گذارد. شريعت مقدس اسلام با توجه به نيازهاي اساسي بشر شادي و نشاط را تحسين و به پيروان خود توصيه مي‌كند. از ديدگاه قرآن و حديث شادي را به دو دسته ممدوح و مذموم تقسيم مي‌كنند. هر آنچه كه انسان را به منبع الهي متصل كند و رضاي پروردگار در آن باشد مجاز شمرده مي‌شود و هر آنچه كه جهت نافرماني خدا و افول شخصيت انسان باشد نكوهش شده است. عناصر كليدي شادي پايدار در گرو ايمان، عزت نفس و اميد مي‌باشد و آنچه از سيره معصومين (ع) به دست مي‌آيد اين است كه خود آنان انسان‌هاي متعادل، پرتلاش و بانشاطي بودند و ديگران را نيز به سرزندگي، عمل صالح و فعاليت‌ جمعي تشويق مي‌كردند. در اين نوشتار نويسنده تأكيد مي‌نمايد كه تلاش دارد تا از نگاه قرآن و روايات به اين نياز، فرح‌ و شادي، توجه كند بي اينكه چيزي بر اسلام تحميل شود.

وي در ادامه به بيان دو ديدگاه كلي در زمينه فرح و نشاط مي‌پردازد كه اين دو ديدگاه در مقابل يكديگر قرار گرفته و هر يك مسير افراط يا تفريط را پيموده‌اند: ديدگاهي كه شادماني را مساوي لذت‌گرايي و مذموم‌ مي‌داند و ديدگاهي كه براي شادي حد و مرزي قائل نيست.

باور نگارنده اين مجموعه بر آن است كه هيچ يك از اين دو ديدگاه صحيح نيست و هر دو اعتدال در شادي را مراعات نكرده‌اند.

نويسنده در اين اثر تلاش دارد كه ديدگاه متعادل و متوازن شريعت مقدس اسلام را پيرامون فرح و شادماني ممدوح و مذموم از منظر قرآن كريم و روايات بررسي كند.

اين مجموعه در شش فصل تنظيم شده است كه فصل اول با تكيه بر بيان كليات شامل مقدمه، بيان مسئله، اهداف، سؤالات، فرضيه‌ها و روش‌ تحقيق مي‌باشد.

مسائل اصلي كه نويسنده در اين اثر به آن پرداخته است عبارتند از: مفهوم فرح و نشاط در قرآن و روايات وارده از معصومين (ع)، منشأ و زمينه‌هاي فرح و شادماني، معيارها و عوامل فرح و شادي در بيان قرآن و حديث، انواع و اقسام فرح و شادماني ممدوح، مصاديق فرح و نشاط ممدوح و مذموم در قرآن.

فصل دوم به مفهوم‌شناسي فرح و شادماني با تكيه بر ابعاد لغوي و واژگاني مي‌پردازد و نيم‌نگاهي نيز به معناي روان‌شناسانه آن دارد.

در بررسي واژه فرح آنچه مهم و ضروري به نظر مي‌رسد اين است تعريف و توضيح الفاظي نظير: سرور، نشاط، ابتهاج، استشار، نضره، مرح و... (مفهوم فرح)، دقيقاً به چه معنايي هستند و چه تفاوت‌هايي با يكديگر دارند و حدود و ثغور هر كدام چيست و... از طرف ديگر الفاظي مانند حزن، أسي، بكاء و... كه گاه در مقابل واژه‌هاي ياد شده، قرار داده مي‌شوند به چه معنا هستند.

مؤلف در اين بخش از كتاب حاضر سعي كرده است تا با مراجعه به كتب اصيل لغت اين واژه‌ها را بررسي كرده و مترادف و متضاد بودن آن‌ها را روشن كند.

در قسمت ديگري از اين فصل تلاش شده است تا واژه‌ شادي را از منظر برخي روان‌شناسان بررسي كرده و به انواع آن اشاره شود.

شادي زير مجموعه‌اي از هيجان‌هاي آدمي است، البته واژه‌ هيچان را چنين تعريف كرده‌اند: هيجان حالت روان پيچيده‌اي است كه علايم جسماني آن در افزايش ضربان قلب، اختلال تنفس و ترشح هورمون‌ها ظاهر مي‌شود.

از منظر قرآن خنده و گريه دو حالتي است كه صدور آن بنا بر مشيت الهي بوده و از ناحيه خداست: «همانا خداست كه مي‌گرياند و مي‌خنداند.»

فصل سوم، عوامل، انواع و معيارهاي ارزشي فرح و شادماني ممدوح با عنايت به ديدگاه قرآن و روايات مورد لحاظ قرار گرفته شده است.

نوشتني است معيار مدح و ذم شادي‌ها و غم‌هاي ما در دنيا رضا و سخط خدا و تأثير آن بر شادي و حزن حقيقي و جاودانه در عالم آخرت است. بر اين اساس علما و دانشمندان با تعابير مختلفي شادي‌ها را غالباً در دو قسم قابل ستايش (ممدوح) و ناستودني (مذموم) معرفي كرده‌اند.

به باور نويسنده، مهمترين معيار جهت عيارسنجي فرح و شادماني، كسب رضايت الهي است هر آنچه مشروع بوده و ما را به خدا نزديك كند شاخصي براي فرح ستوده شده است كه در ادامه اين مطلب به بعضي از معيارهاي عمده و اساسي آن اشاره شده است...

نكته مهم اين كه براي روح بهترين توانگري يقين است. انسان‌هاي با يقين بسيار توانا هستند چرا كه آن‌ها پشتوانه و سرمايه‌ عظيم‌ يقين را دارند و اين باعث مي‌شود هيچ چيز در عالم آن‌ها را از پاي در نياورد، در عين حال بر اثر اين صفات نيكو داراي روحي آرام توأم با طمأنينه بوده كه هيچ چيز ايشان را از پاي در نخواهد آورد.

يكي از عواملي كه در فرح ممدوح نقش دارد شاد كردن مؤمنان مي‌باشد. در همين مورد، رسول خدا(ص) فرمودند: هر كسي مؤمني را شاد سازد به يقين مرا شاد ساخته است و هر كسي مرا شاد كند به راستي خدا را شاد كرده است...

نكته ديگر اينكه غذا از طريق تأثير در غده‌ها و ايجاد هورمون‌ها در روحيات و اخلاق انسان اثر مي‌گذارد و لذا در آيات و روايات از خوردن غذاي حرام، نجس و... نهي شده است و بين قساوت قلب و بعضي از غذاها ارتباط قائل شده‌اند.

همچنين است سفارشاتي كه نسبت به نان، گوشت، شير، ميوه‌ها و... وارد شده است، و حتي در مورد غذاي روز عيد گفته‌اند: آنچه را كه در روزهاي ديگر براي خانواده‌ تهيه نمي‌كنيد، در روز عيد سر سفره بگذاريد درباره روز جمعه و تهيه ميوه و گوشت براي خوشحال ساختن خانواده روايت خاص وارد شده است.

در فصل چهارم اثر حاضر، معيارها و عوامل شادماني مذموم از منظر قرآن و روايات بررسي شده است در ابتداي اين فصل آمده است: گاهي شادي انسان‌ها همراه با اموري مي‌شود كه شايسته يك فرد مؤمن نيست، مثل اينكه شادي‌اش به اندوه شخص ديگري منتهي شود، يا اينكه شادي ايشان با مسخره كردن و استهزاء ديگري همراه مي‌باشد. همچنين در اين فصل در خصوص شادي مؤمنان آمده است كه: طبق آيات قرآن، شادي كافران در دنيا به چند صورت جلوه مي‌كند، سرور كافران در دنيا آميخته با غرور است، طبق آيه‌اي از قرآن هر گروهي از منحرفان و مشركان از راهي كه انتخاب كرده‌اند، خوشحالند و همان را حق مي‌پندارند. كه دليل اين تصوير آن است كه هوي و هوس كارش زينت كردن خواسته‌‌هاي دل در نظر انسان است و اين تزئين، نتيجه دلبستگي هر چه بيشتر و خوشحالي به خاطر راهي است كه برگزيده، هر چند بيراهه و گمراهي باشد،...

همچنين در بحث از نفاق به عنوان يكي از عوامل شادي‌هاي مذموم آمده است: ريشه نفاق يا از ترس است يا از جاه‌طلبي كه هر دو از رذايل قوه غضب مي‌باشند منافقين كساني هستند كه دلبسته به دنيايي باشند و خاصيت زينت حيات دنيا اين است كه انسان را از توجه به خدا باز مي‌دارد.

فصل پنجم اين مجموعه به موانع شادي و فرح مي‌پردازد و نويسنده در اين قسمت از كتاب بر آن است كه بعضي از موانعي كه شادي را از بين مي‌‌برد و يا نمي‌گذارد كه فرد شادمان شود برمي‌شمارد. اين موانع بر دوسته: موانع شناختي و رفتاري تقسيم مي‌شوند.

گفتني است اگر انسان هدفي و تكيه‌گاهي نداشته باشد هر مقدار هم كه بخواهد خود را شادمان نگه دارد باز هم در منجلاب پوچي خواهد افتاد و دليلي منطقي براي كارهايش نمي‌بيند.

در بحث دنيا‌طلبي درمي‌يابيم كه كسي كه ميل به دنيا دارد همواره محزون است. امام صادق(ع) فرمودند: كسي كه دلش به دنيا، وابسته باشد قلبش به سه چيز تعلق پيدا مي‌كند اندهي بي‌زوال و آرزويي كه به او نرسد و اميدي كه به او نائل نگردد...

با توجه به رويكرد ما به زنگدي و نيز نوع تفكر و گرايش‌ خاص خودمان و نوع فرحي كه انتخاب مي‌كنيم عملكردها متفاوت است فرح و شادماني داراي آثار و نشانه‌هايي مي‌باشد كه شناسايي اين علايم ما را متوجه بعضي مسائل مي‌كند كه هر چيزي را شادي ندانيم و اگر تا آن موقع اشتباه فكر مي‌كرديم بسيار سريع راه خويش را عوض نموده و راه صحيح را انتخاب كنيم و به ما مي‌دهد كه به نوع فرح پي ببريم كه آيا ممدوح است يا خير؟...

جلوه‌ها و برخي مصاديق شادمانان در قرآن و روايات از جمله مواردي است كه در فصل ششم به آن پرداخته شده است.

يكي از پيامدهاي شادي و نشاط ممدوح عاقبت‌انديشي است كه در اين خصوص، مهم‌ترين نكته‌اي را كه در تفكر نبايد از ذهن دور داشت، توجه به آينده تو نگاهي دورانديشانه به مسائل است. اگر هر كسي در زندگي و در برخورد با مسائل گوناگون عاقبت كار را بينديشد، بسياري از اندوه‌ها كه در صورت عدم تفكر بعدها به سراغش خواهد رفت ديگر جايي براي خود نمي‌بينند و اين موضوع فقط در شادي‌هاي ممدوح وجود دارد. نكته ديگر اينكه پيامد مهم شادي و فرح ممدوح، موفقيت در كارهاست. انسان هنگامي كه در كارش موفق مي‌شود خوشحال مي‌شود، موفقيت در درس، ورزش، كار، آزمون و از همه مهم‌تر موفقيت در آزمون الهي باعث خوشحالي و شادماني فرد مي‌شود.

در قسمتي از اين فصل آمده است: يكي از پيامدهاي ناگوار و بسيار تلخ فرح مذموم براي تمامي انسان‌ها حتي اگر مسلمان نباشند، محروميت از محبت الهي است.

نكته ديگر اين كه همان طور كه اميدواري از زمينه‌هاي شادي ممدوح است، نااميدي از پيامدهاي شادي مذموم مي‌باشد. اگر انسان به چيزي كه صلاحيت شادماني را ندارد دل ببندد و شادمان گردد، با رفتن آن شيء نيز شادماني انسان مي‌رود و گاه به نااميدي تبديل مي‌شود.

نويسنده همچنين در ادامه نيز به مصاديق شادماني ممدوح مي‌پردازد و در اين رابطه: شادي ساره، شادي حضرت سليمان (ع)، شادي پيامبر اكرم(ص)، شادي امام حسين (ع) و يارانش در كربلا مورد توجه قرار گرفته است.

و اما برخي مصاديق شادماني مذموم در قرآن همچون شادي فرعون، شادي قارون و... هم در بعد ديگري مورد توجه نويسنده مي‌باشد.

«پندار غلطي كه در مغز قارون جاي گرفته بود و كاراو را به هلاكت كشاند تنها كار او نبود بلكه همه دنياپرستان كه ماديات در مغزشان رسوخ كرده به اين پندار غلط مبتلا هستند كه وقتي نعمتشان زايد شد طغيان مي‌كنند و مي‌پندارند تنها اقبال دنيا، خود او و كارداني وي است. نتيجه طغيان قارون اين بود كه او و خانه‌اش در زمين فرو رفتند.»

به نقل از نويسنده، توصيفات قرآن درباره بهشت حاكي از اين است كه اسلام بر نشاط، فرح و شادي توجه و تأكيد داشته است زيرا باغ‌هاي زيبا، آب زلال و روان، چشمگيرترين حريرها و... همگي در زمره عوامل نشاط‌آور به شمار مي‌روند. قرآن بهره‌مندي از زيبايي‌ها و مواهب را در زمره عوامل مفرح به شمار آورده و آن را زيبنده دينداران و مؤمنان دانسته است.

در پايان اين فصل، به نتايج مباحث كتاب اشاره شده است كه اين نتايج در هشت دسته طبقه‌بندي شده‌اند.

نويسنده كتاب حاضر در اين اثر تلاش مي‌كند تا موضوع فرح و شادماني را در ابعاد مختلف خود و از منظر دين مبين اسلام مورد بررسي قرار دهد و اين موضوع با توجه به نياز جامعه امروز به شناخت شيوه‌ها و مباني درست شادماني خصوصاً براي نسل جوان جامعه مي‌تواند بسيار ضروري و ارزشمند باشد.

 

 

 

 

دوشنبه 23 فروردين 1389 - 8:52


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری