جمعه 29 شهريور 1398 - 8:24
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

ريحانه فتحي ثاني

 

سنت روشن‌انديشي در اسلام و غرب

 

سنت روشن‌انديشي در اسلام و غرب (نگاه تطبيقي به مباني فلسفه روشن‌انديشي و فلسفه شاد اسلامي با مقدمه سيديحيي يثربي)

سيدحسن اخلاق

1000 نسخه

62000 ريال

انتشارات اميركبير وابسته به سازمان تبليغات اسلامي

 

«ما نمي‌توانيم و نمي‌بايد راه غرب را برويم. خوانش فيلسوفان بزرگ نمي‌تواند با چنين هدفي صورت گيرد. زيرا اساس فلسفه، دست برداشتن از تقليد است. غرب مجموعه‌اي از نقاط مثبت و منفي است كه نتيجه تفحصات و دردهاي خود آنان است. ولي مي‌توانيم و مي‌بايد غرب را بشناسيم و بيشتر از آن خود را.

اما بي‌ترديد خودشناسي بدون ديگرشناسي ممكن نيست. دست كم بايد خود را از ديگري تميز داد، مخصوصاً آن ديگري‌اي كه ابهت خويش را از ما گرفته است ولي ما را در ناباوري‌اي نسبت به گذشته رها ساخته است.»

مطلب فوق بخشي از پيشگفتار كتاب سنت روشن‌انديشي در اسلام و غرب (نگاه تطبيقي به مباني فلسفه روشن‌انديشي و فلسفه مشاءاسلامي) به قلم سيدحسن اخلاقي است كه وي طرح و پيگيري روشمندانه و روشن‌ اين دغدغه‌ها را علت انجام اين پژوهش مي‌داند و اميدوار است كه روشن‌انديشي بتواند زواياي روشني را براي مخاطبان بگشايد.

يكي ديگر از دغدغه‌هاي نويسنده براي نگارش اين كتاب بدين‌گونه عنوان شده است كه آيا متفكران و فيلسوفان برجسته مسلمان، با تمام برجستگي، مرداني متعلق به زمان خود بودند و اكنون براي ما راهگشايي‌اي ندارند؟

پاسخ به اين سؤال و سؤالات ديگري همچون آيا آنان واقعاً به تاريخ پيوسته‌اند و ما صرفاً براي اطلاع از تاريخ مفاخر خود بايد آنان را بخوانيم؟ راهنماي محتويات متون آمده در اين كتاب براي اخلاقي شده است.

چرا كه به قول نويسنده بدون داشتن دغدغه خاطري اساسي نمي‌توان به كار فلسفي بنياد ديني دست زد. امروزه براي انديشه‌ورزي جوان در جهان اسلام و رويارويي با فرهنگ دامن‌گستر، و سياره‌اي غرب، اين دغدغه‌ها، فراوان و با اندكي تأمل، شناختني‌اند.

نگارنده از هنگامي كه با مباني فرهنگ غني اسلامي آشنا شد و در عين حال، تحولات گسترده جهاني را دريافت و به شكاف ژرف جهان اسلام و جهان غرب پي برد، بدين فكر فرو رفت كه آيا ميان فرهنگ‌هاي بشري شكافي پرناشدني وجود دارد و بايد به تعارض و تخاصم فرهنگ‌ها قائل گشت؟

سيديحيي يثربي مشوق و راهنماي رساله اخلاقي كه اكنون در قالب كتاب در اختيار مخاطبان قرار گرفته در مقدمه خود در بيان دلايل نشناختن درست و روشن غرب از سوي شرقيان، ميراث روشن‌انديشي و تجدد ما، بيگانگي ما با روشن جديد انديشه و كار علمي، وضع فضاي آموزشي و پژوهشي ما را آورده است.

وي در ادامه آورده است: چون ما غرب را نشناخته‌ايم، به نقد غرب هم توانايي نخواهيم داشت؛ و چون غرب را نمي‌توانيم درست نقد كنيم دچار دو آفت بزرگ خواهيم شد.

وي رد ناشناخته و غيرمنطقي غرب و قبول فكر فرهنگ غرب با روشن غيرمنطقي را دو آفت وارد بر اين نقد نادرست مي‌داند.

در اين كتاب با مطالب زير آشنا مي‌شويم:

پس از مقدمه تفضيلي، نخست نسبت روشن‌انديشي با تاريخ فلسفه و سير تاريخي روشن‌انديشي پي گرفته مي‌شود. سپس با تعريفي از فلسفه مشاء اسلامي (كه فلسفه به معناي درست كلمه است) و نمايندگان آن از جمله ابن‌سينا، ابن‌طفيل و ابن‌رشد آشنا مي‌شويم. آن‌گاه تلاقي فلسفه اسلامي و فلسفه غربي را در قرون گذشته بررسي مي‌كنيم و نقش فلسفه اسلامي در روشن‌انديشي غرب و پيدايش روشن‌انديشي (با دلايل روشن اين تأثيرگذاري) را نشان مي‌دهيم. با بحثي پيرامون امكان تطبيق و روش تطبيق، به اصلي‌ترين بخش‌هاي اين اثر مي‌رسيم: تفحص پيرامون معنا و حدود تفكر فلسفي و عقل‌گرايي در دو حوزه فلسفه اسلامي و فلسفه روشن‌انديشي. آنگاه جهت روشني بيشتر مطلب، جهان‌شناسي، انسان‌شناسي، دين‌شناسي و ديگر موضوعات قابل تطبيق ميان مشائيون و روشن‌انديشان مقايسه مي‌شود تا همانندي‌هاي بيشتر آنان نمايان شود.

وي اعتراف كرده كه علاقه‌مندان به تفكر فلسفي، به ويژه كساني كه علاقه‌مند تحول در تفكر هستند، از خواندن اين كتاب سود خواهند برد و آشنايي خوبي با فلسفه روشن‌‌انديشي غرب و نيز با فلسفه خودمان پيدا خواهند كرد و در نتيجه از اينكه متفكران ما الهام‌بخش حركت در مغرب زمين بوده‌اند، دو احساس متفاوت و متضاد خواهند داشت:

يكي احساس غرور از اينكه آن‌ها از ما آموخته‌اند كه چگونه حركت كنند و چگونه زندگي كنند.

ديگر اين احساس غم‌انگيز كه ما كه آموزگار ديگران بوده‌ايم، چرا خودمان حركت نكرده‌ايم و به نتايجي كه آن‌ها دست يافته‌اند، دست‌ نيافته‌ايم!؟ اين پژوهش بر آن است تا در گام نخست، اصول فلسفه روشن‌انديشي را آن گونه كه ارنست كاسيور بيان كرده، استخراج كند. سپس با توجه به اصول فلسفه روشن‌انديشي، مباني فلسفه مشاء اسلامي را به پژوهش گيرد و در آخرين گام، مباني فلسفه مشاء اسلامي را در برابر اصول فلسفه روشن‌انديشي قرار دهد و امكان مطابقت و مقايسه آنان را به تحليل گيرد. البته اين گام‌ها از لحاظ موضوعي مطرحند، و الا از لحاظ ترتيب نوشتاري (كه پس از تحصيل محتوا شكل گرفت)، ما در برابر هر اصل روشن‌انديشي، نگاه مبنايي فلسفه مشاء اسلامي را نيز بيان كرده‌ايم تا زمينه تطبيق و همخواني آسان‌تر شود.

اين كتاب به مكاتب ديگر فلسفي در جهان غرب يا جهان اسلامي به نحوه مستقل نپرداخته و شايد يكي از علل آن عنوان اين كتاب بوده است.

اين كتاب داراي پنج فصل با عنوان‌هاي نگاهي تاريخي و رويكردي تطبيقي (نگاه تاريخ و رويكردي تطبيقي)، فلسفه در دو سنت (فلسفه در روشن‌انديشي، فلسفه در مشاء اسلامي، نگاه تطبيقي)، عقل‌گرايي در دو سنت (عقل‌ و عقل‌گرايي در فلسفه روشن‌انديشي، عقل و عقل‌گرايي در فلسفه مشاء اسلامي، نگاه تطبيقي)، آرا در پرتو مباني (جهان‌شناسي، انسان‌شناسي، دين، واپسين موضاعات تطبيقي)، نتيجه‌گيري است.

اين كتاب در 307 صفحه براي نخستين‌بار با 1000 شمارگان و بهاي 620000 ريال از سوي انتشارات اميركبير وابسته به سازمان تبليغات اسلامي، منتشر شد.

 

 

دوشنبه 16 فروردين 1389 - 10:23


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری