چهارشنبه 22 آذر 1396 - 12:46
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

تکيه به قدرت تخيل تماشاگران

 

گفتگو با منوچهر شجاع طراح صحنه نمايش " عيش و نيستي " به کارگرداني ايرج راد

 

منوچهر شجاع از جمله طراحان صحنه خلاق و صاحب سبک تئاتر است . اين ويژگي هاي کاري به خوبي در نمايش هايي نظير  " خنکاي ختم خاطره " ، " کادانس " ، "ماه در آب" و... ديده مي شود . شجاع در طراحي صحنه "عيش و نيستي" با تکيه بر استفاده حداقل از فضا و دکور صحنه بخشي از تجسم چيدمان صحنه را به قدرت تخيل تماشاگر با رويکرد خلاقانه اي واگذار مي کند .

 

 

در کارنامه هنري شما کارهاي بسيار بزرگ به لحاظ حجم دکور و کارهاي ساده ديده مي شود. ملاک شما براي قبول يک کار چيست ؟

در وهله اول آشنايي و شناخت از کارگردان وگروه اجرايي يکي از عوامل اصلي قبول پيشنهاد کاري است . مسئله مهم ديگر ويژگي و کيفيت متن نمايش است که چقدر مي توانم در طراح صحنه کار انجام بدهم . البته با گروه خاصي هم سالها مشغول همکاري هستم .

 

درگروه تئاتر معاصر عضويت داريد . حضور در يک گروه چه ويژگي هايي دارد ؟ 

با ترديد عضو گروه شدم  . علت اين ترديد هم ويژگي کار گروهي در کشورمان  است .تشکيل گروه در حيطه فضاي اجتماعي آنچنان تعريف نشده است .بنابراين وقتي وارد گروهي مي شويم ميزان خواسته اي که از گروه داريم و بالعکس آن انتظار گروه از عضوش چندان تعريف مدون  وکار شده اي ندارد .بنابراين گروههاي هم که در حال حاضر فعاليت مي کنند بيشتر تابع ارتباطات دوستانه کنار هم جمع شده اند تا بر اساس يک ضابطه مشخص و در اين پروسه يک گردهمايي دوستانه باعث توليد کار مي شود . نکته حائز اهميت ديگر اين مسئله است که علاقه دارم کارهايي را که براي کار کردن قبول مي کنم با انتخاب و علاقه خودم باشد و نه اينکه صرفا چون کار گروه است آن را قبول کرده باشم .

 

به همين خاطر طراحي صحنه " رومولوس کبير" که مربوط به گروه تئاتر معاصر بود را انجام نداديد ؟

نه ، همزمان با شروع " رومولوس کبير" درگير کارهاي ديگري بودم و حضورم با توجه به حجم گسترده کار باعث تاخير در روند توليد تئاتر مي شد .

 

 

طراحي صحنه در کارهايي که سادگي و بي پيرايگي ملاک کارگردان است کار دشواري بنظر مي رسد؟  

هر کارهاي طراحي آن سختي هاي خاص خودش را دارد تا از ايده به طراحي عملي در نمايش برسيم . اين تعريف در کاري که جنبه رئاليستي و يا حتي ناتوراليستي که خيلي به جزئيات و خلق صحنه هاي واقعي نظر دارد نيز قابل بازخواني است و حتي کارهايي که جنبه انتزاعي و ميني مال دارد بايد از نشانه هاي مختصر براي طراحي يک فضا استفاده کرد. نکته مهمي در اين رويکرد به نظر مي رسد . تنها مسئله اي که طراحي کارهاي آثار واقع گرا را آسان تر مي کند وجود نشانه هايي درمتن براي طراح است و جاهاي ورود ، خروج ، نحوء قرار گرفتن اتاق ها و ساير فضاها داراي تعريف مشخصي است .

 

وقتي که با پيشنهاد ايرج راد براي طراحي اين نمايش مواجه شديد با خواندن متن اين احساس را نداشتيد که اين نمايش نياز چنداني به حضور يک طراح ندارد ؟

در خانه تئاتر ايرج راد پيشنهاد طراحي اين نمايش را به من دادند ودر وهله اول از اينکه با ايرج راد فرصت همکاري پيدا کردم بسيار خوشحال شدم . زيرا راد از با تجربه هاي اين عرصه است . بعد از خواندن متن اصلي تيري مونيه  و با توجه به اينکه ايرج راد هم عنوان کرده بود متوجه شدم متن تا نيمه ابتدايي ويژگي هاي خوبي دارد . اما نيمه دوم نمايش به لحاظ پرداخت به سمت و سوي کليشه شدن مي رود .

 

 منظور شما از موقعي که نويسنده قصد خودکشي دارد است ؟

بله ، از اين بعد متن درگير طرح شعار مي رود و بنابراين ايرج راد در متن اصلي نمايش تغييرات و حذفياتي انجام دادند که طولاني شدن متن باعت بي حوصلگي تماشاگر حين ديدن اجرا نشود .

کار طراحي را از چه زماني آغاز کرديد ؟

بعد از شروع تمرينات کارم شروع شد متوجه شدم ايرج راد خيلي به فضاهاي ساده اي که در آن اثر مورد توجه قرار مي گيرد دقت دارد . بدين صورت که روابط بازيگران و نوع بازيگري که در اين فضاي ساده قرار مي گيرند جاي برداشت هاي متفاوت را براي تماشاگر از کار و فضاي آن باز مي گذارد   و با همفکري کار طراحي را  بر اين منوال انجام دادم . ايرج راد با پيشرفت تدريجي کار از ابزار صحنه خيلي تاکيد به استفاده صرف از ميز و صندلي  در خانه شخصيت اصلي " انيبال " داشت .

 

شما با اين قضيه موافق بوديد ؟

بله ، اما اعتقاد داشتم بايد بيش از اين چيزي هم در فضا وجود داشته باشد و در عين حالي که هيچ چيزي وجود ندارد مي توانيد از همين وسائل موجود برداشت هاي متفاوتي در ذهنتان داشته باشيد . يکي از بخش هاي جذاب هر کاري که انجام مي دهم همين وجوهات است که بخواهيم از واقعيت دور بشويم و به يک شکل جديدي از اجراي متن نمايشي بر روي صحنه برسيم . در " عيش و نيستي " هم اين جذابيت برايم وجود داشت و در متن نويسنده در باره ويژگي خانه آنيبال توضيحاتي مبني بر ويژگي هاي خانه و اثاث موجود در آن داده بود و بر اساس آن بايد به سمت ارائه يک فضاي غير واقعي مي رفتيم که در عين حالي که متبادر کننده فضاي اتاق ، منزل و محل کار آنيبال و همسرش است  مي تواند اين رويکرد را نداشته باشد و بتواند باعث ارتباط تماشاگران بشود .

 

چقدر به بن مايه متن اصلي پرداختيد ؟

سواي ميز و صندلي ، تنها مسئله اي که از واقعيتهاي متن باقي ماند مجسمه بود . زيرا بازيگران با آن بازي داشتند و خيلي تاکيد به حضورمجسمه بعد از غيبت فيزيکي آنيبال  به وجود آمد .

 

وجود بخشي از دکور و اسباب صحنه را به قدرت تخيل تماشاگر واگذار کرديد ؟

بله ، به اين قضيه و رخ دادنش در کارهايي که انجام مي دهم علاقه دارم . با حذفياتي که در متن اوليه تيري مونيه صورت گرفته و با نوع نگاهي که کارگردان به متن داشت اين امکان وجود داشت که بخشي از اين مسئله در مورد وسائل و چيدمان صحنه را به قدرت تخيل تماشاگر واگذار کرد. ممکن است همين متن را اگر کارگردان ديگري  انجام مي داد از يک زوايه ديگري به آن مي پرداخت وممکن بود فضاي کاملا رئاليستي خلق  شود وخانه شخصيت اصلي به گونه اي طراحي بشود  که در دو طبقه قرار بگيرد و اين فضا هم به خوبي قابل اجرا است . اغلب نويسندگان در هنگام نوشتن نمايش نامه يک سري از نکات تکنيکي را در کارشان رعايت نمي کنند و از فضاهاي صحنه توقعات خيلي ويژه اي دارند وبارها ديده شده در يک متن  پنج مکان متعدد بدون در نظر گرفتن وقت و امکان طراحي چنين موقعيتهاي در صحنه وجود داشته باشد . در متن نمايش نامه مورد استفاده قرار مي دهند .

 

مونيه هم در نوشتن " عيش و نيستي " اين نوعي کار کرده بود ؟

بله ، آنجائيکه تعدد رفت و امد شخصيتها در مکانهاي متعددي در نمايش داريم که  چند روزنامه نگاران در تحريريه مجله و هنگام  تهيه گفتگو به مکان هاي مختلف مي روند . اين رويکرد ديده مي شود . که اتفاقا به اين فضاها علاقه اي ندارم و کار را شيبه فيلم نامه هاي  هاليوودي کرده است .ومتن از نيمه دوم از فضاي تئاتر گونه اش جدا مي شود . حذفياتي که راد در اين بخش ها انجام داد باعث شد متن سرو شکل منسجم تري در اين بخش داشته باشد .

 

به نوعي مونيه تحت تاثير ادبيات و سينماي دهه چهل و پنجاه امريکا است ؟

بله ؛ فضاهاي پر آب و رنگ و زروق و برق داري که در فيلمهاي اين دهه سينماي امريکا نمونه فراگيري بنظر مي رسد .

 

اعتقاد نداريد براي جذابيت بيشتر نمايش براي مخاطب بايد از چند دکور ديگر استفاده مي شد ؟

همواره با خودم اين بحث را دارم که ايجاد تنوع در فضاي صحنه را خيلي وابسته به تغييرات مداوم تصوير صحنه نمي دانم . معتقدم ريتم دروني و روبه جلو مي تواند در ساده ترين شکل ممکن به تماشاگر منتقل بشود و حتي به بازيگران و ارتباطشان با يکديگر و با صحنه ونور بستگي دارد  .وقتي همه اينها کنار هم قرار بگيرند مي توانند کاري بکنند  که مخاطب از ساده ترين ابزار و يا فرمهاي موجود  به يک احساس تنوع برسد .

 

در زمينه طراحي صحنه چقدر با بازيگران مشورت مي کنيد ؟

اين کار را انجام مي دهم . موقعي که سر تمرين نمايشي براي شروع کار طراحي مي آيم و بازيگران را در حال تمرين کردن مشاهده مي کنم حضور بازيگر در مراحل تمرين و نوع ديالوگ و ارتباطش با ديگران برايم مملو از ايده وپيشنهاد است  . در مرحله بعدي با بازيگران گفتمان انجام مي دهم پيشنهادات خودم را توسط کارگردان به بازيگران ارائه مي کنم .

 

تجربه حضور در " عيش و نيستي" جزوء کارهاي موفق کارنامه کاري شما است ؟

کار در حال اجراي عمومي است وبهتر در اين مورد قضاوتي انجام ندهم . هميشه بعد از خاتمه کاري که انجام مي دهم مدتها بعد برمي گردم و در باره اش تفکر مي کنم وچون ما ايراني ها در اظهار نظرهايمان تعارف داريم معمولا نقدهاي مستقيم و غير مستقيم در مورد کار کمتر ارائه مي شود .

 

 

شنبه 14 فروردين 1389 - 16:34


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری