چهارشنبه 30 مرداد 1398 - 9:6
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

ريحانه فتحي ثاني

 

خاطرات مرضيه حديدچى (دباغ) افتخار انقلاب اسلامي

 

 

زنان در مسير پيروزي انقلاب اسلامي و پس از آن همواره كوشاتر از مردان بوده و هستند و اين شرايط به برکت انقلاب و رهبري امام راحل بوجود آمده است  و  با پيشرفت انقلاب اسلامي شاهد رشد و بالندگي و شکوفايي استعدادهاي زنان در عرصه هاي مختلف علمي، اقتصادي و اجتماعي هستيم به‌طوري که اکنون قله هاي علم و معرفت را طي مي کنند.

 مرضيه حديدچى (دباغ) يكي از زنان مبارز انقلاب اسلامى‏است كه فعاليت‌ها و حركت‌هاى سياسى خود را از سال 46 آغاز كرد و  تا پيروزى انقلاب اسلامى به‌راه خود ادامه داد و در فرماندهى سپاه همدان و مسئوليت ‏بسيج خواهران قرار گرفت.

اين كتاب با دستنويسى از مرضيه دباغ آغاز و پس از مقدمه و پيشگفتار در پنج فصل با عنوان‌هاي «سريان»، «هجرت»، «امواج»، «سياحت شرق» و «پيوست‏ها» تدوين و درپايان كتاب نيز فهرست اعلام و عكس‌هايى از او، امام خمينى وشخصيت‌هاى ديگر آمده است.

در زيرنويس‌هاي كتاب نيز نويسنده به معرفى افراد و يا مكان‌هاى خاصى كه حديده‌چي به آن اشاره كرده، پرداخته است.

از موارد گردآمده در اين كتاب مي‌توان به خاطراتى از دوران كودكى و ازدواج، ماجراى قيام 15 خرداد 1342، تحصيل در محضر آيت‏الله سعيدى و شروع مبارزات، دستگيرى و شكنجه به‌وسيله عوامل شاه در سال 52، هجرت به انگلستان، فعاليت‌هاى سياسى در انگليس، سوريه، لبنان و آشنايى با شهيدبهشتى، دكتر سروش و شهيد اندرزگو، عزيمت به نوفل لوشاتو وانجام وظايف اندرونى بيت امام، بازگشت به وطن پس از پيروزى‏انقلاب، فرماندهى سپاه همدان و عزيمت به مسكو براى ابلاغ پيام ‏امام به گروباچف، اشاره كرد.

در اين راستا، حق اقتباس كتاب «خاطرات مرضيه حديدچي» كه محسن كاظمي آن را به‌رشته تحرير درآورده، براي ساخت يك فيلم تلويزيوني از سوي سيما فيلم خريداري شده است.

حديده‌چي در گفت‌و گويي آورده است: ما روايتي داريم كه «من لم يشكر المخلوق لم يشكر الخالق» فاميلي شوهر من«دباغ» است و فاميلي خودم «حديده چي». چون پدر و پدر بزرگ و جدمان آهنگر بودند. من به دليل آزادمردي و توجه به خواسته‌هاي همسر كه شوهرم از اين دو نكته كاملاً برخوردار بود، يعني هم به خواسته هايم بسيار توجه داشت و هم آزاد گذاشتن من براي انجام كارهاي مختلف، احساس مي كردم كه ايشان دين بزرگي به گردنم دارد و اگر قرار است در تاريخ اسمي باقي بماند بايد با نام ايشان باشد نه با نام خودم. به همين دليل هم خودم را به اسم خواهر دباغ معرفي مي كردم.

همچنين، من با لباس كولي ها كه چاقو، قيچي و... مي فروشند به داخل آن رستوران رفتم كه سر در بياورم چه خبر است و گزارش بدهم چون آن جا مرد نمي توانست برود. يا مدت زمان طولاني مسئوليت پيدا كرده بودم در خيابان زعفرانيه مقابل كاخ سعدآباد مي‌نشستم و بقچه نون و پنيري داشتم و گدايي مي‌كردم و آمد و رفت ماشين‌هاي سلطنتي را كنترل مي‌كردم. اينها از عهده هر خانمي برنمي‌آيد و خودم هم وقتي يادم مي‌افتد وحشت مي‌كنم. زماني كه گواهينامه گرفته بودم، چهار نفر از برادران را با پيكان به زاهدان بردم و تحويل يك قاچاقچي دادم كه اين‌ها را از مرز رد كنند. اين چهار نفر، چادر سر كردند و پوشيه زدند من هم رانندگي مي‌كردم. به هر پاسگاهي كه در مسير مي‌رسيديم باور كنيد كه صداي قلبم را خودم مي‌شنيدم و اين‌ها همه بستگي به اين دارد كه انسان چقدر به هدفش عشق بورزد و به آن اعتقاد داشته باشد.

بر اين اساس، محسن كاظمي،  كتاب «خاطرات مرضيه حديدچي» را از طريق گفت‌وگو با وي و استفاده از منابع ديگر تدوين و تكميل كرده است.

از مطالب فوق مي توان به‌يقين گفت كه امام خميني (ره) با انقلاب اسلامي اثبات کرد که حجاب نه تنها مانع پيشرفت زنان نيست؛ بلکه زمينه رشد زنان را در محيطي امن فراهم مي‌کند.

 

دوشنبه 24 اسفند 1388 - 10:2


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری