شنبه 25 آذر 1396 - 3:12
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

درباره سه بازيگر مطرح جشنواره فيلم فجر

 

«نگار جواهريان»

فيلم «طلا و مس» درباره سيدرضا طلبه جواني است كه به شوق يافتن استاد اخلاقي كه وصفش را زياد شنيده به تهران مي‌آيد ولي به دليل آنكه ناگهان همسرش (با بازي نگار جواهريان) مبتلا به بيماري ms مي‌شود نمي‌تواند استاد اخلاق را ملاقات كند.

نگار جواهريان كه بازي‌اش در «تنها دوبار زندگي مي‌كنيم» (بهنام بهزادي) با تحسين منتقدان رو به رو شد بعد از درخشش در اين فيلم به عنوان بازيگر نقش‌هاي اصلي و حتي نقش اول فيلم‌هاي سينمايي مورد توجه قرار گرفت. او استعداد زيادي در ارائه بازي‌هاي باورپذير و طبيعي از خود نشان داده است. نقش‌آفريني جواهريان در «طلا و مس» به واقع درخشان است؛ يك زن ساده دل و مهربان شهرستاني كه به بيماري ms مبتلا مي‌شود و به تدريج توان خود را در حركت و راه رفتن از دست مي‌دهد. جواهريان به شيوه درخشاني اين تحليل رفتن تدريجي را جان بخشيده است. منوچهر محمدي تهيه‌كننده فيلم كه طرح اوليه فيلمنامه را هم نوشته، درباره نحوه انتخاب بازيگران مي‌گويد: «گزينه‌هاي مختلفي براي بازي در نقش‌هاي اصلي داشتيم كه پس از بررسي به اين نتيجه رسيديم كه اين‌ها بهترين انتخاب‌ها هستند. ضمن آن كه همه بازيگران پيش از فيلمبرداري توانستند با شخصيت‌هاي داستان ارتباط حسي عميقي برقرار كنند و نقش‌هاي‌شان را هم دوست داشتند» در نهايت نگار جواهريان در مراسم اختتاميه جشنواره به حق خود رسيد و جايزه بهترين بازيگر نقش اول زن را دريافت كرد؛ جايزه‌اي كه پيش از اهداء هم مي‌شد حدس زد كه به چه كسي تعلق خواهد گرفت.

«محسن طنابنده»

محسن طنابنده علاوه بر اينكه به عنوان بازيگر فعاليت دارد، فيلمنامه‌نويس هم هست. بينندگان تلويزيون او را با سريال «مأمور بدرقه» به ياد مي‌آورند. در ضمن او فيلمنامه سريال «پيامك از ديار باقي» را هم نوشته است. از ديگر فيلمنامه‌هايي كه به نگارش درآورده، مي‌توان به «چند مي‌گيري گريه كني؟»، «اگر مي‌توني منو بگير»، «استشهادي براي خدا» و «هفت دقيقه تا پاييز» اشاره كرد.

تعداد فيلم‌هايي كه طنابنده بازي كرده، زياد نيست. او تا به حال در پنج فيلم سينمايي بازي كرده و براي دو تاي آن‌ها برنده سيمرغ بلورين شده است. او اولين سيمرغ بلورين خود را به عنوان بهترين بازيگر نقش مكمل مرد براي فيلم «استشهادي براي خدا» در جشنواره فجر سال 1386 به دست آورد. او سپس سيمرغ بلورين بهترين بازيگر نقش اول مرد را براي فيلم‌هاي «سنگ اول» و «هفت‌ دقيقه تا پاييز» در جشنواره بيست و هشتم (1388) از آن خود كرد.

طنابنده در فيلم «سنگ اول» (ابراهيم فروزش) نقش مرد روستايي ساده دلي را بازي مي‌كند كه در پي خواب آشفته‌اش مي‌پندارد كه به روزهاي واپسين عمرش نزديك شده است، پس در تهيه و تدارك قبر و سنگ قبري براي خودش برمي‌آيد، غافل از اين كه با ورود سنگ قبر به روستا مورد ملامت و شماتت مرد قرار مي‌گيرد كه خودشان بعداً براي به دست آوردن هر آن چه نكوهشش مي‌كردند، سر از پا نمي‌شناسند و كورس رقابت مي‌گذارند. طنابنده درباره نقش خود در فيلم «سنگ اول» مي‌گويد: «آشنايي من با آقاي فروزش برمي‌گردد به همكاري قبلي‌مان (زماني براي دوست داشتن) كه باعث شد براي اين كار نيز از من دعوت كنند. متن را خواندم و به نظرم قصه جذابي آمد. در نتيجه نشستيم و با آقاي فروزش در مورد آن صحبت كرديم. آن‌ها هنوز براي بازيگر نقش زن كسي را انتخاب نكرده بودند كه به پيشنهاد من انديشه فولادوند را آوردند. من و فولادوند سر صحنه فيلم «سن پترزبورگ» (بهروز افخمي) گاهي به شوخي با هم لري صحبت مي كرديم و از آن جايي كه قصه سنگ اول در ملاير مي‌گذشت و اغلب فولادوندي‌ها هر لر هستند و با شناختي كه من از انديشه فولادوند داشتم، به يك باره ياد او افتادم كه براي اين نقش بايد مناسب باشد. پيش از اين نيز گروه خيلي به دنبال بازيگر مناسب اين نقش گشته بودند كه در نهايت بر سر فولادوند به توافق رسيدند. اما ماجرا به اين سادگي‌ها هم نبود، چون آن چه ما از گويش لري مي‌شناختيم، چه انديشه فولادوند كه با لري خرم‌آبادي آشنا بود و چه من كه از طريق گوش دادن اين لهجه را مي‌شناختم، ضمن اين كه با هم متفاوت بود، با آن چه كه در ملاير تكلم مي‌كردند هم فرق داشت. به طوري كه وقتي براي كار به ملاير رفتيم، ديديم كه گويش آن‌ها با تصور ما بسيار فاصله دارد، چون آن‌ها يك جور لري با آهنگ همداني صحبت مي‌كردند كه فقط بخشي از گويش‌شان وام گرفته از لري بود. اين جا بود كه به دردسر افتاديم و بايد هر طور كه بود گويش آن منطقه را درمي‌آورديم. چون از طرفي هفتاد، هشتاد هنرور داشتيم كه به اين گويش صحبت مي‌كردند و ما به عنوان يك زوج روستايي نبايد با آن‌ها زياد فاصله مي‌داشتيم و از طرف ديگر آقاي فروزش دل‌شان نمي‌خواست گويش فيلم به طور مشخص لري يا شبيه آن باشد.» طنابنده در ادامه مي‌گويد: «مسئله ديگري كه در اين كار با آن مواجه بوديم، معادل‌يابي واژه‌هاي فيلمنامه بود. از آن جايي كه آقاي فروزش، تهراني هستند، متن را هم به اين شيوه نوشته بودند كه اگر عاميانه هم مي‌شد، باز هم با گويش منطقه فاصله داشت، پس آمديم ضمن پيدا كردن گويش منطقه، ديالوگ را بر آن منطبق كرديم. براي اين كار ما دو سه مربي عوض كرديم تا رسيديم به دو بچه كه بيشتر از همه به ما كمك كردند.»

طنابنده در فيلم «هفت دقيقه تا پاييز» هم نقش همسر هديه تهران را بازي مي‌كند. او پدر خانواده و همسر دوم هديه تهراني است. هديه تهراني فرزندش را در حادثه تصادف از دست مي‌دهد و به شدت متأثر مي‌شود. طنابنده در طول فيلم مرتب به همسرش دلداري مي‌دهد. محسن طنابنده متولد 1354 و داراي مدرك كارشناسي ارشد نمايش از دانشگاه آزاد واحد تهران مركزي است.

«حميد فرخ‌نژاد»

حميد فرخ‌نژاد بازيگر صاحب نام سينماي ايران، در جشنواره فيلم فجر امسال جزو پركارترين بازيگران بود. وي در بيست و هشتمين جشنواره فيلم فجر، با فيلم‌هاي «به رنگ ارغوان»، (ابراهيم حاتمي‌كيا)، «شب واقعه» (شهرام اسدي)، «آتشكار» (محسن اميريوسيفي)، «دموكراسي توي روز روشن» (علي عطشاني) و «همبازي» (غلامرضا رمضاني) و «شكلات داغ» (حامد كلاهداري) حضور داشت. البته نقش‌هاي او در فيلم‌هاي «دموكراسي توي روز روشن» و «بيداري روياها» نقش‌هاي كوتاه بودند. «به رنگ ارغوان» پس از سال‌ها توقيف به نمايش درآمد و توانايي فرخ‌نژاد را بار ديگر در بازيگري به رخ كشيد. فيلم «آتشكار» نيز پس از چند سال توقيف در چند سكانس محدود فقط براي اهالي رسانه و مطبوعات به نمايش درآمد. «سفر سرخ» فيلمي كه فرخ‌نژاد كارگرداني كرده است هم به رغم فراز و نشيب‌هاي فراوان، باز هم در جشنواره امسال به نمايش در نيامد. فرخ‌نژاد در جشنواره امسال براي بازي در فيلم «شب واقعه» (شهرام اسدي) نامزد دريافت سيمرغ بلورين بهترين بازيگر مرد شد، هر چند در نهايت اين جايزه به محسن طنابنده رسيد. البته فرخ‌نژاد پيش از اين براي بازي در فيلم «عروس آتش» برنده سيمرغ بلورين شده بود.

فرخ‌نژاد با فيلم «شب واقعه» فرصت پيدا كرد سومين شخصيت آباداني‌اش را هم بازي كند. اولن بار او با عروس آتش و نقش فرحان اين كار را كرد، دومين بار در «ارتفاع پست» و نقش قاسم. درياقلي سومين شخصيت جنوبي است كه اين بازيگر بازي كرده است. فرخ‌نژاد درباره اين نقش مي‌گويد: «درياقلي را به عنوان يك آباداني مي‌شناسم. به عنوان مردي كه حضور نيروهاي عراق را اطلاع مي‌دهد و باعث نجات شهر از سقوط مي‌شود. ايفاي نقش در يك كار خوب، به هر حال خوب است، به ويژه اين كه اين شخصيت متعلق به شهرم است و انگيزه مضاعفي ايجاد مي‌كرد و در واقع اداي دين به اين شخصيت آباداني است، براي بازي در اين نقش فيلم‌هاي مستند درباره او را ديدم، اما تابع فيلمنامه بودم و ايده اصلي را از آن گرفتم.»

فرخ‌نژاد درباره شخصيت‌پردازي در فيلم «شب واقعه» مي‌گويد: «شب واقعه از نظر شخصيت‌پردازي با ساير فيلم‌هاي جنگي تفاوت دارد. از درياقلي شخصيتي ترسيم شده كه مانند بسياري از شخصيت‌هاي فيلم‌هاي جنگي كه معمولاً عارف مسلك و فرهيخته نشان داده مي‌شوند، نيست. درياقلي زماني كه موقعيت تصميم و دفاع از كشورش قرار مي‌گيرد، حماسه‌اي قهرمانانه خلق مي‌كند.»

فرخ‌نژاد درباره گروه فيلمسازي هم مي‌گويد: «تهيه‌كننده، همه آن چه را كه لازمه توليد يك اثر ماندگار است را در اختيار گروه قرار داد و همه تمام سعي خودشان را كردند و كار با شرايط خوبي انجام گرفت. شهرام اسدي روي كارش تسلط داشت و به لحاظ فكري با حرفي كه فيلمنامه مي‌زند مطابقت داشت. در نهايت اميدوارم حاصل تلاش اين گروه حرفه‌اي اثري در خور و اندازه شهر مقاوم آبادان باشد.»

 

 

چهارشنبه 19 اسفند 1388 - 13:0


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری