جمعه 28 آذر 1393 - 8:14
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

احمد محمد اسماعيلي

 

به تمام آثار و افکار حميد سمندريان براي چاپ کتاب شناخت پيدا کردم

 

گفتگو با افسانه ماهيان بازيگر تئاتر و نويسنده کتاب " اين صحنه خانه من است "

 حميد سمندريان از بزرگان هنر نوين تئاتر ايران است که در پنج دهه فعاليت تئاتريش اجراهاي ماندگاري  نظير " دايره گچي قفازي " ،ازدواج آقاي مي سي سي پي " ، ملاقات با بانوي سالخورده " و .... را از بزرگاني مظير دورنمات و برشت بر روي صحنه تئاتر اجرا کرده است . در کنار خلق اين آثار فاخر و مثال زدني در امر آموزش جوان ها حق زيادي ير گردن تئاتر دارد . انتشار کتاب " اين صحنه خانه من است " توسط افسانه ماهيان در حقيقت پاسداشتي از فعاليتهاي مستمر اين استاد تئاتر در چند دهه فعاليتش است . با افسانه ماهيان مولف اين کتاب گفتگويي انجام داده ايم .

 

 به چه دليلي براي چاپ کتاب اولتان به سراغ زندگي و آثار حميد سمندريان رفتيد ؟

يکي از علت هايي که جذب بازيگري تئاتر شدم وجود حميد مسندريان بود . بعد از ورود به دانشگاه در سال 1370 در کلاس هاي ايشان حاضر مي شدم و پيش از اين هم در کلاس هاي کانون تئاتر تجربي از ايشان بازيگري را آموخته بودم . موضوع پايان نامه تحصيلي من يکي از نويسندگان مورد علاقه سمندريان فردريش دورنمات بود ُو سمندريان در اين پروژه به عنوان استاد راهنما با من همکاري کردند ودر بخش گفتگوي پايان نامه مصاحبه اي با سمندريان در باره دورنمالت انجام دادم و در ادامه اين فکر در ذهنم به وجود آمد که کتابي در باره حميد سمندريان تهيه کنم . اين قضيه را تا رسيدن زمان مناسب و بيشتر شدن تجربه ام مسکوت نگه داشتم .

 

براي نگارش کتاب به سراغ الگوي خاصي در کتابهاي مشابه رفتيد ؟

بله ، وقتي که قرار است درباره هنرمندي که جنبه استادي  دارد کتابي منتشر کنيد بايد تخصص ، آگاهي و شناخت لازم وجود داشته باشد و با توجه به اينکه ساختار کتاب بر پايه گفتگو بنا نهاده شده است . بنابراين تلاش کردم نزديکي مخاطب با سمندريان از طريق اين گفتگو هاي درون کتاب صورت بگيرد . در مرحله بعدي به سراغ تکميل اطلاعاتم از سمندريان و آثارش رفتم  تا بتوانم در حين مصاحبه بر کارم احاطه داشته باشم . مدتها مصاحبه هاي زيادي را با بزرگان تئاتر و سينما که در مجلات تخصصي نوشته شده بود را خواندم  تا کار کتاب بدون عيب و نقص آغاز بشود .

 

چه نوع کتاب هايي را بيشتر مطالعه کرديد ؟

مطالعه کتاب هاي " فليني از نگاه فليني " و " با آخرين نفس هايم " ( لوئيس بونوئل) خيلي در کارم به من کمک کرد و برايم نقطه ديد مصاحبه کننده و اينکه از چه زاويه اي با سوژه گفتگو کرده اند . خيلي جذابيت داشت . بتدريج کتاب هاي زيادي که به زندگي نويسندگان هم مي پرداخت را مرود مطالع قرار دادم . بهر حال در اين چند ساله مدت زمان زيادي را با سمندريان گذرانيدم و اين مسئله باعث شد با خلقيلت ، روحيات و رفتارش بيشتر آشنا بشوم. در حدود شش سالي در دانشگاه و چند سالي هم به طور آزاد در آموزشگاه سمندريان در کنار ايشان حضور داشتم و توانستم ساختار کتاب و شيوه گفتگو ها را در ذهنم مهندسي و طراحي کنم .

 

از چه سالي نوشتن کتاب شروع گرديد ؟

 سال 1380 موقع شروع نوشتن کتاب بود و اين قضيه را با حميد سمندريان در ميان گذاشتم و ايشان شروطي را براي قبول اين پيشنهاد مطرح کردند . که در هر موقعي مزاحم کار من نشوي ، موضوعاتي را که علاقه اي به طرح آن ندارم را مورد استفاده قرار ندهي و از همه مهم تر زمان خاص و مشخصي را براي پايان کتاب در نظر نگيري . که فکر مي کنم خواسته هاي درست و معقولي بود . مجموع گفتگو ها  در حدود چهار سالي زمان برد .

 

در چه مواقعي بيشتر اين گفتگو ها را انجام مي داديد ؟

هز زماني که سمندريان تمايل به حرف زدن و گفتگو کردن را داشت . بنابراين هر روز با ايشان در تماس بودم که به محض اعلام آمادگي بخشي از گفتگو انجام بشود . بارها پيش آمد در روزي که قرار گفتگو داشتيم سمندريان عنوان مي کرد که حال و حوصله حرف زدن را ندارد و من بلافاصله گفتگو را قطع مي کردم . زيرا علاقه اي نداشتم مصاحبه جنبه تحميلي داشته باشد .. يکي از دلائل طولاني شدن زمان آماده شدن کتاب همين احترام به خواسته هاي سمندريان براي پيدا کردن موقع زماني مناسب گفتگو بود .

 

نزديک شدن به سمندريان براي مصاحبه و حرف زدن راه و رسم خاصي دارد ؟

به خوبي در طول اين چند ساله قلق هاي ايشان را شناختم و روحيات خاص خودشان را دارند و بسيار احتياط مي کردم اين مسائل را رعايت کنم . البته در مقطع زماني بين اين گفتگو ها فاصله اي ايجاد شد .

 

اين فاصله به کيفيت و توالي گفتگو ها خللي وارد نکرد ؟

نه ، دغدغه هايم از زماني آغاز شد که با 70 نوار 90 دقيقه اي گفتگو مواجه شدم و بايد علاوه بر پياده کردن اين نوارها به ترتيب و ريتم تنظيم مصاحبه ها هم دقت مي کردم  .اين دغدغه در طول اين هشت سال تا موقعي که کتاب در چاپخانه آماده توزيع شد با من همراه بود . در شروع کار اصلا به سختي هاي نگارش کتاب فکر نکرده بودم . 655 صفحه کتاب گفتگو با شخصي که استاد ، کارگردان و مترجم است و بايد در کتاب به همين مسائل مي پرداختم کار دشواري بنظر مي رسيد . از طرف ديگر بازيگر تئاترم و بارها پيش آمد که صبح ها و عصرها تمرين داشتم و تمرکز روي اين دو کارنيازمند انرژي و علاقه زيادي بود و مجبور بودم بعد از خاتمه کار روزانه کارهاي مربوط به کتاب را انجام مي دهم . البته حميد سمندريان از اين مسائل اطلاعي نداشت و تمام بار اين مسائل را به تنهايي انجام مي دادم .

 

دليل خاصي داشت که تمام اين کارها را به تنهايي انجام داديد ؟

بله ، زيرا مي خواستم تمام کارهاي کتاب  به پايان برسد و در ادامه اين مسئله را به اطلاع عمومي برسانم .

 

مشاوره اي از ديگران و ساير اشخاص  گرفتيد ؟

بله به صورت غير مستقيم مشاوره را انجام مي دادم اما عنوان نمي کردم که اين مشاوره را براي کار خودم و تهيه کتاب نياز دارم و حميد سمندريان هم بابت اين قضيه و بروز ندادن بحث نوشتن کتاب با من همکاري زيادي انجام دادند و از ايشان قول گرفته بودم که قضيه را با کسي مطرح نکنند . چند باري از چند جاي مختلف منجمله مرکز هنرهاي نمايشي با سمندريان تماس گرفته شده بود تا در باره زندگي ايشان کتابي تهيه کنند . اما سمندريان با اين کار موافقت نکردند .

 

چه زماني با ناشر براي چاپ کتاب صحبت کرديد ؟

تا اتمام پياده کردن نوارهاي مربوط و حروف چيني اوليه  به مصاحبه با ناشر گفتگو يي انجام ندادم . زيرا به محض صحبت کردن ناشر ضرب الأجل براي تحويل کتاب مشخص مي کرد و اين کار نويسنده را تحت فشار قرار مي دهد و حتي بر کيفيت کار هم اثر گذار مي شود .

 

براي انتخاب ناشر اولويت خاصي داشتيد ؟

بله ، اولويتم نشر قطره بود . زيرا مديريت نشر قطره فردي هنردوست و اهل تئاتر است وبه تئاتري ها احترام خاصي قائل است . براي چاپ کتاب مدير نشر قطره تمام خواسته هاي من را پذيرفتند . وجود 200 صفحه عکس ، استفاده از کاغذ گلاسه ، بهترين جلد و کاور شرايطي بود که ناشر آنها را انجام داد  

 

اگر با ناشري براي چاپ کتاب به توافق نمي رسيديد . سرنوشت کتاب به کجا مي انجاميد ؟

با هزينه شخصي کتاب را منتشر مي کردم . به هيچ وجه حاضر نبودم تن به خواسته ناشري بدهم که حتي يک فريم از عکسها و يک صفحه از متن کتاب را کم کند . در پرده عکاسي که پرده آخر کتاب محسوب مي شود  تمام پوستر ، بروشورها و عکس هاي تئاترهاي حميد سمندريان را با کلي دردسر و تحمل سختي جمع آوري کردم . خود اين عکس ها تاريخ مصور تئاتر ايران بود .

 

چگونه اين عکس ها و اسناد را جمع آوري کرديد ؟

از قديمي هاي تئاتر و کساني که از سالهاي دور عکس هاي تئاتري در اختيار داشتند  و من آنها را مي شناختم . بخش هايي از عکس ها  توسط حميد سمندريان در اختيارم قرار گرفت و هر باري که  با ايشان مصاحبه داشتم  چند تايي عکس از کتابخانه و اتاق کار سمندريان پيدا کردم که بخشي از اين عکس ها کيفيت خوبي نداشت . زيرا متاسفانه اعتقاد چنداني به آرشيو و نگهداري از عکس ها و کارهايش ندارد . براي مراسم بزرگداشت سمندريان که چندي پيش در خانه هنرمندان برگزار گرديد  اسماعيل شنگله لطف کردند و از آرشيو شخصي مقداري فيلم و عکس در اختيارم قرار دادند . برعکس حميد سمندريان عزت الله انتظامي تمام کارهايشان را آرشيو مي کنند و اين کار کسي را که مي خواهد کتابي در باره ايشان منتشر کند آسان مي کند . بنابراين تمام عکس ها و بروشورهايي را که از حميد سمندريان گرفته ام تصميم دارم در آينده نزديک به موزه تئاتر تقديم کنم . تمام اين مدارک رابازسازي و احيا کرده ام تا منبع خوبي براي نسل جوان علاقمند به تاريخ هنر و تئاتر باشد .

 

عکس هاي با ارزشي در اين کتاب ديده مي شود ؟

 بله ، عکس هايي منحصر به فردي از جواني پرويز پور حسيني ، ثريا قاسمس ، مرحو فني زاده و ديگراني که در کارهاي سمندريان بازي داشته اند  در کتاب به همراه عکس هاي پشت صحنه تا به حال به چاپ نرسيده در اين کتاب ديده مي شود . بخش از اين مجموعه هم اختصاص به طراحي برورشورهاي نمايش هاي سمندريان دارد که بيشتر انها کار مرحوم مرتضي مميز است .

 

آيا اين نياز وجود ندارد براي ساير هنرمندان باسابقه و پيشکسوت چنين کتابهعايي منتشر بشود؟

وقتي کتاب به مرحله چاپ رسيد . علاقه داشتم طوري کار کامل و جامع باشد که ديگران هم به طرافت انجام چنين کارهايي و تهيه کتابهايي از بزرگان تئاتر باشنذ . همينکه سالن شماره دو تماشاخانه ايران شهر به نام حميد سمندريان نامگذاري گرديد . مدعاي اين مسئله است که اين نوع اقدامات فرهنگي مي تواند جريان ساز باشد .

 

 

سه‌شنبه 18 اسفند 1388 - 10:1


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری