جمعه 6 مرداد 1396 - 23:35
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

حجه الاسلام احمد حاتميان
رئيس گروه مناطق ويژه

 

سيماي پيامبر اكرم (ص) از منظر حضرت علي (ع)

 

 

طرح مسأله

از آنجا كه علي بن ابيطالب (ع) از همه استعدادهاي بزرگ و معرفت هاي بنيادين انسان و جهان و عاليترين كمالات برخودار بوده است و نظر به اينكه آن حضرت داراي شخصيت فوق تصوري است كه بوسيله آن توانسته است از هرگونه علائق نژادي و عاطفي و احساسات خام و خود محوري و گرفتار شدن در ميان حلقه هاي زنجير تاريخ و جاذبه هاي مقام پرستي خود را رها و آزاد سازد، و با عنايت به چگونگي رابطه‌اي كه از دوران طفوليت با رسول خدا (ص) داشته است و در يك كلام معرفت و شناخت اميرالمؤمنين به آن پيشواي الهي در حد اعلا بوده است، اين سئوال مطرح مي شود كه شخصيت پيامبر اكرم (ص) از منظر علي (ع) چگونه ترسيم شده است و ديدگاه امام علي (ع) در معرفي ابعاد شخصيت آسماني رسول خدا (ص)، چيست؟

در اين نوشتار به معرفي و تبيين ابعادي از شخصيت الهي پيامبر اكرم (ص) از منظر و كلام اميرالمؤمنين(ع) مي‌پردازيم و هدف آن است كه علاوه بر شناخت و كسب معرفت نسبت به رسول خدا (ص)، ميزان تعظيم و تسليم علي (ع) و دلدادگي او نسبت به آن پيشواي الهي روشن‌تر گردد.

همه مسلمانان و شيفتگان رسول ا... (ص)، بخصوص شيعيان و مواليان اميرالمؤمنين (ع)، بدانند كه آن بزرگ مرد تاريخ و پيشواي متقيان و تجسم عدالت و انسانيت چگونه در برابر عظمت شخصيت پيامبر (ص) و كمالات و فضيلت هاي الهي آن بزرگوار، به تعظيم و تجليل عاشقانه پرداخته و قلب پاكش سرشار از عشق و ايمان و ارادت به ساحت مقدس آن خورشيد تابناك بوده و آن امير سخن چگونه با سحر كلامش دلدادگان پيامبر (ص) را مسحور آن همه جمال آسماني مي سازد.

مقدمه

ترديدي نيست که شناخت ابعاد شخصيت عظيم وآسماني پيامبر اکرم (ص) هرگز براي ما ميسور نيست  وگستره دانش آدمي به کرانه وجودش نخواهد رسيد و عقاب انديشه را ياراي پرکشيدن بر قله عظمت و رفعت او نباشد.

پيامبر اکرم – حضرت محمد (ص)-  آئينه ي تمام نماي جمال وجلال  خداوند ذوالجلال است و پروردگار بزرگ که آفريدگار همه زيبايي ها ست  در کتاب کريمش ، به تعريف وتحسين اين پيامبر برگزيده پرداخته و او را مايه ي رحمت براي همه جهانيان   وداراي خلق عظيم   معرفي کرده است. اگرچه عقل از ادراک و زبان از توصيف وقلم از ترسيم سيماي محمد (ص) عاجز است.

اما از آنجا که آن خورشيدعالم تاب ، اسوه ي زيبا و الگوي کامل انسانيت است ،بايد در کسب معرفت و محبت ودلدادگي به شمع وجودش  تلاش کرد .

براين اساس صحيفه دل و گوش جان را به کلام شيواي علي عليه السلام مي‌سپاريم  که تربيت شده  مکتب پيامبر(ص) و پرورش يافته دامن پرمهرش مي‌باشد وآنچنان فضيلت‌ها و کمالات شخصيتي و وجودي پيامبر در جان او شکل گرفته است.که خداوندسبحان او را جان پيامبر (ص) معرفي کرد  و از اين رهگذر اشارتي نيز براي کساني داشته باشيم که گاه از سر غفلت ، شخصيت و عظمت آن امام عزيز وآن خورشيد ولايت را همتاي پيامبر (ص) دانسته يا شيوه بيان و اظهارات آنان به گونه‌اي است که گويا عظمت و بزرگي شخصيت علي (ع) را برتر و بالاتر از پيامبر اکرم (ص) مي‌دانند در حالي که حضرت رسول (ص) از ديدگاه اميرالمؤمنين چنان عظمت روحي و معنوي دارد که هرگاه نام پيامبر  و ياد او به ميان مي‌آورد با شيواترين ادبيات و زيباترين کلمات به تعظيم و ستايش آن حضرت پرداخته و ابعاد شخصيتش را با حالتي سرشار از عشق  و ايمان و خضوع بيان مي‌کند.

از آنجا که بيشترين سخنان امير المؤمنين (ع) درباره ابعاد شخصيت پيامبر اکرم (ص) در نهج البلاغه شريف و در ضمن خطبه‌ها  ونامه‌ها  بيان شده است. در اين مقاله به توصيف شخصيت الهي رسول خدا از زبان امام علي (ع) در نهج البلاغه مي‌پردازيم و براي تيمن و تبرک به سخنان و واژه‌هاي زيباي امام علي (ع) متن عربي مطالب نيز ذکر مي‌كنيم.

علي (ع) پرورش يافته مكتب پيامبر (ص)

اميرالمؤمنين علي (ع) خود را پرورش يافته مکتب پيامبر (ص) مي‌داند و شکل گيري شخصيت وکمالات وجودي خود را مرهون تربيت پيامبر (ص) مي‌داند.

آن حضرت در خصوص دوران طفوليت و چگونگي رشد شخصيت و شکل‌گيري فضيلت‌هاي اخلاقي  و انساني خود در دامن پر مهر پيامبر (ص) مي‌فرمايد:

«شما موقعيت مرا نسبت به رسول خدا (ص) ، درخويشاوندي نزديک ودر مقام و منزلت ويژه مي‌دانيد. پيامبر (ص) مرا در دامن خويش مي‌نشاند در حالي که کودک بودم  و در آغوش پر مهر خود مي‌گرفت  و در بستر مخصوص خود مي خوابانيد . بوي پاکيزه ودل انگيز  خودرا به من مي بويانيد . وگاهي غذا را لقمه لقمه در دهانم مي‌گذارد.

هرگز دروغي در گفتار من و اشتباهي در کردارم نيافت . از همان لحظه اي که پيامبر (ص)را از شير گرفتند خداوند بزرگترين  فرشته (جبرئيل ) خود را مأمور تربيت پيامبر (ص)کرد تا شب و روز او را در پيمودن راههاي کرامت و زيباترين اخلاق عالم انساني  راهنمايي کند و من همواره با پيامبر(ص) بودم  چونان فرزند که همواره با مادر است. آن بزرگوار هر روز نشانه‌ي تازه‌اي از اخلاق  نيکو و زيبا برايم آشکار مي‌فرمود و به من فرمان مي‌داد که به او اقتدا نمايم.»

 بدين سان امير المؤمنين تربيت يافته‌ي مکتب پيامبر اکرم است.

آن حضرت مي فرمايد : در آغاز رسالت پيامبر (ص)، من نور  وحي ورسالت را مي ديدم  و بوي نبوت را مي‌بوييدم هنگامي که وحي بر پيامبر فرود مي‌آمد، ناله‌ي شيطان را شنيدم. گفتم اي رسول خدا اين ناله‌ي کيست ؟ فرمود ناله شيطان است که از پرستش خويش نااميد گشت  .

 در خلوت گزيني پر راز و رمز  پيامبر (ص)  در حرا و عبادتهاي آن حضرت قبل از بعثت مي فرمايد:« در هر سال چند ماه را در حرا مي‌گذراند  تنها من او را مشاهده مي‌کردم  و کسي جز من او را نمي ديد .»

در پايان عمر پربرکت رحمه‌للعالمين و در لحظه‌ي عروج ملکوتيش نيز در حالي روح مطهرش به ملکوت اعلي پيوست که سر مطهرش روي سينه علي (ع) بود.

آن حضرت جريان ارتحال پيامبر را اينگونه بيان فرمود :« رسول خدا(ص) در حالي که سرش بر روي سينه ام بود ، قبض روح گرديد  وجان او در کف من روان شد آن را برچهره خويش کشيدم . متصدي غسل پيامبر (ص) من بودم  و فرشتگان مرا ياري مي کردند . گويا در و ديوار خانه فرياد مي زد . گروهي از فرشتگان فرود مي آمدند و گروهي ديگر به آسمان پرواز مي کردند . گوش من از صداي آهسته ي آنان که برآن حضرت نماز مي خواندند پربود . تا آنگاه که اورا در حجره اش دفن کرديم . چه کسي به آن حضرت در زندگي و لحظات مرگ از من سزاوار تر است ؟»

ذکر اين مطالب و بيان ميزان قرب و نزديکي اميرالمؤمنين (ع) به پيامبر اکرم (ص) و منزلت و جايگاه ويژه‌ي امام نزد رسول خدا (ص) فقط به اين منظور است که بدانيم هيچ کس به اندازه ي امير المؤمنين (ع) نسبت به پيامبر (ص) معرفت و شناخت ندارد و کسي سزاوارتر از علي (ع) به آن حضرت نيست که بتوان ابعاد شخصيت و فضيلت هاي تابناک پيامبر را از او فرا گرفت . زيرا او تنها کسي است که از دوران طفوليت در محضر رسول خدا (ص) و در دامن پر مهرش رشد و تکامل يافت و در تمام دوران عبادت وخلوت انس پيامبر در حرا همراه او بود  و در دوران 23 سال رسالت آن حضرت همواره قرين  و همراهش بود و در لحظه ارتحال نيز سر مبارک آن حضرت بر سينه‌ي او قرار داشت.

 

سرشت وطينت پاک رسول خدا (صلي الله عليه وآله وسلم)

علي (ع) در بسياري از خطبه ها و نامه‌هاي خويش به سرشت پاک و طينت نوراني پيامبر (ص) اشاره کرده آن حضرت را بدين ويژگي والا مي ستايد . شرافت نسب  وپاکي وفضيلت نياکان  ونيز عظمت  وشرافت دودمان پيامبر (ص) از جمله صفاتي است که امير المؤ‌منين آنها را بيان مي‌کند. آن حضرت مي‌فرمايد : «تا اينکه کرامت خداوند در اعزام پيامبران، به حضرت محمد (ص) منتهي گشت خداوند آن وجود مقدس را از بهترين معادن روياننده و اصيل‌ترين و عزيزترين اصول و ريشه‌ها آفريد. او از همان شجره‌ي طيبه‌اي که ديگر پيامبران و امينان خود را از آن آفريد، به وجود آورد. عترت او بهترين عترتهاست  و دودمانش بهترين دودمانها. درخت وجودش از بهترين درختان که در حرم روييده  و رشد و نمو کرده است  و در آغوش  خانواده‌اي کريم و با فضيلت بزرگ شد. شاخه‌هاي بلند آن  سربه فلک کشيده و ثمره آن غير قابل وصول است .» يعني براي عترت پيامبر (ص) شاخه‌هايي است بلند ( در معرفت،کرم، تقوي، حکمت  و عرفان) و ثمري است غير قابل  وصول به اين معنا  که محصول زندگي  پرخير و برکت عترت پيامبر بالاتر و با عظمت تر از آن است که از درخت حيات مردم معمولي بر آيد  .

پيامبر(ص) پيشواي پارسايان و وسيله‌ي بينايي و بصيرت براي هدايت جويان است او چراغي با نور درخشان  و ستاره‌اي فروزان است ...  در خطبه‌ي ديگر مي‌فرمايد : «خداوند سبحان پيامبر اکرم را از درخت انبياء وچراغدان روشنايي و پيشاني عظمت و از ناف بطحا ء و چراغ‌هاي روشنگر و سرچشمه‌هاي حکمت آفريد.»

در کلام ديگري مي فرمايد : «پيامبر بهترين آفريدگان در خردسالي و طفوليت ، و در سن کمال و پيري نجيب‌ترين و بزرگوارترين مردم است اخلاقش ازهمه پاکان پاک‌تر و باران کرمش از هر چيزي بادوام‌تر بود.»

اميرالمؤمنين (ع) در بيان ديگري درباره‌ي سرشت پاک و نسل مطهر پيامبر(ص)، سخني نويد بخش دارد که مايه‌ي اميد و شادماني دلدادگان  وعاشقان پيامبر رحمت است.

سخن حضرت اين است : « قرار گاه  پيامبر (ص) بهترين قرار گاه وخاندان او شريف ترين پايگاه است. در معدن کرامت و بزرگواري و مهدهاي عفت و پاکيزگي رشد کرد. دلهاي نيکوکاران شيفته‌ي او گشته و توجه چشم‌ها به سوي اوگرديد. خداوند به برکت وجود او کينه‌ها را مدفون و آتش خصومتها را خاموش نمود.»

 اين جمله‌ي امام علي (ع) که مي فرمايد: دلهاي نيکوکاران شيفته‌ي اوگشته و توجه چشم‌ها به سوي اوگرديد ، بارقه‌ي اميد را در دل ما ايجاد مي‌کند حالا كه خداوند به لطف و بزرگواري خود برما منت نهاده و محبت و عشق آن حضرت را در دل  ما قرار داده، شايد مارا از زمره ابرار و نيکان قلمداد فرموده و اين فضل و عنايت را برما ارزاني داشته که دل مرده‌ي ما را به حيات محبت او زنده و چشم دل را به جمال سيماي  ملکوتيش روشن سازد.

ابن‌ابي‌الحديد در شرح اين فراز از خطبه مي‌گويد : اينکه کلام را به صورت فعل مجهول بيان کرد (صُرفت) ، قطعاً صارف و ميل دهنده خداوند است. يعني خداوند دلهاي نيکوکاران را به سوي وجود پيامبر متمايل و مشتاق ساخت. اما نه به صورت جبر و قهر بلکه به توفيق و لطف  آنگونه که علماي ما مي‌گويند. به عبارت ديگر دل‌هاي ابرار را ارباب دلها (خداوند) به پيامبر مشتاق گردانيد.

 

تربيت الهي وتکون شخصيت پيامبر (ص)

اميرالمؤمنين (ع) در مورد چگونگي تربيت پيامبر اکرم و شکل گيري شخصيت آسماني آن حضرت مي‌فرمايد: از آن لحظه‌اي که پيامبر (ص) را از شير گرفتند، خداوند بزرگترين فرشته‌ي خود (جبرئيل ) را مامور تربيت پيامبر (ص) کرد تا شب و روز اورا به راههاي کرامت و زيباترين اخلاق عالميان راهنمايي کند.

از ويژگيهاي پيامبر اکرم(ص) در دورا ن چهل سال قبل از بعثت اين است که در آن محيطي که فقط محيط شرک و بت پرستي بود ، او هرگز بتي را سجده نکرد . از اول کودکي تا آخر هرگز اعتنايي به بت و سجده بت نکرد نه تنها بتي را سجده نکرد  بلکه در تمام دوران کودکي  وجواني در مکه که شهر لهو و لعب بود به اين امور آلوده نشد. مکه دو خصوصيت داشت: يکي اينکه مرکز بت پرستي عربستان بود و ديگر اينکه مرکز تجارت و بازرگاني و سرمايه داران عرب عمدتاً در مکه بودند اينها برده‌ها وکنيزها را خريد و فروش مي‌کردند. در نتيجه مرکز عيش و نوش اعيان و اشراف همين شهر بود و انواع لهو و لعب‌ها، شراب‌خواري‌ها و رقاصي‌ها داير بود. پيغمبر  اکرم در تمام عمرش هرگز در هيچ مجلسي از اين مجالس شرکت نکرد. اين ناشي از همان تاييدات الهي است.

رسول خدا (ص) بعدها  در دوره‌ي رسالت، از کودکي خودش فرمود : « من در کارهاي اينها شرکت نمي‌کردم. گاهي هم احساس مي‌کردم که گويي نيروي غيبي  مرا تأييد مي‌کند. مي‌فرمايد: من هفت سالم بيشتر نبود عبدالله بن جدعان که يکي از اشراف مکه بود عمارتي مي‌ساخت . بچه‌هاي مکه به عنوان کار ذوقي و کمک دادن به او مي‌رفتند از نقطه‌اي به نقطه‌ي ديگر  سنگ حمل مي‌کردند من هم مي‌رفتم همين کار را مي‌کردم. آنها سنگ را در دامنشان مي‌ريختند  دامنشان را بالا مي‌زدند و چون شلوار نداشتند کشف عورت مي‌شد. من يک دفعه رفتم سنگ را گذاشتم در دامنم . مثل اينکه احساس کردم که دستي آمد و زد دامن را از دست من انداخت. حس کردم من نبايد اين کار را بکنم. امام باقر (ع) مي‌فرمايد: فرشتگان الهي  از کودکي او را همراهي مي‌کردند. پيامبر (ص) فرمود: من گاهي سلام مي‌شنيدم يک کسي به من مي‌گفت: السلام عليک يا محمد  نگاه  مي‌کردم کسي را نمي‌ديدم. گاهي با خود فکر مي‌کردم شايد اين سنگ يا درخت است که دارد به من سلام مي‌دهد. بعد فهميدم فرشته‌ي الهي بوده که به من سلام مي‌داده است .

بدين سان پيامبر اکرم (ص) با عنايت خداوندي بوسيله‌ي بزرگترين فرشته‌ي الهي تربيت شد و متخلق به اخلاق الله مي‌گشت راههاي کرامت انساني را پيمود و روز و شب و در لحظه لحظه‌ي زندگي آن حضرت را به اتخاذ زيبايي‌هاي اخلاق عالم انساني وادار مي‌نمود.

بديهي است، پيامبري كه از جانب پروردگار عالم، مأموريت تربيت و تهذيب همه بشريت تا پايان عمر دنيا را به عهده مي‌گيرد بايد از تربيت الهي برخوردار باشد و چنان متخلق به اخلاق الهي و فضيلت‌هاي انساني باشد که به حق خليفه‌الله و تجسم جمال  و جلال آفريدگار هستي باشد و پيامبر اکرم (ص) از اين تربيت الهي به خوبي برخوردار بود و صورت و سيرت آن حضرت آئينه‌ي تمام نماي خداوند بود.

 

شجاعت وايثارپيامبر اكرم (ص) در ميدان مبارزه وجهاد

انسان‌هاي بزرگ در راه رسيدن به اهداف بلند و آرمان‌هاي مقدس خود نه تنها سختيها و ناملايمات را به جان مي‌خرند، بلكه تمام آنچه دارند و حتي جان خود را با عشق و ايمان فدا مي‌كنند و به حقيقت كلمه در كام هر سختي و هنگامه هر ميدان پر خطر فرو مي‌روند.

پيامبر اسلام (ص) براي اعتلاي كلمه الله و انجام ماموريت الهي خود، آنچنان شجاعانه در ميدان نبرد با صلابت و قدرت روحي گام مي‌گذاشت كه هيچكس نزديكتر از او به دشمن نبود.

آنگاه كه آتش جنگ شعله ور مي‌شد و راد مردان و جنگ آوران تاب مقاومت را از دست مي‌دادند خود را در پناه پيامبر قرار داده و در سايه‌ي صلابت و عظمت و شجاعت آن حضرت، قوت قلب و پايداري مي‌يافتند. حتي اميرالمؤمنين (ع)كه شجاعت و دلاوريش در غزوات و نبردهاي مردافكن بركسي پوشيده نيست و تاريخ اسلام با شجاعت حضرت امير عجين گشته است، از اين مطلب مستثني نيست.

آن حضرت درباره شجاعت و صلابت روحي پيامبر اكرم مي‌فرمايد: هرگاه آتش جنگ شعله مي‌كشيد، ما به

رسول خدا (ص) پناه مي‌برديم و او را سپر مي‌گرفتيم كه در آن لحظه كسي از ما همانند پيامبر(ص) به دشمن نزديكتر نبود.

مرحوم سيد رضي (ره) در توضيح اين سخن مي فرمايد: معناي كلام امير المؤمنين (ع) آن است كه وقتي ترس از دشمن بردلها چيره مي‌شد و نائره جنگ چنان شعله مي‌كشيد كه گويا جنگ جويان را مي‌خواهد در كام خود فرو برد، مسلمانان به پيامبر (ص) پناهنده مي‌شدند، تارسول خدا شخصاً به نبرد بپردازد وخداوند به وسيله‌ي او نصرت و پيروزي را برآنان نازل گرداند و در سايه ي آن حضرت ايمن گردند.

نكته زيبا و شاهكار ادبي در اين كلام كوتاه آن است كه علي (ع) شدت و داغي جنگ را به افروختگي و شدت شعله‌وري آتش تشبيه كرده است. سپس مي فرمايد در چنين لحظه حساس و پرخطر پيامبر از همه مجاهدان به دشمن نزديكتر بود و ما به او پناه مي برديم. اين در حالي است كه از رشادت و شجاعت و كارزار بي‌امان پيامبر در ميدان‌هاي نبرد همچون اٌحد و حنين و... كمتر ذكر مي‌شود. گويا پيامبر در غزوات گوناگون نقشي جز رهبري و فرماندهي در مقر لشگر نداشته است.!

پيامبر اكرم (ص) علاوه بر آنكه جان پاك و مطهر خود را در دشوارترين ميدان‌هاي نبرد به خطر مي‌افكند، براي اعتلاي كلمه الله و تحقق رسالت خود، عزيزان و خويشاوندان خود را بر ديگران مقدم مي‌داشت و آنان را قبل از ديگر مؤمنان و مبارزان به ميدان مبارزه و كانون خطر مي‌فرستاد و اين نشانگر ايثار وصف ناپذير آن حضرت است.

حضرت علي (ع) در نامه‌اي به معاويه مي‌نويسد: آنگاه كه آتش جنگ در مي‌گرفت و صحنه كارزار گرم مي‌شد، پيامبر (ص) اهل بيت خود را پيش مي‌فرستاد تابه وسيله‌ي آنها اصحابش را از سوزش شمشيرها و نيزه‌ها حفظ فرمايد. چنانكه عبيده ابن حارث (پسر عمومي پيامبر) در جنگ بدر و حمزه سيد الشهداء (عموي پيامبر) در جنگ اًحد و جعفرابن‌ابيطالب (پسر عمومي پيامبر) در جنگ موته شهيد شدند.

وكسي هم بود كه  اگر ميخ‌واستم نامش را مي‌آوردم او هم آرزو داشت چون شهيدان اسلام، شهيد شود، اما مقدر چنين نبود وآرزويش به تاخير افتاد.

بدون ترديد منظور امام (ع) از آن شخص كه آرزوي شهادت ولي تقدير الهي آن را به تاخير انداخت ، خود آن حضرت مي‌باشد.

 

استقامت وپايداري پيامبر(ص)براي هدايت مردم وتثبيت دين

اگرچه همه رسولان الهي در راه انجام مأموريت الهي وابلاغ رسالت خويش رنجها، مرارتها و خون  دلها كشيدند و در برابر عناد و لجاجت مردمان جاهل و بت‌پرستان شكيبايي كردند. اما آنچه پيامبراكرم در رهگذر ابلاغ رسالت ودر طول دوران بيست و سه ساله نبوتش متحمل گرديد، قابل مقايسه با ساير پيامبران نيست. شاهد اين مطلب سخن آن حضرت است كه فرمود: هيچ پيامبري بسان آنچه كه من اذيت شدم، اذيت نشد. جهالت و شرك و بت‌پرستي مردم و سران جاهليت در هنگام بعثت آن حضرت از يك سو و جامعيت و خاتميت دين اسلام و عظمت قرآن كه براي سعادت و رستگاري همه بشريت تا روز قيامت از جانب خداوند ابلاغ شده است، موجب شده بود كه فهم و پذيرش اين معارف بلند براي آنان دشوار باشد و پيامبر اكرم(ص) براي تبيين اين صراط مستقيم و معارف دين در آن جامعه‌ي جاهلي چه دشواري‌ها و رنج‌ها را تحمل كند. اميرالمؤمنين(ع) به شكل زيبايي اين وضعيت را ترسيم مي‌كند.آن حضرت مي‌فرمايد: پيامبر(ص) در راه رضايت حق در كام هر دشواري وبلا، فرو رفت و جام مشكلات وناگواري‌هارا سر كشيد. روزگاري خويشاوندان او به دورويي و دشمني پرداختند و بيگانگان در كينه‌توزي و دشمني با او متحد شدند. اعراب براي نبرد با پيامبر، لجام گسيخته و تازيانه بر مركب‌ها نواختند و از هر سو گرد آمدند و از دورترين سرزمين و فراموش شده‌ترين نقطه‌ها، دشمني خود را بر پيامبر فرود آوردند.

اما پيامبر(ص) در برابر اين همه دشمني‌ها وعداوتها، در راه اعتلاي كلمه الله، شكيبايي و پايداري را پيشه كرد وهرگز اين امواج مشكلات و گرفتاريها او را از دعوت حق باز نداشت.

علي عليه السلام درخطبه ديگري مي‌فرمايد: پيامبر انسانها را به اطاعت خدا دعوت كرد و در راه دين با دشمنان پيكار كرد و آنان را مغلوب ساخت، هرگز همدستي دشمنان كه او را دروغگو مي‌خواندند، او را از دعوت حق باز نداشت و تلاش آنان براي خاموش كردن نور رسالت به نتيجه‌اي نرسيد.

در كلامي ديگر، امام علي(ع) اراده نافذ وصلابت شكست ناپذير پيامبر اكرم (ص) براي مجاهدت و مبارزه در راه حق را اينگونه بيان مي‌كند: « پيامبر (ص) بدون  سستي و كوتاهي رسالت پروردگارش را رسانيد و در راه خدا، با دشمنان بدون عذر تراشي جنگيد. آن حضرت پيشواي پرهيزگاران و روشني بخش چشم هدايت‌شدگان است.»

 هنگامي كه حضرت علي(ع) عظمت روحي و اقتدار معنوي پيامبر«ص» را ياد مي‌كند و مي‌خواهد به مردم بياموزد كه چگونه بر وجود مطهر آن حضرت صلوات بفرستند، چنين مي‌فرمايد: «اي خدا» گرامي‌ترين درودها و افزونترين بركات خود  رابرمحمد (ص)،‌ بنده و فرستاده ات اختصاص بده كه خاتم پيامبران گذشته وگشاينده درهاي بسته وآشكاركننده حق با برهان است. او دفع‌كننده‌ي لشگرهاي باطل و درهم كوبنده شوكت گمراهان است. آنگونه كه بار سنگين رسالت را بردوش كشيد و به فرمانت قيام كرد و به سرعت در راه خشنودي تو گام گذاشت. حتي يك قدم به عقب برنگشت و اراده او سست نشد و در پذيرش و گرفتن وحي نيرومند بود. حافظ و نگهبان عهد و پيمان تو بود و در اجراي فرمانت تلاش كرد تا آنجا كه نور حق را آشكار و راه براي جاهلان روشن ساخت و دل‌هايي كه در فتنه و گناه فروخته بودند هدايت شدند و پرچم‌هاي حق را برافراشت.

پيامبر اكرم (ص)، الگوي زهد وتحقير دنيا

در فرهنگ قرآن كريم زهد وعدم دلبستگي به دنيا و مظاهر آن يكي از ويژگيهاي برجسته  انسان‌هاي بزرگ است. در آموزه‌هاي قرآن و اسلام به هر اندازه كه روح و نفس آدمي از تعلقات دنيا و گرايشات نفساني آزاد باشد، به كمال روحي و تكامل انساني نزديكتر است. قرآن كريم، جهت‌گيري و شيوه برخورد انسان با دنيا و مظاهر آن را در رهگذر تعالي وتكامل، به خوبي بيان كرده است.

هم دلبستگي به دنيا وهدف قرار دادن آن وتعلقات بيش از حد به مظاهر وجلوه هاي دنياي ناپايدار و زود گذر را عامل سقوط وانحطاط انسان مي‌داند واز اين منظر به تحقير ومذمت دنيا ودلدادگي به آن پرداخته است. وهم عزلت ورها كردن كه در تعبير قرآن به رهبانيت از آن نام برده شده را مورد نكوهش قرار مي‌دهد.

 در اين ميان، راه اعتدال واقتضاي حكمت، آن است كه مظاهر وجلوه هاي دنيا با همه فريبندگي وزيبائيش را در برابر مقام ومنزلت انسان وكمال انساني حقير وناچيز بشمارد وآن را صرفاً ابزار وبستري براي حركت وتكاپو به سوي كمال انساني و رسيدن به سعادت جاودانه قرار داد.

پيامبر اكرم (ص) الگو واسوه‌ي اين فضيلت انساني است. لذا علي (ع) در همه شئون زندگي و جهت‌گيري صحيح در رفتار، به عنوان اسوه معرفي مي كند:

« همانا رسول خدا(ص) الگويي كامل براي توست كه راه ورسم زندگي را از او بياموزي و راهنمايي خوبي است براي تو در شناخت بديها وعيب هاي دنيا وزشتي ها ورسوايي هاي آن . چه اينكه دنيا از هرسو بر پيامبر(ص) باز داشته وبراي غيراو گسترانيده شد و او را از دنيا چون طفلي از شير مادر بريده ، از زر و زيورش دور گرديد.

 در بيان ديگري جهت‌گيري پيامبر (ص) نسبت به دنيا ومظاهر آن رابيان مي كند و تحليل نموده كه چگونه دنيا را با جلوه هاي فريبنده اش تحقير كرد وكمترين توجهي به آن ننمود.

« پيامبر اكرم (ص) دنيا را كوچك شمرد ودر چشم ديگران ، آن را ناچيز جلوه داد. آن را خوار و بي‌ارزش‌ مي‌شمرد و در نزد ديگران خوار و بي مقدار معرفي نمود. ومي دانست خداوند براي كرامت واحترام به او ، دنيا را از وي دور ساخت وبه خاطرناچيز بودنش، به ديگران بخشيد. آن حضرت از جان ودل به دنيا پشت پا زد و ياد آن را در دلش ميراند.»

سپس حضرت خطاب به پيروان مكتب پيامبر (ص) مي فرمايد: « پس به پيامبر پاكيزه و نيكوترين مردم، اقتدا كن كه راه ورسم او الگويي است براي كسي كه در زندگي سرمشقي بطلبد ومايه فخر و بزرگي است براي كسي كه خواهان بزرگواري باشد و محبوبترين بندگان نزد خداكسي است كه به پيامبر اقتدا كند و از پي او رود.»

امام علي (ع) در ادامه اين خطبه نكته هاي تكان دهنده‌اي  شيوه  زندگي زاهدانه پيامبر اكرم(ص) را بيان مي كند.

« رسولخدا (ص) از دنيا چندان نخورد كه دهان را پر كند و به دنيا با گوشه‌ي چشم نگريست دو پهلويش از همه فرو رفته تر (كنايه از لاغري پيامبر) و شكمش از همه خالي تر بود. دنيا را براي او عرضه كردند ولي او نپذيرفت .چون دانست خدا چيزي را دشمن دارد، آن را دشمن داشت وچيزي كه خدا خوار شمرد، آن را خوار انگاشت. در زندگاني رسول خدا(ص) براي تو نشانه هايي است كه تورا به زشتي ها و عيبهاي دنيا راهنمايي مي كند. زيرا پيامبر (ص)با نزديكان خود گرسنه به سر مي برد و با آن مقام و منزلت بزرگي كه داشت، زينت‌هاي دنيا از ديده او دور ماند. پس هر انديشمند بايد با عقل خود به درستي  انديشه كند كه آيا خداوند محمد(ص) را به داشتن اين ويژگيها اكرام كرده يا او را خوار نموده است؟ اگر بگويد خوار كرده، ‌دروغ گفته و بهتاني بس بزرگ زده است و اگر بگويد اورا اكرام كرده، پس بداند خدا كسي راخوار شمردكه دنيا را براي او گسترانيد و از نزديكترين مردم به خودش دور نگه داشت.

او با شكمي گرسنه از دنيا رفت و با سلامت جسم وجان وارد آخرت گرديد او سنگي برسنگي نگذاشت(خانه اي مجلل نساخت) تاجهان را ترك گفت و دعوت پروردگارش را پذيرفت چه بزرگ است منتي كه خداوند با بعثت پيامبر (ص) بر ما نهاد و چنين نعمت بزرگي به ما عطا فرمود. رهبر پيشتازي كه بايد اورا پيروي كنيم و پيشوايي كه بايد راه اورا تداوم بخشيم.»

 

توسل به پيامبر اكرم(ص) به هنگام دعا

خداوند سبحان وجود مطهر پيامبر اكرم را رحمت فراگير براي جهانيان قرار داده وآن حضرت را به اين صفت و ويژگي توصيف نموده است.

اما اين رحمت بيكران خداوندي براي امت اسلامي وزنان ومردان مؤمن جلوه هاي خاصي دارد كه به دو مورد آن اشاره مي‌كنم:

1.            خداوند بزرگ حضور وجود مطهر پيامبر (ص) در ميان امت را مانع عذاب ومجازات الهي مي داند.« وما كان الله ليعذبهم وانت فيهم وماكان الله معذبهم وهم يستغفرون»  اين آيه بيانگر اين حقيقت است كه اگر موءمنان وامت مسلمان در اثر انحرافات ورفتارهاي  گناه آلود، استحقاق عذاب ومجازات داشته باشد، خداوند مهربان به احترام حضور پيامبر اكرم در ميان مسلمانان، آنان را عذاب نخواهد كرد. كما اينكه استغفار وطلب آمرزش خود مسلمانان مانع عذاب الهي خواهد شد لكن بخش  اول آيه مربوط به زمان حيات رسول خدا (ص) مي باشد.

علي (ع) در اين مورد مي فرمايد: دوچيز در زمين مايه ي امان از عذاب خدا بود. يكي ازآن دو برداشته شده پس ديگري را در يافته بدان چنگ زنيد اما آن اماني كه برداشته شد رسول خدا(ص) بود وامان باقيمانده استغفار كردن است كه خداوند بزرگ به رسول خدا(ص) فرمود:«  خداوند آنان را عذاب نمي كند در حاليكه تو در ميان آناني وعذابشان نمي كند تا آن هنگام كه استغفار مي كنند.»

2.            خداوند درمورد افرادي كه با  معصيت وگناه به خويشتن ستم  كرده و زمينه عذاب و مجازات الهي را فراهم آورده اند مي فرمايد: اگرآنان كه به خود ستم كرده‌اند به محضر رسول خدا(ص)آمده  استغفار كنند و پيامبر (ص) براي آنان طلب آمرزش نمايد همانا خداوند توبه آنان را پذيرفته وآنان را مورد رحمت وآمرزش قرار خواهد داد.

« ولو انّهم اذ طلموا جاءوك فاستغفروا الله واستغفر لهم الرسول لوجدوا الله توّاباً رحيماً»

اين آيه كريمه ، توسل به عنايت پيامبر اكرم(ص)براي آمرزش گناهان را ، به عنوان وسيله‌اي مطمئن براي دستيابي به رحمت ومغفرت خداوند قرار داده است.

اميرالمؤمنين علي(ع) توسل به رسول خدا (ص) را در هنگام دعا ودر خواست حاجت از محضر پروردگار متعال  مايه استجابت دعا دانسته مي‌فرمايد: هرگاه از خداوند يكتا در خواستي داري، ابتدا بر پيامبر(ص) درود بفرست. سپس حاجت  خود را بخواه زيراخداوند بزرگوارتر از آن است كه از دو حاجت درخواست شده يكي را برآورد و ديگري را ردكند.

توضيح اين سخن آن است كه هرگاه كسي از محضر ربوي درخواست درود ورحمت براي رسول خدا (ص) نمايد و به عبارت ديگر بروجود مطهر آن حضرت صلوات بفرستد، بدون ترديد خداوند اين درخواست را برآورده و رحمت خود را بر وجود رسول خدا (ص) عطا مي فرمايد.

بنابراين اگر كسي از محضرخداوند درخواست و حاجتي دارد، حضرت علي (ع) مي فرمايد: قبل از ذكر حاجت ودر خواست شخصي ، صلوات بر پيامبر بفرستد كه در واقع درخواست رحمت براي آن حضرت است.

در اين صورت كرامت و لطف خدا بيشتر از آن است كه درخواست رحمت براي پيامبر (ص) را اجابت كند و در خواست حاجت شخصي او را اجابت نكند. واين همان توسل به وجود مطهر رسول خدا در مقام دعا و درخواست حاجت است.

 

دوستان حقيقي  رسول خدا(ص)

محبت و دلدادگي به وجود مطهر رسول خدا(ص) فضيلتي است كه به جرآت مي توان گفت تمام مسلمانان از مذاهب مختلف به داشتن چنين فضيلتي افتخار مي‌كنند و با اين محبت و دوستي ، خود را به آن حضرت نزديك و پيوسته مي‌دانند براساس آيات قرآن كريم، تعظيم، تكريم و توقير پيامبر (ص) واهل بيت آن حضرت، برمردم لازم شمرده شده است  حتي در مقام تهديد مي فرمايد:« اي رسول ما به مردم بگو، اگر پدران ، فرزندان، برادران ، همسران و نزديكانتان و اموالي كه اندوخته‌ايد و تجارتي كه نگران كساد آن هستيد در نزد شما از خدا ورسول و جهاد در راه خدا محبوب تر باشد، منتظر حكم خدا باشيد وخدافاسقان را هدايت نمي كند.»

براساس اين آيه ي كريمه، اگر محبت و دلبستگي انسان به موارد پيش گفته بيشتر از محبت و دلدادگي به خدا ورسول خدا باشد، مايه ي فسق وخروج از مدار حق وهدايت است ولذا در مقام تهديد مي‌فرمايد : چنين افرادي منتظر حكم خدا باشند.

ذكر اين نكته لازم است كه ارزش و فضيلت محبت و دوستي رسول (ص) به خاطر تاثير آن در ايجاد پيوند و رابطه عاطفي و عملي بين مسلمانان و پيامبر اكرم (ص) است. واين دلدادگي و محبت، وقتي ارزش پيدا مي‌كند كه منشاء و سبب تبعيت، پيروي و الگوپذيري از آن حضرت بشود. اما اگراين محبت فقط در مرحله‌ي ادعا و اظهار زباني باشد و يا حتي به صورت يك ميل و ارادت عاطفي و قلبي باشد اما موجب تبعيت والگوپذيري نباشد، ارزش زيادي نخواهد داشت بلكه اساساً يك محبت و دوستي واقعي، قلمداد نمي‌شود.

قرآن كريم در خصوص كساني كه ادعاي محبت  به خدا را داشتند، مي‌فرمايد : « اي رسول ما بگو اگر شما خدارا دوست داريد، پس از من تبعيت كنيد تا خدا شما را دوست بدارد.»  در اين آيه نشانه صدق محبت به خدا ، تبعيت و پيروي كردن از پيامبر اكرم (ص) قرار داده است.

بنابراين آنچه مايه قرب ونزديكي  به رسول خدا (ص) و پيوند به آن حضرت است ، همان تبعيت پيامبر و اطاعت  از خدا است اگر چه پيوند خويشاوندي در ميان نباشد.

 حضرت علي (ع) اين حقيقت را چنين بيان مي‌كند:« همانا دوست محمد(ص)كسي است كه خدا را اطاعت كند هرچندپيوند خويشاوندي او دور باشد ودشمن محمد(ص) كسي است كه خدا را نافرماني كند هرچند خويشاوند نزديك او باشد.»

اين دستور خداوند سبحان است كه مي‌فرمايد: « هرآنچه پيامبر (ص) به شما امر مي‌كند، انجام دهيد و از هرچه نهي نمود، اجتناب و دوري گزينيد»

با اين كلام امير المؤمنين، ميزان دوستي واقعي و پيوند عاطفي و عملي هر يك  از مسلمانان معلوم مي‌شود و هر كسي مي‌تواند خودرا محك بزند كه چه اندازه  در ادعاي محبت و دوستي پيامبر اكرم (ص) صادق است؟

 

اندوه اميرالمؤمنين (ع) در سوگ فراق پيامبر اكرم (ص)

رحلت پيامبر اكرم (ص) بي‌ترديد بزرگترين مصيبت بربشريت بود وعالم انساني با رحلت جانگداز آن حضرت چيزي را از  دست دادكه با مرگ هيچكس چنين مصيبتي اتفاق نخواهد افتاد. عمق اين حادثه غم‌انگيز ومصيبت فقدان پيامبر را كساني درك مي‌كنند كه بيشترين معرفت و شناخت را نسبت به شخصيت پيامبر داشته باشند وچه كسي به اندازه علي(ع) حقيقت و ابعاد شخصيت رسول خدا را مي‌شناسد؟

لذا همواست كه باز غم اين مصيبت بردل وجانش سنگيني كرده ودر توصيف رحلت غم انگيز مقتداي خويش مي فرمايد:«پدر ومادرم فداي تو اي رسول خدا، با مرگ تو رشته اي پاره شد كه در مرگ ديگران اينگونه قطع نشد، با مرگ تو رشته‌ي پيامبري گسست ونزول وحي واخبارآسماني قطع شد.

مصيبت تو، ديگر مصيبت ديدگان را به شكيبايي واداشت و همه را در غم تو يكسان عزادار نمود. اگر امر به شكيبايي و نهي از بي تابي نمي‌فرمودي، آنقدر اشك مي‌ريختم تاچشمه اشكم بخشكد و اين درد جانكاه هميشه در من مي‌ماند واندوهم جاودانه مي‌شد وهمه اينها در غم فراق تو ناچيزاست. چه بايدكرد كه زندگي را دوباره نمي‌توان بازگرداند و مرگ را نمي‌شود مانع شد. پدر و مادرم فداي تو، ما را در پيشگاه پروردگارت ياد كن و در خاطر خود نگه دار.»

آن حضرت در بيان ديگري هنگام دفن پيكر مطهر رسول خدا (ص) مي‌فرمايد : «صبر و شكيبايي بر هر مصيبتي  نيكوست جز در غم فراق تو و بي‌تابي و ناشكيبايي زشت است جز در اندوه مرگ تو . مصيبت تو بزرگ و هر مصيبتي پيش از تو و پس از تو ناچيز است.

مصيبت رحلت پيامبر(ص) نه تنها براي مؤمنان ومحبان آن حضرت جانگداز بود ونه تنها عالم انسانيت وجهان بشري از فيض وجود آن خورشيد هدايت ورحمت محروم و رابطه ي آسمان وزمين قطع گرديد، بلكه همه موجودات در سوگ پيامبر (ص) نشستند ودر وديوار وفرشتگان ملكوت اعلي ، نيز ماتم زده وسوگوار اين مصيبت عظمي شدند.

علي (ع) دربيان لحظات ارتحال وهنگام غسل پيكر مطهر رسول خدا (ص) مي فرمايد: « و پيامبر رحلت نمود ... گويا در وديوار خانه در سوگش فرياد مي زد گروهي از فرشتگان فرود مي آمدند وگروهي ديگر به آسمان پرواز مي‌كردند. گوش من از صداي آهسته آنان كه برحضرتش نماز مي خواندند پر بود. تاآنگاه كه اورا در حجره اش دفن كردم.»

 

امام علي (ع) وشيوه درود فرستادن بررسول خدا (ص)

  در پايان اين نوشتار شيوه درود فرستادن وعرض ادب علي (ع) به ساحت مقدس پيامبر(ص) را كه بيانگر عشق وارادت وصف ناپذير امير المؤمنين به رسول خدا (ص) مي‌باشد، ذكر مي كنيم آن حضرت از پيشگاه خداوند بزرگ اين گونه طلب رحمت وفضل الهي را براي پيامبر برگزيده، محمد مصطفي صلي الله عليه واله وسلم  درخواست مي كند:« پروردگارا براي پيامبر(ص) درسايه ي لطف خود جايگاه وسيعي بگشاي واز فضل وكرمت پاداش اورا فراوان گردان. خداوندا كاخ آئين اورا از هربنايي برتر ومقام اورا در پيشگاه خود گرامي تر گردان. نورش را كامل فرما وپاداش رسالت او را پذيرش گواهي وشفاعت وقبول گفتار او قرار ده. بار خدايا بين ما وپيغمبرت در نعمتهاي جاودان و زندگاني خوش  و آرزوهاي برآورده وخواسته هاي  به انجام رسيده ، در كمال آرامش ودر نهايت اطمينان همراه با مواهب وهداياي با ارزش جمع گردان»

امير المؤمنين در بسياري از خطبه‌هاي خود، ضمن تجليل وتكريم پيامبر اكرم(ص)، با شيوه هاي گوناگون از پيشگاه خداوند طلب فضل ورحمت نموده ودست به دعا برمي دارد. وشايسته ترين درود ورحمت  وصلوات را به آن حضرت تقديم مي كند.

اميد است خداوند بزرگ دلهاي همه مومنان ومحبان پيامبر اكرم و اهل بيت آن حضرت را به عشق وارادت واقعي رسول الله زنده گرداند ودر پيروي وتبعيت از آن حضرت ياري نمايد ودر تاسي و الگو پذيري  از آن اسوه حسنه موفق فرمايد.

 

نتيجه سخنان و اعتقاد اميرالمؤمنين (ع) به عظمت شخصيت رسول خدا (ص)

 در سخنان علي (ع) در نهج البلاغه و چگونگي رابطه او با پيامبر اكرم (ص)، تسليم و تعظيم فوق العاده شگفت انگيزي را مي بينيم كه علي (ع) درباره خاتم الانبياء (ص) داشته است. نظير اين تعظيم و تجليل شخصي، درباره هيچ شخص ديگري ديده نشده است. بدون ترديد شناخت و معرفت علي (ع) به آن پيشواي بزرگ الهي، در حد اعلا بوده است و اين تعظيم و تكريم و اظهار عشق و دلدادگي اميرالمؤمنين روشن‌ترين و قاطع‌ترين دليل بر عظمت پيامبر و صدق رسالت آن سرور كائنات است.

ايمان بسيار محكم شخصيتي مانند اميرالمؤمنين (ع) به وجود عاليترين صفات انساني – الهي در وجود پيامبر اكرم (ص) براي اثبات بالاترين كمالات ممكن در وجود يك انسان كافي است.

بخشي از صفات عاليه الهي كه در وجود مقدس پيامبر اكرم (ص) جمع شده و اميرالمؤمنين (ع) آنها را مشاهده فرموده و در كلام و سخن شيواي خود با دريايي از معرفت، عشق و دلدادگي بيان كرده است عبارت است از:

1.            پيامبر اكرم (ص) با عنايات خداوندي بوسيله بزرگترين فرشته (جبرئيل) از كودكي، شب و روز براي تخلق به اخلاق الله توجيه مي گشت.

2.            در هر سال در كوه حرا خلوت مي گزيد و با خداوند سبحان به راز و نياز مي پرداخت و آمادگي و شايستگي دريافت وحي را تحصيل نمي نمود.

3.            در خلوت‌هاي پيامبر (ص) و حضور پر راز و رمز آن حضرت در حرا، فقط علي (ع) او را مي‌ديد. (همراه او بود.)

4.            از دوران كودكي همانند فرزند كه به دنبال مادرش مي رود، علي (ع) به دنبال آن حضرت مي رفته و او هر روز اخلاقي از اخلاق عاليه – الهي را به او مي آموخت.

5.            خداوند اخلاق عاليه همه بشريت را به او تعليم و براي تخلق به آن او را ياري مي فرمود.

6.            پيامبر كرم (ص) باطل را شكافت و حق را آشكار و مردم را به سوي حق كه رشد و كمال بدون آن امكان پذير نيست، دعوت كرد.

7.            ميلاد آن حضرت با كرامت بود يعني با نظر به شرافت و كرامت پدران و مادران آن حضرت، هيچ مزدي از انسان به پايه او نمي رسد.

8.            شرافت خاص محيط ولادت آن حضرت كه مكه مكرمه بوده است.

9.            امين در تلقي وحي و رساندن آن به مردم

10.          دودمان او بهترين دودمان (ائمه معصومين و اولاد پاك و متقي آن بزرگوار)

11.          درخت وجودش از بهترين درختان كه در حرم امن الهي روييده و خاستگاهش كريمترين و با فضيلت ترين خاستگاه است.

12.          در معدن كرامت و بزرگواري متولد شده و در گهواره عفت و پاكيزگي رشد كرد.

13.          پيامبر (ص) در نائره جنگ و هنگامه خطر آنچنان با صلابت و شجاعت و عظمت مي جنگيد كه ديگر مجاهدان او را سپر قرارداده و ايمن مي گشتند.

14.          او براي اعتلاي كلمه الله ، بهترين عزيزان خود را به كام خطر مي فرستاد تا اصحاب از تيزي شمشير و نفوذ نيزه مصون بمانند.

15.          رسول خدا (ص) بدون سستي و كوتاهي رسالت پروردگارش را رسانيد و در راه خدا با دشمنان بدون هيچ عذر تراشي جنگيد.

16.          همدستي دشمنان در تكذيب رسالت پيامبر و اتحاد آنان در دشمني و كينه توزي عليه آن حضرت، هرگز موجب نشد كه او را از دعوت حق باز دارد.

17.          پيامبر (ص)، دنيا و مظاهر فريبنده آن را كوچك شمرد و در چشم ديگران، ناچيز جلوه داد. آن را خوار شمرد و در نزد ديگران خوار و بي ارزش معرفي كرد.

18.          زندگي پيامبر (ص) بهترين الگوست براي كسي كه در زندگي سرمشقي بطلبد و مايه فخر و بزرگي است براي كسي كه خواهان بزرگواري باشد.

19.          رسول خدا (ص) با شكمي گرسنه از دنيا رفت و با سلامت جسم و جان بر آخرت وارد شد او سنگي بر روي سنگ نگذاشت (خانه اي براي خود نساخت) تا به لقاي الهي شتافت.

20.          غم رحلت و فقدان پيامبر (ص) چنان سنگين و ناگوار است كه هر مصيبتي پيش از آن و پس از آن، در برابرش ناچيز است.

21.       دوستان واقعي پيامبر (ص) كساني هستند كه خدا را اطاعت كنند اگر چه پيوند خويشاوندي آنان دور باشد.

 

 

چهارشنبه 12 اسفند 1388 - 14:26


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری

 

از اين نويسنده يا گزارشگر