دوشنبه 27 آذر 1396 - 18:2
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

دكتر محمدرضا فاخري

 

به سوي وحدت(7)

 

 

دليل بر خلافت اميرالمومنين ،در قرآن چيست؟

 

پرسش‌هاي دانشجوي اهل سنت از دكتر محمد رضا فاخري

dmrfakheri@yahoo.com

 

دانشجو: با عرض سلام خدمت استاد گرامي، براي شروع گفتگو، من از شما سوالي مي‌ کنم: شيعيــــــان معتقدند كه علي- رضي الله عنه- خليفه اول بعداز پيامبر اكرم مي باشد . آيا   مي توانيد با آيه اي از قرآن ايـــن ادعا را ثابت كنيد ؟

دكتر : سلام، دوست عزيزم . چه سوال زيبايي! مامون خليفه عباسي از امام رضا- عليه السلام –           پرسيد: دليل بر خلافت جدت علي ابن ابي طالب در قرآن چيست؟ حضرت فرمود آيه  انفسنا .

          خداوند متعال در آيه  61 سوره آل عمران مي فرمايد :

       " فمن حاجك فيه من بعد ما جائك من العلم فقــل تعالوا ندع ابنائنا و ابنائكم و نسائناو نسائكم و انفسنا و انفسكم ثم نبتهل فنجعل لعنه الله علي الكاذبين"

        در شان نزول اين آيه ، حاكم حسكاني( عالم سني مذهب) در كتاب شواهد التنريل ( 2 ) اين  گونه آورده است : گروهي از مسيحيان نجران به رهبري سه نفر به نام سيد، حارث و عبدالمسيح  در مدينـــــه به خدمت پيامبر اكرم - صلوات الله  عليه و آله - رسيده ، پرسيدند: نظرت درباره  عيسي بن مريم چيست ؟

       فرمود : او بنده و پيامبر خدا است. پرسيدند : آيا ديده اي يا شنيده اي كه خداوند بنده اي مثل  اورا خلق كــرده باشد؟

       پيامبر اكرم از جواب به آنان خودداري كرد. سپس جبرئيل نازل شد و آيه ء 60 سوره آل عمران را آوردكه مي فرمايد (( ان مثل عيسي عندالله كمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له كن فيكون الحق من ربــــك ولاتكن من الممترين .

      يعني مثل حضرت عيسي ، مانند حضرت آدم است كه خداوند او را از خاك آفريد و سپس به او  فرمــــــود :

      ( به شكل بشري) باش. پس او همان گونه شد . اين سخن حقي از جانب پروردگارت مي باشد و       مبادا  در آن ترديد بنمايي . ( روز بعد ) مسيحيان نزد پيامبر اكرم آمده ، پرسيدند: آيا مثالي براي        پيامبر ما داري ؟ ايشان خلقت حضرت آدم را توضيح داد، ولي آنان گفتند  اين چنين نيست كه       توگفتي . پس آيه ء 61 آل عمران ( فمن حاجك فيه ...... ) نازل شد كه مي فرمايد:" هر كس با تو در باره عيسي مجادله كرد- پس از آنكــه علم آن به تو رسيد ،  بگو بياييد پسرانمان  زنانمان و نفس هايمان را دعوت كنيم، سپس مباهله كرده ، لعنت خداوند را بر دروغگويان طلب نماييم .  مسيحيان نجران، مباهله را قبول كردند .

       پس پيامبر اكــــــرم- صلوات الله عليه و آله- دستان علي ، فاطمه و حسنين را گرفت و فرمود اينان پسران و زنان و نفس هاي مـن مي باشند .

      حارث به عبدالمسيح گفت ، ما با فروفرستادن لعنت به چيزي نمي رسيم . اگر دروغگو باشد ،  لعنتش فايده اي ندارد و اگر راستگو باشد، ما هلاك خواهيم شد . پس با پيامبر بر پرداخت سالانه دو هزار حله مصالحـــه كردند . پيامبر - صلوات الله عليه و آله - فرمودند: اگر ملاعنه مي كردند همه شان هلاك مي شدند .

دانشجو : بسيار جالب بود. آيا در ديگر كتب اهل تسنن بخصوص صحاح سته  اين شأن نزول وارد شده است؟

دكتر : مشابه اين شان نزول در كتاب هاي بسياري آمده ( 3 ) و اينكه پيامبر اكرم- صلوات الله عليه و           آله- بــــراي مباهله حضرت علي ، حضرت زهرا و حسنين -عليهم السلام -را آورده اند  مورد تواتراست و  از طريق 51 نفــر از صحابه و غير صحابه  نقل شده است. ( 4 )

دانشجو: متشكرم . حال اين آيه چه ربطي به خلافت علي- رضي الله عنه- دارد؟

دكتر :  پيامبر اكرم -صلوات الله عليه و آله- با طرح مثال حضرت آدم، نشان دادند كه  خداوند حضرت آدم- عليه السلام- را بدون پدر و مادر آفريد، همين طور مي تواند حضرت مسيح را بدون پـــــــدر بيافريند و پدر نداشتن دليل بر پسر خدابودن نيست . مسيحيان نجران اين استدلال را نپذيرفتند ، خداونــد متعال در آيه ء 61 آل عمران به پيامبر اكرم -صلوات الله عليه و آله- دستور فرمودند كه ايشان و مسيحيان ، فرزندان ، زنان و  نفسهايشان را آورده ، يكديگر را لعنت كنند . عذاب و لعنت خدا بر هر كس نازل شد او باطل  خواهد بود . پيامبر اكرم -صلوات الله عليه و آله -براي امتثال امر پروردگار ، در روز مباهله ،  حسنين  را به عنوان تنها مصداق فرزندان  ، حضرت زهرا را به عنوان تنها مصداق زنان و  حضرت علي عليه السلام را به عنــوان تنها مصداق انفسنا آوردند . 

  اينكه پيامبر اكرم- صلوات الله عليه و آله - حضرت علي- عليه السلام- را به عنوان انفسنا آورده اند بدين معنــي است كه امير المومنين را نفس  و عين خود مي دانند. يعني تمام خصوصيات ايشان در امير المومنين هست  .

نكته مهم تر : پيامبر اكرم فقط امير المومنين را به عنوان انفسنا معرفــــي كردند و بر طبق آيه كريمه «لا ينطق عن الهوي ان هوالاوحي يوحي»(5 ) ايشان از روي  هوي و هوس سخن نمي‌فرمايد و فرمايشاتشان  فقط مطابق وحي است. پس اين معرفي در واقع  از جانب خداوند اســت. يعني خداوند امير المومنين را نفس پيامبر اكرم معرفي فرموده است .

نتيجه‌ي مهمي كه از اين مطلب گرفته مي‌شود اين است:

خداوند و پيامبر اکرم تاييد مي فرمايند که  تنها حضرت علي- عليه السلام- است كه تمــام خصوصيات و   صفات  پيامبر اكرم را دارند و غير از نبوت ودريافت وحي در تمام صفات مثل علم و عصمت ، قدرت و ... مشابه پيامبر اكرم هستند .

اين مطلب در احاديث بسياري از شيعه و سني هم تائيد شده است. به عنوان مثال پيامبر اكرم -صلوات الله عليه- هنگامي كه بنو وليعه در كارزار مسلمين بودند،  فرمودند :«لينتهين بنو وليعه اولابعثن اليهم رجلا كنفســــــي» وليعه بايد از اين اعمال خود دست بردارند وگرنه كسي را كه مثل خودم باشد ( اشـــاره به علي بـن ابي طالب ) را به نزد آنها خواهم فرستاد . (6 )

دانشجو: از مطالب علمي و دقيقتان بسيار لذت بردم. حالا چگونه مي توان ثابـــت كرد منظور از               انفسنا فقط علي بن ابي طالب است؟ شايد پيامبر اكرم، علي- رضي الله عنه -را به عنوان               نمونه آورده باشند و افراد ديگري هم  وجود داشته باشند كه  پيامبر ضروري نديده كه              همه آنها را بياورند .

دكتر :  چون افراد مباهله را خداوند به صورت صيغه جمع مشخص فرموده ( ابنائنا و نسائا و انفسنا ) ،           اگر مصداق ديگري براي اينها در ميان مردم  وجود داشــت ،پيامبر اكرم به منظور امتثال امر           پروردگار، حتما آنها را مي آوردند و امكان ندارد  خداوند به آوردن مثلاسه نفر دستور داده  باشد و پيامبر اكرم يك نفرآورده باشند.

دانشجو  : اگر اين طور است چرا خداوند صيغه جمع به كار برده است ؟

دكتر : از نظر ادبي اشكالي ندارد كه لفظ جمع استعمال شود ، ولي براي آن فقط يك مصداق  وجود  داشته باشد .

در قرآن موارد زيادي بدين گونه يافت مي شود، مثل آيه 172 آل عمران كه مي فرمايد" الذين قال لهم الناس ان الناس قد جمعوا لكم فاخشوهم ..." نعيــم  بن مسعود اشجعي مسلمانان را ترساند كه هواخواهان ابوسفيان همه امكاناتشان را  عليه شما به كار گرفته اند... با اينكه نعيم بــــن مسعود يك نفر است قرآن كريم براي او لفظ ناس را به كار برده است .

دانشجو : اين آيه به خوبي جواب سوالم را داد. ولي يک سوال مانده که با اجازه تان عرض مي کنم:   با توجه به اينكه انفسنا بعد از نسانئا آمده آيا مي توانيم آنها را به معناي مردان فرض کنيم؟ يعني" زنان و مردانمان را بخوانيم "دكتر : اگر لفظ ابنائنا در آيه نيامده بود مي توانستيم معناي مردان را براي انفسنا فرض كنيم . البته در اين حال نيز  بــــــا اشكال قبلي مواجه مي شويم كه اگر خداوند متعال معني   مردان را به صورت جمع اراده فرموده بود پــــيامبر اكرم اطاعت  كرده ، همه را مي آوردند و چون نياوردند ، نتيجه  مي گيريم كه خداوند معني جمعـــــي را اراده نفرموده  است. به علاوه ابناء چون از نظر جنسيت مرد هستند ، ديگر نمي توان انفسنــــارا به عنوان مردان مطرح نمود و  كاربرد لفظ ابنائنا زايد مي نمود .بنابراين انفسنا به معناي  مردان نيست و حتي شامل خود پــــيامبر اكرم- صلوات الله عليه و آله- هم نمي شود. چون  انسان معمولا فرد ديگري را دعوت مي كند و خود را دعــــــوت  نمي نمايد . ( 7 )

دانشجو :با عرض معذرت فراوان هنوز براي بنده مشخص نشده که چگونه  اين آيه دليل بر خلافت  علي- رضي الله عنه- است ؟

دكتر :  اگر پيامبر اكرم- صلوات الله عليه و آله- از جانب خداوند  بارها حضرت علي- عليه السلام- را به خلافت و امامت ، نصب نفرموده بودند و بر فرض، امر انتخاب امام را به مردم  واگذاركرده بودند، مردم اگر اعتقاد و محبتي به پيامبر اكرم- صلوات الله عليه و آله- داشته  باشند بايد كسي را به عنـوان جانشين ايشان انتخاب نمايند كه تمام ويژگي هاي علمي و اخلاقي پيامبر اكرم را داشته باشد و پيروكامل ايشان باشد .  عقل اين گونه حكم مي كند كه  مردم درنبود  پيامبر اكرم، كســـي را برگزينند كه درهمه چيز ( غير از نبوت ) مانند پيامبر            اكرم باشد، يعني نفس پيامبر و عين ايشان  باشد . فر ض كنيد كه پيامبر اكرم در زمان حيات            خود ، رهبري  جامعه ء اسلامي را به انتخاب عمومي مردم  واگذارد. آيا جز خود ايشان، فرد           ديگري شايستگي رهبري را دارد؟ بنابراين بعد از ايشان ، جز نفس ايشان ( علي ابن ابي طالب          -علـــــيه السلام ) هيچ كس شايستگي خلافت و جانشيني پيامبر اكرم را نخواهد داشت .

           نکته آموختني ديگرآيه اين است :خداوند متعال  دراين آيه  لعن و نفرين بر دشمنان را به عنوان يك راه مبارزه با دشمن مطرح  مي فرمايد . بنابراين كساني كه هر گونه لعن كردن را  نفي مي كنند در واقع با آيات متعدد قرآن، مثل همين آيه، و با سنت پيامبر اكرم- صلوات الله  عليه و آله - كه براي لعن کردن  حركت كردند، مخالفت مي نمايند.

خوب ، از اينکه گفتگو به درازا کشيد معذرت مي‌خواهم. گفتگوي بسيار خوبي بود  و در  صورتي که مايل باشي به اين مباحثات ادامه دهي بسيار مسرور خواهم شد .

 

پي‌نوشت‌‌ها:

1- تفسير الميزان جلد 3 ص 397 ، بعضي از جوابها در مقاله نيز اقتباس از تفسيرالميزان است .

2- شواهد التنريل ج 1 ص 165- 155

3- تفسير روح البيان ج 2 ص 45- تفسير در المنثور ج 2 ص 39 – تفسير كشاف ج 1 ص 368

4- تفسير الميزان ج 3 ص 404 به نقل از تفسير ما نزل من القرآن في النبي و اهل بيته

5- آيه 2 سوره نجم

6- عيون اخبار الرضا ص 475 : استدلال امام رضا عليه السلام به مامون  ، در مورد اينكه مصداق انفسنا امير المومنين عليه السلام هستند در تفسير كنز الدقايق ج 2 ص 113 نيز عيون الاخبار حديث زيبايي را از پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آلــه نقل مي كند كه پيامبر به امير المومنين فرمودند اي علي ... هر كس ترا بكشد مرا كشته و هر كس با تو دشمني كند با من دشمني كرده و هر كس بتو دشنام دهد به من دشنام داده زيرا تو نسبت بمن مثل نفس من مي ماني (لانك مني كنفسي ) و روح تو از روح من و طينت تو از طينت من است .

7- كتاب فصول المختاره ص 38 : جواب امام رضا عليه السلام به مامون.

 

چهارشنبه 12 اسفند 1388 - 12:55


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری