جمعه 2 تير 1396 - 9:36
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

دكتر محمدرضا فاخري

 

به سوي وحدت(6)

 

 

 خليفه پيامبراكرم صلوات الله عليه و آله چه نسبتي بايد با ايشان داشته باشد؟

 

پرسش‌هاي دانشجوي اهل سنت از دكتر محمد رضا فاخري

dmrfakheri@yahoo.com

  

دكتر: با سلام، خدمت برادرعزيزم. انشاءالله عبادات شما مورد قبول خداوند متعال قرار گرفته باشد. صحبت در راه وحدت بود. پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله فرموده اند:

         مثل اهل بيت من مانند كشتي نوح مي باشد هر كه آن را سوار شد، نجات يافته و هر كه آن را ترك نمود غرق و هلاك مي شود(1) پس تنها يك كشتي نجات وجود دارد و اگر همه طالبين نجات متمسك به اين كشتي شوند ،وحدت و يكپارچگي تمام جامعه را فرا خواهد گرفت. علاوه بر وحدت در جامعه ، ما معتقد به وحدت در رهبران جامعه نيزهستيم و قادريم  كه اين مدعا را با قرآن ثابت كنيم.

دانشجو: سلام عليكم، فرمايش جالبي است. اگر ممكن است دلائلتان را بفرماييد.

دكتر : اولا عقل اين مسئله را تاييد مي كند زيرا عدم وحدت نظر وعمل بين رهبران، باعث مي شود يكي امر به هدايت وديگري فرمان به  باطل وگمراهي دهد. در نتيجه جامعه دچار تشتت ونهايتا گمراهي مي شود.

          ثانيا ، خداوند متعال در آيه 17 سوره هود مي فرمايد:

     أَ فَمَن كاَنَ عَلىَ‏ بَيِّنَةٍ مِّن رَّبِّهِ وَ يَتْلُوهُ شَاهِدٌ مِّنْهُ وَ مِن قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسىَ   اِمَامًا  وَ رَحْمَةً  أُوْلَئكَ يُؤْمِنُونَ بِهِ  وَ مَن يَكْفُرْ بِهِ مِنَ الْأَحْزَابِ فَالنَّارُ  مَوْعِدُهُ  فَلَا تَكُ فىِ مِرْيَةٍ مِّنْهُ  إِنَّهُ الحَْقُّ مِن رَّبِّكَ وَ لَكِنَّ أَكْثرََ النَّاسِ لَا يُؤْمِنُونَ

يعني آيا كسي كه دليل روشني از جانب پروردگارش دارد و بدنبال او شهادت دهنده اي از خود او مي آيد، (مانند گمراهان هستند؟) درحاليكه كتاب موسي قبل از او بعنوان پيشوا و رحمت نازل شده ، آنان باو ايمان مي آورند و هرگروهي كه كافر شود جزايش آتش جهنم خواهد بود.

کلمه يتلو از «تلو» بمعناي «به دنبال آمدن ودر پي بودن» مشتق شده است.0(قاموس قرآن1/279) «يتلوه شاهد منه» يعني كسي كه گواه كامل بر  پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله و از اهل بيت ايشان باشد، بعد از پيامبر اكرم خواهد آمد. براي اينكه درباره معناي آيه زودتر به نتيجه برسيم به رواياتي كه مورداتفاق شيعه وسني است مراجعه ميكنيم:

حاكم حسكاني عالم اهل تسنن دركتاب شواهد التنزيل (2) نقل مي كند:

روزي علي در بالاي منبر دركوفه براي ما سخنراني مي كرد. ابن الكواء برخاسته از او پرسيد:

اي علي آيا آيه اي در مورد تو نازل شده كه مخصوص تو باشد و كسي با تو در آن شريك نباشد؟ (3) علي (عليه السلام) فرمود: آري. آيا آيه «افمن كان علي بينه من ربه و يتلوه شاهد منه» رانخوانده اي؟ پس پيامبر صلوات الله عليه و آله «علي بينه من ربه» بود (يعني دليلي روشن از جانب خداوند داشت) و من «شاهدمنه» هستم (يعني گواهي دهنده اي كه وجودم از پيامبر اكرم صلوات الله عليه و ‌آله مي باشد).

 و نيز حاكم حسكاني نقل كرده: (4)علي( عليه السلام) فرمود... مي توانم بنشينم و بين اهل تورات، بتوراتشان، بين اهل انجيل مطابق انجيل ، بين اهل زبور به زبورشان و بين مسلمين بر طبق قرآن ، قضاوتي كنم كه بدرخشد و بدرگاه الهي بالا رود. بخداقسم هيچ آيه اي در روز يا شب، يا كوه و دشت يا خشكي و دريا نازل نشده مگر آنكه زمان نزول و شأن نزولش را ميدانم و هيچكس از قريش نيست كه آيه اي درباره او نازل شده كه او را بسوي جهنم يا بهشت مي راند. يك نفر پرسيد اي اميرمومنان درمورد شما چه آيه اي نازل شده؟ فرمود: «افمن كان علي بينه من ربه و يتلوه شاهد منه»

پس محمد (صلوات الله عليه و آله ) از طرف خداوند بينه دارد و «انا الشاهد اتلو اثاره» يعني من شهادت دهنده اي هستم كه دنباله روي ايشان هستم.

درحديث ديگر (5) مي فرمايد: و انا الشاهد منه اتلوه اتبعه يعني من شاهدي از  خاندان او هستم كه دنبال ايشان آمده و از ايشان تبعيت ميكنم.

ثعلبي كه از محدثين بزرگ اهل تسنن مي باشد دركتاب تفسير خود (6) از ابن عباس در مورد آيه نقل ميكند: «افمن كان علي بينه من ربه» رسول خدا و «يتلوه شاهد منه» (7) بطوراختصاصي علي (عليه السلام) مي باشد.

يعني تنها گواه كامل بر پيامبر اكرم كه از خاندان ايشان مي باشد، علي (عليه السلام) است كه پس از پيامبر اكرم مي آيد و بخلافت مي رسد.در اينجا "يتلوه"  معنايي جز"به خلافت رسيدن " نمي دهد زيرا اگر بخواهيم "به دنبال آمدن " معني كنيم ،اختصاصي به" شاهد منه " ندارد وهمه مردم بعد از   پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله مي آيند و تبعيت نسبي مي نمايند.

امام باقر عليه السلام ،كه بر طبق حديث مشهور ثقلين ،  عالم واقعي به قرآن هستند،  هيچگاه از قرآن جدانشده، علم آنرا بطور كامل دارا هستند(8)،در توضيح آيه مزبور مي فرمايند: «الذي علي بينه من ربه ، رسول الله و الذي تلاه من بعده الشاهد منه، اميرالمونين ثم اوصياوه واحد بعد واحد(9)» يعني كسيكه دليل روشني از جانب پروردگار دارد، پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله است و آن كسيكه بعد از او مي آيد و گواهي دهنده اي از خود پيامبر اكرم مي باشد، اميرالمومنين و سپس اوصياء ايشان يكي پس از ديگري مي باشد.

باتوجه به احاديث فوق ، حاصل آيه اين ميشود كه پس از پيامبر اكرم صلوات الله عليه و آله، اميرالمومنين و سپس فرزندانشان يكي يكي به امامت مي رسند و اگر فرد ديگري اين مقام را اشغال كرد ، خلافتش موردتأييد خداوند نمي باشد.

دانشجو: جناب دكتر ،‌آيا از خود پيامبر اكرم نيز تصريحي داريم كه فرموده باشند«علي از من است»؟

دكتر: قطعا، ايشان مكرراً فرموده اند«علي مني و انا من علي» علي از من است ، من از علي هستم.

بعنوان نمونه حمويني در فرائد السمطين (از كتب اهل تسنن) ازابن عباس نقل ميكند كه رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمودند:

"اي علي من شهر علم هستم و تويي دروازه اين شهر و به شهر هرگز وارد نخواهد شد مگر از طريق دروازه و دروغ ميگويد كسي كه مي پندارد مرا دوست ميدارد، اما با تو دشمني ميكند، زيرا تو از من هستي و من از تو هستم .گوشت تو گوشت من، خون تو از خون من، روح تو از روح من، نهان تو از نهان من و آشكار تو از آشكار من است آنكس كه ترا اطاعت كرد، خوشبخت گرديد و آن كس كه به عصيان تو پرداخت، بدبخت است. آنكس كه ترا به ولايت پذيرفته سود برده و آنكس كه از تو جدا شده ، نابود گرديده است...(10)

براي اينكه کلام خداوندمتعال،(شاهد منه=شاهدي از پيامبر) وفرمايش پيامبراکرم صلي الله عليه واله  (علي از من است). را بهتر متوجه شويم به خطبه قاصعه (11) اميرالمومنين عليه السلام توجه فرمائيد:

حضرت علي عليه السلام مي فرمايند: او (پيامبر اكرم) مرا در دامان خويش پرورش دادو همچون فرزندش مرا در آغوش خويش مي فشرد و ...و بوي پاكيزه او را استشمام مي كردم. غذا را مي جويد و در دهانم ميگذاشت .... من همچون سايه اي بدنبال حضرت حركت مي كردم و ايشان هر روز نكته تازه اي از اخلاق نيك را بر من آشكار مي ساخت و مرا فرمان مي داد كه باو اقتدا كنم. وي مدتي از سال مجاور كوه حرا مي شد. تنها من او را مي ديدم و كسي او را نمي ديد. در آن روز غيراز خانه رسول خدا صلوات الله عليه و آله، خانه اي كه اسلام در آن راه يافته باشد وجود نداشت كه در آن خانه، پيامبر اكرم، خديجه ومن نفر سوم بودم كه اسلام را پذيرفته بوديم. من نور وحي و رسالت را مي ديدم و نسيم نبوت را استشمام مي كردم. هنگام نزول وحي برايشان، صداي ناله شيطان را شنيدم. از رسول خدا صلي الله عليه و آله پرسيدم اين ناله چيست؟

فرمود اين ناله شيطان است كه از پرستش خويش مأيوس شده. تو آنچه را كه من مي شنوم، مي شنوي و آنچه را كه من مي بنيم ، مي بيني و تنها فرق ميان من و تو اينست كه تو پيامبر نيستي....

 

دانشجو: آقاي دكتر، مطالب بكر و بسيار زيباي شما در مورد فضائل برجسته علي رضي الله عنه، براي بنده بسيار قابل استفاده بود ولي سوال اينجاست كه آيا اين فضايل، ارزش عملي هم دارند يا خير؟

دكتر: اجازه بدهيد اول واقعه اي را عرض كنم و سپس ارزش عملي آن را بعرضتان برسانم. در دوتا از كتب معتبر اهل تسنن نقل شده كه :

اميرالمومنين عليه السلام مي فرمايند(12) : ده آيه از سوره برائت بر پيامبر نازل شد.آن حضرت، ابوبكر را به نزد خود خوانده، آيات را با او همراه كرد كه به مكه برود و بر مشركين بخواند. ولي پس از زماني مرا احضار كرد و فرمود: خودت را به ابوبكر برسان و هرجا كه به او رسيدي ، نامه را از وي بازگير و آن را به مكه برسان و بر اهل آن اعلام بدار. من ابوبكر را در جحفه ملاقات كردم و نامه را از وي باز گرفتم. ابوبكر به نزد پيامبر( صلي الله عليه و آله) بازگشت و گفت اي رسول خدا درباره من چيزي نازل شده؟ حضرت فرمودند: نه و ليكن جبرئيل به نزدم آمده وگفته است «لن يودي عنك الا انت او رجل منك» يعني اداي رسالت را غير از تو يا مردي از تو، ابداً ، كسي نمي تواند بنمايد.

اين واقعه نشان مي دهد كه اولاً اميرالمومنين عليه السلام از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله هستند و خداوند آن را تأييد فرمودند. ثانياً آنچه كه مخالفين امامت اميرالمومنين وانمود مي كردند كه بعلت  جواني ايشان و دشمنان زيادشان، صلاح نبود كه ايشان به خلافت برسند، بهانه اي بيش نبوده، زيرا خداوند متعال همين جوان را يك تنه به شهري فرستاد كه همگي مشرك و دشمن او بودند و ايشان با قدرت كامل ، مسئوليت الهي را بدون كوچكترين نقصي انجام دادند.

 

نتيجه:

 درواقع اين احاديث فقط اثبات كننده يك فضيلت براي اميرالمومنين نيستند، بلكه تأكيد مجددي است براينكه جانشين برحق پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله، فقط حضرت علي عليه السلام هستند.

بياييديکبار ديگر آيه کريمه را مرور کنيم:

سوال ما اين است :چه کسي پس از پيامبراکرم صلي الله عليه و آله مي آيد؟(جانشين ايشان کيست؟)خداوند متعال  فرمايد:يتلوه(کسي پس از او مي آيد)که دو خصوصيت داشته باشد:

1-شاهد وگواه اوباشدکه در حديث ابن عباس در بالا ديديم كه تنها  كسي كه علم وعملش گواه بر پيامبر اکرم است ،امير المومنين است .

2-منه ،از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله باشد،که واقعه اعلام آيات برائت ،نشان داد تنها کسي که "از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله است"،  امير المومنين هستند.حداقل معناي  "از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله" بودن ،از اهل بيت ايشان بودن است وحداكثر آن، اينكه وجود ،علم واخلاقشان، از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله،باشد كه هردو معني اختصاص به اميرامومنين عليه السلام دارد.

جمع بندي آيه شريفه واحاديث اين مي شود:

بعد از پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله ،علي عليه السلام به جانشيني مي آيند.

 ارزش عملي اين سخن اينست که:

هرکه  مي خواهد به شهر علم دين واخلاق نبوي وارد شود ، بايد فقط به سراغ اميرالمومنين عليه السلام برود و لاغير. و هركه مايل است از هلاكت نجات يابد، راهي ندارد جزاينكه از اميرالمومنين، بعنوان خليفه بلافصل پيامبراكرم صلي الله عليه و آله، اطاعت بنمايد چرا كه تنها ايشان با تمام وجود شاهد وكواه پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله هستند   .

دانشجو: خيلي متشكرم، بنده هيچگاه به اين حد، علي رضي الله عنه را بر اساس كتب خودمان نشناخته بودم، خداوند به شما خير فرمايد. چون بحث به درازا كشيد ديگر با بقيه سؤالاتم شما را خسته نمي كنم. انشاء الله در فرصت آتي مزاحمتان مي شوم. خدانگهدار.

دكتر: خداوند حافظ شما باشد،به اميد ديدار.

 


پي‌نوشت‌ها:

1- خلاصه عبقات الانوارميلاني به نقل از مشکات المصابيح احمد ابن حنبل/523

2- شواهد التنزيل 1/363

3- آياتي كه در مورد مومنين نازل شده ممكن است مصداقهاي متعددي داشته باشند ولي مصداق اتم و اكمل آن، اميرالمومنين عليه السلام باشند مثلاً در سوره حمد صراط مستقيم هم به انبيا تأويل شده (كنز الدقايق 1/70 از مجمع البيان 1/31) هم به اميرالمومنين عليه السلام(كنز الدقايق 1/70 از معاني الاخبار /28) اما در حديث فوق الذكر، سوال كننده از آيه اي سوال ميكند كه اختصاصاً راجع به اميرالمومنين باشد وهيچ فرد ديگري با ايشان در اين امر شريك نشود.

4- شواهدالتنزيل 1/368

5- شواهدالتنزيل 1/368

6- الكشف و البيان عن تفسير القرآن 5/162

7- سيوطي در الدر المنثور في تفسير المأثور 3/324

8- اني تارك فيكم الثقلين ، ماان تمسكتم بهما لن تضلوا كتاب الله و عترتي و انهما لن يفترقا حتي يردا علي الحوض

    وسائل الشيعه27/34 سنن ترمذي5/662

9- تفسير عياشي

10- ينابيع الموده /38

11- خطبه 192 نهج البلاغه ترجمه دشتي

12- مسنداحمدبن حنبل 1/151 و سنن ترمذي 4/339

 

 

سه‌شنبه 11 اسفند 1388 - 13:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری