پنجشنبه 2 شهريور 1396 - 1:55
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

صبا شادور

 

نبايد نقشم را تكرار كنم

 

 

گفتگو با کيهان ملکي، بازيگر سينما و تلويزيون

حالا ديگر آنقدر تجربة بازيگري دارد که اگر در سينما يک نقش متفاوت را هم برگزيند، مي‌توان با خيال راحت روي صندلي سينما جابه‌جا شد و مطمئن بود که کيهان ملکي از پس آن نقش برخواهد آمد. بازيگري که وقتي از او درباره مسير بازيگري‌اش تاکنون مي‌پرسيد، صادقانه پاسخ مي‌دهد که هنوز مسير طولاني را در پيش دارد و بايد پله پله به سمت موفقيت پيش برود. او اين روزها بيشتر با تله‌فيلم‌هاي تلويزيوني در اين رسانه ديده مي‌شود و تلويزيون را مجزا از سينما مي‌داند. اگرچه مشکلات و ارزش هر دو به يک اندازه براي اين بازيگر اهميت دارد. او معقتد است که اگر پيشنهاد خوب، قصه خوب و دستمزد خوب باشد در سينما بازي خواهد کرد. با اين حال با کاراکتر احد در مجموعه تلويزيوني روزگار جواني که بيشتر در خاطر مخاطبان باقي مانده است به گفتگو نشسته‌ايم.

 

از سال 1373 با فيلم آرزوي بزرگ به کارگرداني خسرو شجاعي پا به عرصه سينما گذاشتيد و با چند مجموعه تلويزيوني ادامه داديد. از آن سال تا كنون روند حضور شما در سينما به چه صورت بوده؟ آيا اولين فيلمي که به ايفاي نقش پرداختيد، قبل از بازي شما در تلويزيون بود؟

بله، اولين حضور من در عرصه بازيگري با فيلم آرزوي بزرگ بود که در سال 72 ساخته شد. قبل از اين که کار در تلويزيون را شروع کنم، اين فيلم سينمايي را بازي کردم و با مجموعه نوروز 73 وارد تلويزيون شدم که در حين بازي  چند آيتم از مجموعه نوروز 73 را هم نوشته‌ام.

با اينکه در فيلم‌هاي زيادي هم به ايفاي نقش پرداخته‌ايد اما زماني که در يک مجموعه تلويزيوني بازي کرديد، بيشتر شناخته شديد. مثلا مجموعه «روزگار جواني» که در نقش احد ظاهر شده بوديد. ممکن است موفقيت شما در تلويزيون فاصله‌اي براي حضور شما در سينما ايجاد کرده باشد؟

قصه من خيلي ساده اتفاق افتاد. من با سينما شروع کردم که مسير ايده‌آلي برايم بود. با فيلم معجزه خنده به کارگرداني يدالله صمدي در ميان سينماگران حرفه‌اي و جو موجود در سينما شناخته شدم. فرصت خوبي بود که در اين عرصه من نيز با اين فيلم معرفي شدم. البته چون تئاتر اين فيلم هم زودتر از اکران فيلم بروي صحنه رفت، در اکران اين فيلم با مشکلاتي مواجه شديم. 

کدام تئاتر و چه مشکلي؟

تئاتر عشق آباد بود که موضوع فيلم معجزه خنده و تئاتر عشق آباد هر دو بهم نزديک بودند و بازنويسي اين تئاتر توسط داود ميرباقري انجام شده بود که آقاي صمدي با تصور و اين ذهنيت که اکران معجزه خنده زودتر از تئاتر آن ديده خواهد شد، به توافق رسيده بودند. متاسفانه  تئاتر زودتر از فيلم به روي صحنه رفت و بحث فروش فيلم محدود شد. در واقع معرفي من درعرصه بازيگري با مجموعه روزگار جواني بود که شناخته شدم. اگرچه مجموعه پهلونان نمي‌ميرند و جنگ 39  به کارگرداني داريوش کاردان را داشتم اما مخاطب عام، من را با مجموعه روزگار جواني  شناخت.

بعد از معجزه خنده با فاصله‌اي کوتاه در فيلم مرد باراني به کارگرداني ابوالحسن داودي به ايفاي نقش پرداختيد. از معجزه خنده تا مرد باراني تجربه متفاوتي را بدست آوريد. نظرتان درباره اين دوفيلمي که در واقع در کارنامه شما پررنگ هستند چيست؟

فيلم معجزه خنده هم فيلم موفقي بود اما در مجموع فيلم مرد باراني به دليل گروه حرفه‌اي که چه پشت دوربين و چه بازيگراني که حضور داشتند، موقعيت اين فيلم را حرفه‌اي‌تر مي‌کرد.  در ابتدا حضور من در اين فيلم منتفي بود چون قرارداد فيلم دفتري از آسمان به کارگرداني پرويز شيخ طادي را امضا کرده بودم که نقش اول فيلم را قرار بود بازي کنم؛ اما آقاي داودي تماس گرفتند و من را براي نقشي انتخاب کرده بودند که بازيگر مقابل من قرار بود خسرو شکيبايي باشد. من نقش «يک» سينما را رها کردم و نقش «دوم» سينما را پذيرفتم به اين دليل که من قرار بود مقابل شکيبايي بازي کنم. متاسفانه شکيبايي هم درگير دو فيلم ميکس و دختردايي گم‌شده به کارگرداني داريوش مهرجويي بود و نتوانست در اين فيلم حضور پيدا کند؛ قرار شد که آن نقش به فرامرز قريبيان سپرده شود. و آن هم اتفاق مبارکي بود که من در مقابل قريبيان به ايفاي نقش پرداختم.

پس براي شما به عنوان بازيگر سينما مهم است که بازيگر مقابلتان چه کسي باشد؟

بله، خيلي هم مهم است. من خيلي از کارها و پيشنهادهايي که دارم را به دليل دوست نداشتن گروهي که قرار است با آن‌ها همکاري کنم، نمي‌پذيرم. نه اينکه دوست نداشته باشم بلكه فکر مي‌کنم با آن گروه و دوستان به نتيجه نخواهم رسيد. اگرچه بازيگري هستم که بعدها آموختم فردي هم بازي کنم اما اصولا داد و ستد نقش مقابل از نظر بازي برايم ارزشمند است.

شما بيشتر بازيگر حسي هستيد يا تکنيکي؟

ويژگي بازي تکنيکي اين است که شما را زودتر به حس لازم در بازيگري برساند. و جداکردن اين دو مسئله از يکديگر به تجربه بازيگر در دوران کاري‌اش برمي گردد.

پيشنهاد يک کارگردان براي حضور شما در فيلم‌اش چقدر اهميت دارد؟

بسيار زياد.

مثلا دريک کار سينمايي که يک کارگردان حرفه‌اي هم پشت کار است، ممکن است بازيگراني باشند که شما حضور آن‌ها را نپسنديد، آيا کار را به خاطر صرفاً کارگردان قبول مي‌کنيد؟

بستگي دارد. ممکن است بهترين کارگردان به من پيشنهاد بازي دهد اما نقش خوبي نباشد يا برعکس. در هر صورت مجموعه عواملي است که به موفقيت يک بازيگر در عرصه کاري‌اش برمي گردد که بايد در کارنامه‌اش نمره قبولي بياورد.

بعد از گذشت زمان طولاني، شما در فيلم زاگرس به کارگرداني محمدعلي نجفي به ايفاي نقش پرداختيد، معيار شما براي بازي در اين فيلم چه بود؟

فيلم زاگرس را به دليل وجود شخص آقاي رضا کيانيان پذيرفتم. نقشي هم که به من پيشنهاد شده بود را دوست داشتم.

زاگرس از يک فاصله کاري بين فيلم‌هاي شما مي‌آيد و به نظر مي‌رسد يک دوره ديگري با فيلم زاگرس در کارنامه کاري شما رقم خورد.

بله، من يک پروسه مقطعي را به خودم زمان دادم و در انتخاب‌ها و پيشنهادهايي که به من براي بازيگري داده مي‌شد، وقفه‌اي ايجاد کردم. به سمت تله‌فيلم‌ها رها شدم تا اينکه پيشنهاد بازي در فيلم زاگرس از طرف کيانيان داده شد، چون کيانيان کار را خوانده بود و ميزان وسواس‌هاي من در اين سال‌هاي اخير را مي‌دانست، و وقتي من را معرفي کرد گفت، اين را بدان كه بازي در اين نقش و در اين فيلم ارزش کار کردن را دارد.  به همين دليل کار را پذيرفتم با اينکه يکي از مشکل‌ترين کاراکترهايي بود که تاکنون بازي کرده بودم و خدا را شکر اين کار با مشورت کارگردان به خوبي انجام شد. اگرچه لازم مي‌دانم به نکته‌اي در خصوص بازي‌هايم اشاره‌اي کنم. اغلب من به عنوان يک بازيگر حسي معرفي شدم، اما واقعيت امر اين است که زماني که قبل از شروع بازي مقابل دوربين مي‌گذارم، زمان مهمي است. روي شخصيت پردازي، تحقيقات درباره نقش‌ام،  درباره همه چيز فکر مي‌شود اما در نهايت مي‌گذارم ضمير ناخودآگاهم هم با نقش‌ام فعال بماند تا زماني که قرار است جلوي دوربين قرار بگيرم.

اين روزها شاهد حضور بازيگران امروزي در عرصه سينما هستيم که شايد فاصله‌اي بين نسل گذشته و نسل کنوني در عرصه بازيگري ايجاد کرده باشند و اتفاقاً به موفقيت‌هايي هم در جشنواره‌هاي مختلف دست پيدا مي‌کنند. نظر شما در خصوص نسل امروزي که سينما را احاطه کرده‌اند چيست؟

در تمام طول تاريخ سينما، دو جنس متفاوت بازيگري را در عرصه سينما داشته‌ايم. يک عده از بازيگران به عنوان ستاره‌هاي صرف و عده‌اي ديگر به عنوان هنرمندان، صاحب سواد آکادميک و تجربه‌هاي مختلف بازيگري بوده‌اند. به اين دليل من نمي‌توانم يکي را به ديگري اولويت دهم و يا از نظر بازيگري نفي کنم. اين دو گروه بايد در کنار همديگر باشند و اين واقعيت سينما است که نمي‌توان براي آن به دنبال چاره‌اي بود. سينما صنعت است و بحث تجارت سينما از اهميت زيادي برخورداراست. من درباره اينکه چرا سينما به دنبال نسل امروزي مي‌رود، نقدي ندارم، اصولا ميزان ارزش‌گذاري‌ها براي کسي که به ديگري اولويت بدهد، قابل نقد است. بازيگران زيادي در سينما داريم که روز اول وقتي وارد عرصه سينما شدند، واقعا از توي کوچه آمده بودند، اما بعدها تلاش کردند و آدم‌هاي به نامي شدند که من به شخصه احترام زيادي براي آن‌ها قائل هستم. مهم حضور زياد بازيگران در سينما نيست، مهم شيوه و عملکرد بازي آن‌ها در سينما است.

شما در حين بازي به مخاطبي که وارد سينما مي‌شود و قرار است يک فيلم ببيند، فکر مي‌کنيد؟

صد البته، من جزء بازيگراني هستم که اولويتم در انتخاب يک نقش مخاطب عام است و هيچ وقت براي مخاطب خاص صرفا کار نکرده‌ام. اگرچه سعي کرده‌ام مخاطب خاص را هم با بازي‌ام راضي نگه دارم. کارهايي که بتواند هم مخاطب عام و هم مخاطب خاص را جذب کند، جزء سخت‌ترين کارها در بازيگري است.

در خصوص جشنواره‌ها در ايران آيا شما موافق عملکرد اين جشنواره در طول سال‌هاي اخير بوده‌ايد؛ چه داوري‌ها و چه اعطاي سيمرغ‌هاي بلورين به بازيگران؟

داوري‌ها براساس چرخه سينما بايد انتخاب شوند. وقتي به فيلم‌هاي روي پرده سينما نگاه مي‌کنيم تعداد محدودي بازيگر با تجربه در فيلم‌هاي روي پرده سينما مي‌بينم. شايد در عرصه سينما يک دايره محدود وجود دارد که بازيگران در اين دايره حمايت و هدايت مي‌شوند.  زماني که من مکانيزم تفکرم محدود مي‌شود، براي بازي خودم محدوديت‌هاي بيشتري را ايجاد مي‌کنم که دامنه نگاه من کوچک‌تر مي‌شود. جنس ارزيابي‌هايم را از موفقيت آدم‌ها محدود مي‌کنم،  يک جايي به اين نتيجه مي‌رسم که سينماي من مشکل گيشه پيدا کرده است. جشنواره‌ها و داوري‌ها در سينما و اساساً گزينش‌هايي که در سينما اتفاق مي‌افتد، برگرفته از تفکر جمعي است که پشت تصميمات براي انتخاب بهترين‌ها نشسته اند.

اين روزها شما را بيشتر در تلويزيون  مي‌بينيم تا سينما، چرا؟

علت اينکه حضور من در تلويزيون پررنگ‌تر از سينما است به اين دليل است که در سينما به قدر کفايت ارزش‌هايي که در بازي من بود، کشف نشد. مجبور شدم در جايي ديگر که به من فرصت داده مي‌شود، خودم را اثبات کنم. من سينما و تلويزيون را دو رسانه مجزا مي‌دانم. هر دو برايم ارزشمند هستند. و اينکه مثلا تلويزيون کمتر حرفه‌اي است تا سينما، من اصلاً چنين اعتقاداتي ندارم.

آيا تاکنون پيشنهادي براي حضور در صحنه تئاتر داشته‌ايد؟

من از تئاتر دور بودم و بازيگري در تئاتر را دشوارتر و جذاب‌تر مي‌دانستم. جذابيت هنر تئاتر در اين است که تا شما به نقش مورد دلخواه کارگردان برسيد، زمان و فرصت زيادي داريد. چندبار تا مرز اجرا هم پيش رفتم اما در نهايت به نتيجه نرسيد.

کلاً بازيگري در تئاتر و سينما چه تفاوت‌هايي با يکديگر دارد؟

به نظر من براي هر کدام بيشتر زحمت بکشيد کار سخت‌تر خواهد بود. بحث راکورد در سينما خيلي جدي‌تر از تئاتر است. در سينما زمان حضور شما در يک سکانس براساس لوکيشن و موقعيت سنجيده مي‌شود و همين قضيه کار را براي يک بازيگر که بايد حس بگيرد کمي مشکل مي‌کند. عموما مي‌توان گفت که در سينما نقش‌هايي بازي مي‌کنيم که حال و هواي عادي‌تري نسبت به تئاتر دارند و در تئاتر ممکن است نقش‌هايي بدهند که کمي از واقعيت فاصله دارد.

آن اتفاقي که سرصحنه تله‌فيلم چابهار براي شما پيش آمده بود، حمله تمساح به شما واقعيت داشت؟

به اين شدت که بزرگ‌نمايي شد، نه. اما من صرفا حيوانات را دوست دارم.  اين حيوان کمي اذيت شد و در لحظه‌اي که من کنار اين حيوان بودم، حرکتي کرد به سمت من که کمي خطرناک بود.

الان مشغول چه کاري هستيد و آيا در نظر داريد که همچنان با مجموعه تله‌فيلم‌ها در تلويزيون حضور داشته باشيد؟

اولين کار تله‌فيلم‌ام را با رضا کيانيان و مهرداد خوشبخت و به تهيه‌کنندگي مسعود آب پرور بازي کردم. اگر در سينما نقش خوب، قصه خوب، کار خوب و البته دستمزد خوب اتفاق بيافتد، کيهان ملکي استقبال مي‌کند. اما واقعيت امر اين است که چون اين موارد در سينما کمتر ديده مي‌شود قطعا با مشکلات روبرو خواهيم شد. مجموعه‌هاي تلويزيوني به دليل زمان و به دليل طولاني بودن پروژه‌ها و نيز اگر تاريخي باشند، سختي‌هاي کار تاريخي در سينما و زمان کنوني، يک مقدار همت عالي مي‌طلبد. اما تله‌فيلم‌ها يک زمان محدودي دارند و خيلي از ويژگي‌هاي سينما را برخوردار هستند و تله‌فيلم‌ها به من فرصت نقش‌هاي متنوع را داد.  زمان زيادي از وقت من را نمي‌گرفت و استرس‌ها و نگراني‌هايي را که در سينما داشتم، منتقل نمي‌کرد. و اين که تله فيلم‌ها در نهايت ديده مي‌شود. آخرين کار من تله‌فيلمي به نام پدر کاغذي بود. نقش يک روانشناسي را بازي مي‌کردم که با کارهاي قبلي‌ام کمي متفاوت است. نقش مقابل من در اين تله‌فيلم مريم سلطاني بود.

فکر مي‌کنيد چند درصد از مسير بازيگري را تا کنون در کارنامه خود طي کرده‌ايد؟

اگر صادق باشم و بخواهم به خودم از20 نمره بدهم، فکر مي‌کنم الان هفت باشم. قبول تک‌ماده‌اي. رشته‌هاي درسي خيلي خوبي قبول شده بودم اما زماني که سمت بازيگري آمدم، خيلي جدي برخورد کردم و برايم از اهميت خاصي برخوردار بود. در مورد شخص من خداي بزرگ تصميمي گرفته‌اند از روز اول؛ و آن هم اين بود که کيهان تو قرار نيست ناگهان برايت اتفاق‌ها بيافتد، تو جزو بازيگرهايي هستي که من براي تو خواب ديگري ديده‌ام. تو بايد به تدريج و پله پله به موفقيت برسي.

اگر مجموعه روزگار جواني قسمت دومي هم داشت، شما دوباره به ايفاي نقش مي‌پرداختيد؟

خير، چون مشابه روزگار جواني نيز ساخته شد که باز هم به من پيشنهاد نقش اول داده شد و نپذيرفتم. چون معتقدم نبايد نقشم را تکرار کنم.   

 

 

 

شنبه 8 اسفند 1388 - 15:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری