سه‌شنبه 6 تير 1396 - 16:49
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روح الله مهدلو

 

بحران وافول سينماي ديني ومعناگرا

 

 

بيان مسئله وتوصيف وضعيت كنوني:

سيدشهيدان اهل قلم،سيدمرتضي آويني چنين مي نويسد: "پرده سينما،قاب آيينه ضميرخودماست وبنابراين ازاين پس،رفته رفته جلوه هاي خودآگاهي مادراين آيينه ظاهرخواهدشدوبه آن تحول فرهنگي كه درباطن قوم مارخ داده است خواهدپرداخت".

بركسي پوشيده نيست كه درجامعه كنوني ما،سينمامي توانددرانجام رسالتي فرهنگي ،بعنوان رسانه اي پرتوان،نقشي مهم واثرگذارداشته باشد. به همين روي،پرداختن به هنرسينماازضرورتهاي انكارناپذيرتحكيم وتثبيت ارزشهاوترويج فرهنگ ديني وملي جامعه اسلامي محسوب مي شود.بويژه مي توانددرميان گروههاي سني جوان جامعه مادرمقايسه باشيوه هاونگرشهاي سنتي حاكم برفضاهاي علمي،آموزشي وتربيتي اين ديار،نقش وكاركردي پرجاذبه ترداشته باشد.

سينمادردهه اخيروبويژه درسالهاي بعدازانقلاب دچارتحولات چشمگيروعميقي ازحيث محتواشده است.ولي همواره بامشكلات ونقايصي مواجه بوده وسعي درزدودن آن ازپيكره خودنموده است.بحران سوژه درسينماي ايران،يك بحران ساختگي وناشي ازعدم خلاقيت،آسايش طلبي،محدودنگري،تقليدگرايي وعدم شناخت مولفه هاي فرهنگي واجتماعي جامعه مي باشد.عده اي ازسينماگران وفيلمنامه نويسان به جاي تحقيق درمسائل اجتماعي ،فرهنگي وسياسي جامعه ونيزاحصاءنيازهاي مردم ،باپيروي ازتفكرنادرست سطحي سازي وبارويكردتجاري صرف،خلاقيت راكنارزده وباكپي برداري ازموضوعات فيلمهاي قبل ازانقلاب كه عمدتامروج ضدارزشها بوده اند اقدام به تهيه فيلمهاي كليشه اي نموده اند.اين فيلمهابه بهانه پرداختن به مسايل ومعضلات اجتماعي وفرهنگي غالبابه فيلمهايي بادرون مايه عاشقانه وايجادنوعي توهم فانتزي درمخاطبان مبدل گشته است.

البته اين نكته نبايدازنظردوربماندكه اغواي مردم بوسيله فيلمهاي رويايي واحساسي محض،بافيلمهاي سينماي تجاري مغايرت داردبعبارت بهتر،هيچ كس منكرجايگاه سينماي سالم تجاري نيست.

تهيه،توليدوپخش فيلمهاي تجاري كاذب كه بشكل سطحي وبدون رعايت اصول وقواعدفيلمسازي كه فقط مردم رادچارخيال پردازي هاي واهي وبي پايه واساس مي نمايدموفقيت گيشه هاراتضمين نموده وضربات مهلكي برپيكره فرهنگ اين مرزوبوم واردمي كند.اين فيلمها،مضامين انساني وديني راازسينمازدوده و بابدآموزيهاي خود،راه فرارازخانه،يافتن دوست ازجنس مخالف،شب نشيني وپارتي،استعمال موادمخدروروانگردان،پرخاشگري ودرگيري باوالدين وكم توجهي به ارزشهاي والاي ديني رافراروي آنهامي گذارند.

معناگرايي درسينما:

معناگرايي درسينمايعني پرداختن به اخلاقيات دروني انسانهاكه موجب روحاني شدن شخصيت انساني مي شود،هدف ازسينماي معناگراگشايش رمزورازهاي هستي شناسانه است اين سينمادرجستجوي واقعيت وكشف رازورمزهستي بوده وبه عالم معنامي رسدومعطوف به امرقدسي است .براي آنكه سينماي معناگراتحقق يابدبايدازدووادي شعارزدگي ومعناگريزي عبوركردبعبارت ديگر،براي آنكه معناگرايي دراثرديده شودوبتواندبرمخاطب تاثيربگذاردبايدمقدماتي ازحيث نوشتن واجرارعايت شودتااثرخودرابه مخاطب بقبولاندوبتواندبرمخاطب تاثيربگذارد.شعارزدگي درديالوگها، موجب گريزان شدن آنهامي شود.بنابراين براي آنكه معناگرايي درسينماتجلي يابدوبه ژانرسينماگرامبدل شود،شناخت ودرنظرگرفتن سطح وجايگاه شعورمخاطب وظيفه اصلي نويسنده است.حصول معناگرايي درمخاطبان سينماي ايران،تامل وسيع فيلمنامه نويسان رامي طلبدكه تلاش كننددرنهايت برآيندقصه خود،رويكردجديدي رابصورت تلنگر،به مخاطب يادآوري نمايند.سينماي ايران براي نيل به چنين مقصودي بايدانواع واقسام آزمونهاوخطاهاراتجربه كندتابه سطح سينماي معناگراارتقاءيابد.بارزترين مفاهيم سينماي معناگرامفاهيمي چون انديشه واستعلا،تعالي گرايي وجسم همراه باروح مي باشد،البته اين بدان معني نيست كه سايرحوزه هاومحصولات سينمايي فاقدمعنا باشندبلكه بدنبال معني نيستندواين همان مرزسينماي معناگراباسايرژانرهاي سينمايي است. فيلمهاي شيدا،ليلي بامن است،يك تكه نان و....ازجمله فيلمهاي معنادارمي باشند.

مفاهيم ديني درسينماي معناگرا:

سينماي ديني بخش ويژهاي ازسينماي معناگراست.هنگامي كه يك فيلمسازدرساخت فيلم خودازمنبع وحي وعالم معنابهره مي برديك فيلم به معناي واقعي معناگراخلق مي كند.درواقع،سينماي ديني نوع تدوين شده تري ازسينماي معناگراست،درحقيقت اغراق نيست كه بگوييم زماني كه فيلمي بامحتواومفاهيم ديني ساخته مي شودفيلمسازبه قله سينماي معناگرادست يافته است.بلحاظ اينكه ازعالم ماده وطبيعت به عالم باطن مفاهيم صعودكرده است.وزماني كه اين فيلم ازدايره معناوهستي شناسي به بيان رويدادوياحادثه اي مي پردازد،ديگرنمي توان عنوان سينماي معناگرارابه آن اطلاق كرد.سينماي ديني،تكامل واغناي روحي مخاطب رامدنظرداردوسعي مي كندمفاهيم وآموزه هاي ديني رابااستفاده ازصنعت سينماترجمه ودراختياربيننده قراردهدتابوسيله قوه انديشه وادراك راه كمال رادريابد،چراكه اصلاح وهدايت ازوظايف مهم سينماي ديني محسوب مي شود،درحقيقت،سينمامي تواندفرهنگ سازباشدكه بتواندبامخاطبش ارتباط برقراركنددرغيراين صورت،دايره فرهنگ سازي وتاثيرگذاري فرهنگي اش محدودترمي شود.

براي جذب مخاطب به سينماي ديني بايدازكارهاي كليشه اي خودداري گردد.ونبايدازسينماتنهابعنوان يك ابزارسرگرمي دراين مقوله بهره برداري نمود.ازآنجاييكه جامعه ايران،بعنوان يك جامعه دين مدارودين محورمي باشدبنابراين فضاي اجتماعي وفرهنگي ايران آماده پذيرش اين نوع سينماست.ونيزفيلمسازاني كه دراين فضابتوانندبابهره گيري ازلطافت وزيبايي هاي دين،آثارماندگاري راازخودبه يادگاربگذارند.

ازجمله فيلمهاي سينماي معناگرابادرون مايه ديني، فيلم روزواقعه،ابراهيم خليل الله ،مريم مقدس و... است كه سعي داردمفاهيم ديني رابااستفاده ازفنون وشيوه ه اي زيبابه تصويربكشد.ولي متاسفانه عواملي چون مشكلات توليداينگونه فيلمهاوكمبودبودجه واعتبارات دراين زمينه و...موجب شده است كه سينماي ديني بابحران جدي مواجه شود.يكي ديگرازعواملي كه درسالهاي اخير، باعث ركودسينماي ديني ومعناگرا شده است عدم توانايي درتهيه فيلمنامه هاي غني كه برگرفته ازمنابع وماخذتاريخي وديني باشدونيزعدم توانايي برخي ازفيلمسازان درساخت فيلمهايي باصبغه ديني ومذهبي مي باشد.

 سخن آخر:

گاهي اوقات جامعه ازاين مهم غافل مي شودكه درحوزه فرهنگ،جاي چه انديشه وتفكري خالي است واصولاچه راهكاري مي تواندزيرساختهاي فرهنگي وديني جامعه راقوت ببخشد،اينجاست كه نقش مديران فرهنگي بيش ازپيش مشخص مي شودكه دغدغه رهايي انديشه هاي ناب ازسطحي نگري راداشته باشند و راه را بر صاحبان خرد هموار نمايند.

علاوه براين دستگاههاي فرهنگي متولي اين امور،مي بايست بااعمال اهرم نظارتي بهتر،درراستاي صيانت فرهنگ غني ديني كوشاباشند.

لازم به توضيح است كه در اين نوشتار،شخص ،اثرويانهادخاصي مدنظرنبوده است.

دراين نوشته ازمنابعي چون،مجلات ونشريات نقدسينماشماره 16ويژه آبان 1386وماهنامه فرهنگي روزنامه همشهري شماره 13.14ويژه فروردين وارديبهشت 1386استفاده شده است.

 

سه‌شنبه 4 اسفند 1388 - 9:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری