يكشنبه 29 مرداد 1396 - 22:5
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

حجه الاسلام و المسلمين حسين ذاكري خطير

 

از نظر اسلام ، عقل ، علم و دين با هم اند

 

 

 از نظر تشيع عقل و علم و دين با هم اند  

از جمله پرسشهائي که در محافل علمي مطرح است ، اين است که : رابطه عقل و علم و دين ( صنعت و تکنولوژي  ومديريت علمي که زايده عقل است ) چگونه رابطه اي است ؟

آيا رابطه آنها رابطه تبايني است ، يا تکميلي و تعاملي و تعاوني ؟ 

آيا تباين و يا تکامل آنها ذاتي است يا عارضي ؟

در راستاي پاسخ به اين سوال مهم لازم است به منشأ فاعليت عقول ، علوم ، دين و آسمان و زمين پي ببريم ، و ديگر اينکه آيا اين مجموعه هدفمند است ، يا پوچ و سرگردان و ابتَر و بي هدف زمان را سپري مي کند ؟

حل تمام معماها در گرو پاسخ به درک درست و پاسخ مناسب و همه جانبه به پرسش فوق مي باشد .

بنا به  آنچه از قواعد عقلي در باب علل و معاليل و امکان و وجوب براي جلوگيري از دور و تسلسل بدست آمده ، به اضافه مباحث نقل (يعني آيات و روايات ) ، همه حاکي از آن است که : منشاء و خالق و مدبّر عقل و عاقل و آسمان و زمين خداي حکيم بي همتا است ؛ و از آنجا که عالم و انسانها به تدبير خالق حکيم آفريده شده اند ، حکمت حکيم اقتضا دارد ، مخلوقات را هدفمند بيافريند و بگونه منطقي و متعادل بين آنان در فرايند زندگي ارتباط برقرار نمايد ؛  چرا که در فرايند زندگي نقش گيري و نقش دهي متباين بسياري وجود دارد و قدر مسلّم اين است که نقش دهي دوگانه در روند زندگي تأثير دوگانه اي خواهي گذارد و تأثير دوگانه و متضاد جوامع انساني را به دو قطب مثبت و منفي سمت خواهد داد و در نهايت دو يا چند طرذز تفکر و انديشه پديد خواهد آمد و نقشها و جدالهاي خشن اجتماعي رو به فزوني مي نهد و اين عدم شفافيت و چندگانگي در مسائل گوناگون (سياسي ، اجتماعي ، فرهنگي ، مديريتي و رهبري ) ، يا از جانب خالق حکيم است ( که افکار و انديشه ها را به تشويق وا مي دارد ) که در اينصورت از حکمت خداي حکيم بدور است ! و يا اينکه خداي حکيم راههاي تک قطبي بودن و بهره گيري توأم با سعادت و تکامل و تکامل و ايجاد عدالت را به انسانها نشان دادهمنتهي عوامل به کار گيرنده ( يعني انسانها) به تنهائي قدرت درک درست و استفاده بهينه از مجموعه مخلوقات ( عقل ، علم ، صنعت ، تکنولوژي و دين ) را ندارند ؟ واقعيت اين است که نه تنها علم و عقل و دين هيچ تعارض تبايني  با هم ندارند ، بلکه از ديدگاه از ديدگاه مکتب حياتبخش الهي از آنجا که اين مجموعه هدفمند آفريده شد و هر يک بخشي از نيازمندي و سعادت انسان را تأمين مي کند ، ضرورتاً اين مجموعه بايد با هم باشند مکتب الهي اسلام ، مجموعه هستي هدفمند آفريده شده و به هيچ روي خالق حکيم اين مجموعه ( عقل ، علم ، دين و هستي ) را جداي از هم نمي خواهد . علت اساسي پيدايش انديشه هاي مختلف در رابطه با مبدأ ، معا د و مديريت جهان از آنجا ناشي مي شود که : بشر تا بحال نتوانسته تصوير درستي از عقل و علم و هر آنچه که زايده عقل است چون صنعت و تکنولوژي و ... با دين ارائه دهد . و اين بدان دليل است که عده اي در پندار خود ، اين مجموعه را فراق و جداي از هم کرده اند ؛ از اين رو نمي تواند ارتباط درستي بين اين مجموعه بر قرار کند و منشاء همه تعارضات کشمکشها و پيدايش افکار و عقايد رنگارنگ در مسائل گوناگون ، بدليل تفکيک مخلوقات خداي حکيم از يکديگر است ، نه وابستگي آنها به يکديگر . اين در حالي است خداي متعال که خالق عقل ، علم ، دين ، زمين ، آسمان ، کتاب و ارسال کننده رُسُِل است همه را هدفمند آفريده و آنها را در راستاي هدف معيني مي طلبد و تحت هيچ شرايطي حاضر نخواهد بود که اين مجموعه فراق از هم محاسبه و بکار گرفته شود ؛ بلکه آنها را روي هم در فرايند سعادت و کمال و رشد و تعالي و خداباوري انسانها مي پسندد و مطلوب مي داند . پس عقول بشري و نيز صنعت و تکنولوژي و مديريتهاي علمي که زايده عقلند و دين که همگي مخلوق خداي حکيمند ، جداي از هم نمي باشند و اينان با هم معنا و مفهوم دارند نه جداي و فراق از هم .

براي اثبات اين نظريه که : دين ، عقل ، علم ، صنعت ، سياست و ديگر علوم اجتماعي بمنزله پيکر واحدند ، مي رويم سراغ آيات و روايات ، تا پاسخگوي اشکالات مطروحه باشد .

خالق هستي خداوند است

1- آيه نخست درباره خلقت انسان است که خداوند مي فرمايد : وَ هُوَ الّذي اَنشأکُم مِن نَفسِِ واحِدَهٍ فَمُستَقَرٌّ وَ مُستَودَعُ قَد فصَّلنا اَلأيات لقومِ يفقَهون . او کسي است که شما را از يک نفس آفريد در حالي که بعضي از انسانها پايدارند  ( از نظر ايمان يا خلقت کامل ) و بعضي نا پايدار ، ما آيات خود را براي کساني که مي فهمند بيان نموديم . انعام /98

2-  درآيه ديگر سخن از خلقت همه چيز اعم از آسمان و زمين و... آمده و مي فرمايد : بَديعُ السَمواتِ و الأرضِ  أَنّي يَکونُ لَهُ وَلَدٌ وَ لَم تَکُن لَهُ  صاحِبَهٌ وَ خَلَقَ کُلَّ شَئ ٍ عَليمٌ . ابداع کننده آسمانها و زمين اوست چگونه ممکن است فرزندي داشته باشد و همسري براي او نبود « او» خالق همه چيز مي باشد و به همه چيز آگاه است . انعام /101

3- ذالِکُمُ اللهُ رَبَّکُم  لا إِ لهَ إلّا هُوَ خالِقُ کُلَّ شَئٍ وَکيلٌ . آري چنان است خداوند پروردگار شما هيچ معبودي جز او نيست آفردگار همه چيز است ، او را بپرستيد و او حافظ و مدبّر بر همه موجودات است . انعام /102

چنانچه در اين آيات ملاحظه شد خدايمتعال همانطور که خالقيت را منحصر به خود مي داند ، معبوديت و پرستش را مخصوص ذاتش مي داند . تا اينجا تبيين شد که خالق انيسان و هستي ، خداي يکتاست و اوست که قابليت معبوديت را دارد . پس خالق مساوي است با معبود .

خالق هستي ارسال کننده رهبري است

4- در آيه 23 سوره فاطر درباره رُسُل مي فرمايد : که ما براي ارشاد و هدايت همه امت ها رسولاني ارسال داشتيم . آيه اين است  : اِنّا أَرسَلناکَ بالحَقِ بَشيراً وَ نَذيراً  وَ اِن اُمَّهٍ إلا خَلافيها نَذيرٌ . ما تو را به حق ارسال کرديم که بشارت دهنده  و هدايت گر و نذير و ترساننده باشي و هيچ امتي نبود مگر اينکه براي آنان رسولاني براي هدايت و انزوا فرستاديم .

يکي از اهداف رهبران الهي سرنگوني حکومت طاغوتي است

5- در سوره نحل آيه 36 مي فرمايد : وَلَقَد بَعَثنا في کُل اُمهٍ رسولاً اَنِ اعبُدوالله وَجتَنِبُو ا الطاغوت . همانا ما در هر امتي رسولاني فرستاديم که خداي يکتا را عبادت کنند و از طاغوت کنار گيرند .

6- در سوره انعام آيه 107 آمده : اتّبع ما اُحيَ مَن رَّبَّک لا إلهَ إالاّ هُوَ وَ اعرِض عَن المَشرکينَ . از آنچه از طرف پروردگارت وحي شده پيروي کن ، هيچ معبودي جز او نيست و از مشرکان رو گردان.

در اين آيات نخست ارسال رسول را از جانب خداي يکتا دانسته و آنهم براي همه ملتها در تمام ازمنه و در آيه بعدي دستور داده از طاغوتها چه حکومتها و چه سرکشان اجتناب کنند و خداي رحمان را پرستش نمايد و در آيه بعدي  مي فرمايد تو فقط مأموري آنچه وحي شده پيروي نمائي .

قوانين تنها از جانب خداوند است

7- در سوره مائه آيات 44و 45و 47 قوانين را از آن خداي متعال مي داند و مي فرمايد : وَ مَن لَم يَحکُم بِما اَنزَلَ اللهُ فَاُولئِکَ هُمُ الظّالمونَ . و هر کس به احکامي که خدا نازل کرده حکم نکند ستمگر است .

9- وَليَحکُم اهل الانجيل بما اُنزل الله فيه و من لم يحکم بما انزل الله فاولئک هُمُ الفاسقون . به اهل انجيل ( پيروان مسيح ) گفتيم بايد به آنچه خداوند در آن نازل کرده حکم کنند و کساني که بر طبق آنچه خدا نازل کرده حکم نمي کنند فاسق هستند .

آنچه از آيات سه گانه فوق بر مي آيد اين است که پيامبران حق جعل قوانين را نداشته بلکه رهبران الهي و جوامع بشر موظفند از آن پيروي کنند .

جوامع بشري براي دست يابي به سعادت بايد از رهبران الهي فرمان برد

10- همانطوريکه خداي سبحان خالق همه عالم و انسانهاست ، قوانين را نيز از آن خود دانسته و فراتر از آن به همه انسانها فرمان مي دهد تا از آورندگان و برنامه ريزان و سياست مداران و سياست گذاران الهي فرمان ببرد و عدم اطاعت از آنان مساوي است به کفر و عصيان و جزاي آن دوزخ خواهد بود .  اَطيعُو الرسول وَ اولي الاَمر منکُم . از خداي متعال و رسول و صاحبان امر فرمان ببرند . نساء / 59

11 – وَمَن يَطَع الله وَ رسوله فقد فازَ فوزَاً عظيماً . وکسي که اطاعت خدا و رسول نمايد پس همانا به رستگاري بزرگي نائل آمده است . احزاب /71

12- وَمَن يَعص الله وَ  رَسولِه فقدضَل ضلالاً مُبينا . و هر که خدا و رسولش را نافرماني کند پس بدرستيکه در گمراهي آشکار قرار دارد . احزاب 36

13- و در سوره حشر آيه 7 مي فرمايد : وَما آتاکُم الرَسول فخذوه وَ مانهاکُم عنه فانتهوا . آنچه را که رسول بر شما امر کرده پس بگيريد و از آنچه نهي کرده از آن دوري کنيد .

چنانچه از پيش آمده خالق جهان ، با تدبير حکيمانه اش ، عالم و انسانها را هدفمند آفريد و اين جهان بسوي هدف معين يعني دار القرار که عالم قيامت باشد در حال حرکت است و ان الاخره هي دارالقرار.  غافر /39

 14- در نهج البلاغه از حضرت امير (ع) آمده  : ايُها الناس انما الدنيا دار مجاز و الاخره دار القرار . فخذوا من ممرکم لمقرکم . اي مردم دنيا سراي گذر است و آخرت خانه قرار هميشگي ! پس ، از گذرگاه خويش براي دار قرار توشه تهيه کنيد !

وَ لا تهتَکوا استارکم عند من يعلم اسرارکم . و پرده خويش را در پيش کسي که خدا از اسرارتان آگاه است ندريد .

چنان که از بيان خداي سبحان و حضرت امير در نهج البلاغه بدست مي آيد اين جهان دارالقرار نبوده بلکه مکاني است ناپايدار و ناقرار و قدر مسلم اين است در جائي که نا آرامي و نا پايداري وجود دارد يا بايد بطور تکويني و از روي جبر مانند فرشتگان ، خورشيد و ماه به حرکت خويش ادامه دهند که جبراً پايدارند و يا مانند انسان با افعال اختياري خود به حيات خود استمرار بخشد که در اينصورت جامعه متغير در اقتصاد و سياست و فرهنگ و حقوق ، نيازمند به مرکز ثابت است كه تا افعال اختياري انسان را به راه مستقيم هدايت كند از اينرو پيامبران و امامان (ع) و اولياء خدا  از مجموعه امكانات مادي و معنوي در راستاي هدايت بشر بسوي دارالقرار كه جهان آرامش و پايدار و جاويدو ابدي است بهره مي گيرند .  چرا که اصل انسان به جهان آخرت و سراي ابدي تعلق دارد و دنيا فقط وسيله بهره دهي است . از اينرو در آيات چند از هدف واقعي بعثت پيامبران و جانشينان آنان سخن مي گويد .

اهداف پيشوايان الهي

15- در سوره ابراهيم آيه 1 مي فرمايد : کتاب انزلناهُ اِلَيک لِتُخرِجَ الناسَ من الظُلِمات  الي النور بِاِذن رَبهم الي صِراط العَزيز الحَميد .

اين کتابي است که بر تو نازل کرديم تا مردم را از تاريکيهاي ( شرک و ظلم و طغيان ) به سوي روشنايي ( ايمان و صلح ) به فرمان پروردگارشان در آوري ، به سوي راه خداوند عزيز و حميد .

16- مسئله هدايت جوامع بشري براي خداي متعال و حکيمي که جهان و انسانها را هدفمند آفريد حائز کمال اهميت است  از آن جهت مسئله هدايت و راهبري انسانها به کمال نهائي ، لباس اهميت به تن مي کند که : همه عالم از آن اوست و براي او . الله الذي له ما في السموات و ما في الارض . خدايي که مستجمع  جميع صفات است ، همان خدايي است که آنچه در آسمانها و زمين است از آن او و براي اوست . ابراهيم /2

از اينرو چون خداي حکيم از سر محبت خواهان هدايت و تزکيه و تربيت واقعي انسانهاست ، با خلقت همه عالم ، دريا ، صحرا، خورشيد و ماه و.... بر انسان منتي نگذاشته اما با بعثت رسولان بر جامعه بشري منت گذارده است و مي فرمايد :

لَقَد مِن الله علي المومنين اذبَعث فيهم رسولاً من انفسهم يتلو عليهم آياته وَيُزَکيهم وَ يُعَلَمَهُم الکتاب وَالحکمَه .

همانا خداي حکيم بر مومنان منت گذارد ( نعمت بزرگي به آنها بخشيد ) هنگامي که در ميان آنها پيامبري از جنس خودشان بر انگيخت که آيات او را بر آنان بخواند و به آنها تعليم کنند و حکمتش بياموزد . آل عمران /164

عقل محبوبترين مخلوق خداوند حکيم است

17- عقل بشر يکي از مواهب الهي است که خداي کتعال به انسان هبه فرموده است و عقل در ترسيم يک زندگي  درست و بهره گيري بهينه از عالم طبيعت در راستاي رسيدن به هدايت و عرفان حقيقي و حقيقت عرفان به انسان کمک شاياني خواهد نمود . از ديدگاه اسلام عقل و علم باهمند و از يکديگر جدا ناپذيرند . نه عقل بدون ارزش دارد که افراط است و تأمين کننده همه خواست بشر ، نخواهد بود ؛ و نه دين بدون عقل کارائي دارد که جامد محض است ، و هيچ با سرنوشت انسان همخوني ندارد و يکسري دستورات بي روح و بي تحرک خواهد بود .

کسانيکه علم وعقل و دين را فراق از هم محاسبه مي کنند و بر اين پندارند که بشر بدون دين مي تواند به سعادت و سرچشمه زلال حيات دست پيدا کند کاملاً  در اشتباهند ؛ چرا که اولاً علم و دين و عقل مانند ديگر موجودات مخلوق خدايند و بسوي هدف معين که همان دارالقرار باشد به پيش مي روند ، و ثانياً تجربه ثابت کرده که بشر نتوانسته در فرآيند زندگي با کنار گذاشتن دين به آب حيات جاودانگي دست يابد .  و نتيجه چنين مي شود مجموعه عالم و عقل و علم و دين ، مخلوق خداي حکيمند و به سوي هدف معين رو به پيشند و هر يک به تنهائي تأمين کننده اهداف الهي نيستند ، از اينرو هم شيء واحدند و براي هدف واحد و از خالق واحد . در پايان لازم مي آيد روايات باب را ذيلاً نقل کنيم که آن روايات نيز عقل و علم دين را با هم مي داند :

الف ) در کتاب تحف العقول ص 451 از امام کاظم (ع) درباره رابطه علم و عقل و دين سخن بسيار لطيفي دارد که آن جناب خطاب به هشام  مي فرمايد : نصب الخلق لطاعه الله و لا نجاه بالطاعه ، والطاعه بالعلم ، والعلم بالتعليم ، والتعلم بالعقل يعتقد ، ولا علم الا من عالم رباني و معرفه العالم بالعقل.

خلق را بطاعت خدا گماشته اند و جز بطاعت نجات نيست و طاعت بعلم است و علم به آموختن و آموختن و آموختن بعقل صورت پذيرد و علم جز ازعالم رباني صادر نخواهد شد و عالم را با عقل توان شناخت .

ب) در نقل ديگري از امام کاظم (ع) آمده : يا هاشم ثم بين ان العقل مع العلم . اي هاشم آنگاه خداي متعال بيان فرموده که : عقل و علم همراهند . ( يعني جداي از هم نيستند ) تحف العقول ص 445

در روايات ديگر از امام صادق (ع) درباره عقل و د ين مي فرمايد : من کان عاقلاً کان له دين ومن کان له دين دخل الجنه .  هرکس عاقل است دين دارد وکسي که دين دارد به بهشت مي رود . ( پس هرکه عاقل است به بهشت مي رود .)

زماني سعادت در پرتو عقل و علم است که در پرتو اسلام باشد

به نظر مي رسد ، زماني اعتلاي واقعي براي انسانها محقق خواهد شد که : عقل و علم در پرتو مکتب الهي اسلام باشند در همين راستاي امام علي (ع) مي فرمايد : الانسان بعقله . انسان بعقل شناخته مي شود و نيز آمده : العقل مرکب العلم . عقل مرکبي براي علم است و نيز از امام علي (ع) نقل شده که فرمود : لا حياه الا بالدين . حيات واقعي و جاويد در پرتو دين محقق خواهد شد .

در حديثي از رسول خدا (ص) آمده : اطلبو االعلم ولو بالصين  فان طلب العلم فريضه علي کل مسلم . دانش را بجوئيد اگر چه در چين باشد زيرا طلب دانش بر هرمسلماني واجب است . نهج الفصاحه حديث 324

به يقين در چين آن زمان و در هيچ زماني علم توحيد و علم فقه تدريس نمي کردند بلکه منظور علوم روز بوده تا از اين رهگذر جامعه اسلامي با تلفيق عقل و دين ، جوامع انساني را به سرچشمه هدايت سوق دهد .  چنانچه ملاحظه شد بنا به نصوص منقول ، علم وعقل و دين فرق از هم نيستند تا کسي در پندارش تصور کند که علوم چيزي است و دين پديده اي آسماني !؟ همانطوريکه بيان شد هر يک از علم و عقل و دين وزارتخانه اند که دولت عدل الهي را شکل مي دهند و رياست و اجراي قوانين الهي و برنامه ريزي و استفاده بهينه از مجموعه امکانات مادي و معنوي را نبوت و يا امامت بر عهده دارد . روايات آن ذيلاً نقل خواهد شد .

18- مسئله اي که در اينجا بيانش حائز اهميت است اين است که چه کساني بايد بعنوان رهبران الهي ، سياست گذاري و سياست مداري و مديريتي جوامع انساني را عهده دار گردند ؟

چنانچه گذشت خداي متعال جهان را هدفمند بيافريد و اين جهان بسوي دارالقرار (قيامت ) در حال حرکت است ؛ از آنجائيکه عالم ماده بر اساس سبب و مسبب و کنش و واکنش و جاذبه دافعه است ، طبيعت چنين جوامعي اقتضا دارد که ابزار لازم و کار آمد و همه جانبه در راستاي هدايت ، انسانها فراهم باشد ، چرا که هر يک از مسائل اقتصادي ، سياسي ، نظامي ، فرهنگي ، اعتقادي ، و اجتماعي  وابستگي تنگاتنگي با هم دارند و در يکديگر تأثير مي گذارند از اينرو ضروري است خداي متعال در راستاي اعتلاي جوامع بشري رهبران عادل و مدير و مدبر که بتوانند افکارهاي متفاوت را در يک جهت گرد آورند و از نفوذ گروه هاي فشار که همواره قصد تخريب و خودکامگي را در برابر حکومتهاي عدل دارند ، جلوگيري بعمل آورند . ابزار هدايت را در راستاي رشد و تعالي انسانها فراهم آورد و مهمترين ، اين نردبان ترقي پيامبران و امامان اثنا عشر و در زمان غيبت ، فقهاء جامع الشرايط که نوّاب عام امام معصومند ، مي باشند تو ضيح بيشتر و جامع را از روايت امام رضا (ع) در کتاب اصول کافي کتلاب الحجه باب نادر جامع في فضل الامام و صفاته . که از عبدالعزيزبن مسلم نقل شده پي مي گيريم :

حضرت در عين نياز مردم به امامت و رهبري الهي و اينكه مديريت و برنامه ريزي به عهده امام عادل است با استناد به يك قاعده عقلايي مي فرمايد : انا لا نجد من الفرق و لا ملت من الملل بقوا و عاشوراالابقيم و ريس لما لا بد لهم منه في امرالدين و الدنيا لم يجزفي حكمه الحكيم ان يترك الخلق بلا رئيس و هو يعلم انه لابد لهم منه و لا قوام لهم الا به فيقاتلون به عدوهم و يقسمون به فيءهم و يقيم معهم جمعتهم و جماعاتهم و بمتع ظالمهم من مظلولهم . ما هيچ جامعه اي را نيافتيم كه بدون سرپرست و پيشوا بتوانند به زندگي عادي خويش استمرار بخشد . چرا كه وجود زمامداران براي دين و دنياي يك ملت ضروري است .

واز سوئي چنانچه جوامع بشري بوجود زمامدار حق نيازمند باشد ، حكمت خداي حكيم اقتضا دارد چنين شخيص ( مدير و عالم ، برنامه ريز كه حافظ منافع عموم باشد ) را معرفي فرمايد : تا در پرتورهبري امام عادل و حق ، جامعه بتواند با دشمنان بجنگد و اموال عمومي را عادلانه در جامعه توزيع نمايد و نماز جمعه و جماعت را بر پا دارد و دست دشمنان داخلي و خارجي را از حريم مظلومان كوتاه نمايد . علل الشرايع ج 1 ص 253 باب 182

چنانكه ملاحظه شد امام نخست به قاعده عقلي استدلال مي كند كه جوامع بشري بدون يك حاكم برنامه ريز نمي تواند به  سيري خويش ادامه دهد . ودر ادامه در تعريف و نقش زمام داران اسلامي كه از جانب خداي حكيم  بي واسطه يا با واسطه تأييد شده باشند مي افزايد : ان الامامه زمام الدين ، و نظام المسلمين و صلاح الدنيا و عزالمؤمنين ، انالامامه اُسُّ الاسلام النامي و فرعه السامي ، بالامام تمام الصلاه و الزكاه و الصيام و الحج و الجهاد  و توفيرالفي والصدقات و امضاء الحدود و الاحكام و منع الثغور و الاطراف ، الامام يحل حلال الله و يحرم حرام الله و يقيم حدود الله ويذب عن دين الله و يدعون الي سبيل ربه باحكمه و الموعظه الحسنه و الحجه البالغه . همانا امامت زمام دين و مايه نظام مسلمانان و صلاح دنيا و عزت مؤمنان زكوه و روزه و حج و جهاد و بسيار شدن غنيمت و صدقات و اجراي حدود احكام و نگهداري مرزها و ثغور بلاد بوسيله امامست ، امامت حلال خدا و حرام او را به اجرا مي گذارد و حدود خدا را بپا مي دارد و از دين خدا دفاع مي كند و با حكمت و اندرز و حجت رسا مردم را به هدايت و بالندگي و حقيقت تقوي وا مي دارد . و جالب توجه اينكه در نص كلام نكاتي وجود دارد كه حائز اهميت است . حضرت مي افزايد :

فهي في ولد علي خاصه الي يوم القيامه اذلانبي بعد محمد (ص) فمن اينَ يختار هولاء الجهال !؟ ان الامامه هي خاصهالي يوم القيامه هي منزله الانبياء وارث الاوصياء ان الامامه خلافه الله و خلافه الرسول (ص) و مقام اميرالمؤمنين و ميراث الحسن والحسين (ع) .

امامت بطور خاص از فرزندان علي (ع) مي باشد تا روز قيامت زيرا پس از محمد (ص) پيغمبري نخواهد بود اين نادانها و نفهمها چگونه براي خويش امام مي تراشند با آنكه امامت مقام انبياء وارث اوصياء است ، امامت خلافت از جانب خدا و رسول خدا و مقام امير المؤمنين است وميراث حسن و حسين (ع) .

باز تأكيد بر هدفمندي جهان

نكته اي كه در اينجا ذكر آن لازم مي آيد اين است كه : اينكه امام رضا (ع) مي فرمايد : امامت از آن خداي متعال و رسول خدا است دليل بر ]آن است كه خداي متعال عالم را بي هدف نيافريده و مجموعه هستي ( چه آنها كه تكويناً  هدايت مي شوند و چه آنا كه تشريعاً هدايت مي شوند ) پوچ نيستند . اين محال است كه خالق حكيم بندگان خويش را بي هدف و پوچ رها كند . امام علي بن ابي طالب (ع) در خطبه يك نهج البلاغه مي فرمايد : وَلَم يخل الله سبحانه خلقه مِن نبي مرسل اَو كتاب منزا اَو حجه لازمه . خداي سبحان هرگز بندگان خويش را از پيامبران مرسل و كتب آسماني و يا دليلي قاطع و يا راهي صاف و مستقيم خالي نگذارده است .

از مجموعه مباحث فوق مي توان به يك نتيجه واقعي و مثبت و راهگشا بشرح ديل دست يافت : 1- سخن نخست اينكه بين دين و عقل و علم چنانكه گذشت ، رابطه ذاتي وجود دارد .

2- ديگر اينكه خداي حكيمي كه خالق آسمان و زمين و عقل و انسانها است آنان را هدفمند آفريده است .

3- ئخداي حكيم و مدبر ،در راستاي هدايت انسانها از جانب خويش  هم رهبر و هم قوانين و دستورالعملهاي اخلاقي و سياسي انشاء فرمودند و نيز توسط رهبران الخي هستي شناسي و انسان شناسي و هدفمندي را تبيين فرمود.

4- به يقين سياست گذاري و سياست مداري از آن رهبران مخصوص الهي است . چنانكه در زيارت جامعه كبيره آمده : وساسه العباد و اركان البلاد و ابواب الايمان . پيشوايان ، سياست كنندگان و سياست گذاران بندگان و اركان بلادند . 

امام علي (ع) در اين رابطه مي فرمايد : 1- الانسان بعقله 2- العقل مركب العلم 3- لا حياه الابالدين  عقل و دين ذاتاً بهم در رسيدن به سعدت و كمال مطلوب پيوستگي دارند .

5- از ديدگاه مكتب اسلام به هيچ رو ، عقول ، علوم و آنچه از عقل ها زاييده مي شود و دين الهي ، از هم جدا نبوده و نيستند .

6-نكته آخر و جالب توجه مكتب اسلام در راستاي تأمين سعادت دنيوي و اخروي و برقراري يك امنيت واقعي و همه جانبه در ابعاد  سياسي اقتصادي ، فرهنگي ، اعتقادي و اجتماعي و نظامي  هيچ قدرت و حكومتي را برسميت نمي شناسد . چرا كه اگر خداي متعال حكومت هاي غير الهي جهان را برسميت بشناسد ، يعني نداشتن يك سياست مستقل يعني اينكه خداي متعال جهان را هدفمند نيافريده است . واين از حكمت حكيم بدور است .از سوئي مي دانيم حكومتهاي غير الهي از رشد كافي جهت هدايت جامعه برخوردار نيستند ، چگونه قدرتهاو انسانهاي غير رشيد را بعنوان يك قدرت بپذيرد ؟ در حاليكه خداي متعال همه گونه ابزار را در راستاي هدايت مطلوب انسانها فراهم نموده است . از اين رو مي بينيم امام موسي بن جعفر (ع) به صفوان فرمود: همه چيز تو پسنديده است جز يك چيز و آن اينكه شترانت را به هارون كرايه مي دهي . عرض كرد : براي سفر حج كرايه مي دهم و خودم هم به دنبال شتران نمي روم . فرمود : آيا پس از كرايه دادن دوست نداري هارون حداقل تا بازگشت از مكه زنده بماند تا كرايه را بپردازد ؟ گفت ك چرا. فرمود : مَن اُحبس بقائهم فهومنهم و من كان منهم كان ورد النار . كسي كه دوستدار بقاي ستمگران باشد از آنان به شمار مي رود و هر كه با آنان باشد جايش در آتش است. رجال كشي ص 441 علت عدم پذيرش حكومتهاي جبار و غير الهي آن است كه مكتب اسلام خود داري حكومت است . في الواقع حكومت نماينده اجرايي اسلام دراجراء در آوري فرامين و منويات مكتب مي باشد  و در رأس هرَم كه تركيب كننده علم و عقل  و دين و زمين و آسمان باشد امام حق است كه از جانب خداوند منصب شده باشد .

بدينسان كساني كه در اصل امامت منصوب بعد از رسول خدشه وارد مي كنند في الواقع در اصل خلقت عالم و هدفمندي آن خدشه وارد مي كنند و اين گناهي است نا بخشودني و نيز كسانيكه مي گويند آيا دين به همه متغير ها و خواسته هاي بشري پاسخ داده يا خير ، خيانت بزرگي به بشريت مي كنند اين پرسش جاهلانه في النفسه ممكن است خسارتي را براي بشريت در پي نداشته باشد ؛ اما اصرار و تعصب ورزي خسارت بيشماري را در فرايند زندگي براي بشريت بوجود خواهد آورد .  همه كسانيكه مي گويند آيا مكتب اسلام صنعت و تكنولوژي دارد يا خير و آيا مكتب اسلام حكومت و مديريت دارد ياخير و.. و يا از شيمي و فيزيك و يا رياضي سخني گفته يا خير ؟ از هدفمندي جهان و ارتباط و پيوستگي آن نا مطلع اند .

عيب كار اين مستشكلان و پرسشگران در اين است كه اينان اولاً جهان را هدفمند ندانستند و ثانياً از مجموعه مخلوقات  خداوند بطور پيوسته و در راستاي تعالي و سعادت جاويد انسانها بهره نمي گيرند . جهت تو ضيح بيشتر اضافه مي كنم كه مجموعه عالم را به دولتي تشبيه مي كنيم كه هر يك از وزارتخانه ها در راستاي اهداف دولت مركزي ( كه در اينجا منظورمان امامت و رهبري است ) بوجودآمده است مثلاً آب ونور يك وزارتخانه و خاك وزارتخانه ديگر و عقل يك وزارتخانه ومكتب هم  وزارتخانه ديگر مي باشد كه در رأس اين هرم امام و پيشواي منصوب از جانب خداي متعال قرار ارد ، تا جامعه ا سمت وسوي الهي دهد . وچنانكه گفته شد اساس امامت ورهبران الهي اين است تا مجموعه هستي را  (كه ما از آن به وزارتخانه هايي تشبيه نموديم كه در رأس اين هرم رهبران الهي قرار دارند ) در راستاي سعادت جاويد انسانها بكار گيرند .پس با اين بيان كسانيكه از عقل به تنهايي بهره مي گيرند و يا از معادن و ذخاير با اندوخته هاي عقلاني سود حاصل مي كند . راهزناني اند كه از محوريتو حكومت مركزي منفك گشتند . يا مانند وزارتخانه اي است كه بخواهد از اهداف دولت مركزي جدا شده و بخواهد از سرمايه هاي دولت مركزي به نفع هواها و هوسهاي فردي و گروهي خود بهره گيرد كه اين زشت ترين عمل و خيانت بارترين فعلي است كه عليه يك ملت بكار مي گيرند . اما در پرتو حكومت و حاكميت نور ، همه چيز و همه كس در راستاي بشريت بكار گرفته خواهد شد . انشاءالله در پايان انتظارما اين است تا يكبار ديگر و با مداقه اين مجموعه را مورد بررسي قرار دهيد .

 

 

 

دوشنبه 3 اسفند 1388 - 15:26


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری