شنبه 28 مرداد 1396 - 23:3
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

دكتر محمدرضا فاخري

 

به سوي وحدت(2)

 

 

آيا گفتگو در باره اختلافات اعتقادي ، باعث تشديد اختلافات مي شود؟

 

پرسش‌هاي دانشجوي اهل سنت از دكتر محمد رضا فاخري

dmrfakheri@yahoo.com

 

دانشجو:   جناب آقاي دكتر سلام عليكم، در گفتگوي قبل در مورد راههاي وحدت بين برادران مسلمان، در مورد وحدت حداقلي (وحدت حول اعتقاد به خداوند، پيامبراكرم ، قرآن، محبت به اهل بيت و خلافت علي رضي‌ الله‌ عنه) توضيحاتي فرموديد. لطفاً راجع به وحدت حداكثري توضيح بفرماييد.

دكتر:   با سلام، خدمت برادر عزيزم، اميدوارم حالتان خوب باشد. اولين راهكار عملي براي ايجاد وحدت، فهم ضرورتِ وحدت است.

                خداوند متعال مؤمنين را برادر يكديگر دانسته و دستور فرموده كه اگر اختلافي بين اين برادران رخ داد، بر ديگر مسلمانان است كه بين آنها را اصلاح نمايند. (1) و آنقدر به اين برادري اهميت مي دهد كه اگر كسي براي رفع حاجت  برادرش  اقدام كند خداوند خود، براي رفع  حاجت  او اقدام مي‌فرمايد (2) و بالعكس در اثر نزاع با يكديگر، سستي و ذلت نصيبشان خواهد شد.(3)

                در مورد ضرورت پرهيز از نزاع، از بيان هزاران شواهد تاريخي اثرات منفي اختلاف، صرف نظر كرده و فقط توجه شما را به رهنمود استعمار پير انگلستان به جاسوس خود، جلب مي‌كنم:

                مستر همفر انگليسي در ص 26 خاطرات خود مي‌نويسد"…آن مسئول بر من بانگ زد كه تو بايد آتش اختلاف را شعله‌ورتر كني ... ما بريتانيايي‌ها نمي‌توانيم در رفاه زندگي كنيم مگر آنكه در همه مستعمر ات آشوب و درگيري ايجاد كنيم... ، تنها از طريق آشوب ميان مردم است كه خواهيم توانست سلطان عثماني را در هم كوبيم. در غير اين صورت چگونه يك ملت كوچك خواهد توانست بر يك ملت بزرگ چيره شود".

                نتيجه مي گيريم اختلاف  مسلمين ، باعث ذلت آنها و تسلط استعمار كهنه و نو بر آنان مي‌شود.

دانشجو:    آقاي دكتر، اين جدائيها و تفرقه‌ها در آخرت ، چه عواقبي دارد؟

دكتر:        پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله فرمودند: يهود بر هفتاد و يك فرقه تقسيم شد كه همگيشان در آتش جهنم‌اند مگر يك گروه، نصاري بر هفتاد و دو گروه تقسيم شدند كه همگي شان در جهنم خواهند بود جز يك گروه و بزودي امت من بر هفتاد و سه فرقه تقسيم مي‌شوند كه همگي جهنمي خواهند بود مگر يك فرقه.(4)

دانشجو:   خيلي جالب است! به نظر شما اين فرقه ناجيه كيست؟

دكتر:        پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله فرموده اند: مثل اهل بيت من مانندكشتي نوح است كه هر كس سوار آن شد نجات يافت و هر كه تخلف نمود، غرق شد.(5) لذا اگرما بخواهيم جزو فرقه ناجيه باشيم  جز تمسك باهل بيت راهي نداريم وبراي نجات جامعه اسلامي ،بايدهمه فرقه ها حول محور اهل بيت متحد شوند. بگذريم،

                پس اولين مرحله براي ايجاد وحدت ، درك ضرورت وحدت است.

          دومين مرحله ، ايجاد احساس برادري و دوستي در بين مسلمين است. تا وقتيكه اين احساس در بين امتهاي اسلامي زنده نشود و هر گروهي ، فرقه ديگر را دشمن خود بداند، تلاش براي ايجاد وحدت و تقريب بجايي نمي‌رسد.

                مرحله سوم، كه وحدت حداقلي ناميديم، وحدت حول مشتركات است. منجمله اعتقاد بخداوند متعال، پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله و مودت به اهل بيت عليهم‌السلام. دراين ميان، مشتركات ديگري هم هست كه بايد برجسته شود، مانند اعتقاد به حديث سفينه، حديث ثقلين،حديث منزلت، حديث غديرو... كه از مسلمات اعنقادات شيعه و اهل تسنن هستند (6) كه توضيح و اعتقاد محکم تربه هر كدام از اينها باعث نزديكتر شدن گروههاي اسلامي به يكديگر مي‌شود.

                مرحله چهارم، كه وحدت حداكثري است ،متضمن عاليترين شكل وحدت مي‌باشد چرا كه وحدتي درازمدت ، واقعي، راهبردي و پايدار است. راهكار اصلي اين مرحله «گفتگو براي رفع اختلافات» ميباشد.

                قرآن كريم در اين مورد مي‌فرمايد:‌

               «ادع الي سبيل ربك بالحكمه و الموعظه الحسنه و جادلهم بالتي هي احسن.» (7)

                       يعني (مردم را) با حكمت و موعظه نيكو بسوي راه پروردگارت دعوت كن و با آنان گفتگويي به بهترين وجه بنما.

                يعني ما بايد مردم را با سخناني مطابق علم و عقل، و يا با پندهاي نيكو و مطابق فطرت و عواطف ،بسوي خداوند بخوانيم. بسياري از افراد، با سخناني كه مطابق عقل يا فطرت آنهاست، متذكر شده و دعوت الهي را پاسخ مثبت مي دهند ولي گاهي ممكنست بعضي داراي نظر مخالفي باشند. با اينان بايد با روشي بسيار نيكو يعني با ادب، احترام ودوستي، گفتگو نمود و اشكالاتشان را پاسخ گفت. طبيعي است كه لفظ زيباي «جدال احسن»، هرگونه ، توهين استهزا، تحقير، جسارت به تقدسات و تعصب در ضمن گفتگو را نفي مي‌فرمايد.

          همان طور كه پيامبر اكرم صلي الله عليه واله از مخالفين براي اثبات حرفهايشان ،درخواست برهان مي‌فرمايد:

            " قل هاتوا برهانکم ان کنتم صادقين"(8)

     به طريق اولي مؤمنين بايددر گفتگوهايشان، برهاني و بدور از تعصب باشندو اگرحتي فرد مخالف حرف حقي زد، بپذيرند .

                امام صادق عليه‌السلام در توضيح جدال احسن مي‌فرمايند، جدال غيراحسن آن بحثي است كه حرف حق خصم باطل خود را نپذيري تا بتواني بر او غلبه كني و اين حرام است. بالعكس جدال احسن، مناظره  زيبا يست كه خداوند متعالي به پيامبر اكرم صلي‌الله‌ عليه‌و‌آله ، تعليم فرمود (در جواب كسي كه از برانگيخته شدن استخوانهاي پوسيده ، تعجب كرده بود)که:"بگو آن خدايي كه اول بار آن را (از عدم) آفريد آنرا (دوباره) زنده مي‌كند". اين جدال احسن است زيرا باعث قطع عذر كافرين و رفع شبهه آنها مي‌شود. و بدانيم كه وظيفه ما هدايت افراد نيست بلكه ابلاغ حق است (هدايت به دست خداوند است) پس هر كسي كه در او خيري وجود داشته باشد، همين برهان و موعظه او را كفايت مي‌كند، و كسي كه در او زمينه خيري وجود نداشته باشد، حيله ها (باطل دانستن بعضي حرفهاي حق او) هم در او غير موثر خواهد بود.(9)

                لذااگر احياناً فرد مقابل، حرف حقي زد، پذيرش اين حرف حق، از سوي ما باعث مي‌شود كه او احساس جبهه گيري از جانب ما نكند، نتيجتاًدلش نرم شده و بهتر استدلالات ما را مي‌پذيرد.

               از سوي ديگر بايداز نظر علمي نيز مسلط بر بحث باشيم و همه فراز و فرودهايش را بشناسيم. حمزه بن محمد ملقب به طيار، از امام صادق عليه‌السلام پرسيد، به ما خبررسيده كه شما از مناظره (ما) با مردم ناراضي هستيد؟ فرمودند: براي امثال تو اشكال ندارد، تو كسي هستي كه هنگاميكه پرواز ميكني بخوبي مي‌تواني فرود آيي و هنگاميكه فرود آمده‌اي به زيبايي مي‌تواني پرواز كني.(10)

                علاوه بر رعايت انصاف و تسلط بر بحث، قرآن كريم بما مي‌آموزد كه به مخالف توهين نكينم. (11)

                در برخوردها، او را گمراه و خود را هدايت يافته، نخوانيم بلكه از لحن پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله تبعيت کنيم که به کفار  فرمودند: اگر من آئيني روشن‌تر و هدايت كننده‌تر از آئين پدرانتان بياورم، باز هم انكار مي‌كنيد؟(12)

                و اگر مخالف در مناظره ، حرف درشتي زد، ما به نيكويي وزيبايي به او جواب دهيم.(13)

                و گاهي با طرح سوالاتي ، عقل و فطرت خفته آنان را بيدار كرده بطوري كه جواب ، از درونشان بجوشد ،نه اينكه ماپاسخ را به آنان تحميل نماييم.(14)

                و با ذكر مشتركات، او را از موضع تقابل و تخاصم به موضع نرمش و قبول و دوستي بياوريم.(15)

    با كاربرد اين اسلوبهاي زيباي مناظره (و مطالب ديگري كه به دليل ضيق وقت از آن مي‌گذريم) از جانب پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله ، بسياري از يهود ،نصاري و مشركين كه در گفتگوي با پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌و‌آله شركت مي كردند، اعتراف بحق نموده و مسلمان مي شدند.(16)

دانشجو:   آقاي دكتر ، من شنيده ام كه اهل بيت نيز مناظراتي با مخالفين داشته اند، روش آنان چگونه بوده است؟

دكتر:     ابن ابي‌العوجاء كافر، در مسجد النبي وارد شد و در حالي كه دوستانش دورش بودند، شروع به سخنان كفر آلود نمود. مفضل‌بن‌عمر(از اصحاب امام صادق عليه السلام) كه بسيار خشمگين شده بود بر سر او فرياد زد كه اي دشمن خدا راه الحاد را پيش گرفته اي، ابن‌ابي‌العوجاء باو گفت: اگر از پيروان جعفربن‌محمدصادق هستي، او اين چنين با ما صحبت نمي‌گويد و او، از اين بالاتر از ما شنيده است و هرگز بما فحش و ناسزا نگفته و در پاسخ ما راه خشونت و تعدي نپيموده ، او مرد بردبار و عاقل و هوشيار و متيني است كه هرگز سبكسري دامن گيرش نمي‌شود. او بخوبي به سخنان ما گوش مي‌دهد ... هنگامي كه حرف خود را تمام كرديم و گمان نموديم كه پيروز شديم و با متانت شروع به سخن مي‌كند و با جمله هاي كوتاه ،تمام دلائل و شواهد ما را پاسخ مي‌دهد و بهانه‌هاي ما را قطع مي‌كند، آن چنانكه قدرت بر پاسخ گفتن او ندارم تو اگر از ياران او هستي، اينگونه سخن مگو.(17)

دانشجو:  بسيار جالب بود، جناب دكتر، مجادله‌اي كه خداوند متعال در قرآن كريم از آن نهي مي‌فرمايد چيست؟(18)

دكتر:     جدال غير احسن در واقع "مُراء" است كه هدف بحث، روشن شدن حقيقت نيست، بلكه هر كسي در صدد اثبات تفوق و برتري خود مي‌باشد (ولو با استفاده از حربه هاي باطل مثل تحقير و تهمت به طرف مقابل) در اين حال نه تنها حقيقتي روشن نمي‌شود واختلافات برطرف نمي شود، بلكه برعكس، نفاق و دشمني تشديد مي‌شود. اميرالمومنين عليه‌السلام در اين‌باره مي‌فرمايند:

             «از مجادله و ستيز بپرهيزيد، زيرا دلهاي برادران را نسبت به هم بيمار و مکدر مي‌كند.»(19)

دانشجو:    سيره علماي اسلامي در قرون گذشته چه بوده است؟

دكتر:     آنان به سنت «جدال احسن» پايبند بوده و آنرا بخوبي انجام داده و به نتايج عالي هم رسيده اند كه بنده فقط به دو نمونه از آن ها اشاره مي‌نمايم:

                الف) در زمان ملك شاه سلجوقي و وزير دانشمندش نظام الملك، مناظره اي بين يک عالم شيعه و علماي اهل تسنن برپا شد، اينان در ابتدا شيعه را كافر مي‌دانستند ولي بعد از مناظره حقيقت، معلوم و دشمني ها مرتفع شد و حاصل آن كتاب «موتمر علماء بغداد» شد كه كتاب بسيار زيبايي است و به فارسي هم ترجمه شده است.

                ب) مناظره مكاتباتي بين عالم بزرگ شيعه مرحوم شرف الدين و عالم دانشگاه الازهر مصر، شيخ سليم بشري، در جوّي بسيار برادرانه و فضايي آكنده از احترام و دوستي انجام شد (پيرامون مسائل امامت)، به طوري كه روز به ‌روز اين دو عالم ديني را به يكديگر نزديك‌تر كرده و جدايي‌ها را به وحدت تبديل نمود. سپس اين نامه‌ها جمع آوري شده و به صورت كتاب «المراجعات» درآمد كه كتاب بسيار آموزنده‌اي است.

                نمونه عيني‌تر و ملموس‌تر، گفتگوي بنده با جنابعالي است. به نظر شما آيا اين گفتگوها ، ما را به هم نزديك‌تر كرده يا دورتر؟

دانشجو: بايد اذعان كنم كه اين گفتگوها ، حقايق بسياري را بر من روشن نموده و در حال حاضر به جنابعالي ، مانند پدرم علاقه مندم.  

دکتر: خوشبختانه از حدود 70 سال پيش حركتي به نام تقريب بين المذاهب در ايران و مصر پديد آمد كه مورد تائيدو حمايت علماء شيعه مثل علامه كاشف‌الغطاء، مرحوم سيدعبدالحسين شرف الدين، حضرت آيت‌الله بروجردي و علماي اهل تسنن مثل شيخ عبدالمجيد سليم، شيخ محمد شلتوت و... قرار گرفته و از اين طريق مراودات، مكاتبات و همايشهايي تشكيل شده و نتايج عملي خوبي داشته است. منجمله شيخ محمد شلتوت فتوايي مبني بر جواز پيروي از مذهب شيعه اماميه را (همانند چهار مذهب فقهي اهل تسنن) صادر كرد. كه اين بزرگترين اقدام تقريبي اين مجمع بوده است. همچنين در زمان رياست وي بر دانشگاه الازهر مصر، فقه شيعه همراه با فقه ساير مذاهب، تدريس مي‌شد و تفسير شيعي مجمع البيان در مصر چاپ و نشر شد.

                قطعاً با ادامه و تقويت جريان تقريب دستاوردهاي بسيار بيشتري بدست خواهد آمد. بخصوص بايد در دو زمينه كار بيشتري صورت گيرد:

              1-تقويت مشتركات، ( با برپايي همايشها و نوشتن كتب و تهيه نرم افزارها) در موضوعات مورد اتفاق شيعه و برادران اهل سنت، مثل محبت به اهل بيت ، حديث سفينه، حديث ثقلين و غدير، كه باعث توجه و تمسك بيشتر جامعه اسلامي به كشتي نجات اهل بيت ورهايي از خطرات اعتقادي واخلاقي مي شود. 

             2- رفع ريشه‌اي اختلافات ،باادامه مناظرات و جدال احسن ، پيرامون مسائل اعتقادي  مثل سوالات ذيل:

                الف) آيا از نظر عقلي، تعيين امام با مردم است يا بايد انتصاب از جانب خداوند صورت پذيرد؟

                ب) نظر قرآن كريم در اين مورد چيست؟

               ج)آيا امام بايد معصوم باشد؟ و....

دانشجو: اگر در طي اين گفتگوها بعضي افراد حدود و حرمتها را رعايت نکنند و مطالب تفرقه برانگيز مطرح کنند،آيا نقض غرض نشده واختلافات بيشتر نمي شود؟

دکتر:   طبيعتاً در هر همايشي ، دبيرخانه‌اي وجود دارد كه مقالات و مطالب تفرقه برانگيز را حذف و مقالات استدلالي و در چهارچوب وحدت را قبول مي‌كند. بنابراين هيچ نگراني از طرح اينگونه مباحث علمي وجود ندارد.

دانشجو: آقاي دكتر من شنيده‌ام كه علامه اميني با تقريب مخالف بوده‌اند. نظر جنابعالي چيست؟

دكتر:    اتفاقاً درست برعكس است. علامه اميني با تقريبي مخالف بوده‌اند كه اصول اعتقادي را زيرپا گذاشته و مرز حق و باطل را از بين ببرد و الا نوشتن كتاب الغدير ايشان چگونه قابل توجيه است؟ كتابي كه با تلاش ساليان دراز و كوشش طاقت فرسا، حديث غدير را بر طبق  منابع اهل تسنن ، اثبات مي‌كند، براي اينكه منصفين اهل تسنن آن را مطالعه و جدايي‌ها در امت اسلامي به وحدت و قرب نزديك شود و اگر اين هدف مطرح نبود، توضيح غدير با اتكاء به منابع شيعه كافي بود. در اين زمينه به نامه محمدعبدالغني حسن، از شعرا و شخصيت‌هاي برجسته اهل تسنن مصر، به علامه اميني توجه فرمائيد:

                «و از خداي متعال مسئلت مي‌نمايم كه از اين چشمه زلال «الغدير» ، يك صفاي معنوي بين اهل سنت و شيعه، از طريق برادري اسلامي پديد آورد، تا با وحدت ويگانگي بتوانند يك امت متحد و يك بناي استوار و زوال ناپذير براي زندگي توام با آزادي و شرف تشكيل دهند...»(20)

دانشجو:  آقاي دکتر ، بنده هم علاقه مند شدم از اين جشمه زلال بنوشم. آيا اجازه مي‌دهيد گفتگوي آينده‌مان در مورد غدير باشد؟

دکتر: بسيار عالي است...

دانشجو: پس تا گفتگوي آينده شما را به خداوند متعال مي سپارم

دكتر: خداوند يار شما باشد.التماس دعا.

 

 

پي‌نوشت‌ها:

1-            انما المؤمنون اخوه فاصلحوا بين اخويكم يعني بدرستيكه مومنين با يكديگر برادرند پس بين برادرانتان را اصلاح نماييد. حجرات – 10

2-            پيامبر اكرم صلي‌الله‌عليه‌وآله : من كان في حاجه اخيه كان الله في حاجته   يعني هر كس درصدد رفع حاجت برادرش باشد، خداوند حاجت خود او را برطرف مي‌كند.

3-            "... اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و لاتنازعوا فتفشلوا و تذهب ريحكم"   يعني از خداوند و پيامبر اطاعت كيند و با يكديگر نزاع نكيند كه سست شده و نيروهايتان تحليل مي‌رود. 46-انفال

4-            تفسير روح المعاني ج 4 ص 309. همچنين در آيه 105 آل عمران مي فرمايد: "ولا تكونوا كالذين تفرقوا واختلفوا من بعد ما جائهم البينات واولئك لهم عذاب عظيم" مانند كساني كه بعد از آمدن دلائل روشن گروه گروه شدند و اختلاف كردند نباشيد (چرا كه) براي آنان عذابي بزرگ خواهد بود.

5-            كتاب مستدرك صحيحين 2/343 (به نقل از ترجمه عبقات الانوار)

6-            حديث ثقلين درمسند احمد 5/181 ،حديث غدير در كتاب مسند احمد حنبل جزئ4ص372  حديث منزلت در صحيح مسلم جزء 2 ص324 ومنابع بسيار ديگر ذکر شده است.(به نقل از ترجمه المراجعات)

7-            آل عمران- 125

8-            يعني (براي عقايدتان) دليل بياوريد اگر راستگويان هستيد.

9-            تفسير صافي. ج 3 ص 164

10-          تفسير نمونه. ج20 ص 24 به نقل از رجال كشي ص 298

11-          تفسير نمونه ج 20 ص 36: " ولاتسبوا الذين كفروا فيسبوا الله عدواً بغير علم "  يعني به كفار ناسزا نگويد كه آنها هم از روي دشمني و جهالت به خدا فحش مي‌دهند (انعام- 108)

12- همان مدرك الف): وانا او اياكم لعلي هدي او في ضلال مبين. يعني ببينم كه من يا  شما كدام هدايت شده و كدام در گمراهي آشكار هستيم.( 24-سبا)

                        ب): اولو جئتكم باهدي ممّا وجدتم عليه آبائكم؟  ( زخرف -24)

 

13-          ادفع بالتي هي احسن (فصلت- 34) يعني (بدي) را بوسيله كار يا سخن زيباتر دفع كن.

14-          اَ اله مع الله0 (نمل -6  ) يعني آيا مي‌توان در كنار خداوند يكتا ، خداي ديگري فرض نمود؟

15-          وقولوا امنا بالذي انزل علينا و انزل عليكم و الهنا و الهكم واحد و نحن له مسلمون  (عنكبوت-46  ) و بگوييد ما به آنچه كه بر شما نازل شده ايمان آورديم و خداي شما خداي ما واحد است و ما تسليم او هستيم.

16-          تفسير نمونه به نقل از بحار ج  9  ص 256

17-          تفسير نمونه  ج 18 ص 90

18-          "ولاتجادلوا اهل الكتاب الا بالتي هي احسن"   يعني با اهل كتاب جز با جدال احسن، گفتگو نكيند (عنكبوت-46 ‌)

19-          اياكم والمراء والخصومه فانها يمرضان القلوب علي الاخوان و ينبت عليهم النفاق  تفسير نمونه- ج20  ص 25  به نقل از نهج البلاغه قصار 362

20-          ج اول الغدير

 

 

شنبه 1 اسفند 1388 - 14:45


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری