شنبه 3 تير 1396 - 3:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

مرتضي كاملان

 

پياده‌سازي اقتصاد فرهنگ در سازمان تبليغات اسلامي

 

بنا به ضرورت پياده سازي اقتصاد فرهنگ در سازمان تبليغات اسلامي و ساير مؤسسات و مجامع، شوراي اقتصاد و فرهنگ تشكيل شده است از عمر اين شورا دو ماه مي‌گذرد. اين شورا در اين مدت چهار جلسه با رويكرد درآمدزايي برخي فعاليت‌هاي فرهنگي مؤسسات وابسته به سازمان و بخشي از فعاليت‌ سازمان‌هاي داراي پتانسيل درآمدزايي برگزار كرده است.

به گزارش روابط‌عمومي سازمان تبليغات اسلامي، رئيس اين شورا دكتر خاموشي، دبير آن آقاي اسماعيلي و دبيرخانه آن نيز دبيرخانه امور مجامع است.

آقاي اسماعيلي مديركل امور مجامع و مؤسسات وابسته، هدف اصلي پياده‌سازي اقتصاد فرهنگ در سازمان تبليغات اسلامي را راه‌اندازي و ايجاد تفكر درآمدزايي و سود‌ده كردن فعاليت‌هاي سازمان تبليغات اسلامي و مؤسسات و مجامع وابسته به آن عنوان مي‌كند.

-        منابع محدود و نيازهاي نامحدود

تفكر استراتژيك و غالب در بين مديران و مسئولان كشورهاي جهان در اين جمله خلاصه مي‌شود كه: «ما با منابع محدود و نيازهاي نامحدود مواجه هستيم.» لذا توجه به موضوع اقتصاد فرهنگ ما را در تصميم‌گيري درباره اختصاص بهينه منابع به نيازهاي جامعه كمك مي‌كند.

براي كسب درآمد، سازمان‌هاي فرهنگي بايد در درجه اول ميزان وابستگي خود را به درآمدهاي غيرعملياتي خود، يعني منابع مالي كه فارغ از فعاليت‌هاي مؤسسه توسط بخش‌هاي مختلفي مانند دولت، كاهش دهند. اين موضوع با بررسي رفتار و نيازهاي مخاطبان توسط مؤسسات مربوطه محقق مي‌شود.

اقتصاد فرهنگ به دنبال توليد محتوا نبوده و چگونگي ارائه محتوا به مخاطب را بررسي كرده، عوامل مؤثر در استقبال مخاطب از كالاي فرهنگي را مهيا و با شناسايي نياز مخاطب به توليد و فراهم‌آوري مختصات كالاي فرهنگي مورد نياز مي‌پردازد.

از سوي ديگر در اقتصاد فرهنگ، مسأله تأمين كالاهاي فرهنگي، توزيع آن‌ها و دخالت يا عدم دخالت دولت در اين ميان از امور مهم است.

اقتصاد فرهنگ، مسأله تأمين كالاهاي فرهنگي، توزيع آن‌ها و دخالت يا عدم دخالت دولت در اين ميان از امور مهم در آسيب‌شناسي فرآيند توليد، توزيع و مصرف كالاهاي فرهنگي در جوامع امروز و البته در جامعه ايراني است.

از مشكلات اساسي توليد و نشر آثار فرهنگ، بحث عرضه و توزيع است. از دلايل اين امر مي‌توان به فقدان نگاه تخصصي و دقيق ناشران و توليدكنندگان محصولات فرهنگي به موضوع اقتصاد فرهنگ و فقدان سياستگذاري و اتخاذ راهبرد صحيح و منطقي در حوزه عرضه و توزيع اشاره كرد.

از ديگر مواردي كه بحث ضرورت توجه به اقتصاد فرهنگ را در ايران بيش از پيش با اهميت مي‌كند، پايين بودن توليد و مصرف فرهنگي در ايران است. از آمار سرانه مطالعه كتاب گرفته تا جايگاه هزينه‌هاي فرهنگي در سبد هزينه‌هاي خانواده، همگي نشان دهنده فاصله زياد ايرانيان با استانداردهاي توليد و مصرف فرهنگي رايج در سطح دنيا است. دليل اين امر گذشته از عامل اقتصادي و كافي نبودن درآمد مردم براي هزينه كردن در بخش فرهنگ و تقويت و حمايت مردمي از توليدات فرهنگي، دليل ريشه‌اي است كه آن را بايد در فضايي ايدئولوژيك و اجتماعي جست‌وجو كرد.

دوري جستن از مسائل مادي و اقتصادي هنر از ساليان دور بين هنرمندان و اهالي فرهنگ ايراني حضور قاطعي داشته و همچنان در بسياري از منابع توليد محتواي فرهنگي جريان دارد.

اين موضوع به همراه تخصيص يارانه هاي بسيار در امر توليد فرهنگي از جانب دولت، وابستگي مراكز توليد محتواي فرهنگي به اين يارانه‌ها و در نظر نگرفتن رابطه عرضه و تقاضا، بازار فرهنگي ما را دچار ركود كرده است.

عدم برنامه‌ريزي، مديريت مالي و خلاقيت تهيه و ارائه محصولات فرهنگي در قالب‌هاي جذاب و مورد نياز مخاطب از عوارض اين موضوع است.

ديدگاه سودآور بودن سازمان‌هاي فرهنگي كه هدف آن‌ها توليد و عرضه آثار فرهنگي، امري غيرممكن نيست. چرا كه با بررسي و تحقيق در مورد درصد سهم درآمدهاي فعاليت‌هاي فرهنگي در ساير كشورهاي جهان مي‌توان به اين نتيجه رسيد كه فعاليت‌هاي فرهنگي در صورت بكارگيري اصول اوليه علم بازاريابي و اقتصاد سودهاي بسياري را مي‌توانند نصيب سازمان‌ها كنند.

-        اقتصاد فرهنگ به عنوان يك وسيله ارتباطي

در تعريف اقتصاد فرهنگ، سه سطح را مي‌توان ملاحظه كرد: سطح محوري، سطح كلان، سطح خرد، اقتصاد فرهنگ در سطح خرد يعني تخصيص منابع مالي به مقدورات و فعاليت‌هاي پژوهشي، آموزشي و تبليغ‌اي كه در جامعه صورت مي‌گيرد. نكته بسيار مهم در اقتصاد فرهنگ اين است كه بايد براي تخصيص منابع به اين گروه از فعاليت‌ها از الگوي مناسبي پيروي كرد و براي هر يك از حوزه‌ها به تناسب همان حوزه هزينه صرف نمود. امروزه، شايد يكي از دلايلي كه باعث شده ما در مقوله فرهنگ و برنامه‌ريزي فرهنگي دچار نابساماني شويم مسئله تخصيص هزينه‌ها در فرهنگ جامعه باشد، به اين علت كه فعاليت‌هاي فرهنگي در جامعه ما بر اساس يك الگوي مناسب اولويت‌بندي نشده‌اند تا بر اساس آن الگو، امكانات مناسب را در اختيار گيرند. در اين شرايط به تفاهم موجود در جامعه كه بايد از سوي فرهنگ ناشي شود، از بين رفته و به حوزه فرهنگ زيان‌هاي بسياري وارد مي‌شود. بنابراين، در نگاه ما به اقتصاد فرهنگ، نظامي كه بر آن مبنا اولويت‌بندي صورت مي‌گيرد، اهميت بسزايي دارد.

در نتيجه مبنا و خاستگاهي كه براي اولويت‌ها در بخش فرهنگ در نظر گرفته مي‌شود نيز بسيار مهم است. اگر اولويت‌بندي‌ها بر مبناي نظام سرمايه‌داري سامان يابد، قطعاً نتيجه عكس مي‌گيريم؛ يعني اگر در الگوي تخصيصي، نظام ارزشي را اصل قرار ندهيم، فعاليت‌هاي فرهنگي به فعاليت‌هاي ضدارزشي تبديل خواهند شد.

در سطح كلان، اقتصاد فرهنگ به عنوان يك وسيله ارتباطي در نظر گرفته مي‌شود و فقط به پول و هزينه كردن آن محدود نمي‌گردد، بلكه تمام ابزارهاي رسانه‌اي جامعه امروز ما را در بر مي‌گيرد. در واقع روابط و ابزارهاي انتقال را دربر مي‌گيرد.

سطح سوم «اقتصاد فرهنگ» كه سطح عميق‌تري است، فراتر از مسئله هزينه و مقدورات و ابزارهاي ارتباط است و شرايط محيطي را به منزله شرايط مادي تكامل فرهنگ شامل مي‌شود.

اقتصاد فرهنگ مجموعه امكاناتي است كه براي جريان پيدا كردن جهت‌گيري‌هاي فرهنگي به كار گرفته مي‌شود. اين امكانات نيروي انساني، ابزار و مقدورات در دسترسي هستند كه بايد در خدمت حوزه فرهنگ قرار بگيرد. عمده‌ترين محورها در بخش‌ فرهنگ، تحقيقات، آموزش، تبليغ يا هنر است.

-        پايه‌گذاري مبحث اقتصاد فرهنگ

با توجه به رسالت اصلي انقلاب اسلامي كه همان رشد مادي و معنوي بشريت است و نامگذاري سال 1388 به عنوان سال اصلاح الگوي مصرف توسط مقام معظم رهبري و همچنين كمبود بودجه‌هاي تخصيص داده شده به سازمان از طرف دولت، بايد مديران سازمان تبليغات اسلامي و مؤسسات وابسته به آن به اقتصاد فرهنگ با ديده ويژه و خاصي نگاه كنند و تلاش كنند تا اين ديد نامناسب را كه فعاليت‌هاي فرهنگي سود‌ده‌ نيستند از ذهن مديران پاك كنند و مديران را به تكاپو و تلاش براي ارائه راهكارها و سياست‌هايي براي سود ده كردن فعاليت‌هاي فرهنگي بياندازند.

تشكيل كميته اقتصاد و فرهنگ در راستاي پياده‌سازي اقتصاد فرهنگ در سازمان تبليغات اسلامي براي پايه‌گذاري بحث اقتصاد فرهنگ مي‌تواند گام مهمي براي رسمي كردن اين مبحث در سازمان و اولويت دادن به اين موضوع باشد.

جداي از هدف اصلي كه راه‌اندازي و ايجاد تفكر درآمدزايي است اهداف فرعي ديگري نيز همچون تعيين راهبردها و سياست‌هاي اصلي، ايجاد هم‌افزايي و مشاركت بين مؤسسات داراي فعاليت‌ موازي، جهت‌دهي استفاده بهينه از منابع تخصيصي دولتي و غيردولتي، ايجاد يك رابطه غيرمستقيم بين مؤسسات در جهات استفاده از ايده‌هاي ديگر مؤسسات، حمايت سازماني از برنامه‌هاي اقتصاد فرهنگ در مؤسسات سازمان، هدف‌گذاري در جهت نحوه تخصيص منابع بين مؤسسات، بررسي و حمايت از طرح‌هاي اقتصاد فرهنگي تا زمان عملي شدن آن‌ها بررسي و حمايت از طرح‌هاي اقتصاد فرهنگي تا زمان عملي شدن آن‌ها، القاي فرهنگ درآمدزايي در ساختار سازمان و مؤسسات وابسته به آن و هدف‌گذاري و تهيه برنامه‌هاي كوتاه مدت و بلندمدت براي رسيدن مؤسسات به سطح درآمدزايي مطلوب از طريق بكارگيري مفاهيم بازاريابي، كيفيت خدمات و محصولات و توجه به مبحث مشتري‌مداري پي‌گيري مي‌شود.

 

چهارشنبه 28 بهمن 1388 - 13:11


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری