يكشنبه 26 آذر 1396 - 0:19
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

ريحانه فتحي ثاني

 

حقه بازي يك مكانيزم دفاعي است

 

گفت‌وگو با پروين‌ علي‌آبادي مترجم كتاب «حقه‌بازها»

از سري كتاب‌هاي تجديد چاپ شده مركز آفرينش‌هاي ادبي دفتر كودك و نوجوان حوزه هنري وابسته به سازمان تبليغات اسلامي، كتاب «حقه‌بازها» به روايت مارتين نيت، ترجمه پروين علي‌پور است كه شامل ده افسانه داستاني كوتاه بوده و قهرمانان آن حيوانات هستند و براي گروه سني كودكان و نوجوانان منتشرشده است. اين مصاحبه به بهانه تجديد چاپ اين كتاب تهيه شده است.

 

انگيزه و هدف شما از ترجمه اين كتاب چه بود؟ و تا چه ميزان به هدف خود رسيديد؟

پيش از هر چيز، مي‌خواستم خوانندگان كتاب «حقه‌بازها» را در لذتي كه خودم از خواندن اين افسانه بردم، سهيم كنم و در مرحله بعد آن‌ها را به تأمل و تفكر وادارم. اميدوارم اين اتفاق افتاده باشد.

 

اين افسانه‌ها روايتگر چه چيزهاي هستند و تا چه حد با جريانات زندگي روزمره آدمي تطابق و هم‌خواني دارد؟

كتاب «حقه‌بازها» مجموعه‌اي از ده افسانه است كه با زبان تمثيل از صفاتي منفي، مثل نمك‌ناشناسي، حرص و آز، بيرحمي و چشم و هم‌چشمي صحبت مي‌كند. از آن جا كه اين ويژگي‌ها امروزه هم در بسياري از انسان‌ها به چشم مي‌خورد (و شايد هم بيش از گذشته باشد!)، ترديد ندارم كه با زندگي جوامع دنيا، از جمله ايران همخواني دارد.

 

تفاوت اين افسانه‌ها، با ساير مجموعه افسانه‌ها چيست؟

بارزترين تفاوت اين مجموعه‌، با مجموعه‌هاي ديگري كه خوانده‌ام و يا ترجمه كرده‌ام، روايت استثنايي و جديد «مارتين» است. او تعدادي افسانه دلنشين، با قدمت چندين ساله را انتخاب كرده، و با استفاده از دانش و زبان‌آموزي آن‌ها را روايت كرده است.

از اين رو در اين مجموعه هم، صحبت از سنگ آسياب است، هم بشقاب پرنده، هم از قاليچه سحرآميز مي‌خوانيم، هم از صحنه‌هايي كه در فيلم‌هاي كونگ‌فويي مي‌بينيم! كاربرد اين شگرد افسانه‌هاي كهن را به نوعي مدرن و بسيار جذاب كرده است.

 

شباهت و تفاوت افسانه‌ها در فرهنگ‌هاي مختلف چيست؟

افسانه‌ها معمولاً در سادگي زبان، بيان و مفاهيم، در جذابيت و در آموزندگي شباهت زيادي با هم دارند. اما شرايط اقليمي، آداب و رسوم و باورها و خرافه‌هاي منطقه باعث مي‌شوند كه گاه حتي افسانه‌اي واحد، به گونه‌هايي متفاوت روايت شود. مثلاً در افسانه‌هاي كتاب «حقه‌بازها» بارها از نارگيل، ميمون، جنگل باران و درخت بائوباب صحبت شده است كه نشان‌دهنده شرايط اقليمي قاره آفريقاست. حال آن كه، در افسانه‌هاي عربي، فراواني واژه‌هايي نظير نخل، شتر، بيابان و خشكسالي كاملاً محسوس است.

 

در كتاب «حقه‌بازها» بيش‌تر حقه‌بازها ماهرند! در اين باره چه مي‌فرماييد؟

«حقه‌بازي و دوز و كلك هم، يك جور مكانيزم دفاعي است مثل عذرتراشي، بهانه‌آوردن، انكار و... واقعيت اين است كه در جامعه بشري هم، خيلي‌ها به دلايل مختلف، از اين مكانيزم استفاده مي‌كنند و چون زياد هم استفاده مي‌كنند، در كاربرد آن ماهر مي‌شوند! اما از آنجا كه مي‌گويند «زرنگي زياد، جوان‌مرگي مي‌آورد!»، حقه‌بازي زياد افراطي شخصيت‌هاي كتاب حقه‌بازها هم، بارها آن‌ها را به دردسرهاي بسياري مي‌اندازد!

 

درباره مفاهيم و اصطلاحات آمده در زبان افسانه‌ها، كه كودكان براي اولين بار مي‌شنوند چه مي‌گوييد؟

تا جايي كه خاطرم هست، كتاب «حقه‌بازها» اصطلاحات مشكل و غير قابل فهم چنداني ندارد. براي سه چهار كلمه ناآشناي آن هم، زيرنويس نوشته‌ام. در ضمن، حتي درك نكردن آن چند واژه و اصطلاح، لطمه‌اي به درك مفهوم اصلي افسانه‌ها نمي‌زند.

 

آيا «حقه‌بازها» جزو سري كتاب‌هاي «چرايي» است؟

مجموعه «حقه‌بازها» جزو سري كتاب‌هاي «چرايي» نيست. مجموعه ديگري از انتشارات اميركبير است به نام «در روزگاران گذشته»، كه در اين رده قرار مي‌گيرد.

در آن مجموعه، خواننده مي‌خواند كه مثلاً چرا پشت لاك‌پشت‌ها ترك دارد؟ يا چرا شكم عنكبوت اين شكلي‌ است؟!

 

جايگاه افسانه در كشور ما كجاست؟

با توجه به مشاهدات و تجربيات شخصي‌ام، مي‌توانم بگويم كه افسانه‌ها، هم براي كودكان و هم براي بزرگسالان، جزء خواندني‌هاي آسان و دلنشين به حساب مي‌آيند.

 

اين افسانه‌ها در مقايسه با افسانه‌هاي مشابه، به جهت محتوا چه مزيت‌ها و چه نقاط ضعفي از ديدگاه شما به عنوان يك نويسنده و منتقد دارند؟

بيشترين مزيت اين افسانه‌ها، نحوه روايت‌شان است. من تاكنون پنج مجموعه افسانه ترجمه كرده و تعداد زيادي افسانه خوانده‌ام، اما هرگز با چنين روايت امروزي، بديع و استثنايي روبه رو نشده‌ام.

 

باورهاي عاميانه و رايج در زندگي روزمره، تا چه حد مي‌تواند به جذب و تحليل محتوا در نزد شنوندگان كمك كند؟

گذشته از باورهاي خرافي، كه اغلب خطرناك و دردسرآفرين هستند، باورهاي عاميانه، معمولاً بهترين درس‌هاي زندگي هستند. اين باورها كه عموماً در قالب ضرب‌المثل‌ها نمود پيدا مي‌كنند، اصلي‌ترين دست‌مايه قصه‌ها و افسانه‌ها هستند. نكته جالب توجه، شباهت اين باورها در فرهنگ‌هاي مختلف است. شايد به همين دليل است كه ما افسانه‌ها را از هر جايي كه برخاسته باشند، درك مي‌كنيم و به دلمان هم مي‌نشيند.

 

ميزان برقراري ارتباط محتوايي «حقه‌بازها» با مخاطبان را چگونه ديديد؟ علل اين ارتباط را به جهت كيفي چه مي‌دانيد؟

بسياري از نويسندگان و مترجمان خارجي، سايت و ايميل دارند و از خوانندگان كتاب‌هاي خود مي‌خواهند كه نظرشان را درباره آثارشان بنويسند ولي ما ايراني‌ها كه به دلايل زياد از جمله تنبلي، كم لطفي به نظر ديگران، بي‌اهميت شمردن علم تحقيق و آمار ....، از اين كارها نمي‌كنيم، معمولاً از بازخورد مخاطبان‌مان بي‌خبريم! به هر حال با توجه به جذابيت افسانه‌ها و نثر ساده اي كه در ترجمه آن‌ها به كار برده‌ام اميدوارم مخاطبان كتاب ارتباط خوبي با آن برقرار كرده باشند.

 

 

 

چهارشنبه 28 بهمن 1388 - 9:55


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری