جمعه 2 تير 1396 - 9:32
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

پاي منبر معرفت

 

دكتر محمدرضا فاخري

 

به سوي وحدت(1)

 

 

محبت به اهل بيت عليهم السلام در وحدت شيعه وسني چه نقشي دارد؟

 

پرسش‌هاي دانشجوي اهل سنت ازدكتر محمد رضا فاخري

 dmrfakheri@yahoo.com

 

 دانشجو: جناب آقاي دكتر، سلام عرض مي كنم. با توجه به اين كه پيامبر اكرم ، از ما خواسته اند كه نسبت به نزديكانشان مودت داشته باشيم و اين محبت، براي ما راهي را بسوي خداوند مي گشايد، 1  لذا براي اينكه راه جديدي بسوي خداوند برايمان گشوده شود و ضمناً دستور پيامبر اكرم را اجابت كرده باشيم و بالاخره چون محبت به اهل بيت واجب شمرده شده است، 2  بايدمودتمان را نسبت به اهل بيت بسيار بيشتر نماييم .

حال سوال بنده اينست، به  نظر جنابعالي، با توجه به اينكه محبت به اهل بيت ، مشترك بين سني و شيعه مي باشد ، تقويت محبت به اهل بيت ، جهت تشديد وحدت بين برادران شيعه و اهل سنت، ، چه مقدار ميتواند نقش داشته باشد؟

دكتر: باعرض سلام خدمت برادر گرامي، به نكته بسيار عالي اشاره فرموديد. آنچه در اسلام اصل است ،وحدت، يگانگي ،دوستي و برادري است .خداوند متعال در آيه103 آل عمران به همگان دستور مي فرمايد :

         "وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ  وَ اذْكُرُواْ نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَاءً فَأَلَّفَ بَينْ‏َ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِ إِخْوَانًا"

    يعني همگي به حبل الهي چنگ زده و پراکنده نشويد، و نعمت الهي را بر خود به يادآوريد آن هنگام که با يکديگر دشمن بوديد پس خداوند بين قلوب شما الفت و دوستي برقرار کرد، پس به سبب اين لطف الهي ، با يکديگر برادر شديد.

   درآيات بعد به کساني که ايجاد تفرقه واختلاف نمايند، وعده عذابي بزرگ ،در آخرت  مي دهد،زيرا اين اختلاف وتفرقه، نتيجه اي جز ذلت مسلمين نخواهدداشت:

     «ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ ما ثُقِفُوا إِلَّا بِحَبْلٍ مِنَ اللَّهِ وَ حَبْلٍ مِنَ النَّاس»

      (112-آل عمران)يعني ذلت وخواري بر آنان نوشته شده است مگر اين که متمسک به ريسماني از خداوند و ريسماني از مردم بشوند.

   بالعکس اگر خواستار عزت مسلمين هستيم ،بايد اين وحدت وبرادري را تشديد بنماييم که:

   «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُواْ بَينْ‏َ أَخَوَيْكم»   (10 –حجرات) 

يعني تنها رابطه اي که در بين مومنين برقرار است، برادري مي باشد،(نه کمتر از آن)واين از افتخارات اسلام است که اين چنين رابطه نزديکي بين مسلمين ايجاد ميکند وبعنوان يک وظيفه، به همگان دستور مي فرمايد که اگر اختلافي بين مسلمين ايجاد شد، بايد آنرااصلاح ومرتفع نمود.

 بالاتر اينکه، اسلام آن چنان منادي صلح ودوستي است که دستور مي فرمايد ،هرگاه کسي به شما ستم وبدي نمود ،براي اينکه با ظلم او مبارزه کنيد،بدي اورا با خوبي پاسخ دهيد،که اين باعث مي شود که دشمني او به دوستي عميقي تبديل شود:

    «وَ لا تَسْتَوِي الْحَسَنَةُ وَ لاَ السَّيِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذي بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُ عَداوَةٌ كَأَنَّهُ وَلِيٌّ حَميمٌ»      (34-فصلت)   

 يعني کار خوب با عمل بد مساوي نيست (لذا)بدي را با عمل خوب (يا خوبتر )دفع کن ،در نتيجه کسي که با تو دشمني دارد (آن چنان تغيير مي کند که )گويي دوست صميمي وگرمي براي تو مي باشد.

دانشجو:آقاي دکتر ،اين از دستورات افتخار آميز اسلام است، ولي حقيقتا عمل به آن مشکل است .آيا مي توانيد نمونه هايي از آن را ارائه فرماييد؟

دکتر:الگوي ما در اين زمينه، پيامبر اکرم واهل بيت عليهم السلام هستند: عيادت پيامبر اکرم صلي الله عليه واله از يهودي بيمار ( که شکمبه شتر بر سر حضرت ريخته بود)، هديه دادن شمشير در ميدان جنگ ،از سوي امير المومنين ،به دشمن کافري که درخواست ذوالفقار از ايشان  کرده بود، احسان و احترام امام حسن عليه السلام به مرد شامي که به ايشان جسارت کرده بود...،همگي باعث شدند که عداوت شديد اين دشمنان، به دوستي عميق تبديل گردد.

نتيجه کلام اينکه وقتي ما موظف هستيم با دشمنان،اينگونه با دوستي وکرم برخورد نماييم ،با دوستان ،(ولو اختلاف عقيده اي با ما داشته باشند)بايد با برادري وصميميت بيشتري عمل نماييم.   

  در واقع اولين دستور قرآن کريم به گروه هاي مذهبي ، جمع شدن حول يک محور وعدم تفرقه وجدايي،  بلکه تقويت دوستي وبرادري مي باشد.اما در خصوص اينکه  راه ووسيله افزايش اتحاد،چيست ، دو نظريه وجود دارد:

       1  - وحدت حول مشتركات، با  درنظرنگرفتن اختلافات

       2- وحدت از طريق افزايش مشتركات ،با رفع اختلافات

در باره طريق دوم در مبحث آينده عرض خواهم كرد. اما درمورد نظر اول ،آنچه ميتوان گفت اينست كه حداقل كاري كه جهت رسيدن به وحدت ميتوان انجام داد اينست كه دو گروه، مشتركات خود را يافته و براساس اين اصول مشترك، با يكديگر متحد شوند، بدون اينکه اختلافات خود را مطرح نمايند. يعني بطور مشخص، شيعه و اهل سنت در اعتقاد به خداوند متعال، پيامبر اكرم و قرآن كريم مشترك هستند.3 تذكر به اين  نكته باعث ايجاد همبستگي و همدلي در بين گروه هاي مسلمين شده و اتحاد آنان را بيشتر مي سازد.

دانشجو: اتفاقاً درمورد خليفه پيامبر نيز اشتراك داريم، چون علي رضي الله عنه، خليفه اول براي شما و خليفه چهارم براي ماست و در اصل خلافت ايشان مشتركيم .

دكتر: اجازه بدهيد به‌ آيه103 سوره آل عمران بازگردم که مي فرمايد:

«وَ اعْتَصِمُواْ بحَِبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَ لَا تَفَرَّقُواْ»

خداوند متعال در اين آيه کريمه به مسلمين  دستور مي فرمايد که  از طريق چنگ زدن همگان به حبل الهي،با هم متحد شوند.

احاديث شريفه، در توضيح آيه كريمه ، حبل الله را به قرآن كريم و عترت پيامبر اكرم صلي الله عليه واله، معرفي فرموده اند. حاكم حسكاني عالم شهير اهل تسنن از قول پيامبر اكرم اينگونه نقل مي كند:

«من احب ان يركب سفينه النجاه و يستمسك بالعروه الوثقي و يعتصم بحبل الله المتين، فليوال عليا و لياتم بالهداه من ولده»4 يعني هر كس دوست دارد كه بر كشتي نجات سوار شده و به دستگيره محكم چنگ زده و به حبل الهي متمسك شود، پس بايد علي را  دوست و سرپرست بداند و فرزندانش را تبعيت نمايد.

و نيز ميگويد : .... عن ابان بن تغلب عن جعفر المحمد قال:نحن حبل الله الذي قال الله: «اعتصموا بحبل الله»

 يعني امام صادق عليه السلام فرموده اند :ما آن ريسمان الهي هستيم که خداوند فرموده "به ريسمان الهي چنگ بزنيد"

آنچه از نقل اين عالم سني نتيجه مي گيريم اينست كه :

اعتصام همه مردم به اهل بيت عليهم السلام ، باعث اتحاد آنها شده ،از اختلاف در امان مي مانند .لذاست كه حاكم نيشابوري از ابن عباس از پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله نقل ميكند: «اهل بيت من ، براي امتم، امان از اختلاف اند».5

شافعي رهبر يكي از چهار گروه اهل تسنن اعلام ميدارد كه حبل الله، ولايت ائمه اطهار عليهم السلام است و راه نجات، منحصرا در تمسك به آنها مي باشد:

لما رأيت الناس قد ذهبت بهم

مذاهبهم في ابحر الغي و الجهل

ركبت علي اسم الله في سفن النجا

و هم اهل بيت المصطفي خاتم الرسل

و امسكت حبل الله و هو ولائهم

كما قدامرنا بالتمسك بالحبل

اذا افترقت في الدين سبعين فرقه

ونيفاعلي ما جاء في واشح النقل

و لم يك ناج منهم غيرفرقه

 فقل لي لها يا ذالرجاحه والعقل

افي الفرقه الهلاك آل محمد

ام الفرقه اللائي نجت منهم؟ فقل لي  6

يعني هنگامي كه ديدم، مردم به درياهاي گمراهي وجهل افتاده اند، سوار كشتي نجات شدم  كه (محبت) اهل بيت پيامبر است و متسمك به حبل الهي شدم كه ولايت اهل بيت است و هنگاميكه مردم به هفتاد فرقه تقسيم شدند، اي انسان عاقل براي من بگو كه آيا آل محمد(ص) جزو فرقه هاي هلاك شونده هستند يا فرقه نجات يابنده؟ پس اگر بگويي كه جزو نجات يابندگانند كه حرف درست همين است و اگر بگويي از گروه هلاك شونده اند، از عدل دور شده اي.

وقتي كه اين رهبر اهل تسنن با صداي بلند، اعلام مي دارد كه آل محمد، كشتي نجات اند و تنها كساني از هفتاد فرقه نجات مي يابند كه متمسك به اين حبل بشوند، چرا بعضي از تمسك به اين عروه الوثقي دوري مي كنند؟

دانشجو: جناب دكتر آيا آيه ديگري سراغ داريد كه به ما توصيه كند به سراغ اهل بيت برويم؟

دكتر: خداوند متعال در قرآن كريم مي فرمايد:

«يا ايها الذين آمنوا اتقوا الله و كونوا مع الصادقين»7

يعني اي ايمان آورندگان، تقوا پيشه كنيد و با صادقين و راستگويان باشيد .

خوارزمي از علماي اهل تسنن به نقل از ابن عباس ، پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و اهل بيت را بعنوان صادقين معرفي مي  كند. سبط ابن الجوزي ،ابي نعيم، ابن مردويه و ابن عساكر به نقل از جابر و ابن عباس «كونوا مع الصادقين» را بدين گونه معني مي كنند: «با علي و اهل بيتش باشيد».8

دانشجو: آقاي دكتر شما با نقل اين احاديث از كتب اهل تسنن مي‌خواهيد ثابت كنيد كه ما بايد شيعه شويم؟

دكتر: نتيجه گيري با شماست ولي آنچه كه الان  مي‌خواهم عرض كنم اين است  كه براي تقويت وحدت امت اسلام، محبت اهل بيت و خلافت اميرالمومنين را به محورهاي وحدت (خداوند متعال، پيامبر اکرم وقرآن کريم )اضافه نموده و روي آن تأكيد نمائيم. زيرا هر دو گروه، اهل بيت را كشتي نجات9 و مانع گمراهي 10 وامير المومنين را خليفه پيامبر اکرم مي‌دانند.

لذا بر تمام علماي اهل تسنن و علماي شيعه است كه براي افزايش وحدت ، محبت اهل بيت و فضائل آنها را مطرح نمايند تا با تمسك به اين حبل الهي وعروه الوثقي ، اولاً به نجات و هدايت قطعي برسيم و ثانياً در عرصه اجتماع به وحدتي عميق تر و پايدارتر دست بيابيم.

بدينوسيله با افزايش توجه برادران اهل تسنن به اهل بيت عليهم السلام، كدورتهاي احتمالي در دل بعضي شيعيان نسبت به اهل تسنن برطرف و جايش را به محبت مي‌دهد. زيرا كه شيعه معتقد است «اني سلم لمن سالمكم11 يعني من با هر كسي كه باشما ائمه دوست باشد ، دوست هستم. لذا تقويت دوستي اهل سنت با ائمه اطهار ،سبب تقوبت دوستي شيعيان با اهل تسنن خواهد شدو طبيعي است كه اين افزايش  محبت، اتحادي گسست ناپذير در جامعه اسلامي ايجاد ميكند.

        با توجه به اينکه سخن به درازا کشيد،انشاء الله در مورد وحدت حداكثري، در گفتگوي آينده در خدمتتان هستم. التماس دعا، خدانگهدار.

دانشجو: خيلي متشکر هستم، موفق باشيد.

 

پي نوشت‌ها:

1. آيه 57 – فرقان : "و ما اسئلكم عليه من اجر الا من شاء ان يتخذ الا ربه سبيلا" يعني من از شما اجر و پاداشي طلب نمي كنم مگر آن كسيكه بخواهد بسوي پرودگارش راهي بيابد. يعني محبت به اهل بيت، راهي بسوي خداوند است و نفع آن بخود سالك طريق الهي مي رسد.

2. ابن عباس نقل ميكند كه وقتي آيه «قل لا اسئلكم ...» نازل شد ، از پيامبر اكرم پرسيدم، اين «قربي» كه مودتشان بر‌ ما واجب شده چه كساني هستند؟ حضرت فرمودند: علي و فاطمه و در فرزندشان رضي الله عنهم.از شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ج 2 ص 194.

3. البته پذيرش اين حرف با مسامحه است چون برخي از اهل تسنن، خداوند را قابل رويت با چشم سر دانسته، براي خداوند دست و پا و نشيمنگاه معتقد هستند در حاليكه شيعه، خداوند را غير جسماني و غيرقابل رويت ميداند ونيز اهل تسنن براي پيامبر اكرم قائل به عصمت كلي نيستند. در حاليكه شيعه ، ايشان و اهل بيت را  بحكم آيه" انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا"  از اشتباه و خطا مصون مي داند و ... .

4. شواهد التنزيل ج 1 ص 168.

5. مستدرك حاكم ج 2 ص 149.

6. كتاب امان الامه من الاختلاف صافي ج 1 ص 134 به نقل از احمدبن عبدالقادر العجيلي در كتاب ذخيره المعاد و به كتاب رشفه الصادي از شريف حضرمي ص 25.

7. 119-توبه.

8. كتاب امان الامه من الاختلاف صافي ج 1 ص 134.

9. حديث سفينه: پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند: مثل اهل بيت من مثل كشتي نوح مي باشد كه هر كه آنرا سوار شده نجات يافت و هر كس آنرا ترك نمود غرق شد.

10. حديث ثقلين: پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله: من در بين شما دوچيز گرانبها بجاي مي گذارم: كتاب خدا و عترتم كه مادامي كه به آنها چنگ بزنيد، گمراه نمي شويد.

11. زيارت عاشورا.

  

 

سه‌شنبه 27 بهمن 1388 - 14:50


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری