شنبه 3 تير 1396 - 16:52
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

روايت‌پردازي مؤثر، پايان‌بندي ضعيف

 

نگاهي به فيلم كيفر، ساخته حسن فتحي

«كيفر» داستان مردي ميانسال (هومن برق‌نورد) است كه به دليل قتل يك جوان در آستانه قصاص قرار گرفته، خانواده او در تلاش براي جلب رضايت اولياي دم هستند و در اين رابطه مبلغي را به عنوان ديه جور كرده‌اند كه هنگام انتقال آن از بانك توسط چند سارق دزديده مي‌شود. بعد از آن برادر مرد اعدام شده (مصطفي زماني) به حل كردن معماي دزديده شدن پول‌ها و اعدام برادرش مي‌پردازد.

از خلاصه داستان فيلم پيداست كه با فيلمي جنايي روبه‌رو هستيم. در فصل اعدام وقتي مرد را بالاي دار مي‌بينيم هر چند شكل و شمايل دافعه برانگيزي دارد و مانند لمپن‌هاست ولي دلمان برايش مي‌سوزد. و وقتي خواهر مقتول بي‌رحمانه چهارپايه را از زير پايش مي‌كشد از بي‌رحمي او تعجب زده مي‌شويم. از صحنه اعدام به بعد با يك معماي جنايي روبه‌رو هستيم كه به تدريج و گام به گام توسط برادر شخص اعدامي حل مي‌شود. در انتهاي فيلم متوجه مي‌شويم كه دلسوزي اوليه براي مرد در فصل اعدام چقدر بيهوده بوده و او در حقيقت به سزاي اعمال خود رسيده، حسن فتحي در داستان‌گويي تا نزديك به پايان فيلم موفق عمل مي‌كند و تماشاگر را تا به انتها كنجكاو به دنبال داستان مي‌كشاند. او نشان مي‌دهد كه بسياري از فجايعي كه در حال رخ مي‌دهند ريشه در حوادث گذشته دارند. فتحي در طول داستان گذشته شخصيت اعدام شده را مورد كنكاش قرار مي‌دهد و تماشاگر را هر لحظه با اطلاعات جديد و تكان‌دهنده‌اي روبه‌رو مي‌كند.

اين مسئله به جذابيت فيلم كمك كرده است. البته روايت پركشش و پالوده فيلم گاه با مايه‌هاي عامه‌پسند آميخته شده كه اين مسئله تماشاگر را آزار مي‌دهد. به ياد بياوريم در اواسط فيلم كه مصطفي زماني با شخصي كه مي‌خواهد نشاني از گذشته برادر براي او بيابد وارد خانه‌اي مي‌شوند. در آن خانه آن‌ها را به زور وسط رينگ بوكس مي‌اندازند تا مبارزه كنند.

مي‌بينيم كه اين ايده چقدر نابجا و نچسب است و اصلاً با بقيه فيلم همخواني ندارد. تنها توجيه اين صحنه اضافه‌ كردن صحنه‌هاي رزمي به فيلم است تا تماشاگر عام، جذب فيلم شود. گره‌گشايي پايان فيلم بسيار ضعيف است و روايت خوب فيلم را هدر مي‌دهد. در سراسر فيلم از شخصيت مخوف و ترسناكي به نام ابي‌ بن‌بست ياد مي‌شود كه حتي بسياري از بزه‌كاري‌هاي فرد اعدام شده، زير نظر او شكل گرفته است. در پايان فيلم در كمال تعجب مي‌بينيم كه «امير جعفري»، كه از اول فيلم يار و همراه برادر (مصطفي زماني) بوده، همان ابي بن‌بست معروف است. حال امير جعفري با مايه‌هاي ملايم طنزي كه در نقشش ارايه مي‌كند چطور ابي‌ بن‌بست، مخوف و هيولا مانند است، خدا مي‌داند؟ اين حس متضاد جز انتخاب نامناسب بازيگر براي نقش نمي‌تواند دليل ديگري داشته باشد.

ديدن اتفاقي راننده همدست دزدها در ميان جمعيت و بالا رفتن بي‌منطق دختري كه برادرش قرباني بوده (هانيه توسلي) از ديوار پايان‌بندي فيلم را سردستي و ضعيف كرده است. در مجموع حسن فتحي در فيلم «كيفر» در زمينه داستان‌گويي موفق‌تر از فيلم قبلي‌اش (پستچي سه بار در مي‌زند) عمل مي‌كند. اينجا ديگر از روايت مغشوش و تداخل ناهنجار ژانرها در «پستچي سه بار در نمي‌زند» خبري نيست. ولي پايان‌بندي نامناسب «كيفر» باعث شده فيلمي كه مي‌توانست اثر قابل توجهي باشد بدل به اثري متوسط و معمولي شود.

 

سه‌شنبه 27 بهمن 1388 - 8:49


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری