پنجشنبه 10 مهر 1393 - 14:1
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

گزارشي از روند برگزاري نشست‌هاي ميزهاي انديشه در سال جاري

 

 دفتر برنامه‌ريزي و توسعه پژوهش‌هاي كاربردي معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي از ابتداي سال جاري تا كنون، چهار نشست ميز انديشه پيرامون بررسي عقايد و نظريات نحله‌هاي انحرافي و عرفان‌هاي نوظهور برگزار كرده است.

به‌گزارش روابط عمومي سازمان تبليغات اسلامي، نخستين نشست ميز انديشه در سال جاري با عنوان «نقد و بررسي اكنكار» با حضور استاد كياني در سالن اجتماعات معاونت پژوهشي و آموزشي برگزار شد.

*نقد و بررسي اكنكار

در اين نشست كه با حضور مسوولان و كارشناسان معاونت پژوهشي برگزار شد، استاد كياني به بررسي مباني نظري فرقه اكنكار پرداخت و گفت: پيروان اين فرقه معتقدند مي‌توان توسط پرواز روح به صوت و نور خداوند دست پيدا كرد.

وي گرايشات صوفيه عرفان‌هاي اديان‌هاي بزرگ، انرژي درماني، طالع‌بيني، متافيزيك، سينما، ماوراءالطبيعه را از جمله معنويات‌هاي نوظهور عنوان كرد و افزود: گرايشات صوفيه به اين دليل جزء معنويات نوظهور آورده مي‌شود كه اخيراً روش‌هاي تبليغي خاص جديدي در آنها ديده مي‌شود.

وي در ادامه سخنانش به تبيين فرقه اكنكار پرداخت و تصريح كرد: اكنكار به معني دانش باستاني سفر روح است، اكنكار مانند جنبش‌هاي نوپديد ديگر ديني همواره از اينكه نام عرفان و فرقه را روي خود بگذارد، واهمه دارد.

وي در ادامه اظهار داشت: پال توئيچل در سال 1965 ميلادي فرقه اكنكار را تاسيس كرد؛ در حالي كه پيش از آن يك خبرنگار معمولي بود. وي 6 سال به ترويج اين فرقه پرداخت و در طول اين مدت علاوه بر سخنراني‌هاي فراوان بيش از 90 كتاب نوشت، پس از آن از سال 1971 تا 1981 داورين گراس رهبري فرقه را به عهده گرفت.

كياني يادآور شد با اينكه استاد اكنكار كه به او ماهانتا مي‌گويند تا آخر عمر بايد رهبر اين فرقه باقي بماند اما داروين گراس بعد از اختلاف مالي با موسسه اكنكار، از رهبري اين فرقه بركنار شد.

وي در بخشي ديگر از سخنانش گفت: علت پيدايش فرقه اكنكار مانند بسياري از فرقه‌هاي نوظهور ديگر، از لحاظ فرهنگي فقدان معنويت در جامعه غرب و از لحاظ سياسي سلطه سرمايه‌داري و امپرياليسم است.

كياني با بيان اينكه فرقه اكنكار به شدت متاثر از فرقه هندوايسم است، افزود: در اين فرقه سوگما به عنوان خداي جهان مثبت و كل ليرانجان به عنوان خداي جهان منفي شناخته مي‌شود.

كياني با تاكيد بر اينكه پيروان اين فرقه به تناسخ اعتقاد راسخ دارند، عنوان داشت: در كتاب‌هاي مربوط به اين فرقه، بسياري از شخصيت‌هاي نابغه جهان در زمينه‌هاي مختلف از جمله حافظ، مولانا، خيام، زرتشت، اكسيت و طرفدار سوگما معرفي شده‌اند.

وي ادامه داد ماهانتا يا رهبر فرقه اكنكار معنوي‌ترين فرد جهان معرفي مي‌شود كه هم اكنون اين مسئوليت را هارولد كلمپ به عهده دارد.

وي همچنين نقد وارد به اين مكتب را نبود دليل مناسب براي اثبات پيروان نام برده و عدم اثبات وجود اين خدايان اعلام كرد. چنانكه در هيچ جايي از كتاب‌هاي اين افراد نامي از اين فرقه آورده نشده است.

در پايان اين جلسه از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه‌ كه به‌همت دفتر برنامه‌ريزي پژوهش‌هاي كاربردي سازمان تبليغات اسلامي در سالن اجتماعات معاونت پژوهشي برگزار شد، حاضران به پرسش و پاسخ پرداختند.

*افسانه‌ معنويت در آثار كوئيلو

دومين نشست از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه در سال 1388 با محوريت مكاتب انحرافي و جنبش‌هاي نوپديد ديني با عنوان افسانه‌ معنويت در آثار كوئيلو توسط با حضور حجت‌الاسلام مظاهري در سالن اجتماعات معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي برگزار شد.

در ابتداي اين نشست دكتر مظاهري، پائولو كوئيلو را از جمله سرشناس‌ترين افرادي كه امروزه در آثار خود در پي ارائه و صورت‌بندي نوعي آراء و عقايد معنوي و عرفاني است، دانست و گفت: آراي كوئيلو را مي‌توان به عنوان شبه‌مكتبي جديد در نظر گرفت.

مظاهري با بيان مختصري از شرح زندگي كوئيلو اظهار داشت: در بررسي آراء و آثار او دانستن شرح‌حال و زندگي‌نامه‌ او ضرورت دارد. از اين رهگذر پس از ارائه‌ تصويري نسبتاً جامع از زندگي كوئيلو مي‌توان به بررسي مفاهيم موجود در آثار او دست زد.

وي ادامه داد: در آراي كوئيلو نمادها هستند كه ايفاي نقش مي‌كنند؛ از جمله سحر و جادو كه به نحوي نمادين مطرح شده است. به عنوان مثال سحر و جادو و اكسيري كه قهرمان داستان رمان كيمياگر به دنبال آن است نه يك ماده‌ آزمايشگاهي بلكه يك امر غيرمادي يعني «عشق» است و مي‌تواند زندگي را معنا بخشد. لذا ادبيات او كاملاً نمادين است و مي‌توان نوشتار او را در ژانر پست‌مدرن جاي داد.

مظاهري تصريح كرد: كوئيلو با تركيبي از معاني و ادبيات مكاتب مختلف به آميزه‌اي جديد دست مي‌يابد. قهرمانان رمان‌هاي او نيز هر بار از يكي از كشورهاي جهان انتخاب مي‌شوند؛ لذا او با آشنايي و بيان فضاهاي خاص فرهنگي كشورها در آثار خود، دست‌كم هر بار با يك فرهنگ (جهان اسلام، روسيه، برزيل، آفريقا و ...) همدلي كرده و فضاي آن را تصوير مي‌كند. وي حتي از آموزه‌هاي مثنوي معنوي مولانا جلال‌الدين بلخي نيز بهره مي‌گيرد. همين امر در جذب مخاطب در سراسر جهان كارگر افتاده است.

اين محقق حوزه عرفان افزود: كوئيلو از خوارق عادات به نحوي نمادين سخن مي‌گويد. خارق‌العاده از نظر او يعني اين‌كه بتوان اثري شگفت‌انگيز در خود ايجاد كرد. اين تغيير نگرش در خود و به صورت ذهني است. بنابراين بر خلاف نگرش سنتي خارق‌العاده معطوف به عينيت، جهان بيرون و عالم واقع نيست؛ لذا جادوگري ما را به خرد اعظم و سرچشمه‌آگاهي نزديك مي‌كند.

وي همچنين اظهار داشت: كوئيلو در آثار خود از «روح كيهاني» سخن مي‌گويد. روح كيهاني بخشي از خداست. ارتباط او با خدا نزديك و تنگاتنگ است و تمام چيزهايي كه در دنياست بخشي از روح كيهاني‌اند. با روح كيهاني كه بعد نامرئي جهان است مي‌توان جهان واقعي را درك كرد. به زعم او وظيفه‌ انسان ايستادن در جايي است كه بتواند امور نامرئي را به جهان مرئي انتقال دهد و با قرار گرفتن در پل ميان دو جهان ترجمان جهان نامرئي براي اين جهان باشد.

مظاهري افزود: به نظر مي‌رسد كوئيلو تا حدودي با فرقه‌ي اكنكار و آموزه‌هاي آن نيز آشنا است. مفاهيمي چون «شنيدن صدا» و «نور خدا» در آراي او از اين فرقه و آموزه‌هاي ساير اديان و فرق جهان وام گرفته شده است. به طور كلي در آثار كوئيلو مي‌توان برخي دستگاه مفهومي را كه شالوده‌ انديشه او را بيان مي‌دارند از هم تفكيك كرد. تأكيد كوئيلو بر 1- روح كيهاني كه پيش‌تر از آن سخن گفته شد؛ به نظر مي‌رسد ناخودآگاه جمعي يونگ با روح كيهاني كوئيلو خيلي نزديك است و او اين مفهوم را از يونگ وام گرفته باشد. 2- افسانه شخصي؛ همان دنبال كردن يك آرزو، خواب يا رؤياست كه از سوي روح كيهاني و عالم ماوراء در اختيار ما نهاده شده است و اگر آن را دنبال كنيم، به روح كيهاني نزديك خواهيم شد. افسانه‌ شخصي مانند يك الهام است و براي كودكان متجلّي‌تر است و براي آن‌ها كه خود را تسليم زندگي كرده‌اند، فروغ خود را از دست مي‌دهد و اثري بر آنان نخواهد داشت. افسانه‌ شخصي مي‌تواند مايه‌ شور و هيجان براي زندگي فرد باشد. البته آن شيء، رؤيا و يا خواب كه الهام‌بخش افسانه‌ شخصي است مهم نيست،‌ بلكه اثر انفسي كه در درون فرد دارد، اهميت دارد. شمشير، كيميا و ... براي افراد داستان مهم نيست بلكه آن شور زندگي كه به واسطه‌ي آن در زندگي اين افراد ايجاد شده و تحول نهايي اهميت دارد.

3. عشق بي‌تملك يكي از مهم‌ترين مفاهيم موجود در داستان‌هاي اوست. عشق نبايد به نحو ملكيت يافته درآيد. عشق آزاد زمينه‌ي وصل به روح كيهاني است.

4. «نداي درون»؛ يكي ديگر از مفاهيم مهمي است كه در آثار كوئيلو مطرح مي‌شود. او معتقد است كه بايد در همه حال به نداي درون گوش داد و نبايد از شنيدن پيام آن غافل شد. نداي درون در برخي از آثار او با نام «فرشته‌ي درون» و در جايي ديگر همان «غريزه» آمده است. غريزه يا نداي درون تكميل‌كننده‌ي عشق است. به همين خاطر بايد به آن گوش داد.

5. «خدا» در دستگاه مفهومي كوئيلو خدايي خطاكار، ضعيف، خسته و بعضاً حيله‌گر است. چنين خدايي به خداي يهودي شبيه است. في‌المثل خشمگين مي‌شود و هنگامي‌كه مي‌خواهد قوم بني‌اسرائيل را مجازات كند حضرت موسي او را آرامش مي‌بخشد و او را از اين كار منصرف مي‌كند.

در ادامه اين نشست، مظاهري به نقد و بررسي آراء كوئيلو پرداخت و گفت: «از نظر وي در بحث از نداي درون و خيانت قلب كوئيلو به يك پارادوكس مفهومي رسيده است. گاهي قلب به تو مي‌گويد كه راه نداي درون را دنبال نكن. برخلاف آموزه‌هاي اسلام و قرآن كه تحت تأثير الهامات يا شيطاني و يا رحماني است، در آراي او معلوم نيست چه وقت بايد به نداي درون گوش داد و كِي به آن توجه نكرد. اما كوئيلو معتقد است كه بايد به نداي درون و قلب گوش فرا داد تا به نحوي بر آن مسلط شد(؟!) و آن را شناخت و بعد فهميد كه كدام راه درست است و بايد بدان تن در داد؛ لذا بعضاً رفتار خلاف عقل و اخلاق را نيز تأييد مي‌كند.

به نظر مي‌رسد در اين مكاتب توصيه‌ها به آموزه‌هاي اخلاقي به نحوي ناقص و نيمه‌تمام مطرح مي‌شود. اصولاً نسبيت و پذيرش هر آن‌چه كه هست و در دست نداشتن معيار مانع از افق‌مندي افراد و سنجش امور با محك عقل و ارزش‌هاي راستين مي‌شود.

«ظلم‌پذيري» نيز يكي ديگر از پيامدهاي نگرش پسامدرن است كه در آراي كوئيلو و بسياري از مكاتب ديگر مطرح است. در اين نظرگاه، مهم اين است كه شما براي هدف خود مبارزه كني، هر چه كه باشد. به دليل بي‌مبنايي و نبود معيار، ظلم‌پذيري پذيرفته مي‌شود و ظلم‌ستيزي اهميت ندارد. در اين دستگاه مفهومي همه‌ اعمال به يك اندازه داراي بار ارزشي هستند. فضايل و رذايل داراي مرزبندي مشخصي نيستند؛ لذا همه چيز درست است.

هم‌چنان‌كه چالمرز معتقد است: «همه چيز ممكن است (درست است) به همه چيز پايدار است، خواهد انجاميد». لذا محافظه‌كاري سياسي نيز يكي از پيامدهاي اصلي اين نوع طرز تلقي است. از ديگر آسيب‌هاي موجود در آثار كوئيلو قابل جمع بودن معنويت و عرفان از يك‌سو و مجاز بودن براي تن دادن به همه نوع عمل انحرافي است (اباحي‌گري معنوي). هم‌چنين وي از عرفان يهودي استفاده زيادي مي‌كند (عرفان كاباليستي)؛ از اين رو، در مطالعه آثار وي خطر تن دادن به عرفان يهودي در خوانندگان و رفتن در آستانه شيطان‌پرستي وجود دارد.»

*بررسي جريان رام الله

سومين نشست از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه در سال 1388 با محوريت مكاتب انحرافي و جنبش‌هاي نوپديد ديني با عنوان بررسي جريان رام الله 16 دي نيز با حضور حجت‌الاسلام مظاهري برگزار شد.

مظاهري در ابتداي اين جلسه گفت: يكي از جريان‌هاي مهم معطوف به جنبش‌هاي نوپديد ديني در ايران امروز، گروه رام الله است. رهبر اين گروه آقاي پيمان فتاحي است كه خود را «ايليا رام الله» مي‌نامد. در لغت ايليا به معني با خدا است. رام الله نيز به معني تسليم خدا است. البته در آيين هندو رام يكي از تجليات ويشنو (ايزد ايزدان) محسوب مي‌‌شود. لذا به نظر مي‌رسد كه وجه تسميه اين نام به آيين هندو نيز مربوط مي‌شود.

وي ادامه داد: گروه رام الله براي تبليغ آيين خود از شيوه‌هاي مدرن تبليغ استفاده كرده و از آموزه‌هاي علمي روانشناختي بهره زيادي مي‌برد. در كتاب «جريان هدايت الهي»، آقاي فتاحي «آواتار» خوانده مي‌شود كه به معني «خدا» است. اين مفهوم نيز از آيين هندو وام گرفته شده است و دلالت بر خدايي دارد كه در كالبد انساني زندگي مي‌كند تا مردم را ياري دهد و با خود تعالي بخشد.

مظاهري افزود: فتاحي توانايي‌هاي خاصي دارد. اما اين توانايي‌ها تلفيقي از «سحر و جادو» و «علوم غريبه» است. گاهي اوقات هم يكي از شيوه‌هاي جذب ايشان همين نكته است. مثلاً ممكن است از آن چه كه در ذهن فرد مي‌گذرد، خبر دهد يا اشيايي را جا به جا نمايد. البته او همواره اعلام مي‌كند كه اين امور از سوي خدا اتفاق مي‌افتد و من تنها مشاهده‌گر اين وقايع هستم و در آن دخل و تصرفي ندارم.

اين محقق و پژوهشگر حوزه اديان تصريح كرد:چنان چه از آيات قرآن كريم (سوره‌هاي مباركه بقره و نمل) برمي‌آيد، خاستگاه سحر و جادو به شياطين عصر حضرت سليمان (ع) برمي‌گردد. البته نيروهاي در اختيار حضرت سليمان (ع) الهي بوده و ايشان از نيروهاي شيطاني براي پيشبرد امور بهره نمي‌گرفتند. اما در اين دوره برخي از افراد با شياطين ارتباط برقرار كرده و از آنها سحر را آموختند. همچنين «هاروت و ماروت» دو فرشته‌اي بوده اند كه راه‌هاي دفع شر اين نيروها را به مردم آموختند تا به درستي از اين نيروها استفاده كنند و مردم بدين وسيله مورد آزمون قرار گيرند.

مظاهري همچنين تصريح كرد: سحر و جادو دست كم به سه طريق عمل مي‌كنند: 1. تصرفات در اجرام و قدرت جابجايي اشياء (غلبه بر نيروي جاذبه)2. هر نوع تصرف در افكار ديگران (آگاهي از آن چه كه در ذهن افراد مي‌گذرد يا دخل و تصرف در آن) 3. تصرفات عاطفي (ايجاد استرس، ترس، اضطراب، نفرت و عشق ...).

 وي يادآور شد: تفاوت‌هايي چند ميان سحر و جادو از يك سو و كرامات اولياء از سوي ديگر وجود دارد كه مي‌توان به برخي از آنها اشاره كرد. اول اينكه؛ كرامات اولياء براي دعوت به نفس نيست بلكه براي هدايت مردم است (تفاوت عارضي). دوم؛ كرامات اولياء در بي‌زماني رخ مي‌دهد و اما نيروهاي شيطاني نيازمند زمان است (نيروهاي شيطاني نياز به تمركز داشته و براي اين منظور بايد زماني هر چند اندك صرف شود). سوم؛ نيروهاي شيطاني به شرايط نياز دارند و بايد فضا براي عمل آن مهيّا شود. به طور مثال فرعون براي حضور ساحران مجلسي باشكوه فراهم نمود. شرايط، چشم‌هاي مشتاق و منتظر و اين كه در همايش چه اتفاقي خواهد افتاد، همگي در محيط انرژي توليد مي‌كند و شرايط را براي عمل آنها فراهم مي‌سازد. لذا اگر شرايط براي پذيرش اين نيروها مهيا نباشد عمل خارق عادت اتفاق نخواهد افتاد. چهارم؛ قدرت اين افراد محدوديت دارد. در حالي كه قدرت الهي محدوديت بردار نيست. اولياء الهي مي‌توانستند هر امر غير قابل تصوري را انجام دهند.

وي در بخش ديگري از سخنانش اظهارداشت: رهبر اين گروه، پيمان فتاحي به خوبي توانسته است از اين نيروها بهره بگيرد و پيرامون خود پيروان نسبتاً زيادي سازماندهي كند. او و به ويژه پيروانش از قرآن، آيات و روايات ديني براي بيان آموزه‌هاي خود استفاده مي‌كنند. در دستگاه وي «كنداليني» همان هدايت باطني دين است بر خلاف عبادات كه به بعد ظاهري دين ارجاع دارد.

مظاهري اضافه كرد: تاكيد بر كنداليني يكي از مهم‌ترين آموزه‌هاي او است. نگرش ايشان به شيطان بر اساس برخي از آموزه‌هاي هندوييسم (تفسير تائوييستي ينگ و يانگ) نيروهاي خير و روشنايي و شر هر يك به تنهايي ناقص‌اند و بايد با هم و در تعامل با يكديگر پيش روند تا كامل شوند. اين دو مكمل يكديگرند؛ لذا به نظر مي‌رسد بر اساس اين آموزه‌ها براي آن كه فرد به كمال مطلوب خود نزديك شود بايد گاهي و بسته به ضرورت شيطنت كرده، دروغ بگويد، ريا كند و به ساير رذائل اخلاقي التزام بورزد؛ لذا اعتقاد به ثنويت يكي از بنيادي‌ترين اصول آييني اين گروه تلقي مي‌شود.

پس از پايان سخنراني دكتر مظاهري، جلسه در قالب پرسش و پاسخ ادامه يافت و سخنران به سؤالات حضار پاسخ داد.

 

*مسيحيت تبشيري؛ فرقه‌ها، سياست‌ها و روش‌ها

چهارمين نشست از سلسله نشست‌هاي ميز انديشه در سال 1388 با محوريت مكاتب انحرافي و جنبش‌هاي نوپديد ديني با عنوان مسيحيت تبشيري، فرقه‌‌ها، سياست‌ها و روش‌ها با سخنراني حجت‌الاسلام كاشاني هفتم بهمن در سالن اجتماعات معاونت پژوهشي و آموزشي سازمان تبليغات اسلامي برگزار شد.

كاشاني در ابتدا به قدرت رسانه و افراط‌گرايي به عنوان دو مميزه و مشخصه‌ي عصر حاضر در مقايسه با ديگر دوره‌هاي تاريخ بشر اشاره كرد و نمونه‌هايي از ميزان قدرت رسانه و نيز افراط‌گرايي را بيان كرد. سپس ‌به افراط‌گرايي در مسيحيت به عنوان يكي از جلوه‌ها و نمودهاي افراط‌گرايي در عصر نوين پرداخت. او با تأكيد بر اين‌كه افراط‌گرايي مسيحي خاستگاهي آمريكايي دارد، تأكيد كرد: منظور از مسيحيت در اين جلسه، مسيحيت افراطي است.

وي در مقام توضيح تبشير لاهوت انجيل به اعتقادات گروه‌هاي صهيونيست مسيحي پرداخت و افزود: جريان‌هاي افراطي مسيحي فعال در ايران را مي‌توان به دو جريان 1- پنتي‌كاستي و 2- هزاره‌گرا تقسيم‌بندي كرد.

اين جريان‌ها معتقدند كه بايد دست به اقداماتي زد تا ظهور منجي سريع‌تر محقق شود. آن‌ها براي رسيدن به اين هدف، معتقد به وجود هفت مرحله گذار در كتاب مقدس هستند كه عبارت است از ۱- بازگشت يهوديان به فلسطين، ۲- ايجاد دولت يهود، ۳- تبشير لاهوت انجيل به تمامي ملل، ۴- به بهشت رفتن تمامي كساني‌كه به كليسا ايمان آورده‌اند، ۵- دوران فلاكت كه هفت سال به طول خواهد انجاميد، ۶- وقوع جنگ آرماگدون، ۷- شكست لشكريان دجال و استقرار پادشاهي مسيح.

وي سپس به تشريح تبشير لاهوت انجيل به تمامي ملل و فعاليت‌هاي آنان در ايران به عنوان يكي از سياست‌ها و روش‌هاي تبليغي آنان پرداخت و با نشان دادن فيلم‌ها و نيز عبارت‌هايي از تكاپوي مسيحيت تبشيري در تبليغ مسيحيت در بين اقوام و قوميت‌هاي ايراني،‌ بر گستردگي دامنه‌ تبليغات آنان تأكيد كرد و با طرح اين پرسش كه آيا منابع ديني اسلامي به زبان‌ها و گويش‌هاي اقوام ايراني ترجمه شده است يا نه، اين نكته را متذكر شد كه انجيل به اغلب زبان‌ها و گويش‌هاي اقوام ايراني ترجمه شده است و به ساده‌ترين شيوه‌ ممكن در اختيار علاقه‌مندان قرار مي‌گيرد.

وي در ادامه‌ بحث با اشاره به چاپ كتابي عليه اسلام و تبليغ مسيحيت با عنوان ميزان‌الحق در دوره‌ي قاجار، از نوشته شدن بيش از هفتاد ردّيه از سوي علما بر آن كتاب خبر داد و يادآور شد: اين در حالي است كه امروزه بالغ بر 1000 سايت و سه شبكه‌ ماهواره‌اي مستقل در تبليغ مسيحيت فعال است و‌ پاسخ درخور و شايسته‌اي به اين اقدامات مسيحيت افراطي داده نمي‌شود.

وي سپس به حضور فعال مسيحيان افراطي در فضاي مجازي از جمله فعاليت سه شبكه‌ فارسي‌زبان كه يكي از آن‌ها تنها شبكه‌ فارسي زبان مختص كودكان و نوجوانان در دنياست، اشاره كرد و گفت: يكي ديگر از سياست‌ها و روش‌هاي تبليغي مسيحيان افراطي در ايران كليساي خانگي‌است . اين كليساها بر اساس شيوه‌ شبكه‌اي و به شكل هرمي فعاليت مي‌كنند، به اين صورت كه هر كليساي خانگي متشكل از پانزده نفر است و از طريق سرشاخه‌اي با افراد بالاتر مرتبط مي‌باشد.

كاشاني در انتهاي بحث،‌ با اشاره به گرايش به مسيحيت در جامعه، به آسيب‌شناسي اين مقوله پرداخت و عدم پاسخ‌گويي به شبهات مطرح‌شده بر دين، ‌بحران هويت در جامعه، شريعت‌گريزي، مسايل سياسي، رها شدن گروه‌هاي آسيب‌پذير از جمله معتادان مواد مخدر و ... را از جمله دلايل رشد گرايش به مسيحيت افراطي در جامعه دانست و بر اين نكته تأكيد كرد كه تنها راه مقابله با اين هجمه‌ گسترده كه در نوع خود بي‌نظير است، همت جمعي همه دستگاه‌هاي متولي فرهنگي جامعه است.

برگزاري نشست‌هاي ميز انديشه پيرامون بررسي نحله‌هاي انحرافي تا پايان سال جاري ادامه خواهد داشت.

 

 

 

دوشنبه 19 بهمن 1388 - 11:27


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری