دوشنبه 20 آذر 1396 - 18:43
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

فرهنگي و هنري

 

حسين آرياني

 

ديدگاه‌ها و رهنمودهايي متعالي و انسان‌ساز

 

 

بررسي ديدگاه‌هاي حضرت امام خميني(ره) در مورد سينما

امام خميني ـ رحمت الله تعالي عليه ـ از همان آغاز نهضت در سال­هاي دهۀ چهل شمسي به ويژه در سخنراني‌ خود در خردادماه 43 به نقش هنر و تبليغات و وضعيت فسادآلود آن در زمان رژيم پهلوي توجه داشته و آن را يكي از ابزارهاي فاسدكنندۀ نسل جوان مي‌دانستند. حضرت امام به خوبي توجه داشتند كه هنر و سينما در اين مرز و بوم دچار چه سرنوشتي شده است. سينما به عنوان بزرگ­ترين، شايسته‌ترين و گسترده‌ترين هنر صنعت، كه مي‌توانست بهترين وسيلۀ پرورش انديشه‌ها و يكي از رشته‌هاي پُر رونق ارتباط جمعي محسوب شده و پديده‌اي فرهنگ‌ساز باشد، با توليد آثار مبتذل به تخدير اذهان عموم مردم به ويژه جوان‌ها پرداخت.

آگاهي حضرت امام به مسائل فوق ايشان را بر آن داشت كه در اوايل سال 57 در يكي از پيام‌هاي خود به اين نكته اشاره كنند: «نمايش‌هاي سينمايي ممكن است نمايش‌هاي اخلاقي و آموزنده باشد كه هيچ­كس آن را منع نكرده ولي سينمايي كه در عصر ما و زمان شاه متعارف است، هر جواني كه آنجا برود، فاسد مي‌شود كليۀ برنامه‌هاي فرهنگي و هنري فاسد است و هدف اين است كه جوان‌ها فاسد شوند. مراكز فساد از كتابخانه و مراكز آموزش بيشتر است. آن‌ها مي‌خواهند جوان‌ها به طرق مختلف بي­كاره و بي­عاره بار آمده و در برابر استفاده­جوهاي خارجي بي‌تفاوت باشند.»

امام در سخناني ديگر چنين گفته‌اند: «ساختن تئاتري كه مطابق با اخلاق انساني ـ اسلامي باشد، زحمت دارد و سينما هم اگر بخواهد چنين باشد، نيازمند به صرف مدّت‌ها وقت است و هرگز در متن سينما و تئاتر، نوشته نشده است كه بايد مركز فساد باشند و هنر آن‌ها هم عبارت بود از چيزهاي مبتذل، جز اين نبود كه افراد و جوانان ما را در دانشگاه‌ها و خارج و داخل طوري تربيت كنند كه همه را منحرف سازد.»

حضرت امام در وصيت­نامۀ الهي ـ سياسي خود ضمن مهم دانستن اثرگذاري رسانه‌ها و مطبوعات و هنر و سينما در جهت‌دهي به اين ابزار هنري و ترسيم آثار تخريبي هنرهاي وابسته و در خدمت فساد مي‌نويسند: «راديو و تلويزيون و مطبوعات و سينماها و تئاترها، از ابزارهاي مؤثر تباهي و تخدير ملّت‌ها خصوصاً نسل جوان بوده است. در اين صدسال اخير، به ويژه در نيمۀ دوم آن، چه نقشه‌هاي بزرگي از اين ابزار چه در تبليغ ضد اسلام و ضد روحانيت خدمت­گزار و چه در تبليغ استعمارگران غرب و شرق كشيده شد. فيلم‌هاي تلويزيون از فرآورده‌هاي غرب يا شرق بود كه طبقۀ جوان زن و مرد را از مسير عادي زندگي و كار و صنعت و توليد و دانش منحرف و به سوي بي‌خبري از خويش و شخصيت خود و يا بدبيني و بدگماني به همه چيز كشور خود، حتّي فرهنگ و ادب پُرارزشي كه بسياري از آن با دست خيانتكار سودجويان به كتابخانه‌ها و موزه‌هاي غرب و شرق منتقل گرديده است، گسيل مي­کرد. پس تباهي و تخدير و بي‌خبري، ره­آورد هنرهاي فاسد است و جهت داشتن و تربيت و بيدارسازي، محصول هنرهاي متعهد است.»

بخش اعظم هنر و فرهنگ در دوران ستم‌شاهي، در خدمت ترويج ابتذال و فساد بود. در واقع مردم براي تفريح و فراموش كردن مشكلات روزمره، به دامن ابتذال ارائه­شده در سالن‌هاي تاريك سينما پناهنده مي‌شدند. و در حقيقت كاركرد اصلي سينما در دوران رژيم گذشته، رواج واقع‌گريزي و افكار مبتذل در ميان مردم بود. به همين دليل است كه امام در نخستين سخنراني خود پس از ورود به ايران در بهشت‌زهرا گفتند: «چيزي كه بايد از آن براي پيشرفت تمدّن استفاده شود، ما را به توحّش كشاند. سينما يكي از مظاهر تمدّن است كه بايد در خدمت اين مردم و در خدمت تربيت اين مردم باشد و شما مي‌دانيد كه اين‌ها جوانان ما را به تباهي كشيدند. براي چه سينماهاي ما مركز فحشاء است. ما با سينما مخالف نيستيم، با مراكز فحشاء مخالفيم.»

امام خميني ـ رحمت الله تعالي عليه ـ از همان ابتدا، صدور انقلاب را، صدور فرهنگ انقلاب اسلامي مي‌دانستند و براي رسيدن به اين هدف، وسائل و اسباب مناسب بايد مورد استفاده قرار مي‌گرفت، كه مؤثرترين و فراگيرترين اسباب نشر فرهنگ، بي‌ترديد سينما بود كه از جهت وسعت حوزۀ مخاطبان و عمق تأثيرگذاري آن، سرآمد تمام هنرهاست. به اين دليل است كه پس از پيروزي انقلاب اسلامي در همان سال‌هاي اول در اين باره فرمودند: «فيلم و سينما مقوله‌اي است كه هم براي باسواد و بي‌سواد و كم‌سواد و براي همه قابل درك و فهم است.»

امام معتقد بودند كه سينما بايد همچون سلاحي ارزنده و مؤثر در ميان مصاف فرهنگي به كار گرفته شده و صداي رساي انقلاب را به جهانيان عرضه كند: «به امور تبليغات به خصوص مسائل هنري و فيلم­سازي توجه بيشتري شود و اين امور توسط افرادي كه آشنايي با هنر اصيل ايراني دارند و متعهد به اسلام هستند، انجام گيرد.»

از ابتداي به ثمر رسيدن انقلاب اسلامي، كاملاً مشخص بود كه توليدات داخلي با همه ضعف‌هايشان مي‌توانند با محصولات وارداتي كشورهاي ديگر رقابت كنند و با داشتن سينما و توليد داخلي و كم كردن ورود محصولات خارجي مي‌توان سينمايي پويا و موفّق و مستقل داشت. در صورتي كه ورود بي‌رويۀ فيلم‌هاي خارجي در زمان رژيم سابق، حتّي داشت منجر به مرگ سينماي ايران و توليدات داخلي مي‌شد. حضرت امام خميني در اين مورد گفته‌اند: «كساني كه كار هنري از عهده‌شان برمي‌آيد بايد تشويق و تقويت شوند تا از فيلم‌هاي خارجي بي‌نياز شويم.»

به اين ترتيب با سخنان امام، اهميت هنرهاي تصويري و نمايشي به خصوص سينما براي مسئولان مشخص شد. يعني هنري كه مي‌تواند ضمن پُركردن ايام فراغت، در تربيت و رشد و تعالي انسان‌ها نقش مهمي داشته باشد. امام خميني همواره به اين نكته توجه داشتند و سخنان و رهنمودهاي ارزشمند ايشان همواره مشوّق سينماگران و هنرمندان بود: «به عهده سينماها و تئاترها است، اين‌ها مي‌توانند نيروي ما را تقويت و تربيت كنند و خدمتشان ارزشمند است.»

ديدگاه متعالي امام را دربارۀ هنر در پيامي كه ايشان در تجليل از «هنرمندان متعهد» دادند مي‌توان كاملاً درك كرد: «تنها هنري مورد قبول قرآن است كه صيغل‌دهندۀ اسلام ناب محمدي(ص)، اسلام ائمۀ هدي(ع)، اسلام فقراي دردمند، اسلام پابرهنگان، اسلام تازيانه­خوردگان تاريخ تلخ و شرم‌آور محروميت‌ها باشد. هنري زيبا و پاك است كه كوبندۀ سرمايه‌داري مدرن و كمونيسم خون­آشام و نابودكنندۀ اسلام رفاه و تجمل، اسلام التقاط، اسلام سازش و فرومايگي، اسلام مرفهين بي‌درد و در يك كلمه، اسلام آمريكايي باشد. هنر در مدرسۀ عشق، نشاندهندۀ نقاط كور و مبهم معضلات اجتماعي، اقتصادي، سياسي، نظامي است. هنر در عرفان اسلامي، ترسيم روشن عدالت و شرافت و انصاف و تجسّم تلخ­كامي گرسنگان معضوب قدرت و پول است. هنر در جايگاه واقعي خود، تصوير زالو­صفتاني است كه از مكيدن خون فرهنگ اصيل اسلامي، فرهنگ عدالت و صفا لذّت مي‌برند. تنها به هنري بايد پرداخت كه راه ستيز با نهان­خواران شرق و غرب و در رأس آنان آمريكا و شوروي را بياموزد.»

امام خميني ـ رحمت الله تعالي عليه ـ با توجه به ديدگاهشان به هنر برتر، جلوه‌هاي ايثار و شهادت‌طلبي و جهاد حماسه‌آفرينان دفاع مقدّس را برترين هنري مي‌داند كه حتّي قابل ترسيم و تجسيم نيستند. ايشان در پيام سالگرد انقلاب مي‌فرمايد: «...گيرم كه قلم­فرسايان هنرمند، بتوانند ميدان‌هاي شجاعت و دلاوري آنان و قدرت و جسارت فوق‌العادۀ آن‌ها را در زير آتش مسلسل‌ها و توپ‌ها و تانك‌ها ترسيم نمايند و نقاشان و هنرپيشگان بتوانند پيروزي‌هاي هنرمندانه آنان را در آن شب‌هاي تار در مقابل موشك‌ها و بمب‌افكن‌هاي دشمن غدار و عبور از پيچ‌ و خم‌هاي سيم‌هاي خاردار و كوه‌هاي سر به فلك‌ كشيده و بيرون كشيدن دشمنان خدا از سنگرهاي بتوني و مجهز به جهازهاي پيشرفته را مجسّم نمايند، لكن آن بُعد الهي عرفاني و آن جلوه‌هاي معنوي رباني كه جان‌ها را به سوي خود پرواز مي‌دهد و آن قلب‌هاي ذوب شده در تجليات الهي را با چه قلم و چه هنر و چه بياني مي‌توان ترسيم كرد.»

امام خميني ـ رحمت الله تعالي عليه ـ در رهنمودي به فعالان هنر دفاع مقدّس نيز گفته‌اند: «لازم است ملّت شريف ايران عموماً و خصوصاً دولتمردان و گويندگان و نويسندگان و شاعران و هنرمندان از اين قشر فداكار، هر يك به سهم خود قدرداني نمايند و مراحل مختلف پيروزي اين حماسه‌آفرينان را با گفتار و نوشتار و كردار خود در معرض نمايش بگذارند.»

با مروري اجمالي به نظرات امام در مورد هنر و سينما، متوجه ديدگاه با عظمت و آرماني ايشان مي‌شويم هر چند همواره سعي شده در راستاي اين ره­نمودها حركت شود ولي باز هم نياز به تلاش بيشتر همچنان حس مي‌شود.

 

 

 

 

شنبه 17 بهمن 1388 - 12:56


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری