سه‌شنبه 30 آبان 1396 - 15:29
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

مقاله

 

حجت الاسلام علي جديدبناب

 

جستاري در اربعين حسيني

 

در مورد اربعين حسيني اقوال و روايات متعددي است كه نياز به بررسي و تحقيق عميق و مستند در اين راستا مي باشد كه با تحليل و بررسي اقوال موجود در نهايت به يك جمع بندي معقول و منطقي برسيم كه از جهات متعدد قابل استناد و مقبول بوده باشد و به اين طريق بتوانيم اين حادثه تاريخي را به صورت مستدل ارائه كنيم كه مقبول بوده و مورد تاييد مورخين بوده باشد.

ورود خاندان مکرّم سيدالشهداء به کربلا در راه بازگشت از شام به مدينه در روز اربعين و الحاق سر مقدس اباعبدالله الحسين(عليه السلام) به پيکر مطهّرش در آن روز، يکى ديگر از وقايع مبهم واقعه عاشورا و حوادث پس از آن است. به راستى اگرچه حادثه عاشورا دل خراش ترين و غمبارترين حادثه اى است که در طول تاريخ، قلب شيعيان و دوست داران خاندان عصمت و طهارت را جريحه دار ساخته و جا داشت تمامى وقايع آن بدون هيچ کم و کاستى در کتاب هاى تاريخ نقل شود، امّا مع الاسف از آن جا که هم در زمان وقوع حادثه عاشورا و هم پس از آن شيعيان على بن ابى طالب و فرزندان معصومش تحت بيشترين فشارها و آزارها بوده، سخت ترين شکنجه ها و تحريم ها را متحمّل شده و عملا در حاشيه قرار گرفته بودند ، هيچ گاه امکان ضبط و نقل وقايع غم بار عاشورا و آن چه بر خاندان مکرم سيد الشهداء گذشت پديد نيامد. به راستى وقتى تاکنون به طور قطع و يقين سرنوشت سر مقدس اباعبدالله الحسين(عليه السلام)که در واقع يکى از مهم ترين امورى است که بايد مورد توجه قرار مى گرفت روشن نشده است و اقوال در باره دفن سر مطهر آن حضرت مختلف و متشتت است چگونه مى توان انتظار داشت وقايع ريز و درشت ديگرى همچون مدّت حبس خاندان سيد الشهداء در کوفه ، روز حرکت از کوفه و مسير حرکت آنان از کوفه تا شام، ميزان اقامت آنان در شام و بالأخره مسير بازگشت آنان به درستى و روشنى ، و بدون هيچ گونه اختلافى ثبت و ضبط شده باشد؟!

مى دانيم که بخش اعظم وقايع عاشورا و حوادث پس از آن، توسط مورخان اهل سنت که بعضاً تلاش مى کردند دامن يزيد و خاندان بنى اميه را از اين لکه ننگ ابدى، پاک سازند نقل شده است، پس نبايد انتظار داشت تمام وقايع و حوادث بدون کمترين تحريفى نقل شده باشد. از آن گذشته اگر مورخان نيز قصد نگارش حوادث را به صورت صحيح و بدون تحريف داشتند، حکّام وقت ممانعت به عمل آورده و معلوم نبود که چه سرنوشتى در انتظار نويسنده و نوشته او بود.

مشهور بين عرف شيعه آن است که امام سجاد(عليه السلام) به همراه اهل بيت سيدالشهداء(عليه السلام) در راه بازگشت از شام، به کربلا رفته و روز اربعين موفق به زيارت قبر مطهر حسين بن على(عليه السلام) و اصحاب باوفايش شدند و پس از سه روز عزادارى و اقامه ماتم به مدينه الرسول(صلى الله عليه وآله)بازگشتند. و نيز بين شيعيان مشهور است که زين العابدين(عليه السلام)سر مطهر پدر را در آن روز به بدن شريفش ملحق نمود. اما با وجود اين از ديرباز در ميان محقّقان و صاحب نظران در باره رسيدن کاروان اسرا در اربعين اول به کربلا اختلاف نظر بوده است. برخى آن را تاييد کرده، شواهد تاريخى بر آن اقامه مى کنند و برخى ديگر، حضور خاندان سيد الشهداء(عليه السلام) را در اربعين اول انکار کرده تحقق آن را امکان پذير ندانسته يا محقق شده نمى دانند.

  برخي از مقتل نويسان نقل كرده اند: چون زنان و خاندان حسين(ع) از شام باز گشتند و به سرزمين عراق رسيدند، به راهنماي قافله گفتند ما را از كربلا ببر. پس راه كربلا را پيش گرفتند تا به قتلگاه رسيدند، جابر بن عبدالله انصاري و جمعيتي از بني هاشم و مرداني از اولاد پيامبر(ص) براي زيارت قبر حسين(ع) بدانجا آمده اند. آنان همگي به عزاداري پرداختند، و با گريه و اندوه مجلسي را به پا داشتند كه دلها را جريحه دار مي ساخت.[1]

مورخان آن روز را بيستم صفر سال 61هجري قمري مصادف با اربعين شهادت امام حسين(ع) دانسته اند و گويا اين كاروان سر حسين(ع) را همراه خود داشتند و در همان نخستين روز ورود به بدنش ملحق كرده اند. [2]

اما سيدبن طاووس كه حضور اهلبيت امام حسين(ع) را در نخستين اربعين نقل كرده است، در كتاب "اقبال" در اعمال روز بيستم صفر، بعد از اشاره به آنچه كه در لهوف نوشته است، مي افزايد: وقوع قضيه ياد شده بعيد است، زيرا كه عبيدالله زياد واقعه كربلا را در نامه اي به يزيد گزارش داد و از او نسبت به انتقال اهلبيت به شام، اجازه خواست و تا دريافت پاسخ، كه مدت بيست روز يا بيشتر طول مي كشد، منتظر ماند. و ديگر آن كه روايت شده: چون اهلبيت را به شام فرستاد، ايشان را يك ماه در مكاني جاي دادند كه مانع از گرما و سرما نبود. بنابراين مقتضي است كه رسيدن ايشان به مدينه و يا كربلا پس از اربعين باشد. [3]

علاوه بر اين كه سيدبن طاووس كه ناقل روايت آمدن اهلبيت به كربلاست، خود اين روايت را در اثر ديگرش نقد كرده است. ديگر مورخان و محدثان نيز آن را تاييد نكرده و بلكه خلاف آن را گفته اند. چنانكه شيخ مفيد در مسارالشيعه مي نويسد: بيستم ماه صفر، روز بازگشت خاندان حضرت ابيعبدالله الحسين(ع) از شام به سوي مدينه طيبه است و آن روزي است كه جابر بن عبدالله انصاري جهت زيارت قبر حضرت ابيعبدالله(ع) از مدينه به كربلا وارد شد و او نخستين كسي است كه آن حضرت را زيارت كرده است. [4]

ميرزا حسين نوري در كتاب لؤلؤ و مرجان پس از نقل موارد ذكر شده مي نويسد: ظاهر عبارت شيخ مفيد و ديگر راويان آن است كه روز اربعين از شام بيرون آمدند نه آن كه وارد مدينه شدند، چنانكه بعضي توهم كرده اند؛ چون از دمش تا مدينه كمتر از يك ماه سير قافله طول نمي كشد، به ويژه آن قافله حسب دستور يزيد به نعمان كه با آن رفتار نموده است، و دوري مابين اين دو سرزمين بيش از دويست فرسخ است و اگر مراد آن بود، تغيير عبارت نمي داد و در حق جابر كه اختلافي در ورود او به كربلا در روز اربعين نيست به ورود در اينجا رجوع تعبير فرمود و در هر حال اين كلمات صريح است در نيامدن ايشان به كربلا، در غير اين صورت در قايع ماه صفر ذكر آن از جهاتي مطلوب و اولويت داشت. [5]

 مرحوم نوري براي اثبات نظر خود دليل ديگري مي آورد و آن روايت ورود جابر بن عبدالله انصاري به كربلاي معلي است، كه در منابع معتبر نقل شده است: عطيه بن سعد بن جناده عوفي، كه از روات اماميه است و اهل سنت در رجال خود تصريح كرده اند كه وي راستگو بوده و در سال 111هجري قمري وفات كرده، چنين روايت كرده است: با جابر به جهت زيارت حسين بن علي(ع) بيرون رفتينم، آنگاه شرح داده كيفيت ورود خود و جابر را به كربلا كه به اجمال چنين است كه جابر غسل كرد و خود را شبيه محرمان نمود و خود را خوشبو نمود، و چون نابينا بود عطيه دستش را به قبر مطهر رسانيد، پس بيهوش شد، آب بر او پاشيده به حال آمد. پس به سوز دل سخناني جگرسوز به آن حضرت عرض كرد. آنگاه بر شهداء سلام كرد و در آخر كلامش گفت: كه ما نيز شريك بوديم در آن امري كه داخل شديد. يعني مجادله و مقاتله و نصرت ذريه خاتم الانبيا(ص) [6].

عطيه گفت: ما رنجي نكشيديم و شمشيري نزديم، ولي سرهاي اين گروه از بدن جدا و زنانشان بيوه و فرزندانشان يتيم شدند، چگونه در اجر با ايشان شريك باشيم؟ جابر در جواب حديث نبوي را كه خود شنيده بود، ذكر نمود كه هركس دوست دارد عمل قومي را، با ايشان در ثواب آن عمل شريك باشد. و گفت: نيت من و اصحابم بر همان نيت حسين(ع) و اصحاب اوست. آنگاه فرمود: مرا ببريد به طرف خانه هاي كوفه. چون مقداري از مسافت راه سپري شد فرمود: اي عطيه آيا تو را وصيتي بكنم؟ و گمان ندارم بعد از اين سفر ديگر تو را ملاقات كنم. پس او را به دوستي دوستان آل محمد(ص) و دشمني با دشمنان ايشان امر كرد. [7]

از اين خبر شريف معتبر معلوم مي شود جابر چند ساعتي بيش، در آن جا درنگ نكرد و كسي را ملاقات ننمود. و دراين راستا بعيد به نظر مي رسد كه اهل بيت وارد شوند و با جابر ملاقات كنند و عطيه در نقل چگونگي آن سفر زيارت با جابر ابدا اشاره به آن نكند. همچنين سيدبن طاووس در مصباح الزائر در اعمال روز اربعين روايت كرده از عطا و ظاهرا همان عطيه مذكور در خبر سابق است، گفت: من در بيستم صفر با جابر بن عبدالله انصاري بودم تا اينكه به غاضريه رسيديم؛ آنگاه جريان غسل و سعد و بيهوشي جابر را ذكر نمود. پس از افاقه زيارتي از او نقل كرد كه به آن بر آن حضرت سلام كرد و معروف است آن زيارت به زيارت آل الله(ص) و نيز زيارت مختصري براي علي بن الحسين(ع) نيز مختصري براي شهداء. آنگاه بر سر خبر حضرت ابوالفضل رفت و زيارت كرد و نماز به جاي آورد و رفت. [8] و در آن جريان اشاره به ورود اهل بيت نشده است. و گمان ندارم صاحب عقل سليمي باور كند كه حضرت سجاد(ع) به آنجا بيايد و در ظاهر اول زيارت آن جناب باشد و اشاره به آن نشود و زيارتي و سخني از آن حضرت نقل نكند و از جابر نقل زيارت كند، كه تاكنون شيعيان در آن روز به آن عمل كنند. [9]

 با اين وجود نقدها بر روايت يادشده وارد است و به همين جهت تعدادي از محققين اين رخداد را موافق با واقعيات تاريخي نمي دانند به ويژه آنكه مسيري كه كاروان طي مي كرده با موقعيت جغرافيائي كربلا، تلاقي نداشته، اما عده اي ديگر از پژوهشگران با توجه به شواهد و دلايل تاريخي و نقشه هاي جغرافيايي و راه هاي شوسه قديم، وقوع چنين واقعه اي را چندان بعيد نمي دانند چنانكه محقق دانشمند آيت الله شهيد سيدمحمدعلي قاضي طباطبايي(ره) در پژوهشي گسترده، ضمن ارائه اسناد و مدارك بسيار، كوشيده است تا ثابت نمايد كه ملاقات جابر با كاروان اهلبيت و مجلس سوگواري، در نخستين اربعين شهادت رخ داده است و كاملا با حقايق تاريخي و موقعيت هاي جغرافيايي سازگار است. [10]

البته با توجه به مطالبي كه از سيدبن طاووس نقل شد و در بعضي منابع ديگر نيز آمده است پذيرش اين مطلب دشوار به نظر مي رسد هر چند كه نمي توان با قاطعيت نيز آن رد كرد.

مطلب ديگري كه در راستا قابل بررسي است و نياز به تامل دارد بررسى وقايع مرتبط با واقعه اربعين حسيني است كه به نظر مي رسد تحقيق و تتبع در اين زمينه برخي از ابهامات را مرتفع سازد.

به طور کلّى وقايعى را که با رسيدن کاروان اسرا به کربلا رابطه مستقيم دارد مى توان در امور ذيل خلاصه نمود:

1 ـ مدت زندانى بودن اهل بيت سيدالشهداء(عليه السلام) در کوفه و زمان حرکت آنان به سوى شام

2 ـ مسير کاروان اسرا از کوفه تا شام

3 ـ زمان صرف شده براى رسيدن به شام

4 ـ مدت زمان اقامت اهل بيت امام در شام

5 ـ مسير بازگشت از شام به مدينه و بررسى احتمال عزيمت آن کاروان به کربلا و رسيدن به آن جا در اربعين اول

بررسي موارد مذكور پنجگانه در رابطه با موضوع مورد نظر ما مي تواند بعضي از ابهامات را تبيين نمايد و در نهايت بتوانيم به به يك نتيجه كلي در اين رابطه نائل شويم هر چند كه بسيار مشكل به نظر مي رسد ولي وقتي مدت زمان زنداني شدن اهل بيت در كوفه و همچنين زمان حركتشان به سوي شام مشخص شود و مسير حركت كاروان از كوفه به سوي شام معلوم گردد و همچنين مدت زمان صرف شده براي رسيدن به شام و نيز اقامتشان در شام و از طرفي بررسي مسير بازگشت از شام به مدينه و احتمال عزيمت آن كاروان به كربلا مورد بررسي قرار گيرد شايد بتوان در نهايت در رابطه با رسيدن كاروان اهل بيت به اربعين حسيني به يك جمع بندي رسيد.

در هر صورت در رابطه با اربعين حسيني و رسيدن كاروان به اربعين اول دو احتمال وجود دارد كه احتمال اول اين است كه قرائن و شواهد گوياي آن است كه رسيدن اهل بيت به كربلا در اربعين اول بعيد به نظر مي رسد. احتمال دوم آن است كه اهل بيت در اربعين اول در كربلا حضور يافته اند و سه روز در آنجا به اقامه عزا پرداخته اند و سپس به طرف مدينه حركت كرده اند ولي در اينكه جابر بن عبدالله انصاري در اربعين اول شهداي كربلا در كربلا حضور داشته جاي ترديد نيست و مورخين شيعه و سني آن را نقل كرده اند.

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1] - لهوف، سيد بن طاووس، ص86.

[2] - الآثار الباقيه، ترجمه، ج2، ص392، تهران: 1321.

[3] - اقبال، سيدبن طاووس، ص589.

[4] - مسارالشيعه، شيخ مفيد، ص 46. و مصباح المجتهد، شيخ طوسي، تصحيح اسماعيل انصاري زنجاني، ج3، ص730 و مصباح كفعمي، بيروت: مؤسسه اعلمي، 1403 ق ، ص489 و 510.

[5] - لؤلؤ و مرجان، چشم اندازي به تحريفات عاشورا، ميرزا حسين نوري، تحقيق مصطفي درايتي، ص229-235،  قم: انتشارات مطهري، 1379ش.

[6] - تفسير تاريخ سرخ، محمد جواد صاحبي، ص358،  چاپ دوم، تهران: موسسه فرهنگي و انتشاراتي پازينه، 1384شمسي.

[7] - بشاره المصطفي، طبري، ص74-75.

[8] - بحارالانوار، مجلسي، ج101، ص329 به نقل از مصباح الزائر.

[9] - لؤلؤ و مرجان، چشم اندازي به تحريفات عاشورا، ميرزا حسين نوري، تحقيق مصطفي درايتي، ص236،  قم: انتشارات مطهري، 1379ش.

[10] - تحقيق درباره اول اربعين، سيدمحمد علي قاضي طباطبايي(ره)، چاپ دوم، تبريز: 1379قمري.

 

چهارشنبه 14 بهمن 1388 - 10:37


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری