شنبه 28 مرداد 1396 - 23:13
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان خراسان رضوي

 

تاثير پذيري انقلاب اسلامي ايران از عنصر مقاومت ديني عاشورا

 

 

در ميان حوادث تاريخي حادثه كربلا برجسته ترين حادثه در بهره گيري از عنصر مقاومت و صبر است. حماسه وايثار و مجاهدتهايي كه در واقعه عاشورا جلوه نمود ويژه و منحصر به فرد است .

تمام لحظات و صحنه هاي اين حماسه ماندگار و لحظه  به لحظه حماسه آفرينان عاشورا درس مقاومت و ايستادگي است0اماسخن در تاثير پذيري است  و لازم است در اين مقوله بحث شود.

«تأثير پذيري و تأثيرگذاري در نهضت كربلا»

گرچه امام حسين (ع) رهبر نهضت عاشورا حركت خويش را در مبارزه با طاغوت از راه انبياء و مبارزات آنان الهام ميگيرد و هنگام خروج از مدينه اين آيه را تلاوت ميكند«فخرج منها خائفأ يترقب  قال رب نجني من القوم الظالمين1» كه آيه اشاره به خروج خائفانه حضرت موسي از شهر  و گريز از سلطه طاغوت دارد با اين حال طولي نمي كشد كه آن حضرت شاهكار صبر و مقاومت را در تاريخ جهان  رقم مي زند و خود ويارانش الهام  بخش و الگوي تمامي انسانها در مقاومت و ايستادگي مي گردند. و رهبر نهضت به تمام انسانها اعلام مي كند كه حركت و مبارزه با طاغوت  ،ظلم و ستم سرمشق و الگوست «فلكم في اسوه2» در زيارت شهداي كربلا آمده است كه: انتم لنا فرط ونحن لكم تبع و انصار3» شما براي ما پيشتاز و پيشاهنگ هستيد و ما هم پيرو و ياور شمائيم0 اين جمله نشان مي دهد كه  اگر تشيع در حركت سياسي و اجتماعي خود بخواهد در مسير واقعي خويش حركت كند بايد همان راهي را برود كه شهداي كربلا طي كردند و اين بدان معنا نيست كه طالب جنگ باشد بلكه براي صيانت از ولايت و ارزشها از تمامي هستي خود دريغ  ندارد.

تاثير گذاري نهضت عاشورا به حدي بود كه افرادي كه در كربلا نبودند حسرت و افسوس مي خوردند كه چرا در نهضت حسيني حضور نداشتند لذا بعدها نهضت توابين بوجود آمد و قيامهايي مثل انقلاب مدينه –قيام مختار و قيام زيد كه به تاثير از  قيام امام حسين (ع)بود رخ داد.

حتي در  تاريخ نهضتهاي جهان نهضتهاي ديگري هم مي توان نام برد كه از اين حركت عظيم  تاثير پذيرفته  و حركت خود را آغاز كرده اند نمونه آن مبارزات استقلال طلبانه هند به رهبري گاندي است كه خود به صراحت اعلام مي كند كه بايستي سرمشق مردم هند امام حسين (ع) باشد.

«من زندگي امام حسين –عليه السلام – آن شهيد بزرگ اسلام  را به دقت خواندام و توجه كافي به صفحات كربلا نموده ام و بر  من روشن شده است كه اگر هندوستان بخواهد يك كشور پيروز گردد، بايستي از سرمشق امام حسين عليه السلام پيروي كند4»محمد جناح قائد اعظم پاكستان نيز در  جمله اي مي گويد:

« هيچ نمونه اي از شجاعت بهتر از آن كه امام حسين (ع) از لحاظ فداكاري و تصورنشان داد  در عالم  پيدا نمي شود ، به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدي كه خود را در سرزمين عراق قرباني كرد پيروي نمايند.5»

در موردحركت امام حسين و تاثير پذيري آن سخن بسيار است اما آنچه كه مورد بحث ماست تاثير پذيري انقلاب  اسلامي از عنصر مقاومت حسيني است.

«تاثير پذيري انقلاب اسلامي از حماسه عاشورا»

قوي ترين دست مايه جهاد مردم و ظلم و نهضت انقلاب اسلامي و تداوم انقلاب حماسه عاشورا است0نبرد و شهادت مظلومانه ،و پايبندي به اعتقادات در شديدترين لحظات انقلاب – عدم بازگشت از اعتقادات در اوج تنهايي و شهادت ياران همه ازثمرات الگوگيري و تاثيرپذيري از نهضت عاشورا بود.

امام خميني (ره) مي فرمايند: اگر عاشورا و گرمي و شور انفجاري آن نبود معلوم نبود چنين قيامي بدون سابقه و سازماندهي واقع مي شد 0واقعه عظيم عاشورا از 61 هجري تا خرداد 42  و از آن  تاقيام عالمي بقيه الله اروحنا لمقدمه الفداء در هر مقطع انقلاب ساز است.6    تاثير پذيري انقلاب اسلامي از حماسه عاشورا در تمامي ابعاد بود اماا اگر يك تقسيم بندي كلي از اين تاپير پذيري داشته باشيم شايد در سه بخش بتوان آنرا مورد بررسي و بحث قرار دارد:

1-تاثير پذيري آن در انگيزه نهضت

2-تاثير پذيري آن در رهبري نهضت

3-تاثير پذيري آن در ياران نهضت

«تاثير پذيري از عاشورا در انگيزه نهضت»

شهادت مظلومانه سيد الشهدا و يارانش در كربلا ،تاثير بيدارگر و حركت آفرين دارد از اين روست كه انقلاب اسلامي ايران آنچه كه انگيزه هاي قيام  و حركت مردم و رهبري را خالص و تطهير مي كرد نام وياد امام و كربلا بود هر كجا كه سخنراني ستم شاهي برپا مي شد بعيد بود كه امام حسين (ع)بر زبانها نيايد.

حادثه كربلا   براي هر انسان آزاده اي ايجاد انگيزه مي كند كه در مقابل اهل ظلم تسليم نشود تا آخرين لحظه به  رهبري ديني خود پايبند باشد و از هر گونه فداكاري در احياي حق دريق نورزد انسان وقتي انگيزه و علل وقوع حادثه جانسوز كربلا را با دقت بررسي مي كند متوجه مي شود كه براي رسيدن به خدا انگيزه راستين و پولادين مي خواهد .

«تاثير پذيري انقلاب اسلامي در رهبري نهضت از عاشورا »

براي تعيين تاثير پذيري انقلاب اسلامي در رهبري خود از نهضت عاشورا بايد اشاره اي به اوضاع اجتماعي و سياسي عصر امام حسين (ع) و امام خميني (ره) و اقدامات امام حسين(ع) و امام خميني (ره)  نمود.

«تغيير نگرش در انديشه ديني مردم»

بعد از شهادت امام (ع) و صلح امام حسن (ع) شرايط  اجتماعي به گونه اي در آمده بود كه گويي دين از سياست جداست درآن زمان قشر عظيمي از مردم دردرك حقيقت دين و فهم معارف اسلامي با مشكل روبرو بودند در چنين شرايطي بني اميه  زمان حكومت اسلامي را بر دست گرفته و براي توجيه حكومت خود به ترويج نوعي انديشه جبر گرايانه پرداختند انديشه اي كه هر گونه  مسئوليت پذيري را از مسلمانان سلب ميكرد آنان به راحتي مي پذيرفتند كه اگر بني اميه در مسند قدرت هستند  موهبتي الهي است كه خدا به آنان عطا كرده است و اگر امام حسن گوشه منزل نشسته و تن به صلح داده است خواست خدا مي با شد و هر نوع انتقادو اعتراض بر دستگاه اموي اعتراض به مشيت الهي شمرده مي شد دين  يك امر فردي و عبادي بود و به گونه اي در آمده بود كه افراد را خود بخود زير بار سلطه بني اميه مي برد امام حسين (ع) در آن موقعيت براي احياي اسلام و اصلاح در جد امت خويش جز قيام راه ديگري نداشت.

لذا فرمودند : « اني لم اخرج اشرأ و لا بطر و  لا مفسدأ و لا  ظالمأانما خرجت لطلب الاصلاح في امه جدي»7 قبل از قيام امام خميني (ره) هم ملاحظه مي شود كه جامعه در زمينه عقايد الهي و مذهبي دچار آسيب هاي جدي شده است دين به هيچ يك از امور سياسي ، اجتماعي و فرهنگي جامعه كاري ندارد و فقط امري است كه به برخي از عبادات  و اعمال خردي  ختم مي گردد و چنين بر داشتي تنها مطلوب حاكمان ظالم جامعه  است و به وسيله حكومتهاي باطل در جامعه رواج پيدا مي كند جامعه ايران كاملأ به شرق  وغرب وابسته بود امام خميني با تاسي از قيام عاشورا و با اشاره به وضع آن زمان مي فرمايد: « اين يك نقشه شيطاني بوده است كه از زمان بني اميه و بني عباس طرح ريزي شده است و بعد  آن هم هر حكومتي كه آمده است تائيد اين امر را كرده است و اخيرا هم كه از راه شرق و غرب به دولت هاي اسلامي باز شده اين امر  در اوج خودش قرارگرفت كه اسلام يك مسئله شخصي بين بنده و خداست و سياست از اسلام جداست و نبايد مسلمان در سياست دخالت كند و نبايد روحانيون وارد سياست بشوند 8. امام قيام در راه خدا را لازم مي داند  و مي فرمايند :

خود خواهي و ترك قيام براي خدا ما را به روزگار سياه مي رساند و همه جهانيان را بر ما چيره كرده و كشور هاي اسلامي را زير نفوذ ديگران در مي آورد.9  امام حسين در قيام خود به دنبال بطلان تفسير ها و برداشتهاي رايج آن زمان از دين بود و مي خواست و با احياي دين حقيقي ،چهره پويا و سازنده  و جهت دهنده دين را براي مردم نمايان سازد لذا مي فرمايد :انما  خرجت، لطلب الاصلاح في امه جدي اريد ان امر بالمعروف و انهي عن المنكر و اسير بسيره جدي و ابي علي ابن ابيطالب. 10

امام حسين قيام مي كند تا نشان دهد كه آنچه بني اميه حكومت خود را به وسيله آن توجيه مي كند دين نيست بلكه نوعي فريب و نيرنگ است كه به اسم دين عرضه مي شود .

امام خميني (ره)نيز اصلاح انديشه هاي ديني را سر لوحه نهضت اسلامي قرار مي دهد و با طرح مسئله عدم جدايي دين از سياست اسلام را يك دين اجتماعي و همه جانبه  معرفي مي كند ايشان مي فرمايند :

ما مؤظفيم ابهامي را كه نسبت به اسلام به وجود آورده اند برطرف سازيم تا اين ابهام را از اذهان نزدائيم هيچ كاري نمي توانيم انجام بدهيم.11

هنگامي كه معاويه براي خلافت موروثي خاندان بني اميه و جانشين فرزندش يزيد بيعت خواست با مخالفت شديد امام رو برو شد و تن به ذلت بيعت با يزيد نداد.

امام خميني  (ره) نيز  با  اقتدا به امام حسين (ع) چنين  كردند و در مقابل حكومت جور همه مصيبت ها را تحمل كردند و با ايستادگي و سازش ناپذيري خود مشروعيت اجتماعي وسياسي شاهنشاهي را زير سوال بردند و براي هميشه شر آنرا از سر مردم ايران كم كردند  آزادگي  و ظلم ستيزي راه امام حسين (ع) بود كه در وجود امام خميني (ره) دوباره متجلي شد و عاشوراي ديگري را بر پا ساخت امام در اين باره مي فرمايند :

حضرت سيدالشهدا به همه آموخت كه در مقابل ظلم و در مقابل ستم ، در مقابل حكومت جائرچه بايد كرد .12 امام مسلمين به ما آموخت كه در حالي كه ستمگران زمان به مسلمين حكومت جائرانه ظلم مي كننددر مقابل او اگر چه قواي شما نا هماهنگ باشد به پا خيزيد و استنكار كنيد . اگر كيان اسلامي را در خطر ديديد فداكاري كنيد و خون نثار كنيد .13

«اهميت رهبري به حضور و جايگاه مردم »

در سال 60 هجري كه امام حسين (ع) نهضت را شروع كردند  شرايط خاصي  بر جامعه حاكم بود و مردم كوفه وقتي از قيام امام طلاع يافتند نامه هاي فراوان به ايشان نوشته و از امام دعوت نمودند امام هم به استقبال مردم پاسخ مثبت دادند تا نشان دهند كه به نقش و جايگاه مردم ارزش قائلند امام براي اتمام حجت به طرف آن شهر حركت كرد  به نداي مردم پاسخ گفت.

امام خميني وقتي قيام خود را آغاز كرد به نقش مردم اهميت فراوان دادند .

« اگر ما بتوانيم مردم را بيدارو آگاه سازيم حتما او را با شكست مواجه خواهيم ساخت  بزرگترين كاري كه از ما ساخته است بيدار كردن و متوجه كردن مردم است آن وقت خواهيد ديد كه داراي چه نيروي عظيمي خواهيم بود كه زوال نا پذير  است.14

«ايجاد حكومت ديني»

اجراي اصول اجتماعي ،اقتصادي و فرهنگي دين مبين اسلام بدون يك حكومت ديني ميسر نيست امام حسين در قيام خود به دنبال ايجاد حكومت اسلامي بود.

امام خميني نيز در قيام خود تشكيل يك حكومت ديني را انگيزه خود قرار داده و مي فرمايد: زندگي حضرت صاحب سلام الله عليه ،زندگي همه انبيا عالم ،همه انبيا از اول ،از آدم تا حالا همه شان اين معنا بوده است كه در مقابل حكومت جور ،حكومت عدل را مي خواستند  درست كنند.15

ايشان در جاي ديگر مي فرمايند:

« توده هاي آگاه وظيفه شناس و دين دار اسلامي تشكيل شده قيام كنند و حكومت اسلامي تشكيل دهند».1

«تصريح و ترويج ارزشهاي اسلامي »

قيام امام حسين (ع) تجلي ارزشهاي الهي و انساني بود ترويج روحيه ايثار ، فداكاري محبت و عشق به خدا، اهميت به دستورات الهي  و در نهايت  شهادت در راه معبود همه و همه تصريح به ارزشهاي اسلامي بود.

امام خميني نيز با  اقتداي به امام حسين عليه السلام توانست اين نهضت عظيم را به ثمر  رساند و مجددا به احياي ارزشها در جامعه اسلامي بپردازد.

«تاثير  پذيري ياران و پيروان انقلاب از نهضت عاشورا»

از همان روزهاي اوليه انقلاب حاميان انقلاب پيروان واقعي آن رامردم با  تمسك به نام و ياد امام حسين حركت ديني و اسلامي خودشان را آغاز نمودند آنها گويي از لحظه به لحطه حماسه عاشورا  درس گرفته بودند وشايد همين تدبر وتعمق در حماسه عاشورا آنها را از مردم كوفه متمايز  مي سازد.

و ياران امام خميني ياراني با وفا و صبور و مقاوم مي شوند. با نگاهي مبارزات سياسي ملت ايران و شعار هاي آنان به راحتي انسان تاثير عاشورا  را مي بيند . مردم از همان آغاز انقلاب با هم ندا در دادند كه «نهضت ما حسيني است،رهبر ما خميني است» «حسين حسين شعار ماست شهادت افتخار ماست»

«كل ارض كربلا ،كل يوم عاشورا».

 

 

«فهرست منابع»

1-قصص ،آيه 21.

2-موسوعه كلمات الامام حسين ،ص 61.

3-  التهذيب ،شيخ طوسي ،ج 6، ص76.

4-فرهنگ عاشورا،ص 279.

5- فرهنگ عاشورا ،ص279.

6-صحيفه نور ،ج16،ص219.

7-مقتل خوارزمي،ج1،ص188 .

8-اورعي ،غلامرضا، انديشه امام خميني درباره تغيير جامعه ،ص232 .

9-امام خميني ،صحيفه نور ، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي ،ج 1،ص165

10-مقتل  خوارزمي ،ج1،ص188

11-امام خميني ،ولايت فقيه ،ص177

12-امام خميني،قيام عاشورا در كلام وپيام امام خميني، مؤسسه تنظيم ونشر آثار امام خميني ،ص55

13- همان

14-امام خميني(ره)،درجستجوي راه از كلام امام ،دفتر  دهم ،ص46

15-امام خميني،قيام عاشورا ،ص38

16-امام خميني ،ولايت فقيه ،ص173

 

عبدالله ابراهيمي  احمدي

 

دوشنبه 12 بهمن 1388 - 13:6


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری