جمعه 28 دی 1397 - 2:52
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

سه پديده در آينه رمان (قرآن كريم، انقلاب اسلامي، دفاع مقدس)

 

سه پديده در آينه رمان (قرآن كريم، انقلاب اسلامي، دفاع مقدس)

به اهتمام: مجتبي رحمان‌دوست

انتشارات سوره مهر

چاپ اول 1388

قصه و داستان، داستان درازي دارد و شايد بتوان عمري به درازاي عمر بشر روي كره زمين، براي داستان قائل شد. مي‌توان گفت شاهنامه فردوسي رماني است هزارساله و طبعاً به نظم. در كتاب حاضر وجه مشترك سه پديده (قرآن كريم، انقلاب اسلامي و دفاع مقدس) از زاويه ديد نظريه ادبيات داستاني و به خصوص داستان و رمان مد نظر نويسنده است.

در بخش اول كتاب، نگاهي به تعاريف ادبيات، رمان، داستان و انواع مختلف آن و ساير مباحث نظري مرتبط با اين موضوع افكنده شده، تا در اول كار، اجمال و ابهامي در اين زمينه باقي نمانده باشد.

بر طبق روايت كتاب: ادب در لغت به معناي ظرافت، دانش، هنر، اخلاق نيكو، نگاه داشتن اندازه و حد هر چيزي، نيك‌گفتاري، حسن تناول، حسن معاشرت، آزرم، حرمت، موقع‌شناسي و كسي را به ميهماني خواندن است. اما در مفهوم عام مجموع آثاري است كه در هر زبان نوشته مي‌شوند.

در تعريف ديگري مي‌خوانيم: ادبيات عبارت است از تمام ذخاير و مواريث ذوقي فكري اقوام و امم عالم كه مردم در ضبط و نقل و نشر آن‌ها اهتمام كرده‌اند. اين ميراث ذوقي و فكري كه از رفتگان بازمانده است و آيندگان نيز همواره بر آن چيزي خواهند افزود، همواره موجب استفاده و تمتع و التذاذ اقوام و افراد جهان خواهد بود.

نويسنده مي‌نويسد: علاوه بر دكتر عبدالحسين زرين‌كوب كه تعريف فوق را درباره ادبيات ارائه داده است، ماكسيم گوركي و ژان‌پل سارتر و... نيز تعاريفي را در اين باب آورده‌اند.

مثلاً ويليام گريس مي‌گويد: ادبيات مفهومي است كه هر صاحب نظري آن را به گونه‌اي هماهنگ با جهان‌بيني اجتماعي، علمي و مذهبي خويش تعبير و تفسير نموده و چه بسا كه چهره‌اي از اين پديده را برگزيده و آن را به جاي كل انگاشته است.

بنا بر قول نگارنده، صرف نظر از گونه‌گوني نظرات، كه امري است طبيعي، يك نكته را به يقين مي‌توان بيان نمود كه اگر علم در مطالعه پديده‌هاي هستي روشن گزينشي را به كار برد، روش معمول در هنر و ادبيات در مواجهه با پديده‌هاي هستي و تعبير آن‌ها كل‌گرايانه است و از اين رو شايد بتوان گفت ادبيات معرفتي است كه از نظري رفيع همه هستي را نظاره مي‌كند و رسالت حقيقي آن روشنگري اذهان و تلطيف احساسات بشري و بارور ساختن اميال پاك مهرورزي و همدردي ميان همه انسان‌ها و به كلامي، ارج نهادن به آرمان‌هاي والاي انسانيت است.

در قسمت ديگري از اين مجموعه داستان و شكل‌هاي آن در آينه ادبيات پرداخته شده است كه در اين رابطه ضمن پرداختن به معناي خاص و عام داستان‌نويسي، به آثار ادبي داستاني و آثار ادبي غير داستاني اشاره شده است.

آثار ادبي غير داستاني مشتمل بر زندگي‌نامه، اتوبيوگرافي، مقاله، تاريخ و سفرنامه‌اند، كه اگر چه اين آثار بعضي از عناصر داستاني را اخذ كرده‌اند اما هنر خوانده نمي‌شوند زيرا عمدتاً به خرد و قدرت استدلال خواننده توسل مي‌جويند.

نكته ديگر اينكه شكل‌هاي داستاني كمتر به صورت خالص يافت مي‌شوند. به نقل از نويسنده، در بيشتر داستان‌هايي كه تا امروز آفريده شده‌اند معمولاً درصدي از اين شكل با درصدي از آن شكل با شكل‌هاي ديگر آميخته شده است. مثلاً درصدي از رمان با درصدي از رمانس و غيره.

نويسنده معتقد است از مهم‌ترين انواع ادبي منشور، شكل داستاني است از اين رو، وي با تفصيل بيشتري به معرفي ابعاد و اقسام آن در اين اثر پرداخته است.

در اين باره آمده است داستان يكي از شاخه‌هاي مهم ادبيات است، ادبيات داستاني شامل آثاري است كه ماهيت تخيلي دارند و در عين حال با جهان واقعيت ارتباطي معنادار دارند.

در مجموع داستان و داستان‌پردازي تجلي و ترجمان افكار، عواطف، عقايد، علايق، آداب و سنن، رنج‌ها و شكنجه‌ها، آرزوها و آرمان‌ها و كلاً‌محتواي نهان‌خانه جان آدمي بوده و هست.

در بخش ديگري از همين فصل به طبقه‌بندي داستان از نظر محتوا پرداخته شده و بهاين ترتيب داستان‌هاي تحليلي و داستان‌هاي تفريحي  (تخيلي) مورد بررسي و تدقيق قرار گرفته است، نويسنده بر اين باور است كه ادبيات تخيلي، اگر چه با تصوير كردن جهان رويايي، خوانندگان را به عوامل ذهني مي‌فرستد، در عين حال ممكن است كه گاه پيوندهايي با اعماق اساطيري روان آدمي داشته باشد مانند كمدي الهي.

نكته‌اي كه درباره داستان‌هاي تحليل وجود دارد اين است كه اين‌گونه داستان‌ها از زندگي واقعي انسان‌ها بر پهنه جهان عيني برگرفته‌ شده‌اند و مي‌كوشند تا علاوه بر لذت، به خواننده، درك، بصيرت و شناخت دهند و نگاه او را به زندگي عميق‌تر كنند.

بنا بر قول كتاب حاضر، ادبيات داستاني گونه‌اي ادبيات منثور است كه در برگيرنده روايت‌هاي تخيلي است. هدف اين نوع ادبيات، آموزش يا سرگرم ساختن مخاطب يا هر دو آن‌هاست.

همچنين در بخش ديگري از فصل اول كتاب به ماهيت دو اصطلاح قصه و داستان اشاره شده است كه در اين باره مي‌خوانيم: در مجموع قصه شامل آثار ادبي قديم، اعم از افسانه، حكايت و... است كه از ديرباز در جوامع انساني مرسوم بوده و بيشتر جنبه خيالي و خارق‌العاده داشته باشد و داستان نيز شامل حكايت و افسانه و اسطوره (خواه منظوم و خواه منثور) خواهد بود و هم شامل قصه به معناي امروزي آن (يعني رمان).

درباره رمانس مي‌خوانيم: رمانس نوعي از قصه‌هاي تخيلي است كه به شرح حوادث و صحنه‌هاي شگفت و شورانگيز، عشق‌هاي سوزان و سودايي و سلحشوري‌هاي قهرمانان اصيل و شجاع مي‌پردازد.

از جمله مطالب اين فصل معرفي انواع رمان مشتمل بر رمان تاريخي، اجتماعي، احساساتي، پيكارسك، روان‌شناختي، پليسي، روستايي، علمي، محلي، تخيلي، تمثيلي، مكاتبه‌اي، عاشقانه، دلهره‌آور و... است.

فصل دوم اين مجموعه به بررسي‌ گونه شناسانه در قصه‌هاي قرآن كريم، اختصاص دارد. نويسنده در اين باره آورده است: وجود 116 داستان در قرآن كريم و سوره‌هايي نظير «نوح» و «يوسف»، كه از ابتدا تا انتها داستان‌اند و تأليف صدها جلد كتب قصص قرآن از سويي و وجود داستان معاصر و رمان كلاسيك در عصر حاضر و خصوصاً رشد و شفافيت بيشتر نظريه ادبيات داستاني در چند دهه اخير، بررسي ارتباط نوع قصه‌هاي قرآني با داستان امروز را ضروري مي‌سازد.

مسئله‌اي كه در اين فصل به تجزيه و تحليل آن پرداخته شده است اين است كه آيا داستان‌هايي نظير داستان يوسف (ع) و يا موسي (ع) در قرآن، رمان و يا حداقل يك داستان بلند به معناي امروزين آن است؟ وجود اشتراكات و افتراقاتي بين قصه‌هاي قرآن و تعريف رمان كلاسيك يا داستان معاصر در نظريه ادبيات داستاني جديد، حاكي از چه نوع ارتباطي بين اين دو پديده ادبي است؟

در بسياري از سوره‌هاي قرآن كريم شاهد نقل تمام يا قسمتي از يك داستان هستيم. بعضي از سوره‌ها مانند سوره يوسف و سوره نوح، از ابتدا تا انتها داستان است آن هم داستان يك شخصيت، داستان بعضي ديگر از شخصيت‌ها مانند داستان موسي (ع) و عيسي (ع) و... به طور پراكنده، در سوره‌هاي مختلف ذكر شده است.

از سوي ديگر، ريشه «قصص» در اقسام مختلف اسم و فعل، بارها، (27 مورد) در قرآن به كار رفته است.

در ادامه اين مطلب آمده است: در قرآن كريم كلمه قصص (مثل سفر) به شكل مصدري و به معناي «دنبال كسي رفتن»، «اتباع اثر»، «از پي رفتن»، هفت بار به كار رفته است. كلمه قصص در كنار معناي لغوي مصدري، اصطلاحاً به معناي «قصه» و «حكايت» هم به كار مي‌رود. بيشتر كاربردهاي اين كلمه، در قرآن كريم، در صيغه‌هاي فعلي- نقص، فاقصص، قصي و... است و به همان معناي «از پي رفتن» مي‌تواند در نظر گرفته شود.

نكته قابل توجه اين كه بسياري از ابزارها و عناصر داستان امروزي ريشه در تمايلات آدم‌هاي اين عصر، به ويژه انسان غربي، دارد كه در طول دو، سه قرن اخير، به خصوص پس از رنسانس، گرايش‌هاي جديدي پيدا كرده است. از موعظه‌ فرار مي‌كند، از مستقيم‌گويي، نتيجه‌گيري، كليشه‌پردازي، صدور احكام كلي و تك‌صدايي و از همه آنچه به تصور او باعث انحطاط نسل‌هاي گذشته بوده است مي‌گريزد. نويسنده در ادامه به اين سؤال اشاره مي‌كند كه آيا اين‌ها برخاسته از فطرت انسان بي‌رنگ است؟ يا نوعي واكنش دفاعي است.

وي در اين رابطه مي‌نويسد: قرآن كريم روان‌شناسي مخاطب انسان را در نظر مي‌گيرد و با فطرت ناب انساني سازگار است. قرآن به دنبال ادبيات براي ادبيات نيست، به دنبال ادبيات و ادب براي ادب است، براي هدايت است.

بنا بر قول نگارنده اين اثر، امروزه اگر بخواهيم عناصر داستان ايراني، اسلامي را بررسي كنيم، چه داستان‌هاي قرآني چه ادبيات عاميانه و چه ادبيات كهن و كلاسيك خودمان را، بايد ابتدا ذهن را از عناصر داستان امروز، اعم از كلاسيك و مدرن، پاك كرد، ذهن را كاملاً خالي كرد، همان كاري كه انجام دادن آن محال است، و آن گاه در يك نگاه كاركردانگارانه بررسي كرد كه استفاده از رگه‌هاي داستاني و به كارگيري موردي عناصر داستاني در سخن غير داستاني چگونه مي‌تواند در تأثيرگذاري بر مخاطب مفيد افتد و آن‌گاه عناصر چنين قالبي را از نو اكتشاف و تدوين كرد و كاري به اين نداشت كه آيا اين عناصر با عناصر رمان معاصر يا قالب رمان كلاسيك غربي ارتباط پيدا خواهد كرد.

وي در ادامه مي‌نويسد: در اينكه مشتركات زيادي بين قصه‌هاي قرآن و داستان معاصر هست ترديدي نيست، دست‌مايه بسياري از قصه‌ها عشق يا تنفر است. اين دست‌مايه درام در قرآن كريم، فراوان به كار گرفته شده است، آدم و بهشت، موسي و مادر، نوح و فرزند و...

قرآن به جنبه فطري درام دوستي انسان توجه تام دارد و در 116 قصه قرآن كه مرحوم علي‌اصغر حكمت آن‌ها را در امثال قرآن خود گردآورده است، قدم به قدم به اين درام برمي‌خوريم.

در فصل سوم كتاب حاضر، ادبيات انقلاب اسلامي، مورد بحث و بررسي قرار مي‌گيرد. انقلاب اسلامي ايران، به عنوان يكي از بزرگترين پديده‌هاي سياسي، اجتماعي آغاز قرن پانزدهم هجري قمري، منشأ تحولاتي ادبي جديدي نيز شد.

در اين فصل منابعي همچون منابع انساني، آثار مكتوب، عينيت فيزيكي اماكن خاص، منابع صوتي و تصويري باقي مانده از روزهاي نخست انقلاب، به عنوان منابع قابل توجه، براي هر محقق ادبي ارزيابي شده است كه مي‌خواهد به موضوع ادبيات انقلاب اسلامي بپردازد. با مراجعه به واقعيت انقلاب اسلامي درمي‌يابيم كه سه مضمون مهم، يعني نقش مردم، امام خميني و دين و وحدت مردم، از ديگر مضامين نقش عمده‌تري در اين انقلاب داشته‌اند و از ميان گونه‌ها ادبي شعر و ادبيات داستاني جاي بيشتري را به خود اختصاص مي‌دهد.

در قسمتي از اين بخش مؤلف خود تأكيد مي‌كند كه در بررسي ادبيات انقلاب اسلامي بايد هوشيار بود كه نويسنده به دام تحليل‌هاي غيرواقعي از انقلاب نيفتاده باشد. او مي‌نويسد:

اين انقلاب، با رهبري امام خميني، از ظرفيت‌ بالاي معنوي و الهي برخوردار بود كه ادبيات و هنر بايد تلاش كند تا چهره واقعي آن را بنمايد نه اينكه با آرايه‌هاي هنري و ادبي به ارائه تصويري ضعيف، تحريف شده و نادرست از انقلاب اقدام كند.

بررسي تحولات ادبي پس از انقلاب و راهكارهاي تقويت زمينه‌هاي ادبيات انقلاب و تأثيرات مثبت انقلاب بر ادبيات و خلاصه ظرفيت‌هاي استفاده نشده در خلق آثار ادبي انقلاب اسلامي از ديگر موضوعاتي است كه در اين فصل، از آن‌ها سخن به ميان آمده است.

فصل چهارم اين مجموعه در خصوص ادبيات دفاع مقدس است در مقدمه اين فصل مي‌خوانيم: نقش ادبيات و هنر در انتقال فرهنگ ملل مختلف به نسل‌هاي بعد بر كسي پوشيده نيست. تاريخ اكثر ملل جهان مشحون از مقاومت در برابر نيروهاي متجاوز است. ادبيات مقاومت آيينه انعكاس فرهنگ ملت‌هايي است كه در مقابل دشمن به مقاومت برخاسته‌اند و در اين ميان نقش رمان و مشخصاً «رمان مقاومت» و خاصيت‌ ترجمه‌پذيري آن به زبان‌هاي مهم دنيا انكارناپذير است. حتي كشورهاي متجاوز، براي انتقال فرهنگ ضدبشري خويش و ثبت وقايع ايام جنگ خود، دست به نگارش رمان‌هاي جنگ زده‌اند.

نويسنه براي تأليف رمان مقاومت از جمله، رزمندگان ايام جنگ به خصوص مجروحان و اسراي بازگشته از اردوگاه دشمن، صحنه‌هاي باقي مانده از جنگ، اتاق‌هاي عمليات، خاطرات مكتوب و ساير كتب حاوي اطلاعات جنگ تأكيد مي‌كند.

همچنين نويسنده اشاره مي‌كند به اينكه مضامين رمان‌هاي مقاومت مي‌تواند شامل عمليات‌ها، و حوادث بزرگي باشد كه در جنگ اتفاق افتاده باشد. پرداختن به فرماندهان شاخص و سرداران قهرمان، شكست‌‌ها و پيروزي‌هاي بزرگ و تصوير انواع عمليات‌هاي رواني، فيزيكي، دريايي، هوايي و زميني مي‌تواند از ديگر مضامين رمان‌هاي جنگ باشد.

به نقل از كتاب حاضر، آنچه باعث مي‌شود كه يك داستان اثري جنگي ناميده شود، روح حاكم بر داستان است. به عنوان مثال: جنگ و صلح تولستوي مي‌تواند در رده تمام گونه‌هاي ادبيات داستاني قرار بگيرد اما، همچنان كه از نام آن پيداست، صبغه اصلي داستان، جنگ، صلح و تأثيراتي است كه اين دو مفهوم بزرگ در زندگي انسان‌ها به جا مي‌گذارد.

ادبيات داستاني جنگ، ادبياتي است كه جنگ را با تمام تلخي‌ها و شيريني‌هايش به مخاطب نشان بدهد. اين گونه ادبيات مي‌تواند درباره شجاعت و پايمردي ملتي باشد و يا درباره فرومايگي و پستي ملتي ديگر.

نكته‌ ديگر اينكه برخي حماسه را يكي از گونه‌هاي رايج در ادبيات جهاني برشمرده و ادبيات جنگ را يكي از زيرمجموعه‌هاي اين نوع ادبي به شمار آورده‌اند.

برخي نيز بر اين باورندكه حماسه‌ها خود معمولاً در قالب جنگ‌ها رخ مي‌دهد. در هر حال، يك داستان جنگي مي‌تواند شرح يك حماسه باشد و يا شرح نوعي زبوني و فلاكت، مهم اين است كه در يك داستان جنگي، روايتي نقل مي‌شود كه عين آن و يا شبيه‌اش در خلال وقوع جنگ رخ داده و يا امكان وقوع داشته است.

در بخشي از اين فصل كه به «حضور نويسندگان در جبهه» پرداخته شده است. به چندين نويسنده اشاره شده كه خود در جبهه‌ها حضور داشته و آثاري ادبي از خود به جاي گذاشته‌اند.

يكي از اين نمونه‌ها «حاجي صادق» نويسنده تاجيك است كه از شركت‌كنندگان در جنگ بود و در تاريخ 13 دسامبر 1942 در يكي از جبهه‌هاي حوالي استالينگراد شديداً زخمي شد و پس از عمل جراحي در بيمارستان، يك پايش را از دست داد. از جمله كتاب‌هاي او، سرباز ناشناس، كيسه تنباكو، چوب سيگار و ماشاي من را مي‌توان نام برد.

نگارنده در اين رابطه مي‌نويسد: افسوس كه در مقاومت هشت ساله مردم ما در برابر متجاوز، اغلب نويسندگان و ادباي نامدار ما به بهانه‌هاي مختلف خود را كنار كشيدند و از ديدن آن عظمت‌‌ها محروم ماندند. امروز بعضي از آنان به كوتاهي خود در اين باره اشاره و ابراز شرمندگي كرده‌اند. اما به باور نويسنده، هنوز هم دير نشده است.

وي مي‌افزايد: درست است كه نبرد جبهه‌ها به پايان رسيده و گرد و خاك ميدان جنگ فرو نشسته است، اما هنوز هم منابعي در دسترس هست كه بتواند رمان‌نويس را به آن روزها رهنمون كند و اين مايه آثار قابلي باشد.

نكته‌اي كه در اينجا توجه به آن ضروري به نظر مي‌رسد اين كه امروز فعالان ادبيات دفاع مقدس ما، عمدتاً رزمندگان ديروز جبهه‌هاي نبرد هستند كه با تلاش و پشتكاري كه در اين باره تاكنون از خود نشان داده‌اند، چشم‌هاي فراواني را به سوي خود معطوف كرده‌اند و اميد است اينان بتوانند آثاري متناسب با عظت اين حادثه مهم تاريخ معاصر را بيافرينند.

جنگ تحميلي هشت ساله به عنوان بارزترين جلوه بروز ايده‌ها، آرمان‌ها، روحيات و تحولات و تلاش‌هاي ملتي خستگي‌ناپذير مي‌تواند با انعكاس در آينه ادبيات و هنر ايران، پاسخي باشد به نيازهاي علاقه‌مندان تا با مطالعه و مشاهده آن مقداري از عطش خويش بكاهند.

همچنين به نقل از كتاب حاضر، اگر بخواهيم دفاع مقدس هشت‌ساله ملت ايران در مقابل ابرقدرت‌ها را مضمون و دست‌مايه‌ خلق آثار ادبي مقاومت قرار دهيم، امكانات فراواني در دست داريم كه از جمله آن‌ها مي‌توان به اين موارد اشاره كرد: رزمندگان جبهه‌هاي دفاع، مجروحان جنگ، صحنه‌هاي به جا مانده از جنگ، نوارهاي راويان جنگ، مانورهاي بازسازي عمليات‌هاي مختلف، ماكت‌هاي عمليات مختلفي كه در مقياس‌هاي كوچك و بزرگ تهيه شده است، موزه‌هاي جنگ، اشيا و آثار باقي‌مانده از شهدا، مانند لباس، محتويات جيب، پوتين، فانسقه و پلاك، كه به ميزان زيادي در حس‌گيري هنرمند از جنگ مؤثر است.

يكي از بارز‌ترين مقاطع تاريخي هر ملتي ظهور و بروز مقاومت در آن ملت است. زماني كه جنگي در آن كشور رخ مي‌دهد و دولت و ملت آن كشور مجبورند براي دفاع از حيثيت خويش به صحنه‌هاي جنگ روي بياورند.

پيش از هر چيز بايد يادآور شد كه داستان‌نويسان ادبيات جنگ، سه رويكرد متفاوت به جنگ و تبعات آن داشتند، برخي با ديدي متعهدانه و توأم با مسئوليت به آن نگريستند و بر آن شدند تا ارزش‌هاي جنگ را در قالب داستان ارائه نمايند. اينان چندان به ادبي بودن اثر خويش نمي‌انديشيدند، بلكه، به پيام اثر توجه مي‌كردند.

در ادامه نويسنده به رويكرد دوم نويسندگان ادبيات جنگ اشاره كرده است و مي‌نويسد: گروهي، جنگ را امري شگرف برمي‌شمردند كه رخدادهاي آن قابليت داستان شدن دارد و چه بسا خوانندگان بسياري را به خود بكشاند. اينان با پردازش حوادث جنگ و تلفيق آن با ملودرام‌هاي خانوادگي و عاشقانه، آثاري متوسط پديد آوردند. و رويكرد سوم اينكه، برخي ديگر، جنگ را امري انساني تلقي كردند كه هستي و ابعاد وجود انسان در آن متجلي مي‌شود و امكان شناخت و تحليل ماهيت وجود انسان در آن، ميسرتر مي‌شود.

در بخش ديگري از اين كتاب نويسنده به آثاري از اين نويسندگان ادبيات جنگ اشاره كرده است از جمله، راز دو آينه، نوشته سيدمهدي شجاعي، شكست دو نگاه نوشته سيدياسر هشترودي،شبنم ثانيه‌ها، نوشته حسن بني‌عامري، ابراهيم پسرم نوشته اعظم صادقي خطبي، مونسي، ما در اسفنديار، نوشته اميرحسين چهل‌ تن و هجراني نوشته رحمت حقي‌پور، شايد پرجاذبه‌ترين و در عين حال حزن‌انگيزترين داستان‌هاي جنگ، آن‌هايي باشند كه به مسئله موج گرفتگي و عواقب آن مي‌پردازد.

به نقل از كتاب حاضر، در داستان‌هايي كه به مسائل و مشكلات جانبازان مي‌پردازند، نويسندگان بر آنند تا ارزش‌هاي دفاع مقدس را از رهگذر شرح و وصف حالات گوناگون جانبازان بنمايانند.

بي‌ترديد، بيشترين ضربه‌ها و آسيب‌هاي جنگي متوجه مهاجران مناطق جنگي بوده است. فقر، غربت، دلتنگي و نظير آن از مضامين مطرح در داستان‌هاي جنگ بوده است.

از ديگر موضوعاتي كه داستان‌نويسان جنگ بارها بدان پرداخته‌اند، بمباران مناطق غيرنظامي بوده است. در اين داستان‌ها ترس، دلهره، آوار، مرگ و فضاي دل‌مرده موج مي‌زند.

به باور نويسنده: در تاريخ دفاع مقدس ما، عبور از رزمندگان از اروند رود در آن شرايط سخت و استثنايي زير آتش شديد دشمن و شرايط فيزيكي اروند، كه با استفاده از پل بعثت انجام شد، آن قدر جالب و ماندگار است كه بدون شك مي‌توان رماني قوي درباره آن نوشت.

همچنين از ديگر موضوعات مهمي كه جا دارد در قالب رمان جنگ به آن پرداخته شود، حضور نيروهاي خاص داوطلب به شكل بسيجي يا جنگ‌هاي نامنظم و چريكي است كه در تاريخ دفاع مقدس ما نمونه بارزي از آن است.

نگارنده معتقد است كه نويسنده نسل انقلاب بايد آموزش ببيند، بايد بخواند و بنويسد و نقد كند و نقد شود تا بتواند ذخيره عظيمي را كه در سينه دارد با شيواترين قلم، مستحكم‌ترين ساختار، روان‌ترين نثر، بهترين زاويه ديد و خلاصه در قالب پركشش‌ترين رمان به خوانندگان تشنه جهان عرضه كند.

در بخش ديگري از اين فصل نويسنده به نقد رمان جنگ پرداخته است و ضمن آن مي‌نويسد: تأثير نقد ادبي، هنري در فراز و نشيب‌ تاريخ ادبيات و هنر هر كشوري، بر كسي پوشيده نيست.

در صورتي كه نقد با معيارهاي درست آن انجام شود، مي‌تواند در رشد و بالندگي آثار ادبي- هنري و اديبان و هنرمندان آن كشور تأثير تعالي‌بخش داشته باشد. از سوي ديگر چه بسا خروج از مسير اعتدال و معيارهاي نقد عالمانه، تأثير منفي بر روند ادبيات و هنر كشور داشته باشد و روحيه اديبان و هنرمندان را تضعيف كند.

در ادامه به ويژگي‌هاي قصه‌هاي نگاشته شده در زمان جنگ اشاره شده است كه يكي از اين ويژگي‌ها اين است كه لزومي به ديدن همه واقعيت‌هاي جبهه نبود. رسالت قصه، تشويق مردم به حضور در جبهه بود. جاي انتقاد از خود نبود. اعزام رزمنده بيشتر و تقويت روحيه رزمندگان، مهم‌ترين اصل بود.

چاپ و انتشار حدود يكصد نقد براي تعدادي از داستان‌هاي جنگ در نخستين سال‌هاي اتمام آن، نويسنده را بر آن داشته است كه با نگاهي منتقدانه به بررسي اين صد نقد بپردازد تا بتواند تأثير سازنده يا مخرب نقدهاي منتشر شده را در روند شكل‌گيري و شكوفايي ادبيات دفاع مقدس تحليل كند. بنابراين در اين بخش آثاري كه هم تأليف و انتشار آن‌ها در زمان جنگ بوده و هم نقد و انتشار نقد آن‌ها در زمان جنگ و يا اندكي پس از پايان جنگ اتفاق افتاده است، بررسي شده است.

در انتهاي مجموعه حاضر، در جدولي، عناوين دقيق كليدي آثار با تمام مشخصات آن‌ها آورده شده است. با توجه به اينكه از اين جدول در صفحات آينده در آمارگيري‌ها و نتايج اين تحقيق استفاده مكرر شده، اين جدول را نويسنده، جدول اصلي ناميده است.

فصل پنجم از اين اثر، در خصوص «طرح‌هاي پيشنهادي است كه در اين زمينه به علل ركود داستان‌نويسي اشاراتي شده است.

در اين راستا آمده است داستان‌نويسي هنر است و همواره در طول تاريخ هنرمند كم دانسته‌ايم گرچه در بعضي از شرايط هنرمند نمايي باعث شده بازار هنر، رونق خاص خودش را از دست بدهد.

يكي از عوامل ركود داستان‌نويسي در ايران، نبود مراكز حمايت‌كننده جدي از قصه‌نويسان كشور، به خصوص قصه‌نويسان نوپا، است.

در اين رابطه به طرح تأسيس مركز ادبيات داستاني انقلاب اسلامي، اشاره شده است.

نويسنده استفاده از ظرفيت نظام آموزشي دانشگاه بخصوص در ايجاد دوره‌هاي كارشناسي ارشد ادبيات داستاني، براي فارغ‌التحصيلان مقطع كارشناسي در رشته‌هاي مناسب را نيز پيشنهاد مي‌كند.

كتاب سه پديده در آينه رمان قصد دارد تا با طرح موضوع نياز جامعه امروز ما به بهره‌گيري از قالب رمان براي بيان مضامين و محتواي بنيادين ديني و انقلابي، با توصيف مسير طي شده و چشم‌انداز آينده راهكارهايي را براي تعالي و ارتقاي ادبيات داستاني ما ارائه نمايد؛ ادبياتي كه در آن هويت ديني و ملي ما نيز مورد توجه قرار گيرد.

 

 

 

چهارشنبه 7 بهمن 1388 - 11:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری