شنبه 3 تير 1396 - 8:10
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

اكرم اماني

 

جاذبه زندگي‌نامه از رمان و داستان كمتر است

 

گفت‌وگو با محمدرضا اصلاني، نويسنده

  

اشاره:

محمدرضا اصلاني به سال 1332 هجري شمسي در تبريز به دنيا آمده است. دوره ابتدايي را در دبستان مفيد و خشنواز، دوره متوسطه را در دبيرستان دكتر نصيري و دكتر خانعلي، و مقطع كارشناسي و كارشناسي ارشد حقوق را در دانشكده علوم قضايي و مدرسه عالي شهيد مطهري به پايان رسانده است. از سال 1348 سروده‌ها و نوشته‌هايش در نشريات معتبر كشور به چاپ رسيده است. وي در عرصه ادبيات بزرگسالان، آقاياني همچون: «عليرضا طبايي، حسين منزوي، اكبر خميراني، جهانگير معصومي، محمود دست‌پيش» را جزو بهترين آموزگاران خود مي‌داند؛ و فعاليت در وادي ادبيات كودك و نوجوان را به سروراني چون: «حسين فتاحي، محمدرضا سرشار، محمدرضا بايرامي، داود غفارزادگان و...» مديون است.

ايشان همچنين در سال 1358 و پس از پيروزي انقلاب اسلامي، روزنامه «نداي عدالت» را با همكاري چند تن از همكاران خود در دادگستري استان تهران منتشر كرده است. همچنين او عضو «انجمن نويسندگان كودك و نوجوان» و سرپرست كميته حقوقي «انجمن قلم ايران» مي‌باشد.

تاكنون كتاب‌هايي همچون: «با زبان محبت»، «مهمان آن‌ شب‌ها»، «بال‌هاي كبوتر شيشه‌اي»، «خواب ليلي»، «عطر شاخه‌هاي بيدمشك»، «پهلوان غريب»، «لاله‌‌ي كوير»، «امام موسي صدر»، «مرغ حق»، «سيمرغ سهند»، «اسب نقره‌اي» و... در زمينه ادبيات دفاع مقدس، ادبيات داستاني، زندگي‌نامه، رمان و سرگذشت داستاني از محمدرضا اصلاني به چاپ رسيده است. اصلاني تا به حال با ناشراني همچون: حوزه هنري، كانون پرورش فكري كودكان و نوجوانان، دفتر هنر و ادبيات مقاومت، مدرسه، ذكر، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، نيستان، بوستان كتاب و پيدايش كار كرده است.

به مناسبت نگارش كتاب «لاله كوير» به سراغ ايشان رفتيم تا در اين باره با ايشان گفت‌وگويي انجام دهيم. آنچه پيش روي شما قرار دارد ماحصل اين گفت‌وگو است:

 

به نظر شما آيا ادبيات متعهد يك ادبيات آرماني نيست كه باعث شود نويسنده مثلاً نتواند يك داستان واقع‌گرايانه بنويسد و مجبور شود به شكلي ايده‌آل به آن نگاه كند؟

نه، به نظر من ادبيات متعهد، ادبياتي است كه با در نظر گرفتن ارزش‌هاي الهي و مطابق با فطرت انسان، وقايع و رويدادها را بيان كند و اگر از عناصر داستاني استفاده مي‌كند بايد اين ارزش‌ها را در نظر داشته باشد يعني اگر ما در هر عرصه‌اي از هنر فعاليت داشته باشيم و بدون در نظر گرفتن آن اصولي كه فطرت ما بر اساس آن پايه‌گذاري شده، باشد ديگر با ارزش نيست چون گرايش‌هاي فطري انسان مورد قبول تمام انسان‌هاست اگر چه عده‌اي آن را به نحو ديگري بيان مي‌كنند كه از آن بوي انكار هم برمي‌آيد اما در نهايت آنچه كه مطابق با سرشت انسان و گرايش‌هاي فطري انسان باشد بيشتر مورد قبول است به همين دليل اگر در جامعه ما يك حركت و جهشي براي رسيدن به نقطه مطلوب صورت بگيرد نمي‌تواند بدون در نظر داشتن ارزش‌هاي فطري و الهي ارزشمند باشد.

به نظر شما زندگي‌نامه داستاني چه فرقي با رمان و خاطره‌نويسي دارد؟

زندگي‌نامه داستاني معمولاً با محوريت شخص خاصي صورت مي‌گيرد و شخصيت آن هم واقعي است و مردم هم آن را مي‌شناسند ولي رمان ممكن است اين ويژگي‌ را داشته باشد يعني امكان دارد شخصيتش واقعي باشد ولي كسي او را نشناسد و يا ممكن است ساخته و پرداخته ذهن نويسنده و يا تلفيقي از اين دو باشد به هر حال زندگي نامه داستاني منشأ آن شخصيتي است كه در جامعه و نزد اشخاص شناخته شده است و تأثيرگذار بوده است و به همين دليل چنانچه رمان بر اساس زندگي‌نامه آن شخص باشد مي‌تواند مؤثر و سازنده باشد.

چرا تأثيرگذاري خاطره‌نويسي يادمان از زندگي‌نامه بيشتر است؟

به نظر من جاذبه زندگي‌نامه صرف در مقايسه با رمان و زندگي‌نامه داستاني كمتر است به همين دليل اگر زندگي‌نامه‌ها را ديده باشيد انتها يا ابتداي كتاب يك برشي از زندگي شخص يا نمايه‌اي از سال‌هاي زندگي‌اش مي‌آورند؛ اما در زندگي‌نامه‌هاي داستاني، يك داستان نقل مي‌شود و يا يك رماني شكل مي‌گيرد كه ابعاد و عناصر آن تحت تأثير زندگي قهرمان واقعي داستان است و هيچ‌گونه سنخيتي با يك زندگي‌نامه صرف ندارد.

آقاي اصلاني چرا كتاب «لاله كوير» را به صورت رمان يا خاطره‌نويسي كار نكرديد؟

من تأثير زندگي‌نامه داستاني و رمان را بيشتر از خاطره‌نويسي مي‌دانم و اگر مي‌خواستم درباره زندگي ايشان سپيده كاشاني خاطره‌ يا زندگي‌نامه بنويسم احساس مي‌كردم قانع‌كننده نبود و من را ارضا نمي‌كرد. به نظر من خانم كاشاني شخصيت خيلي ممتازي داشتند، قسمت‌هايي از اين كتاب براي اينكه براي مردم قابل قبول نبود توسط ناشر حذف شد اما چون من از طريق شب‌هاي شعر از سال 55-56 با ايشان آشنا و ابعاد شخصيت ايشان را ديده بودم در نوشتن اين كتاب هيچ اغراقي نكرده بودم و عين واقعيات را نوشتم كه اين براي ناشر قابل قبول نبود و قهراً قسمت‌هايي از كتاب حذف شد و كتابي كه پيش روي شما قرار دارد هم براي من راضي كننده نيست چون شخصيت ايشان خيلي ممتازتر از آن چيزي بود كه در كتاب بدان اشاره شده است.

چرا خانم كاشاني را انتخاب كرديد آيا دغدغه خود شما بود؟

اولاً ما به عنوان يك نويسنده يا حداقل به عنوان كسي كه به نويسندگي علاقمند است تا حدي تابعي از يك متغيرات هستيم، نوشتن زندگي‌نامه داستاني از سال‌هاي سال رواج داشته است حتي مي‌توانيد زندگي‌نامه‌هاي 50 سال پيش هم داشته باشيد اما الان و به خصوص بعد از انقلاب نوشتن زندگي‌نامه‌هاي داستاني توسط ناشران مورد توجه واقع شده است و در حقيقت اين ناشران هستند كه تغييراتي را در اين زمينه به وجود مي‌آورند كه ما هم تا حدي تبعيت مي‌كنيم در بين افرادي كه براي زندگي‌نامه پيشنهاد شده بود يكي هم خانم كاشاني بود و چون من ايشان را از قبل مي‌شناختم به همين دليل ايشان را انتخاب كردم.

آقاي اصلاني فكر مي‌كنيد تا چه اندازه در ارائه شخصيتي واقعي از خانم سپيده كاشاني توفيق داشته‌ايد و آيا اصلاً هدفتان ارائه چنين شخصيتي بوده است؟

صرف‌نظر از اينكه اين كتاب يك داستان و رمان بلند است من سعي كردم در غالب اين داستان شخصيت خانم سپيده كاشاني را آن طور كه هست نشان بدهم چون به نظر من ايشان يكي از چهره‌هايي است كه مي‌تواند از جهان مختلف براي هر كسي الگو باشد به طور نمونه عرض مي‌كنم با توجه به اينكه من دفعات متعددي ايشان را در شب‌هاي شعر مي‌ديدم، ايشان زندگي خانوادگي‌ موفقي داشتند، شب‌هاي شعر به خصوص قبل از انقلاب طوري بود كه اشخاصي كه در آن حاضر مي‌شدند نمي‌توانيم ادعا كنيم كه همه آن‌ها طرز فكر واحدي داشتند البته همه آن‌ها متدين بودند اما خانم كاشاني بين همه آن‌ها محبوب بود يعني تمام افرادي كه آنجا مي‌آمدند ايشان را مي‌شناختند و احترام زيادي بر ايشان قائل بودند، از نظر هنر ايشان پشتوانه قوي داشتند و بسيار بي‌ادعا بودند، شاعران معروفي مثل مرحوم اسدالله عاطفي، خانم كاشاني را بسيار قبول داشتند، شخصيت اجتماعي ايشان هم بسيار چشمگير بود و... به نظر من خانم كاشاني داراي چنان شخصيتي بودند كه همه را تحت تأثير قرار مي‌دادند و وقتي اين كتاب به من پيشنهاد شد با كمال ميل پذيرفتم.

علت انتخاب عنوان «لاله كوير» براي كتاب چه بود؟

به نظر من عنوان كتاب در جاذبه آن خيلي مؤثر است و در وهله اول پيشاني كتاب همان عنوان آن است و چون ايشان در كارشان به دنيا آمده بود و آنجا هم كويري است و بدون گل در كوير بسيار مورد توجه است. به همين دليل من اين عنوان را انتخاب كردم.

يعني قبل از نگارش كتاب اين اسم را انتخاب كرديد يا اينكه در حين نگارش به ذهنتان آمد؟

من معمولاً در ضمن نگارش عنوان كتاب را انتخاب مي‌كنم و درباره اين كتاب هم به همين صورت بود.

به نظر شما نگارش چنين كتاب‌هايي (مفاخر ملي- مذهبي) تا چه اندازه در جامعه اهميت دارد؟

عرضه، توزيع، معرفي و در دسترس قرار دادن كتاب در كشور ما بسيار ضعيف است حتي خواص هم نمي‌توانند كتاب‌هايي كه چاپ مي‌شود را ببينند، بعضي از كتبي كه به دفعات چاپ مي‌شود و برگزيده هم مي‌شوند حتي به مراكز استان هم راه پيدا نمي‌كنند ولي من معتقدم اگر انسان در هر مرحله‌اي از زندگي‌اش زندگي‌نامه يك شخصيتي را بخواند مثل اين مي‌ماند كه همراه با او زندگي را گذرانده است و تجربه‌هاي زيادي به دست مي‌آورد و از اين حالتي كه به او دست مي‌دهد هم احساس رضايت مي‌كند و سعي مي‌كند خودش را با آن تطبيق دهد و نكات مثبتي كه در اين شخص وجود دارد را براي خودش الگوبرداري كند به همين دليل من خواندن زندگي‌نامه‌هاي داستاني را براي افراد خصوصاً براي نوجوانان بسيار مؤثر مي‌دانم.

آيا ما در اين زمينه عملكرد موفقي داشته‌ايم؟

نسبت به گذشته بله. يعني اين شيوه‌ كار از لحاظ شكل، تيراژ و... سير صعودي داشته است ولي از نظر محتوا مي‌توانيم بهتر كار كنيم. منتهي زندگي‌نامه‌هاي قديم اكثراً مصور بود و زندگي‌نامه‌هاي مصور براي نوجوانان تأثير بيشتري دارد. به طور مثال شما 40-50 سال پيش يك زندگي‌نامه‌اي را خوانده‌ايد كه هر فصل واقعه‌‌اي از آن داراي تصوير باشد، تمام آن تصاوير جلوي چشمان شما است و هميشه آن را به ياد داريد.

بازتاب اين كتاب را در بين مخاطبان چگونه ارزيابي مي‌كنيد؟

با كساني كه در ارتباط بودم آن‌ها كتاب را پسنديدند حتي در بعضي از برنامه‌هاي راديو و تلويزيون ديدم كه به مناسبتي از اين كتاب ياد شده است.

از چه شيوه‌ها و تمهيداتي استفاده كرديد كه هم بيانگر واقعيت زندگي ايشان باشد و هم فضاي داستاني كتاب احساس شود؟

من براي نوشتن حتي يك مقاله كوتاه معمولاً به منابع مراجعه مي‌كنم و براي نوشتن اين كتاب من با خانواده خانم كاشاني تماس گرفتم، آن زمان من به شهرستان منتقل شده بودم، به تهران آمدم و از حوزه هنري شماره خانواده‌ ايشان را گرفتم و چند نوبت با پسر ايشان آقاي عباسيان ملاقات كردم و يكسري مدارك از ايشان گرفتم و كتاب‌ها و جزوات خانم كاشاني را جمع‌آوري كردم و با چند نفر از دوستان مشورت كردم و در نهايت نگارش كتاب را شروع كردم.

آيا از نتيجه كار راضي هستيد؟

از توزيع آن اطلاعي ندارم اما از نظر چاپ در كل از نتيجه كار راضي هستم چون آن حرفي را كه مي‌خواستم بزنم در اين كار زدم. من براي چاپ اين كتاب زحمت بسياري كشيدم چون اول قرار بود انتشارات مدرسه اين كتاب را چاپ بكند اما آن‌ها ايراداتي گرفتند كه من نپذيرفتم و بعد دفتر نشر فرهنگ اسلامي اين كتاب را تا آخر كار كرد و ماكت آن را هم آماده كردند كه موقع بازبيني آن دوباره دچار تغيير و تحولاتي شد بعد از آن به مشهد رفتم و قرار شد انتشارات «به نشر» آن را چاپ كند ولي ديدم اوضاع آنجا هم مناسب نيست و در نهايت بعد از 10 سال انتشارات سوره مهر آن را چاپ كرد و من از نتيجه كار راضي هستم چون آن حرفي را كه مي‌خواستم بزنم در اين كار زدم.

نظرتان درباره عملكرد سوره مهر چيست؟

عملكرد سوره مهر خوب است خصوصاً كه هم از نويسندگان مشهور كتاب چاپ مي‌كند و هم از كساني كه دفعه اول كار مي‌كنند؛ كه معمولاً هيچ ناشري چنين كاري را انجام نمي‌دهد. اما الان اكثر نويسندگان از توزيع كتاب ناراحت هستند و من نمي‌دانم توزيع كتاب توسط سوره مهر به چه صورت است.

چه كتاب‌هايي در دست چاپ يا نگارش داريد؟

رماني درباره زندگي پيامبر اسلام به عنوان «آخرين پيامبر» دارم كه نگارش آن به اتمام رسيده است. مجموعه داستاني آماده چاپ دارم، يك رمان در حال نگارش درباره جنگ؛ و چند كتاب هم با عنوان زندگي‌نامه امام موسي‌صدر، انتشارات مدرسه، آن شمع سر نهاده انتشارات حوزه هنري، زمستان و آفتاب انتشارات و مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني و... آماده چاپ هستند.

 

 

 

دوشنبه 5 بهمن 1388 - 8:56


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری