سه‌شنبه 6 تير 1396 - 22:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نظام پيشنهادات

 

صديقه مقدس پور

 

علاقه و ايمان به کار، شرط موفقيت کارمندان

 

مديران در حيطه مديريتي خود همواره با اين سوال مواجه اند که  آيا مي توان توانمندي کارکنان خود را در سطوح مختلف ارتقادهند يا خير ؟ و چه طور مي توان سعي و کوشش کارمندان خود را جهت دار کنند تا حس مسئوليت در آنان ايجاد شده و افزايش يابد ؟

     كاركناني لايق عنوان با ارزش " خدمت گذار" مي باشندكه به نحو شايسته تلاش کنند. تمايل كاركنان به انجام كار و وظيفه به بهترين روش ، همراه با خلاقيت ، زماني امکان پذير است كه به كارخود ايمان داشته باشند. معمولاً  انسان ها نسبت به آنچه كه احساس مي‌كنند با اهميت است ، شور وحال نشان داده و وارد عمل مي شوند. بايد
 راه هايي را جستجو كرد تا نظر كاركنان را نسبت به  كار  تعالي بخشيد. در اين زمينه چند عامل مي تواند
 راه گشا باشد

الف ) توانايي انجام کار : هرگاه توانايي انجام کار دربين كاركنان و هر کدام در زمينه اي خاص افزايش يابد ،
آن كار برايشان مهم جلوه مي‌كند. اين توانايي داراي سه بخش است:

1-    دانش

     بي ترديدكاركنان در هر زمينه از دانش كافي برخوردار باشند ، موفق تر قدم بر مي دارند. همان گونه كه كارمندان بي بهره ازدانش، گامهاي خود را سست برداشته و با موفقيت کمتري در انجام امور مواجهند. محققان طي يک بررسي انجام شده در يك شركت توليدي درباره كارمندان جديد الاستخدام به اين نتيجه رسيدند که در نخستين روز تصدي شغل مضطرب اند. (1) اين اضطراب به مروز زمان و با افزايش دانش، كاهش مي‌يابد. بنابراين اضطراب با آموزش رابطه معكوس دارد. به همين دليل امروزه ادارات براي افزايش كارايي كاركنان خود، گذشته از آموزش هاي ابتدايي، به آموزشهاي ضمن خدمت نيز توجه دارند.

       2- تجربه

      اميرمومنان علي(ع) مي فرمايند:" انسان كم تجربه فريب مي خورد و انسان با تجربه لغزشهايش
كم مي‌گردد." (2) براي انجام موفقيت آميز چه مقدار تجربه لازم است؟ براي پاسخ به اين سئوال مي توان از نظرات آموزنده افرادي چون سر پرستان و مديران بهره برد و يا دقيق تر آن كه از تحليل هاي آماري کمک گرفت.

       3- استعداد

     انسان ها دوست دارند به كاري اشتغال بورزند كه با ذوق و استعدادشان او همخواني داشته باشد. حال ممكن است يك كار پيچيده مانند برنامه نويسي كامپيوتر و يا يك كار ساده مانند فروشندگي باشد. تفاوت افراد در استعدادها نيزنسبي است. بنابراين نمي توان به طور مطلق گفت فلاني با استعداد است و ديگري بي استعداد. هر فرد در يك يا چند رشته محدود استعداد يادگيري دارد و با مهارت بيشتري آن را انجام مي‌دهد. موفق كسي است كه بتواند استعداد خود را كشف كند و آن را در صحيح به كار بگيرد.

     بنابراين سه عامل  دانش، تجربه و استعداد مشخص دهنده " توانايي فرد" مي باشند و بازده كاري او را افزايش
 مي دهند. چنان كه پيامبر(ص) فرمود: " من عمل علي غير علم كان ما يفسد اكثر مما يصلح ،كسي كه بدون آگاهي ،كاري را انجام بدهد ، فسادش بيشتر از اصلاحش خواهد بود" (3) ذکر اين نکته نيز ضروري است که  يك مسلمان چون ديدي گستره دارد و هرگزخود را دربند چهار ديواري دنيا نمي بيند ،همراه با بالا رفتن تخصص ، ميزان معرفت و ايمان او نيز افزايش پيدا مي‌كند. با کنار رفتن پرده هاي جهل، او نه تنها پي به اسرار مادي مي برد ، بلكه با چشم دل و بصيرت ،  عظمت و نظم موجود در افريده هاي خداوند را نيز در مي‌يابد.

     ارتقاء سطح توانايي افراد, در صورتي با ارزش خواهد بود كه همراه با ارتقاء معرفهَ الله باشد، در غير اين صورت چنين افرادي براي جامعه اسلامي فايده کمتري خواهند داشت.

ب ) مهارت‌ : براي مديران سه نوع مهارت را مي توان در نظر گرفت: (4)

-1 مهارت فني: حاصل تجربه، آموزش و كارآموزي در به كار گيري دانش، روش ، فنون و تجهيزات لازم براي كارهاي خاص است.

2- مهارت انساني: توسط افراد و شناخت انگيزش و كاربرد رهبري موثر درارتباط با آنان مي‌باشد.
3- مهارت نظري: قدرت درك فنون کار وشناخت جايگاه و محيط کاراست . اين مهارت به فرد اجازه مي‌دهد كه بر اساس هدف هاي سازمان عمل كند نه بر پايه اهداف ها و احتياجات مربوط به خود.

     قطعاً مقدار مهارت ها ي لازم فني و نظري در سطوح مختلف مديريت متفاوت خواهد بود، ولي مهارت انساني شاخص مشتركي است كه اهميت ويژه اي دارد.

     ارزش مهارت انساني به قدري است كه موفقيت رهبران و مديران را در گرو آن مي‌دانند .

     نمونه بارز اين نوع مهارت در فرهنگ اسلامي " شرح صدر" است. امري كه خداوند متعال براي مديران و رهبران جامعه الهي يعني انبياء الهي، ضروري مي داند.

     مناسب ترين معنا براي كلمه شرح صدر: " توانايي روح"  است. روح قدرت مندي كه مشكلات را در عمق درياي دل خويش هضم و محو مي گرداند. در اين حال ، مديران ، تعلق خاطر خاصي نسبت به کارمندان پيدا مي‌كنند و موفقيت خود را بروز نمي دهند و عدم موفقيت ديگران را ابزاري براي سرزنش آنان قلمداد نمي كنند. در قبول اشتباهات صبر و شکيبايي از خود، نشان مي دهند و از هر گونه واكنش منفي يا انتقام جويانه پرهيز مي‌كنند. به اين ترتيب همدلي و صميميت بين پرسنل به وجود مي آيد، به طوري كه مديران شناسائي رفتار گذشته و پيش بيني رفتار آينده كاركنان را به خوبي رصد کرده و رفتارآنان الگويي براي ديگران ميشود.

ج ) انگيزش :

     انگيزه موجب آغاز و نيز ادامه فعاليت مي‌شود و جهت كلي رفتار هر فرد را معين مي سازد. (5) از انگيزه ها به عنوان نيازها، تمايلات، كششها و... نام مي برند.اگر قرار است ، سازمان در كار خود موفق و كار آمد باشد، بايد كششهاي فردي و انگيزه هاي هر عضوي از اداره در راستاي عملكردي اثر بخش بر انگيخته شود. بدين منظور بايد از دوروش مهم تقويت انگيزش، يعني " تشويق و تنبيه" استفاده کرد.

     تشويق، نوعي محبت و توجه به صورت مادي و غير مادي است و تنبيه به وجود آورنده " ترس" است . ترس از دست دادن شغل، مقام، حقوق و....

     البته بايد توجه داشت كه تشويق هاي دنيوي، معمولاً كارايي لازم را ندارند. چون گذشته از محدود بودن، ممکن است كاركنان انگيزه کمي براي دست پيدا كردن به اين مشوق ها داشته باشند و چه بسا آن ها بتوانند از راه هاي ديگر حتي غير مشروع به اين مشوق ها دست يابند.

     تنبيه هاي دنيوي هم دچار نارسايي هستند. كاركنان گاهي دست به عمل ناشايستي مي زنند تا بدين وسيله " نياز به مطرح شدن" خود را ارضا کرده و مورد توجه قرار بگيرند. گاهي نيز تنبيه اثرات رواني نامطلوبي را به بار مي آورد. مهم تر اين كه تنبيه هاي دنيوي هم قابل اغماض است و هم را ه هاي فرار از آن بسيار است.

     به همين دليل، دين مبين اسلام تنها به تشويه و تنبيه دنيوي بسنده نمي كند و انگيزه خدمت گزاران را با اميد به ثواب و ترس از عقاب اخروي، افزايش مي‌دهد.

     انگيزه هاي معنوي مشوق خوبي براي يک فرد مسلمان است كه سختي هاي كار را بار دل و جان بخرد و بداند كه نتيجه تلاش او يا سستي در كار هر چند از ديد مدير مخفي بماند، اما از ديد الهي پنهان نخواهد ماند.

     انگيزه هاي معنوي باعث مي شودكارگر مسلمان صرفه جويي در مواد اوليه را به عنوان پرهيز از اسراف در نظر بگيرد و براي اينكه اداي وظيفه شرعي كرده باشد, كالا را با كيفيت خوب توليد نمايد.

     بنابراين مديران بايد انگيزه کارمندان را با ابزارهاي معنوي و مادي توأماً افزايش دهند تا ماهيت كار ، ارزشي باشد.نكته ديگر اينكه روانشناسان معتقدند كه رفتار انسان از يك عامل دروني (انگيزه ) و يك عامل بيروني (هدف) شكل مي گيرد و انگيزه ها موجب مي شود انسان به سوي اهداف پيش رود.

     اهداف يك اداره نيز در شكل گيري وانگيزها نقش اساسي دارد. مديراني در برانگيختن كارمندان موفق اند كه محيط را آن گونه بسازند كه هدف هاي مناسب براي ارضاء نيازها در آن جا وجود داشته باشد.

     منظور از هدف يعني كاري مشخص، قابل اندازه گيري و مورد انتظار  در يك محدوده زماني و با يك اعتبار و هزينه معين . بر اين مبنا ، اهداف بايد از نظر نوع، كميت و كيفيت تبيين شوند.

     سازمانها براي رسيدن به اهدافي مشكل مي گيرند، همانند تاسيس يک سازمان توليدي ، براي ارائه يا توليد كالا و كسب در آمد.

     تلاش كاركنان نيز در سازمان با توجه به اهداف جمعي و رسيدن به اهداف شخصي شكل مي گيرد. آنان ضمن کمک به تأمين اهداف سازمان، نيازهاي خود را نيز جوابگو هستند. تامين نيازهاي زيستي ( امرار معاش ) ،كسب جايگاه اجتماعي و... از اين قبيل اند.

     انگيزه ها و اهداف بر روي هم اثر متقابل دارند. اگر انگيزه در فرد بالا باشد اهداف والا انتخاب مي‌كند و اگر ارزش هدف بسيار بالا باشد. انگيزه فرد و تلاش او  مضاعف مي‌شود. چنان كه حضرت علي(ع) فرمودند: " تلاش انسانها به اندازه همت آنان مي باشد."

     دريک محيط اسلامي اهداف سازمان با توجه به پيشرفت نظام اسلامي و خدمت به همنوعان و كسب روزي حلال ترسيم مي‌شود تا اعضاء را به تلاش پي گير و ارزشمند تر وادارد. مديراني كه نقش سازمان خود را در جامعه اسلامي به وضوح بيان ‌كرده‌اند در واقع به طور غير مستقيم در كاركنان خود ايجاد مسئوليت نموده اند.

     با تبيين اهداف فوق تلاش كاركنان، همانند دو روي يك سكه مي‌باشد. از سويي تلاش آنان در بعد كلان ،  موجب كوتاه كردن دست بيگانگان (6) و حصول استقلال براي جامعه اسلامي است و از سوي ديگر باور دارند كه تلاششان در سازمان چون براي تامين معاش خانواده است, پاداشي برتر از مجاهد در راه خدا دارد. (7)

د ) نگرش :

     معناي نگرش: پاسخ از پيش كسب شده كاملا موافق يا مخالف نسبت به يك امر. (8)

     اگر كاركنان نگرش مثبتي به نوع كار خود و سازمان داشته باشند, تمايلشان به انجام كار زياد مي‌شود. اصولا انسان دوست داردكاري را انجام دهد كه از جهت شخصي " دلپسند" او باشد. از آنجا كه ارزشها و نگرشها در تعامل شديد با يكديگر هستند، مي توان با استفاده از ارزشهاي ديني و اسلامي تمايل كاركنان را به كار افزايش داد.

     اسلام ارزش اعمال را به نيات آنها مي داند (9) و هر عمل نيكي را مي توان با نيت خدمت به خلق خدا انجام داد و با اين نگرش كه  " ان الله لا يضيع اجر المحسنين "  همانا خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمي كند. (10)

     فرد با ايمان در ارتقاء سطح دانش ، خود را محدود به زمان (11) و مكان (12) خاصي نمي داند و اين نگرش الهي ، دانش او را جهت دار مي سازد. او بي توجه به پاداش و تنبيه دنيوي ، وظيفه اسلامي خود را انجام مي دهد و از هيچ كوششي دريغ نمي ورزد.

     بنابراين نگرش مومن بر ارتقاء توانايي و انگيزش و در نتيجه شكل گيري كيفيت كار موثر خواهد بود. چهار عامل توانايي ، مهارت ، انگيزش و نگرش به ويژگي هاي شخصي افراد مربوط مي شود . يک مدير توانا بايد با هدايت صحيح كاركنان و فراهم آوردن موقعيت هاي مطلوب براي آنان ، در جهت ترفيع اين چهار عامل تلاش كند. اما دو عامل ديگر نيز وجود دارد که فراهم آوردن آن به دست مديران است.

الف ) حمايت مدير از کارمند

     براي پرورش حس ايمان به كار ، وضعيت محيط كار بايد مناسب باشد. كارمندان ، همكاراني را دوست دارند كه در به انجام رساندن كار به آنان ياري دهند ، همكاراني با ارزشهايي همسو. به اين منظور مديران بايد با ارائه الگوهاي وحدت و پرهيز از اختلاف ،كارمندان را در جهت رسيدن به اهداف و رسالت مورد نظر ياري كنند .
همان طوركه حضرت علي (ع) فرمود: اختلاف ، امور نظام يافته را مختل و فاسد
 مي گرداند. (13)

     صميميت بين همكاران در صورتي بر قرار مي‌شود كه رذائل اخلاقي از محيط كار زدوده شده و صفات نيكو، جايگزين آن شود. شايسته است دامنه آموزش هاي ضمن خدمت به اخلاق و آداب معاشرت اسلامي گسترش يابد.

     از سوي ديگر, كارمندان آزادي عمل مي خواهند تا بتوانند در زمان و شرايط مساعد, كار را به بهترين شکل ارائه دهند و علاقه مندند كه ساعات كار با زندگي شخصي آنان تناسب داشته باشد . بسياري از كارمندان مي خواهند كه در كارشان استقلال عمل داشته باشند ، به داوري بنشينند و ازتواناييهايشان بهره ببرند. (14)

ب ) مديران متعهد

     مديراني كه طالب کارمندان معتقد و متعهد به كار هستند ، ابتدا بايد خود متعهد باشند. چنان كه امام صادق(ع) فرمود: مردم را با اعمالتان دعوت به خير نماييد و از كساني نباشيد كه فقط با زبانهايشان مردم را دعوت مي‌كنند. (15)

     مدير مي بايست به كارمندان خود توجه كامل داشته باشند و نبايد خود را در موقعيت برتر از ديگران و منصب را وسيله اي براي استثمار ديگران بدانند، بلكه بايد خود را خدمتگزار و خادم جامعه اسلامي بدانند.(16)

     اين عوامل مي‌توانند راهگشايي مناسبي براي مديران باشند ، تا آنان بتوانند جامعه را به سوي سعادت هدايت كنند. چنان كه رهبر معظم انقلاب فرمودند: پيشرفت حقيقي تنها در سايه اخلاص، تلاش مداوم و علاقه به كار ممكن مي‌شود.

 

   پى‌نوشت‌ها:

1. گري دسلر، مباني مديريت، ترجمه داود مدني، (تهران: انتشارات پيشبرد)، ص 200

2. آمدي، غرر و درر آمدي، (تهران: دانشگاه تهران, 1359)، جلد2، ص 632

3. ثقه الاسلام كليني، اصول كافي، دو جلدي، جلد 1 ،ص 47

4. دكتر علي رضائيان، مديريت رفتار سازماني، (تهران: انتشارات دانشكده مديريت دانشگاه تهران, 1372)،ص 184

5. علي رضائيان، پيشين ، ص 22

06نساء: 141: خداوند هرگز كافران را بر مومنان تسلطي نداده است.

7. تحف العقول، (تهران: انتشارات اسلاميه 1359), ص 475, امام رضا (ع) فرمود: " ان الذين يطلب من فضل يكف به عياله اعظم اجرا من المجاهد في سبيل الله " آن كس كه براي تامين معاش عائله خود فعاليت مي‌كند اجرش از مجاهد راه خدا بزرگتر است.

8. علي رضائيان، پيشين، ص 34

9. علامه مجلسي، بحار الانوار، جلد 70،  باب 53  و قال الصادق (ع) مي فرمايند: انما الاعمال بالنيات

10. توبه: 120

11. شهيد مرتضي مطهري، ده گفتار،(تهران: انتشارات صدرا) ، ص 133, پيامبر اكرم (ص) فرمودند: از گهواره تا گور در جستجوي علم باشيد.

12. علامه مجلسي، پيشين، جلد 1، ص 180, پيامبر اكرم(ص) فرمودند: علم را جستجو كنيد ولو در چين (دورترين نقطه
آن روزگار)

13. آمدي ، پيشين، ص 40، حديث 1218

14. محمد علي طوسي، مشاركت،  (تهران: انتشارات مديريت دولتي 1370) ، ص 136

15. علامه مجلسي،  پيشين، ج 5 ، ص 198

16. نهج البلاغه، فيض الاسلام، نامه 5 ، حضرت علي (ع) فرمودند: "حكمراني تو رزق و خوراك تو نيست, بلكه امانتي است در گردن تو"

  

 

 

يكشنبه 4 بهمن 1388 - 14:58


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری