جمعه 28 دی 1397 - 3:8
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

كتاب

 

م رستمي

 

موسيقي عاشورا

 

موسيقي عاشورا

تورج زاهدي

انتشارات سوره مهر (پژوهشگاه فرهنگ و هنر اسلامي)

چاپ اول 1388

«وقتي كه دهه محرم آغاز مي‌شود، همه ما، بي‌توجه به اينكه ميزان تعهد و تقيد و ثابت قدمي‌مان چقدر است، گوش جان به نوحه‌هايي مي‌سپاريم كه در رثاي سرور شهيدان حسين‌بن‌علي(ع) خوانده مي‌شود، و حتي با آن‌ها دم مي‌گيريم و ترجيع‌بندها را به اتفاق هم تكرار مي‌كنيم. اين‌گونه مراثي كه همگي به كمك موسيقي و در دستگاه‌ها و مقام‌هاي موسيقايي بيان مي‌شوند، از كودكي در ضمير ناخودآگاه ما نقش مي‌بندند و در تمامي عمر، همراه و در ياد ما مي‌مانند.

پس از استيلاي عرب، ايران استقلال خود را از دست داد و تا سال 206 هجري زير نظر خلفاي عرب اداره مي‌شد. در اين سال بود كه طاهريان در خراسان قيام كردند و از زير سيطره خلفاي عرب بيرون آمدند، بدون آنكه از اعتقادات خود دست بردارند و خللي در عقايد اسلامي‌شان ايجاد شود. اين نكته نشان مي‌دهد كه ايرانيان اگر چه حكومت خلفا را برنمي‌تابيدند ولي به ميل خود، اسلام را پذيرفته و بر اصول مترقي و كمال يافته آن گردن نهاده بودند.

تاريخ موسيقي مذهبي ايران، نيز پس از پذيرش اسلام توسط ايرانيان، از همين تاريخ آغاز مي‌شود و در اين ميان، مسئله مهم اين است كه نقطه آغاز موسيقي مذهبي در ايران پس از اسلام، با مراسم موسيقي در دهه عاشورا آغاز مي‌شود.

نكته قابل توجه اينكه مراسم عزاداري محرم، درست مانند آنچه در زمانه كنوني ما همه ساله در كشور پهناور ايران برگزار مي‌شود، از قرن هفتم هجري در ايران مرسوم شد كه به نحو تداوم يافته‌اي تا امروز، دوام آورده است.

نگارنده در فصل اول اين مجموعه ضمن اشاره به چهار شاخه: روضه‌خواني، نوحه‌خواني، اذان و مناجات و تعزيه و شبيه‌خواني و با بيان اينكه منهاي شاخه سوم، يعني اذان و مناجات، سه شاخه ديگر به عاشورا مربوط مي‌شود. ابراز مي‌دارد كه روضه‌خواني مقدم بر تغزيه است و قبل از آن، در ايران رواج داشته است، در مراسم روضه، اشعاري را كه در سوگ و رثاي سيدالشهداء سروده شده است، با لحن بسيار محزون و غمناكي مي‌خوانند.

بنا بر قول نويسنده، هدف از خواندن اين اشعار، شريك كردن مستمعان در فيوضات ناشي از شهادت سرور شهيدان است و آواز خوش به اين منظور به كار گرفته مي‌شود كه حاضران متأثر شوند و به گريه بيفتند.

وي همچنين بر اين باور است كه هنر روضه‌خواني به دليل ارتباط تنگاتنگي كه با شهادت امام حسين (ع) دارد، هميشه توسط اهل منبر و موعظه اجرا مي‌شود.

همچنين از آنجا كه اجراي هنر روضه‌خواني به هنر آوازخواني بستگي تام دارد، اهل منبر مي‌كوشند كه هنر آوازخواني بستگي تام دارد، اهل منبر مي‌كوشند كه هنر آوازخواني و به تبع آن، همه گوشه‌هاي رديف آوازي موسيقي ايران را فرا گيرند تا در اجراي اين هنر، كاملاً موفق از عهده برآيند و تأثير بيشتري بر شنونده بگذارند.

مؤلف در ادامه نيز به روضه‌خوانان مشهوري از جمله خالقي، سيدباقر جندقي، حاج سيدحسين شيرازي، شيخ طاهر خراساني اشاره مي‌كند.

اساساً در سنت موسيقاي ايران، مناجات‌خواني و آواز سنتي ارتباط تنگاتنگي با يكديگر داشته‌اند به گونه‌اي كه بيشتر استادان آواز در موسيقي رديف و دستگاهي، در عين حال مناجات‌خواني كرده و حتي اذان هم خوانده‌اند. چنان كه اديب خوانساري، از استادان آواز در دوره متأخر، مؤذن مسجد شهر خود بوده است.

گفتني است بزرگ‌ترين استاد آواز در زمانه حاضر، تاج اصفهاني كه آخرين فرد بازمانده از اساتيد كهن بود و در روز جمعه سيزدهم آذرماه 1360 جهان را بدرود گفت: در مسجد به مكبري و مؤذني اشتغال داشت و قرآن مجيد را با نيكوترين الحان قرائت مي‌كرد. پدر او شيخ اسماعيل واعظ اصفهاني مشهور به تاج الواعظين نيز از مشهورترين وعاظ و روضه‌خوانان اصفهان بوده است.

در قسمت ديگري از اين فصل آمده است «نوحه‌خواني و روضه‌خواني به دليل اينكه پا به پاي يكديگر در ده روز اول محرم در سوگ سرور شهيدان امام حسين (ع) اجرا مي‌شود، ارتباط تنگاتنگ و سازمان‌يافته‌اي با هم دارند. بنابراين به اعتقاد نويسنده، شايسته است اين دو شيوه از عزاداري را با اعتنا به ارتباطشان با يكديگر، بدون انفكاك و انفصال مرسوم، مورد تشريح قرار داد، به ويژه كه اغلب روضه‌خوانان در عين حال نوحه‌خواني هم مي‌كردند.

مهم‌ترين نكته‌اي كه در اين ميان مي‌تواند توجه ما را به خود جلب كند، اين است كه از ميان افراد ياد شده، مي‌توان اشخاصي را نام برد كه در عين حال، از بزرگترين هنر آواز در موسيقي رديفي و دستگاهي به شمار مي‌آمده‌اند. به همين دليل است كه موسيقي‌دانان و استادان واقعي و اصيل موسيقي سنتي، خصوصاً اساتيد هنر آواز، از شيفتگان و معتقدان امام حسين بوده و هميشه با حضور در مراسم عزاداري ايام عاشوراي حسيني، به سوگواري و در واقع هنرنمايي مي‌پرداخته‌اند.

نويسنده سپس اشاره مي‌كند به اينكه نوحه‌خواني نيز در جاي خود يك هنر است و نوحه‌خوان مي‌تواند تا حد مقام يك هنرمند و يك آوازخوان استاد پيش برود. روح‌الله خالقي در شرح حال يكي از بزرگ‌ترين استادان نوحه‌خوان، به اين مطلب اشاره مي‌كند: از جمله كساني كه معلم اين فن بوده‌اند، از ميرزا محمد مكتب‌دار اصفهاني نام مي‌برند، در زمان او پامنبري‌ها كه قبل از واعظ در پايين منبر نوحه‌ مي‌خواندند هم‌چنين اشخاصي كه مي‌خواستند آهنگ‌هاي نوحه سينه‌زني را خوب فرا بگيرند، نزد او مي‌رفتند و طرز خواندن اشعار نوحه را فرا مي‌گرفتند. چنان كه ملاحظه مي‌شود به اين ترتيب، خواندن نوحه فني به شمار مي‌آمده است و بايد اين كار را از اشخاصي كه اهل اطلاع بودند ياد بگيرند و البته نوحه‌هايي كه با اين روش خوانده مي‌شد، اثر مطلوب‌تري داشت.

مطلب ديگري كه در اين فصل به آن اشاره شده است تعزيه وقايع عاشورا را به كمك دو عامل تئاتر و موسيقي، به نمايش گذاشته مي‌شود، هر چند كه بعضاً مراسم ديگري غير از عاشورا نيز در اين گونه مراسم به ظهور مي‌رسد.

از لحاظ خاستگاه تاريخي، برخي برآن‌اند كه تعزيه برگرفته از هنر تئاتر در غرب است و به همين دليل از دوره قاجاريه كه اوليه مظاهر تمدن غرب وارد كشور شد، در مراسم مذهبي ايرانيان براي ايام عاشورا، جاي گرفته و رفته رفته به عنوان نوعي سنت رواج يافته است.

آنچه مسلم است اوج اعتلاي هنر تعزيه، به دوره قاجار مربوط مي‌شود و سياحاني كه در اين عصر از غرب به ايران آمده‌اند به اين نكته اشاره كرده‌اند.

به هر حال براي تذكره از قول نگارنده، نوشته مي‌شود كه تعزيه‌هاي قديم تماماً عزاداري نبوده، مخصوصاً تعزيه مختار، چون مسئله انتقام‌جويي بود، به حدي تماشاچي لذت مي‌برد كه اغلب پس از تماشاي تعزيه مدت‌ها از حكايت و بازگو كردن نمايشنامه قيام مختار، كيف مي‌كردند و براي آن‌ها كه در محوطه نمايشگاه نبودند تعريف مي‌كردند و لذت مي‌بردند.

در بخش ديگر از اين موضوع مي‌خوانيم: علاوه بر دسته‌هاي موزيك و نقاره‌چيان كه در حين اجراي تعزيه وظيفه نوازندگي را بر عهده داشتند و در تمام مدت تعزيه در تكيه باقي مي‌ماندند دسته‌هاي ديگري هم به شرح زير وارد تكيه مي‌شدند كه وظايف مقدماتي خود را انجام داده بيرون بروند و كار اصلي نمايش را به تعزيه‌گردان‌ها واگذار كنند... سپس چند دسته موزيك نظامي وارد تكيه مي‌شد، دسته اول حامل موزيك مخصوص نقره‌اي رنگ بود كه در يكي از سفرهاي ناصرالدين‌شاه از طرف ملكه انگلستان هديه شده بود و ميرزا علي‌اكبرخان نقاش باشي كه در دوره بعد مزين‌الدوله لقب گرفت، پيشاپيش آن در حركت بود، دسته دوم، موزيك قزاق بود كه غلام‌رضاخان سالار معزز، رئيس كل موزيك جلوي آن حركت مي‌كرد. چند دسته موزيك ديگر هم به دنبال آن‌ها مي‌آمدند و همه در جاهاي خود مي‌ايستادند. دسته‌هاي موزيك با نواختن مارش وارد مي‌شدند و تا قبل از شروع تعزيه، به نوبت نوازندگي مي‌كردند. آخر همه، شترهاي نقاره‌خانه شاهي قدم در تكيه مي‌گذاشت.

بنابراين طبق آنچه در اين كتاب گفته شده است، جلوه‌هاي موسيقي در تعزيه، منحصر به موسيقي آوازي نبود، و موسيقي‌سازي را نيز در بر مي‌گرفت. هنر موسيقي‌سازي در هنر تعزيه به دو نوع اجرا در تعزيه‌هايي كه سلاطين قاجار در تكيه معروف به تكيه دولت برگزار مي‌كردند كه اين نوع موسيقي كمتر به متن و محتواي خود تعزيه متكي بود و موسيقي‌سازي كه بر خلاف ساز‌هاي نوع اول (تشريفاتي) مركب از سازهايي است كه كاملاً به متن و محتواي تعزيه مربوط به و در ترسيم فضاي درام و تراژدي‌ عاشورا در اين هيئت نمايشي، نقش مهمي را بر عهده داشتند. اين ساز‌ها شامل، شيپور، سرنا، ني‌لبك، كوس، دهل و نقاره، سنج و انواع طبل‌ها كه به خصوص در زمانه معاصر، سازهايي مثل قره‌ني (يا كلارنيت) و ترومپت به آن‌ها افزوده شده است.

نكته مهم ديگري كه نگارنده به آن اشاره كرده است اينكه موسيقي اجرا شده توسط اين سازها، هيچگاه آوازهاي تعزيه را (كه توسط خوانندگان تعزيه اجرا مي‌شد) همراهي نمي‌كرد. به عبارتي غير از موارد نادري كه برخي از سازها، مانند قره‌ني و ني‌لبك صداي خوانندگان و شبيه‌خوان‌ها را همراهي مي‌كرد، موسيقي‌سازي هميشه به تنهايي و بدون مشاركت شبيه‌خوان‌ها به گوش مي‌رسيد.

همچنين تجربه‌اي كه نگارنده اين سطور از اجراي چند تعزيه اصيل دارد، حاكي از اين است كه تعزيه‌گردان‌ها و به اصطلاح، معين‌البكاها كه علاوه بر كارگرداني متن و هدايت بازيگران، در مورد موسيقي‌‌سازي و آوازخوانندگان نيز نظارت خود را كاملاً اعمال مي‌كردند، به فراست و كياست دريافته بودند كه نمايش، احتياج به موسيقي متن دارد.

بنابراين به گفته وي درست مانند نقشي كه موسيقي در سينما دارد و تصاوير را ياري مي‌دهد تا تمام احساسات و عواطف فيلم از پرده بيرون زده، به تماشاگران منتقل شود، تعزيه‌گردان‌ها ترتيبي مي‌دادند تا با هدايت و رهبري آنان، موسيقي در تعزيه هم همين نقش را بر عهده بگيرد و سازها در مواقع بسيار درست و ضروري، به اجراي موسيقي بپردازند، تا دانسته يا ندانسته، همان نقشي را كه موسيقي فيلم بر عهده دارد، ايفا كنند.

پس مي‌توان گفت: «تعزيه يكي از بهترين وسايلي بود كه موجب حمايت و حفظ قسمتي از نغمات ملي ما گرديد. در اينجا موسيقي از راه آواز نقش بزرگي بر عهده داشت، زيرا خواننده خوش‌آواز بهتر مي‌توانست در دل تماشاچيان و عزاداران رخنه كند. بنابراين، جوان‌هايي كه صداي گرم خوش‌آهنگ داشتند براي نقش‌هاي تعزيه انتخاب مي‌شدند و مدتي نيز تعزيه‌خوان‌هاي استاد، كه دستگاه‌دان بودند و از رديف و گوشه‌هاي آوازها به خوبي اطلاع داشتند، طرز خواندن صحيح را مشق و تمرين مي‌كردند، تا بتوانند اشعار را به ترتيب درست و با غلت‌هاي مناسب ادا كنند. به همين جهت خوانندگاني از مكتب تعزيه درآمدند كه در فن آوازخواني، به مقام هنرمندي رسيدند.

در قسمت ديگري از كتاب حاضر به نوع ديگري از موسيقي عاشورايي اشاره شده است كه اين نوع موسيقي نقالي و پرده‌خواني است كه عموماً در موسيقي تعزيه به كار مي‌رود.

در ادامه آمده است: هنوز هم مي‌توان دو روش مشخص نقالي را در تعزيه تشخيص داد: بيان غمناك آوازي در دستگاه‌هاي معين موسيقي ايراني كه مظلوم خوان‌ها به كار مي‌برند و بازمانده نقالي مذهبي است، بيان غلو شده پر از طمطراق و تحرك و شكوه كه اشقيا به كار مي‌بردند و بازمانده نقالي حماسي است و اين همان است كه در تعزيه اصطلاحاً به آن صداي اشتلم يا صداي بلند و بدون تحرير گويند كه مخصوص مخالف خوان‌هاست.

امروز عده‌اي هر سال در دهه اول محرم، به مساجد و حسينيه‌ها و تكايا مي‌روند، و با شركت در روضه‌هاي عزاي حسيني، موسيقي عاشورايي را عملاً و از نزديك مي‌شنوند. عده‌اي كمتر از گروه قبل، به تماشاي تعزيه مي‌روند و به موسيقي تعزيه كه نوع ديگري از موسيقي عاشورايي است، گوش فرا مي‌دهند. اما نوحه از نظر مخاطب، كاملاً با اين دو زمينه متفاوت است. زيرا تمامي مردم در آن شركت دارند و نوحه‌ها را مي‌شنوند.

در دنباله اين مطلب مي‌خوانيم كه به همين دليل است كه نوحه‌خواني، علاوه بر موسيقي عاشورايي، در موسيقي عام و حتي مي‌توان گفت در كل فرهنگ كشور كهن ايران بسيار مؤثر است و جا دارد كه كاملاً مسئولانه مورد برخورد و ؟؟ قرار گيرد.

نوحه‌هاي عاشورايي از همان كودكي در گوشمان نقش مي‌بندد و براي ما تبديل به خاطرات بسيار نوستالژيك و مؤثري مي‌شود كه در ژرفاي ضمير ناخودآگاه ما حضور مي‌يابد و هرگز از يادمان نمي‌رود. اكنون بايد اين محاسبه را در خاطر محفوظ نگاه داشت كه روند فوق‌العاده مؤثر بالا چگونه مي‌تواند نسل به نسل انتقال يابد.

به اعتقاد نويسنده بسيار مهم است كه ذاكرين و نوحه‌خوانان به موسيقي رديفي و دستگاهي ايران اهميت فراوان بدهند و نوحه‌هاي خود را تنها در مايه‌هاي سنتي اجرا كنند زيرا همچنان كه وي در تحقيقي مستقل به نام حكمت معنوي موسيقي به اثبات رسانده، موسيقي رديفي و دستگاهي، كاملاً با عرفان اسلامي هماهنگ است و اساساً بخشي از از هنر موسيقي در ايران است كه كاملاً بر پايه‌هاي حكمت و عرفان اسلامي قوام آمده است.

نكته‌اي كه در اينجا توجه به آن ضروري به نظر مي‌رسد اين است كه امروزه كار بر عكس شده است و ذاكرين از روي آهنگ‌هاي شناخته شده موسيقي گرته‌برداري مي‌كنند و با تغيير شعر آن‌ها، به نوحه‌خواني در رثاي امام حسين مي‌پردازند. اسف‌انگيزتر آنكه اغلب ذاكرين، مبتذل‌ترين و سطحي‌ترين آهنگ‌ها را سرمشق قرار مي‌دهند و از روي آن‌ها نوحه مي‌سازند.

بنا به قول نگارنده، عنصر ابتذال، خود مراتبي دارد. بسياري از آثار مبتذل به موسيقي پاپ تعلق دارد و بسياري ديگر به موسيقي كوچه‌ بازاري است، مربوط مي‌شود با اين تبصره كه موسيقي پاپ به طور مطلب مبتذل نيست و فقط بخشي از آثاري كه در اين زمينه ساخته مي‌شود مبتذل است، ولي موسيقي كوچه‌ بازاري، سواي استثنائاتي تماماً و به طور مطلق سطحي و مبتذل است.

ضمن اينكه صدا و سيما در اين مورد نقش بزرگي را بر عهده دارد و شايسته است كه از اين نظر به مسئولانه‌ترين شكل ممكن، مردم را آموزش دهد و بد و خوب را در امر نوحه‌خواني، براي آن‌ها تشريح كند.

نكته ديگر اينكه موسيقي كوچه‌بازاري نوع خاصي از موسيقي عاميانه است كه مواد اوليه‌اش از موسيقي عربي گرفته شده است. اين موسيقي ماهيتاً سطحي است و به همين دليل حتي اگر از ارزشمندترين آهنگ‌هاي عربي گرفته شود، در شكل جديد تلفيقي‌اش با زبان عاميانه فارسي، همچنان فاقد ارزش‌هاي هنري است.

البته دانستني است كه موسيقي اصيل عربي، درست مانند موسيقي اصيل ايراني، ارزش‌هاي خاص خود را داراست اما اين نوع موسيقي هرگز در نوحه‌خواني مورد استفاده قرار نمي‌گيرد. شايد چون نوحه‌خواني براي عامه مردم اجرا مي‌شود، توجه به سطوح نازل‌تر موسيقي عربي امري به جا جلوه مي‌كند.

همچنين آمده است كه موسيقي جدي عرب، همان موسيقي آشنايي است كه عموماً از زبان قاريان قرآن مجيد مي‌شنويم و به رغم تم عربي‌اش، ما را كاملاً تحت تأثير قرار مي‌دهد. موسيقي اصيل ايراني داراي هفت دستگاه است و جالب اينكه موسيقي اصيل و جدي عربي نيز داراي هفت مقام است كه نام‌هاي آن‌ها هم فارسي است: بيات، صبا، نهاوند، حجاز، راست، سه‌گاه و چهارگاه، از اين هفت عنوان فارسي، شش عنوانش مستقيماً در موسيقي ايراني به كار رفته است. مثلاً سه‌گانه و چهارگانه عيناً نام دو دستگاه از هفت دستگاهي است كه روي هم، موسيقي رديفي و دستگاهي ايران را تشكيل مي‌دهد.

از عناوين ديگر كه در اينجا مطرح شده است، «راست» اولين گوشه از دستگاه راست پنج‌گاه است كه به عنوان درآمد به كار مي‌رود. حجاز نام چهارمين گوشه از آواز ابوعطا است. صبا به طور تركيبي در چند گوشه به كار رفته است. از جمله بيست و يكمين گوشه از دستگاه راست پنج‌گاه و شانزدهمين گوشه از دستگاه همايون، كه هر دو نو روز صبا نام دارد.

در مورد بيات نيز بايد گفت كه به صورت تركيبي در چند مورد به كار رفته است. در چند آواز از موسيق رديفي مانند بيات اصفهان و بيات ترك و بيات كرد، چنان كه مشاهده مي‌شود كلمه بيات به كار رفته است و دست آخر اينكه مقام نهاوند اگر چه كلمه‌اي فارسي است اما در هيچ يك از گوشه‌ها يا آوازها يا دستگاه‌هاي موسيقي رديفي و دستگاهي ايران، مورد استفاده قرار نگرفته است.

اين هفت مقام عربي، معرف موسيقي ارزشمند عربي هستند كه در ايران فقط براي قرائت قرآن مجيد به كار مي‌روند.

اما طبق ديدگاه نگارنده اين مجموعه، شواهد و قرائن حاكي از آن است كه حتي اگر اين نوع موسيقي عربي، در نوحه‌خواني، مورد استفاده قرار گيرد، به رغم همه ارزش‌هايي كه دارد موجب نجات نوحه‌خواني از دامان ابتذال نخواهد شد، زيرا اساساً آهنگ‌هاي عربي، با كلمات عربي تناسب دارند و هر قدر ارزشمند باشند به مجرد اينكه با اشعار فارسي اجرا شوند، همه اقتدار و حكمت خود را از دست مي‌دهند و به چاه ابتذال سقوط مي‌كنند.

در زمينه آثار مربوط به عاشورا نيز كار چنداني صورت نگرفته است. در سال‌هاي پيش از انقلاب رضا قاسمي، نويسنده و موسيقي‌دان، پايان‌نامه تحصيلي خود را در مورد موسيقي و تعزيه تأليف كرده و در سال‌هاي اخير، جهانگير نصر اشرفي، موسيقي پيشخواني تعزيه را گردآوري كرده است.

در زمينه موسيقي، جواد معروفي قطعه‌اي براي پيانوي تنها تصنيف كرده است كه عاشورا نام دارد و در دشتي و چهارگاه است. حسين عليزاده نيز قطعه مشهور ني‌نوا را ساخته است كه سال‌هاي متمادي، در ايام محرم از صدا و سيما پخش مي‌شد. سمفوني خسوف اثر محمد سعيد شريفيان نيز به نظر مي‌رسد قطعه در خور و ارزنده‌اي باشد كه متأسفانه هنوز اجرا نشده است.

بنابر قول گردآورنده اين مجموعه، آنچه جواد معروفي در سبك موسيقايي خود افاده مي‌كند، از نظر موضوع اصيل است اما از نظر پرداخت، از موسيقي غربي و قواعد آن پيروي مي‌كند.

كتاب موسيقي عاشورايي ضمن بررسي و ارائه اطلاعاتي مناسب در خصوص اين حوزه از موسيقي تحليل مناسب و كاملي نيز از وضعيت و چشم‌انداز اين هنر ارائه مي‌نمايد كه مي‌تواند مدخل و منبع مناسبي براي دست‌اندكاران و علاقه‌مندان به هنر موسيقي مذهبي، و همچنين كارشناسان و محققين اين عرصه باشد.

 

 

 

 

شنبه 3 بهمن 1388 - 15:19


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری