شنبه 28 مرداد 1396 - 23:11
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

نقد و تحليل

 

روابط عمومي اداره كل تبليغات اسلامي استان كردستان

 

حجاب در اسلام

 

 

اسلام در پرتو رسالت خود، خواسته است که جامعۀ بشري از بي­بند و باري­اي که جوامع ابتدايي و جوامع صنعتي امروز، در آن غوطه­ور بوده و هستند، سالم و مصون بماند. لذا از طريق قواعد و ضوابط و اساس تشريعي و قانون­گذاري مربوط به حلّ مشکلات جنسي خواسته است، از اساس چاره­سازي کند و اين مشکلات را به صورت اصولي حل نمايد.

اسلام نيامده است که از يک طرف زنا را حرام کند و مرتکبان آن را به مجازات برساند و از طرف ديگر زنان را آزاد بگذارد تا خود را برهنه سازند و زينت و زيورآلات خود را آشکار نموده و اندام­هاي فريبنده و فتنه­انگيز را با لباس­هاي چسب و مجسم­کنندۀ اعضا و با پوشش­هايي که ظرفيت مسطور ساختن سر و مو را ندارند، در مظهر عام به نمايش بگذارند و در خيابان­ها و کوچه ها بگردند و بدون قيود و ضوابط، با مردان در آميخته و مخلط شوند، بلکه خواسته است که مشکل جنسي را از ريشه حل کند و راه­هاي منتهي بدان را ببيند نه اين که مشکل را به تنهايي حل کند، بدون اين که عوامل و انگيزه­هاي آن را مورد توجه قرار دهد و اسباب و عوامل منجر بدان را به حال خود بگذارد.

خداوند متعال مي­فرمايد: "قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ خَبِيرٌ بِمَا يَصْنَعُونَ * وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا..." (به مردان مؤمن بگو: ديده [از نامحرم] فرو نهند و پاک­دامني خود را حفظ کنند که اين براي آن­ها پاکيزه­تر است. همانا خدا به آنچه مي­کنند، آگاه است * و به زنان مؤمنه بگو: ديدگان خود را [از نامحرم] فرو بندند و دامان خويش را حفظ کنند و زينت خود را جز آنچه نمايان است [مانند دست و صورت] آشکار نسازند...).[1]

پيامبر اکرم ـ صلّي الله عليه و آله و سلّم ـ مي­فرمايند: «خداوند انسان را به گونه­اي آفريده است که بهره­اي از زنا دارد و اين بهره را به صورتي دريافت خواهد کرد، زيرا: زناي چشم، نگاه به نامحرم است و زناي زبان، گفتار با نامحرم است، نفس آرزو و اشتها مي­کند و شرمگاه آن را تصدق يا تکذيب مي­نمايد.»[2]

يعني؛ ديدن و گفتن و هوس ورزيدن است که مقدمات زنا را فراهم مي­کنند بايد آن­ها را بازداشت تا به زنا منجر نشوند.

اسلام بر زنان حرام کرده است که خود را در معرض ديد مردم قرار دهند و زينت و زيورآلات نهاني، فريبندگي­ها، دلربايي­ها و زيبايي­هاي فتنه­انگيز خود را به نمايش بگذارند تا اعمال ايشان، موجب گمراهي و وسوسه شدن و فريفتن مردان شود.

خداوند مي­فرمايد: "...وَلا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الأولَى..." (همچون جاهليت پيشين در ميان مردم ظاهر نشويد).[3] همان گونه که قرآن دستور داده است که لباس زنان به گونه­اي نباشد که تن در آن پيدا باشد. و همچنين مي­فرمايد: "يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا" (اي پيامبر! به همسران و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که پوشش­هاي خود را بر خود بپيچند، اين براي آن که [به عفيف بودن] شناخته شوند و مورد اذيت و آزار قرار نگيرند، بهتر است و خداوند آمرزنده و مهربان است).[4]

براي اين که زنان نسبت به لباسي که اسلام بدان دستور مي­دهد، در تنگنا و سختي قرار بگيرند و مانع انجام اعمال و حوائج آنان نگردد، خداوند مي­فرمايد: "...وَلا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ..." (...و زينت خود را جز آنچه نمايان است [مانند دست و صورت] آشکار نسازند، و بايد روسري­هاي خود را بر يقه و گريبان­هايشان فرو اندازند...).[5]

مي­توان گفت هدف اسلام از حجاب آن است که زن مسلمان با فراغت کامل بتواند وظايف و رسالت اساسي خويش را انجام دهد که حفظ نسل انسان، پرداختن به شئون خانه و خانه­داري و تربيت کودک و اهميت دادن به آن است، به اعتبار اينکه مادر، کارخانۀ انسان­ساز و نخستين مدرسۀ زندگي طفل و سرچشمۀ محبّت و انگيزۀ سعادت روحي شوهر است.

حجاب، رمز وقار، متانت، و سنگيني زن است، نه آن گونه که دشمنان مغرض اسلام آن را نشانۀ خواري و بردگي او مي­دانند و به قول عقاد، حجاب مانع گمراهي و خودنمايي و فضوليت و حافظ حرمت و آداب عفّت و حيا او است. اسلام وقتي حيا و حشمت براي زن را واجب نموده و برهنگي و خودنمايي و اختلاط با مردان را حرام کرده است، هدفش آن است که دل­ها آرام، روح­ها مطمئن و خانه­ها فضاي ملايمي داشته باشند.


حجاب در قرآن 

در قرآن مجيد بيش از ده آيه در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرم وجود دارد.

يکي از اين آيات، آيۀ شريفۀ 59 سورۀ مبارکۀ احزاب است: "يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ قُلْ لأزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِينَ يُدْنِينَ عَلَيْهِنَّ مِنْ جَلابِيبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَنْ يُعْرَفْنَ فَلا يُؤْذَيْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِيمًا" (اي پيامبر! به همسران و دختران خود و زنان مؤمنان بگو که پوشش­هاي خود را بر خود بپيچند، اين براي آن که [به عفيف بودن] شناخته شوند و مورد اذيت و آزار قرار نگيرند، بهتر است و خداوند آمرزنده و مهربان است).

جلاب به معناي يک پوشش سراسري است؛ يعني زن بايد همۀ اندامش پوشيده باشد تا همچون گلي لطيف از دسترس هوس­رانان مصون و محفوظ باشد.

در سورۀ مبارکۀ نور، آيۀ شريفۀ 31 نيز مفصلاً در مورد حجاب و حرمت نگاه به نامحرمان سخن به ميان آمده است.

مفهوم و ابعاد حجاب در قرآن  

حجاب در لغت به معناي مانع، پرده و پوشش آمده است. استعمال اين کلمه، بيشتر به معني پرده است. اين کلمه از آن جهت مفهوم پوشش مي‎دهد که پرده، وسيلۀ پوشش است، ولي هر پوششي حجاب نيست؛ بلکه آن پوششي حجاب ناميده مي‎شود که از طريق پشت پرده واقع شدن صورت ‎گيرد.

حجاب، به معناي پوشش اسلامي بانوان، داراي دو بُعد ايجابي و سلبي است. بُعد ايجابي آن، وجوب پوشش بدن و بُعد سلبي آن، حرام بودن خودنمايي به نامحرم است؛ و اين دو بُعد بايد در کنار يکديگر باشد تا حجاب اسلامي محقق شود؛ گاهي ممکن است بُعد اول باشد، ولي بُعد دوم نباشد، در اين صورت نمي‎توان گفت که حجاب اسلامي محقق شده است.

اگر به معناي عام، هر نوع پوشش و مانع از وصول به گناه را حجاب بناميم، حجاب مي‎تواند اقسام و انواع متفاوتي داشته باشد. يک نوع آن حجاب ذهني، فکري و روحي است؛ مثلاً اعتقاد به معارف اسلامي، مانند توحيد و نبوت، از مصاديق حجاب ذهني، فکري و روحي صحيح است که مي‎تواند از لغزش‎ها و گناه‎هاي روحي و فکري، مثل کفر و شرک جلوگيري نمايد.

علاوه بر اين، در قرآن کريم از انواع ديگر حجاب که در رفتار خارجي انسان تجلّي مي‎کند، نام برده شده است؛ مثل حجاب و پوشش در نگاه که مردان و زنان در مواجهه با نامحرم به آن توصيه شده‎اند.


هدف و فلسفۀ حجاب  

هدف اصلي تشريع احکام در اسلام، قرب به خداوند است که به وسيلۀ تزکيۀ نفس و تقوا به دست مي‎آيد: "...إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقَاكُمْ..."(...قطعاً ارجمندترين شما نزد خدا، با تقواترين شماست...).[6]

"هُوَ الَّذِي بَعَثَ فِي الأمِّيِّينَ رَسُولا مِنْهُمْ يَتْلُو عَلَيْهِمْ آيَاتِهِ وَيُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ الْكِتَابَ وَالْحِكْمَةَ وَإِنْ كَانُوا مِنْ قَبْلُ لَفِي ضَلالٍ مُبِينٍ" (اوست خدايي که ميان عرب امّي [قومي که خواندن و نوشتن هم نمي‎دانستند] پيغمبري از خودشان برانگيخت، تا بر آنان وحي خدا را تلاوت کند و آن­ها را [از لوث جهل و اخلاق زشت] پاک سازد و کتاب سماوي و حکمت الهي بياموزد؛ با آن که پيش از اين، همه در ورطۀ جهالت و گمراهي آشکاري بودند).[7] از قرآن کريم استفاده مي‎شود که هدف از تشريع حکم الهي، وجوب حجاب اسلامي، دست‌يابي به تزکيۀ نفس، طهارت، عفّت و پاکدامني است. آياتي همچون: "قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ..." (به مردان مؤمن بگو: ديده [از نامحرم] فرو نهند و پاک­دامني خود را حفظ کنند که اين براي آن­ها پاکيزه­تر است...).[8]


حجاب چشم  

"قُلْ لِلْمُؤْمِنِينَ يَغُضُّوا مِنْ أَبْصَارِهِمْ وَيَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِكَ أَزْكَى لَهُمْ..." (به مردان مؤمن بگو: ديده [از نامحرم] فرو نهند و پاک­دامني خود را حفظ کنند...).[9]

"وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ..." (و به زنان مؤمنه بگو: ديدگان خود را [از نامحرم] فرو بندند...).[10]


حجاب در گفتار  

نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب گفتاري زنان در مقابل نامحرم است:

"...فَلا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ..." (...پس به ناز سخن نگوييد؛ مبادا آن که دلش بيمار [هوا و هوس] است، به طمع افتد...).[11]


حجاب رفتاري

نوع ديگر حجاب و پوشش قرآني، حجاب رفتاري زنان در مقابل نامحرم است. به زنان دستور داده شده است به گونه‎اي راه نروند که با نشان دادن زينت‎هاي خود، باعث جلب توجه نامحرم شوند؛ "...وَلا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ..." (...و پاهاي خود را چنان بر زمين نکوبند تا آن زينتي که پنهان کرده­اند [خلخال] دانسته شود...).[12]

 

از مجموع مباحث طرح­شده به روشني استفاده مي‎شود که مراد از حجاب اسلامي، پوشش و حريم قائل شدن در معاشرت زنان با مردان نامحرم در انحاي مختلف رفتار، مثل نحوۀ پوشش، نگاه، ‌حرف زدن و راه ‎رفتن است.

بنابراين، حجاب و پوشش زن نيز به منزلۀ يک حاجب و مانع در مقابل افراد نامحرم است که قصد نفوذ و تصرّف در حريم ناموس ديگران را دارند. همين مفهوم منع و امتناع، در ريشۀ لغوي عفّت نيز وجود دارد؛


حجاب و عفّت

دو واژۀ «حجاب» و «عفّت» در اصل معناي منع و امتناع مشترک‎اند. تفاوتي که بين منع و بازداري حجاب و عفّت است، تفاوت بين ظاهر و باطن است؛ يعني منع و بازداري در حجاب مربوط به ظاهر است، ولي منع و بازداري در عفّت، مربوط به باطن و درون است؛ چون عفّت يک حالت دروني است، ولي با توجه به اين که تأثير ظاهر بر باطن و تأثير باطن بر ظاهر، يکي از ويژگي‌هاي عمومي انسان است؛ بنابراين، بين حجاب و پوشش ظاهري و عفّت و بازداري باطني انسان، تأثير و تأثّر متقابل است؛ بدين ترتيب که هرچه حجاب و پوشش ظاهري بيشتر و بهتر باشد، اين نوع حجاب در تقويت و پرورش روحيۀ باطني و دروني عفّت، تأثير بيشتري دارد؛ و بالعکس هر چه عفّت دروني و باطني بيشتر باشد، باعث حجاب و پوشش ظاهري بيشتر و بهتر در مواجهه با نامحرم مي‎گردد.


حجاب زنان سالمند

قرآن مجيد به شکل ظريفي به اين تأثير و تأثّر اشاره فرموده است. نخست به زنان سالمند اجازه مي‎دهد که بدون قصد تبرّج و خودنمايي، لباس‎هاي رويي خود، مثل چادر را در مقابل نامحرم بردارند، ولي در نهايت مي‎گويد: اگر عفّت بورزند، يعني حتّي لباس‎هايي مثل چادر را نيز بر ندارند، بهتر است؛ "وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاءِ اللاتِي لا يَرْجُونَ نِكَاحًا فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَنْ يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ وَأَنْ يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَهُنَّ وَاللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ" (و بر زنان از کار افتاده­اي که اميد زناشويي ندارند، گناهي نيست که پوشش خود را کنار نهند، در صورتي که زينت­نمايي نکنند، و عفّت ورزيدن براي آن­ها بهتر است، و خدا شنواي داناست).[13]

علاوه بر رابطۀ قبل، بين پوشش ظاهري و عفّت باطني، رابطۀ علامت و صاحب علامت نيز هست؛ به اين معنا که مقدار حجاب ظاهري، نشانه‎اي از مرحلۀ خاصّي از عفّت باطني صاحب حجاب است. البته اين مطلب به اين معنا نيست که هر زني که حجاب و پوشش ظاهري داشت، لزوماً از همۀ مراتب عفّت و پاکدامني نيز برخوردار است.


آيا حجاب مانع همۀ بزه­کاري­هاي اجتماعي است؟

با توجه به همين نکته، پاسخ اين اشکال و شبهۀ افرادي که براي ناکارآمد جلوه دادن حجاب و پوشش ظاهري، تخلفات بعضي از زنان باحجاب را بهانه قرار مي‎دهند، آشکار مي‎گردد؛ زيرا مشکل اين عده از زنان، ضعف در حجاب باطني و فقدان ايمان و اعتقاد قوي به آثار مثبت حجاب و پوشش ظاهري است و قبلاً گذشت که حجاب اسلامي ابعادي گسترده دارد و يکي از مهم‌ترين و اساسي‏ترين ابعاد آن، حجاب دروني و باطني و ذهني است که فرد را در مواجهه با گناه و فساد، از عقايد و ايمان راسخ دروني برخوردار مي‌کند؛ و اساساً اين حجاب ذهني و عقيدتي، به منزلۀ سنگ بناي ديگر حجاب‎ها، از جمله حجاب و پوشش ظاهري است؛ زيرا افکار و عقايد انسان، شکل­دهندۀ رفتارهاي اوست.

البته، همان‎گونه که حجاب و پوشش ظاهري، لزوماً به معناي برخورداري از همۀ مراتب عفاف نيست، عفاف بدون رعايت پوشش ظاهري نيز قابل تصوّر نيست. نمي‎توان زن يا مردي را که عريان يا نيمه­عريان در انظار عمومي ظاهر مي‎شود، عفيف دانست؛ زيرا گفتيم که پوشش ظاهري يکي از علامت‎ها و نشانه‎هاي عفاف است، و بين مقدار عفاف و حجاب، رابطۀ تأثير و تأثّر متقابل وجود دارد. بعضي نيز رابطۀ عفاف و حجاب را از نوع رابطۀ ريشه و ميوه دانسته‌اند؛ با اين تعبير که حجاب، ميوۀ عفاف، و عفاف، ريشۀ حجاب است. برخي افراد ممکن است حجاب ظاهري داشته باشند، ولي عفاف و طهارت باطني را در خويش ايجاد نکرده باشند. اين حجاب، تنها پوسته‌ و ظاهري است. از سوي ديگر، افرادي ادعاي عفاف کرده و با تعابيري، مثل «من قلب پاک دارم، خدا با قلب‌ها کار دارد»، خود را سرگرم مي‌کنند؛ چنين انسان‎هايي بايد در قاموس انديشۀ خود اين نکتۀ اساسي را بنگارند که درون پاک، بيروني پاک مي‌پروراند و هرگز قلب پاک، موجب بارور شدن ميوۀ ناپاکِ بي‌حجابي يا بدحجابي نخواهد شد.

 

پي­نوشت

 

 

1ـ سورۀ مبارکۀ نور؛ آيات شريفۀ 31ـ30.

بخاري، 7؛214.

3ـ سورۀ مبارکۀ احزاب؛ آيۀ شريفۀ 33.

4ـ سورۀ مبارکۀ احزاب؛ آيۀ شريفۀ 59.

5ـ سورۀ مبارکۀ نور؛ آيۀ شريفۀ 31.

 6ـ سورۀ مبارکۀ حجرات؛ آيۀ شريفۀ13.  

7ـ سورۀ مبارکۀ جمعه؛ آيۀ شريفۀ 2.

8ـ سورۀ مبارکۀ نور؛ آيۀ شريفۀ 24.

9ـ سورۀ مبارکۀ نور؛ آيۀ شريفۀ 30.

 10ـ سورۀ مبارکۀ نور؛ آيۀ شريفۀ 31.

11ـ سورۀ مبارکۀ احزاب؛ آيۀ شريفۀ 32.

12ـ سورۀ مبارکۀ نور؛ آيۀ شريفۀ 31.

13ـ سورۀ مبارکۀ نور؛ آيۀ شريفۀ 60.

 


 

سه‌شنبه 29 دی 1388 - 11:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری