شنبه 3 تير 1396 - 3:4
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گزارش

 

جمال الدين بانج فروزش

 

هويزه نقطه‌اي از بهشت

 

 

در يكي از روزهاي آخر پاييزي توفيق يار شد تا در سفري با كاروان نخبگان جوان به منظور تجليل و قدرداني از نفرات برتر اهل قلم طرح اوقات فراغت هسته‌هاي فرهنگي جوان در يادمان شهداي هويزه كه به همت همكاران گرامي سازمان تبليغات اسلامي استان خوزستان برگزار شده حضور يافته و شاهد زيباترين جلوه‌هاي به يادماندني باشيم.

از فرودگاه كه به سمت هويزه و يادمان شهدا حركت كرديم در مسير وقتي نگاه به خاكريزها، تانك‌ها، تابلوهاي مختلف با مضمون «رزمنده خسته نباشي، رزمنده لبخند بزن، خطر ميدان مين و...» مي‌افتاد ياد جبهه‌ها و دوستان پر از صفاي جبهه و جنگ افتادم. قلم را برداشتم و مشغول نوشتن شدم اما قلم در دستانم مي‌لرزيد و نمي‌دانستم از كجا و چگونه شروع كنم. به ذهنم رسيد حال كه قرار است در ميان دوستان اهل قلم استان شركت كنم آنچه در ذهنم هست روي كاغذ بياورم و به عنوان خاطره و يادگاري تقديم كنم و به ساير دوستان خوبم در هسته‌هاي فرهنگي جوان سراسر كشور بگويم هر كه دارد هوس كربلا بسم الله.

آري جاي جاي اين سرزمين گرم با انسان سخن مي‌گويد و خاطرات به يادماندني دعاي كميل، دعاي توسل و ناله‌هاي شبانه رزمندگان در آن طنين‌انداز است. چه زيبا امام راحل (ره) فرمود: كه جبهه دانشگاه و آدم‌ساز بود.

در 35 كيلومتري جنوب شهر سوسنگرد مكاني است كه هويزه ناميده مي‌شود، هويزه يادآور اشغال نيروهاي بعثي در بيست‌ و هفتم دي ماه سال 59 و يادآور عمليات بيت‌المقدس در ارديبهشت 61 و عمليات نصر و شهري كه با شهيد علم‌الهدي عجين است با خاطرات نبرد نابرابر عده‌اي محدود در مقابل لشكر تانك‌ها و به خون غلتيدن‌هاي جوانان مؤمن كه شهيد سيدحسين علم‌الهدي و اصحابش كه مانند مولايشان امام حسين(ع) وسط ميدان نبرد مردانه ايستادند و فرياد زدند: «ان كان دين محمد (ص) لم يستقم الا بقتلي فياسيوف خذيني»

اي هويزه چقدر باشكوه هستي! زمين گرمت هنوز بوي گندم‌زارهاي سوخته را مي‌دهد و خاك حنا بسته‌ خون نوعروسان به خاك افتاده توست.

آري امروز كه بر هويزه مي‌گذري انگار يك تكه از بهشت را افتاده بر زمين مي‌بيني كه رازهاي بسيار در دل دارد كه هفتاد و چند ستاره خونين، بر پهنه آن آرميده‌اند تا جمله «كل ارض كربلا و كل يوم عاشورا» تفسيري عاشقانه‌تر بگيرد و به ياد سخنان سردار شهيد حسن باقري در سال‌هاي نخستين جنگ مي‌افتي كه فرمود: در ميان آتش و دود و خمپاره‌ها پيروز مي‌شويم و روزگاري اين سرزمين‌ها محل بازديد انسان‌هايي خواهد شد كه براي زيارت آن دست و سر مي‌شكنند.

وقتي به مقبره شهدا رسيديم بچه‌ها كفش‌ها را درآوردند و پس از زيارت، ذكر صلوات و نماز شكر هر كسي روي مزاري نشست و مشغول راز و نياز و پررنگ نمودن جملات روي سنگ مزار شهدا با اشك چشمان بودند تا اينكه نماز جماعت و آواي نماز دشت را پر كرده و انگار همه ارواح و فرشتگان آسماني به نماز ايستاده‌اند.

بعد از اقامه نماز در محل يادمان شهدا نقشه عملياتي نصر بر ديوار مسجد نصب شده بود كه راوي ما با استفاده از آن نقشه نحوه عمليات و مسائل مربوط به آن و خاطرات آن زمان را تشريح كرد و چند قدم جلوتر به مزار شهدا رفتيم همه متوقف شديم راوي ما بار ديگر به شرح رشادت‌ها و جانبازي‌ رزمندگان پرداخت. همه بهت‌زده ايستاده‌ايم برخي انگار در قلبشان مي‌گريند و برخي ديگر قطره‌هاي اشكي در گوشه چشم‌هايشان حلقه زده است. زماني كه راوي گفت اينجا محل شهادت و محاصره 140 تن از نيروهاي سپاهي و دانشجويان پيرو خط امام (ره) از جمله فرمانده سپاه هويزه سيدحسين علم‌الهدي است كه توسط تعدادي از شاهدان و حماسه‌سازان هويزه كه با تن مجروح و با استفاده از تاريكي شب خود را به نيروهاي خودي رساندند به عنوان پيام‌آوران حماسه هويزه رسالت خود را انجام دهند بيان داشت اين منطقه با نصب پرچم به ياد هر شهيد مشخص شد و به تدريج بناي مزار شهدا توسط جهاد سازندگي ساخته شد و اجساد مطهري كه از اطراف پيدا شد به محل فعلي منتقل گشت كه اسامي برخي از شهدا به شرح ذيل بوده است. محمدحسين علم‌الهدي، مرتضي كاوند، امين‌ سلطاني، بهروز نوروزي، محمد شمخاني، خليل بهاري، بهروز پورهاشمي، محمود فروزش، حسن فلاح‌زاده، سعيد جلال‌پور، عليرضا كاپ‌ساز و... كه فرمانده غيور آنان شهيد علم‌الهدي در يادمان شهدا با اصحاب خود خفته بود و اين طرف‌تر مزار مادرش را زيارت كرديم و با درود صلوات بر او گفتم: سلام بر تو اي مادر شهيد و سلام بر تمام مادران و شيرزنان ايراني كه چنين دلاوراني را پروراندند و اينگونه به اسلام هديه كردند.

آري در محل يادمان از سوي دوستان نمايشگاه جشنواره عكس و فيلمي مربوط به دوران دفاع مقدس و شهداي جنگ تحميلي برگزار شد كه به همراه وصيت‌نامه شهدا و سخنان آن بزرگوار همراه بود. وقتي زندگي‌نامه شهيد علم‌الهدي و ساير شهدا را مي‌خواني واقعاً يك لحظه از خودت خجالت مي‌كشي. به عنوان نمونه به فرازي از سخنان شهيد علم‌الهدي اشاره مي‌كنم.

«من به عنوان فرماندهي سپاه هويزه با 62 نفر پاسداري كه 22 نفرشان غير مسلحند تا آخرين قطره خونمان با همان ژسه و كلاش‌ دفاع خواهيم كرد.»

آري زيارت مقتل شهيدان والامقام و حضور در مشهد شهداي هشت سال دفاع مقدس فرصتي است مناسب براي اكتشاف گنج‌هاي تمام ناشدني كه آدمي را به ياد حديث حضرت علي(ع) مي‌اندازد كه فرمود: همراه پيامبر اسلام (ص) از غزوه ‌ذات السلاسل برمي‌گشتم در مورد شهداء سؤال نمودم حضرت فرمودند: هنگامي كه رزمندگان عزم ميدان مي‌كنند، خدا بر ايشان برائت و دوري از آتش جهنم را مقرر مي‌فرمايد و هنگامي كه براي جهاد مجهز مي‌شوند، خداي متعال به آنان بر فرشتگان مباهات و افتخار مي‌كند و تا زمين مي‌افتد به او مي‌گويد: آفرين بر روح پاك كه از بدن طيب و طاهر بيرون شد و يك شهيد نسبت به هفتاد نفر از بستگاه و آشنايانش شفاعت مي‌كند.

سر را به سجده مي‌بريم و يك جمله به آستان حضرت هديه مي‌كنيم و آن اين كه: الحمدالله رب‌العالمين خدايا شكرت كه اگر توفيق زيارت امام حسين (ع) نداشتم در كربلاي ايران بوي كربلاي امام حسين (ع) به مشاممان رسيد.

راستي دوستان هويزه غروبي ديگر دارد. وقتي در غروب هويزه گوشه‌اي مي‌نشيني با خود مي‌انديشي.

كجاييد اي شهيدان خدايي؟

بلاجويان دشت كربلايي

كجاييد اي سبك‌روحان عاشق؟

پرنده‌تر ز مرغان هوايي

آري هويزه راوي ديگري داشت، قصه نيست، روايت يك واقعيت است واقعيتي كه در گمنام‌ترين روز تاريخ رقم خورد تا خاك سوخته هويزه به دامن ميهن برگردد. و چه زيبا مقام معظم رهبري پيرامون شهداي هويزه فرمودند:

آن‌ها يك جمع با اخلاص بودند كه با كمترين امكانات دفاعي مصمم بودند كارزار كنند و با سيل عظيمي كه در فضاي خوزستان جمع شده بود و عربده مي‌كشيد مقابله كند و اگر خيانت داخل رخ نمي‌داد پيروزي بچه‌هاي هويزه در دنيا بي‌نظير بود.

«در پايان فرصت را مغتنم شمرده از زحمات يكايك عزيزان به ويژه معاونت محترم فرهنگي و پژوهش و دبير اجراي طرح اوقات فراغت استان خوزستان كه اين لحظات ماندگار و پرخاطره را آفريدند تقدير و قدرداني به عمل مي‌آيد.»

 

 

 

دوشنبه 28 دی 1388 - 12:14


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری