شنبه 28 مرداد 1396 - 6:30
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

اكرم اماني

 

حسيني‌ها رفتند، زينبي‌ها بايد كار خودشان را مي‌كردند

 

گفت‌وگو با سيدحسين بيضايي مصاحبه كننده كتاب بابانظر

 

كتاب «بابانظر» حاصل خاطرات شفاهي شهيد محمدحسن نظرنژاد است كه با 140 ماه حضور در جبهه‌هاي جنگ و 95% جانبازي سرانجام در سال 1375 به درجه رفيع شهادت نائل شد. سيدحسين بيضايي از تيرماه 1372 در طول 16جلسه و 36 ساعت گفتگو با بابانظر خاطرات تامل برانگيز و خواندني اين شهيد را جاودانه كرد.

واكاوي و دقت نظر بيضايي در كشف  و دريافت ظرايف و دقايق ذهن يك رزمنده و جانباز دلاور دفاع مقدس اثري بديع و جذاب را رقم زده است كه ماندگاري آن را تضمين مي‌كند. درخصوص چگونگي تدوين اين كتاب و ديگر مسائل حول و حوش ادبيات دفاع مقدس با بيضايي گفتگويي انجام داده‌ايم كه در پي مي‌آيد.

 

ويژگي خاطره‌نويسي از نظر شما چيست؟

در زمينه خاطره‌نويسي هر فرد، نظر خاص خودش را دارد. اما آنچه بنده به نظرم مي‌رسد و با ديدگاه خودم عرض مي‌كنم اين است كه، در خاطره‌نويسي ضد مسئله بايد مدنظر قرار گيرد. اولاً گوينده خاطره چه كسي است دوماً در چه شرايط بيان مي‌كند. سوماً در چه مكان و زماني قرار دارد و چهارم با چه ديدگاه و چه هدف و انگيزه‌اي خاطراتش را بيان مي‌كند. چون در بسياري از موارد حادثه‌اي اتفاق افتاده ولي خاطرات آن اتفاق به طور صحيح توسط گويند خاطره در جايگاه خودش بيان نشده است و يا شرايط بازگويي آن مناسب نبوده و يا اينكه با نگاه محدودتر بيان شده كه موجب شده كه اصل مطلب و خاطره گنگ و نامفهوم و يا كم‌تأثير شود.  از نكات مهمي كه در خاطره‌گويي و خاطره‌نويسي بايد به آن توجه ويژه‌اي داشت صداقت در گفتار و كلام خاطره‌گو و رعايت اصل امانت‌داري براي نويسنده آن مي‌باشد كه خود رعايت اين مسائل موجب مي‌شود شنونده يا خواننده مطلب، در آن‌ها كمي حداقل فكر كند و تأثير آن نيز بيشتر مي‌باشد و نكته مهم‌تر اينكه از تحريف آن‌ها جلوگيري مي‌شود.

خاطره‌نويسي دفاع مقدس چقدر در كشورمان جدي گرفته شده است و تا چه اندازه در اين زمينه موفق بوده‌ايم؟

اگر بخواهيم واقعيت‌هاي فرهنگ دفاع مقدس را بيان كنيم بايد آن‌ها را تقسيم‌بندي كنيم. اعتقاد بنده بر اين است كه يك بخش آن به دوران دفاع مقدس باز مي‌گردد كه متأسفانه در دوران دفاع مقدس ايجاد و بهره‌برداري از بانك و مخزن خاطرات دفاع مقدس بسيار مغفول ماند. با اينكه مي‌شد خاطرات دوران دفاع مقدس به عنوان مخزن غني و منبع بزرگي باشد ولي متأسفانه اجرايي و عملي نشد و در آن دوران بسيار كم بود اما بعد از پايان دفاع مقدس مراكزي را براي جمع‌آوري خاطرات دفاع مقدس لحاظ كردند مثل بنياد مركز حفظ آثار و نشر ارزش‌هاي جنگ، در سپاه و بنياد حفظ آثار و ارزش‌هاي دفاع مقدس ولي متأسفانه باز هم عملاً كاري انجام نشد و اگر واقع‌بينانه بخواهيم نگاه كنيم هم شرايط زمان را كه داشتيم از دست داديم و هم اينكه تشكل‌هاي نظامي كه داشتيم آن‌ها هم درگير مسائل نظامي خودشان شدند و از جمع‌آوري خاطرات جنگمان غفلت كردند. و در يك كلام ما در اين 21 سال نتوانستيم كاري كنيم كه به عنوان يك منبع غني و بزرگ براي نسل‌هاي بعد قابل انتقال و ارائه و استفاده باشد. نكته ديگر اينكه در يك مرحله مسئولين فرهنگي آمدند و جمع‌آوري آثار دفاع مقدس را از قالب دولتي و سازماني خارج كردند اينكار شايد به نوعي خوب بود ولي زود بود يعني آمدند و گفتند هر كسي خودش بيايد خاطراتش را بگويد يا يك نويسنده‌اي به دنبال فردي برود و او را راضي كند كه خاطراتش را بازگو كند و در قالب كتاب ما آن‌ها را انتشار مي‌دهيم و چند درصد از آن را مي‌خريم. اين شد كه نويسندگان ارزشي ما را مادي كردند و از آن اصالت، هدف، ايده، انديشه و در يك كلام از تكليف خودشان به انحراف كشاندند و كساني كه بايد اين كار را مي‌كردند مسئولند چون اين كار را درست هدايت نكردند.

نكته سوم اينكه محدود ديدن سيستم‌هاي نظامي با نگاه امنيتي با عنوان حفاظت گفتار و حفاظت اطلاعات مربوط به دفاع مقدس كه بايد محرمانه بماند عامل ديگري شد تا ما در اين زمينه نتوانيم موفق عمل كنيم.

به نظر شما چرا تأثيرگذاري خاطره از رمان بيشتر است؟

خاطره بازگويي واقعيات و اصل مطلب اتفاق افتاده است چيزي كه حقيقت دارد و شرايطي را كه واقعاً اتفاق افتاده است و در آنجا بوده و يا شاهد آن بوده كه بيان مي‌كند اما رمان يك واقعه و برداشت ذهني است كه به آن پر و بال مي‌دهند تا آن را بسازند كه مخاطب از آن استفاده كند. به همين دليل است كه تأثيرگذاري خاطره بيشتر است چون از دل واقعيات برآمده است.

كمي در خصوص پژوهش و تاريخ‌نگاري دفاع مقدس توضيح دهيد آيا در اين زمينه از نظر علمي و عملي موفق بوده‌ايم؟

تمام نكاتي كه شما اشاره كرديد: خاطره‌نويسي، خاطره‌گويي، رمان‌نويسي، داستان‌نويسي، پژوهش‌گري، نگارش و تحقيق همه اين‌ها يك حلقه دارد و منبع آن اصل خاطرات است. زماني كه شما اصل خاطرات را نداشته باشيد چطور مي‌خواهيد به چيزي برسيد؟ واقعيت اين است كه ما در اين زمينه نتوانستيم آن بانك اطلاعاتي كه خدمتتان عرض كردم را غني كنيم و سياست‌گذاري براي غني كردن آن اشتباه بوده است حالا هر علتي مي‌خواهد داشته باشد ما در اين زمينه ضعف داشتيم و حالا اين ضعف در هر زمينه‌اي خودش را نشان مي‌دهد.

21 سال از دفاع مقدس مي‌گذرد هنوز ما نتوانستيم فرهنگ دفاع مقدس را به عنوان دو واحد دانشگاهي در همه دانشگاه‌هاي دولتي كشورمان بگنجانيم يا اينكه ما هنوز استاني نداريم كه براي خودش يك دائره‌المعارف استاني دفاع مقدس داشته باشد وقتي ما در اين زمينه‌ها ضعف داريم و اين‌ها را نداشتيم و نداريم و به اين زودي‌ها نيز نخواهيم داشت انتظار داريم كه در پژوهشگري دفاع مقدس جايگاهي داشته باشيم؟! آيا انصافاً با اين شرايط ما به پژوهش و تحقيق در زمينه دفاع مقدس حداقل توجه لازم را كرديم؟

به نظر شما واژه دفاع مقدس چه الزامات و وظايفي را براي نويسنده در زمينه ادبيات رقم مي‌زند؟

اولين چيزي كه وجود دارد اين است كه هم واژه دفاع و هم واژه مقدس مسئوليت نويسنده را زياد و سنگين مي‌كند. چون بعضي جاها دفاع بوده ولي مقدس نبوده و اينكه چرا اصلاً كلمه دفاع را به كار مي‌بريم چون معمولاً در زد و بند نظامي واژه جنگ را به كار مي‌برند. اين نويسنده را ملزم مي‌كند كه برود و تاريخچه اين دفاع را پيگيري كند و وقتي نويسندگان ما دنبال آن مي‌روند، مي‌بينند كه ما درگير يك انقلابي در كشور بوديم كه تازه داشتيم آن را شكل مي‌داديم و كسي آمد (صدام) و به اين مرز و بوم چشم‌داشتي داشت و حمله را آغاز كرد. پس ابتدا زمينه تحقيق درست را براي نويسنده مهيا مي‌كند بعد به نويسنده ديدگاه‌ مي‌دهد، كه اين مقدس چطور مقدس شد؟ مي‌بيند كه در اين ديدگاه عوامل مختلف وجود داشته كه باعث حضور مردم شده است و نگاه مي‌كند كه در اين دفاع از همه قشرها و اصناف هستند به  دنبال آن مي‌رود كه ببيند علت چيست؟ يكي از آيتم‌ها رهبري است و...

به همين علت بار مسئوليت نويسنده را زياد مي‌كند، بينش و ديدگاهش را وسيع‌تر مي‌كند و هدفش را بزرگ‌تر انتخاب مي‌كند و بر همان اساس تكليف دارد كه همه جوانب را بسنجد و هر آنچه را كه اتفاق افتاده با تمام شرايط و بي‌كم و كاست بيان كند و اين خود بستري را فراهم مي‌كند كه وجدان نويسنده او را به سمت واقعيت هدايت مي‌كند.

با اين اوصاف فكر مي‌كنيد بين نويسنده دفاع مقدس با نويسندگان ديگر تفاوتي وجود دارد؟

شما نگاه مي‌كنيد مي‌بينيد بين نويسندگان دفاع مقدس كه خودشان در مناطق عملياتي حضور داشتند با نويسندگاني كه خارج از اين گود بودند تفاوت وجود دارد پس تفاوت در آن چه كه شما مي‌گوييد به مراتب بالاتر و اولي‌تر است. چون نويسنده دفاع مقدس شاهد و ناظر همه شرايط بوده و مسائل را ديده و انديشه و فكر و نگاهش معطوف به آن شرايط است و نياز به فضاسازي ندارد.

به نظر شما براي نوشتن آثار در زمينه دفاع مقدس حضور نويسنده در جنگ الزامي است؟

اگر حضور داشته باشد بهتر است چون شرايط را حس و لمس مي‌كند اگر حضور نداشته باشد بايد خيلي خودش را در آن حس و فضا ببرد كه با واقعيت‌هاي جنگ نزديك‌تر باشد و بتواند مخاطب خود را پيدا كند و جاذبه هم داشته باشد. اينطور نباشد كه ما براي فروش كتاب يا بالا بردن جايگاه‌مان به كذب‌گويي يا تخيل‌گويي روي بياوريم. متأسفانه در فيلم‌هايمان اينطور نشان مي‌دهيم كه چهار تا عراقي شل و ول آمدند و چهار تا تير خوردند و كشته شدند و نيروهاي ما هميشه پيروز و حاكم بودند، نه اين نوع نگاه خارج از واقعيت جنگ است اگر به اين شكل بود كه ما بايد در يكسال تكليف جنگ را مشخص مي‌كرديم پس چرا جنگ ما 8 سال طول كشيد؟ اين اشتباه است كه ما بياييم خودمان را قوي و دشمن را ضعيف نشان بدهيم. اين خارج از واقعيت جنگ است. هر كسي كه يك هفته يا يك عمليات را در جنگ حضور داشت به اين حقيقت كلام ما مي‌رسيد.

فكر مي‌كنيد ويژگي‌هاي تاريخ شفاهي نسبت به تاريخ مكتوب چيست؟

در خاطرات شفاهي چند عامل حاكم است: 1- فرد حاضر و زنده است اگر جايي اشتباه كند مي‌تواند رجوع كند و آن را اصلاح كند كه اين در تاريخ مكتوب وجود ندارد. 2- فرد در خاطرات شفاهي راحت‌تر صحبت مي‌كند به واقعه اتفاق افتاده رجوع مي‌كند همان چيزي كه بوده با هر زبان و لهجه‌اي كه باشد را بيان مي‌كند اما در تاريخ مكتوب اين‌چنين نيست. اگر شما پاي صحبت يكي از بچه‌هاي جنگ بنشينيد كه خاطراتش را بگويد وقت مي‌گذارد چند روز يا هفته تا خاطراتش را بازگو كند ولي اگر بخواهد بنويسد 5 سال هم بگذرد باز خلافش درمي‌آيد چون نوشتن واقعاً سخت است.

شناخت شما از شهيد نظرنژاد به كجا برمي‌گردد و چطور شد كه اين مصاحبه شكل گرفت؟

بابانظر چون از بچه‌هاي قديمي سپاه مشهد بود و از سال 61-60 كه بسيج شكل گرفته بود به مسجد محله‌مان مي‌رفتيم، و بنده علي‌رغم كمي سن پا به عرصه بسيج گذاشتيم و با توجه به شرايط حاكم در آن زمان بحث ترورها توسط منافقين بود و چند تا از بچه‌هاي سپاه كه در محدوده مسجد ما زندگي مي‌كردند به ما سپرده بودند كه مراقب منازل آن‌ها باشيم كه يكي از  آن‌ خانه‌ها، خانه شهيد نظرنژاد بود. دورادور چهره‌اش را مي‌ديديم بعدها كه ارتباطات بيشتر شد بيشتر آشنا شديم تا زماني كه بنده خودم در سال 65 به لشگر امام رضا(ع) رفتم. آشنايي و ارتباطمان بيشتر شد و نهايتاً بعد از جنگ بنده چندين بار در سال‌هاي 1370 و1371 به ايشان براي مصاحبه رجوع كردم كه نپذيرفت تا بالاخره در سال 1372 قبول كردند كه خاطراتشان را بازگو كنند و از 12 تير 72 كار را شروع كرديم در شرايط بسيار سخت 17 جلسه صحبت كرديم و در 30 تيرماه هم مصاحبه‌هايمان تمام شد، همه آن‌ها را پياده كرديم و در هر جلسه بنده علاوه بر ضبط، نُت‌برداري مي‌كردم و اگر ابهامي در مطالب بود براي جلسه بعدي از ايشان مي‌پرسيدم.

چيزي كه براي من جالب بود اين است كه يادم نمي‌آيد شهيد نظرنژاد در طول اين مصاحبه‌ها يكبار از كلمه من استفاده كرده باشد علي‌رغم اينكه گوش چپ و چشم چپ نداشت، كنترل وجود خود را هم نداشت، سواد كلاسيك هم نداشت و نظامي صرف هم نبود اما اعتقاد، ايمان، اخلاص، تواضع، فروتني، توجه به خانواده و نيروهاي تحت امرش با آن شرايط واقعاً مثال‌زدني بود در يك جمله يك ابرمردي بود با بصيرت بالا و واقعاً بابانظر بود.

از چه شيوه‌هايي در مصاحبه‌ براي كشف تمام مطالبي كه در ذهن شهيد نظرنژاد بود استفاده كرديد؟

اگر موفقيتي در اين مصاحبه صورت گرفته است اول به خاطر اين است كه مصاحبه شونده آدم كاركشته‌اي بوده است، دوم نگاه راوي، سوم ذهن راوي و چهارم اخلاص و سلامت و امانت‌داري راوي بوده كه عيناً مطالب را بازگو كرده است و ما هم بدون هيچ دخل و تصرفي همه آن‌ها را آورديم و فقط چيزي كه براي من مهم بود و سعي كردم رعايت كنم روزشمار حوادث بود كه طبق روزشمار جلو بياييم تا ناگفته‌اي باقي نماند مگر اينكه ذهن خود شهيد ياري نكرده و يا فراموش كرده باشد.

پيشنهادي براي اقتباس سينمايي يا تلويزيوني از روي اثر به شما نشد؟

واقعيتش اين است كه هنوز كتاب به آن مرحله نرسيده است ولي فكر مي‌كنم يكي از بانك‌هاي اطلاعاتي خوب براي هر نويسنده‌اي و يا هنرمندي از هر قشري مي‌تواند باشد. ما نتوانستيم حقايق جنگمان را به خوبي به مردم ارائه بدهيم. يك عده آمدند پس از جنگ فيلم ساختند كه اصلاً دستي بر آتش ندارند و يا از واژه‌ها و صحنه‌هايي در فيلم‌ها استفاده كردند كه اصلاً سنخيتي با آن مناطق عملياتي نداشته است و يا آدم‌هايش آن آدم‌ها نبودند مهم است كه كارگرداني خودش جبهه‌اي باشد و مناطق را ديده باشد و فيلم بسازد. فيلم جنگ كم ساخته نشده ولي كدام يك نزديك به واقعيت بوده است؟

نقش شما و آقاي رحيمي در تدوين كتاب چه بود؟

بنده مصاحبه كردم و مطالب را پياده و تفكيك موضوعي كرديم، و بعد حوزه زحمت چاپ آن را با كمك آقاي رحيمي كشيد.

چقدر تغيير موقع تدوين كتاب صورت داديد؟

سعي كرديم كه عين مطالبي را كه در نوارها بود پياده كنيم و بياوريم، آن‌ها را كم و بيش نكرديم شايد محتواي كلامي را با توجه به لهجه شهيد بابانظر تغيير داده باشيم ولي دخل و تصرفي در آن صورت نگرفته است.

فكر مي‌كنيد ويژگي خاص اين كتاب نسبت به ساير كتب چيست؟

ما بايد نگاهمان را وسيع كنيم و واقع‌بينانه صحبت كنيم. حالا شايد هم فردا كتاب‌هاي بهتري بيايد. يكي از مسائل به اين برمي‌گردد كه بزرگان جنگ ما نيامدند خاطراتشان را بازگو كنند، دوم اينكه بابانظر از روز اول جنگ در جنگ بوده و شرايط حيات ايشان به خواست خدا تا پايان جنگ ادامه داشته اين خودش عامل مهمي است كه همه شرايط را ديده و آن را بازگو كرده است. سوم به حضور وي در اكثر مناطق عملياتي برمي‌گردد و آن نگاه عميقي كه در هر منطقه به آن داشته است و چهارم صداقت در گفتار و امانت در بيان مطالب بوده كه بابانظر بيان مي‌كند و تنها به موفقيت‌ها و شيريني‌هاي جنگ نمي‌پردازد. جايي كه واقعاً سخت بوده صادقانه اعلام مي‌كند «كه من واقعاً بريدم» كه خيلي از ما خوشمان نمي‌آيد و آن را بيان نمي‌كنيم ولي شهيد بابانظر بازگو مي‌كند كه در چه شرايطي و با چه تلفاتي  در جنگ مواجه بود. درست است كه فرهنگ كتابخواني در جامعه ما كمتر است ولي اگر مطالب به درستي ارائه شود مخاطبان خود را پيدا مي‌كند و مردم هم به خوبي از آن استقبال مي‌كنند.

احياي ادبيات دفاع مقدس چه تأثيري در جامعه ما دارد؟

وقتي ما تمام دارندگي، عزت و افتخارمان كه امروز مي‌بينيم همه از دفاع مقدس است خوب هر چه بتوانيم از اين درياي بيكران بچشيم موفق‌تر بوده‌ايم حالا با هر آيتمي كه مي‌خواهد باشد. كتاب دفاع مقدس، شعر دفاع مقدس، پژوهش دفاع مقدس و يا فيلم دفاع مقدس و... همه اين‌ها ارزشمند است. متأسفانه ما نتوانستيم حقيقت دفاع مقدس را بيان كنيم. اگر حقيقت جنگ را به تصوير مي‌كشيديم مردم ما بسيار شيفته فرهنگ دفاع مقدس مي‌شدند البته مردم ما از جنگ و كشتار خوششان نمي‌آيد ولي از آن فرهنگي كه در دوران دفاع مقدس ايجاد و حاكم شد استقبال مي‌كردند و آن فرهنگ گذشتن از «من» بود كه همه به «ما» مي‌انديشيدند و عمل مي‌كردند.

فكر مي‌كنيد ميزان و نحوه استقبال مردم و مخاطبان از اين كتاب به چه صورت باشد؟

بنده از منظر ديگري به اين سؤال پاسخ مي‌دهم مردم بعد از 20 سال از جنگ تشنه‌تر هستند و نسل جوان به اقتدار مملكت نگاه مي‌كند كه ريشه آن در چيست؟ و ريشه آن را در رهبريت امام و اطاعت از ولايت فقيه پيدا مي‌كند و دستاوردي كه در دوران 8 ساله دفاع مقدس پيدا شده است

دنياي الان هم دنياي رسانه و اطلاعات است كه جاذبه‌ آن بيشتر است. در نهايت عامل جاذبه در دفاع مقدس است و هر چه قدر ما شفاف‌تر صحبت كنيم و حقايق و واقعيت‌هاي جنگ را بازگو كنيم و هر چقدر اين حقايق سهل‌تر و روان‌تر بيان شود مخاطب خود را بيشتر مي‌شناسد و جايگاه خود را در دل مخاطب باز بهتر مي‌كند، وقتي اين جايگاه باز شد اين فرهنگ فراگير مي‌شود و دامنه‌ آن توسعه پيدا مي‌كند، جايگاه‌هاي انتشاراتي ارزش پيدا مي‌كند، تيراژ انتشارات بيشتر مي‌شود و در نتيجه مخاطب هم استقبال مي‌كند و تأثيرات آن در جامعه خود را نشان مي‌دهد.

تا چه اندازه‌ توانسته‌ايم حق مطلب را در خصوص بچه‌هاي جنگ و به خصوص شهيد نظرنژاد ادا كنيم؟

جواب اين را بنده نبايد بدهم ولي اگر شما درد دل بابانظر را در فصل آخر كتاب بخوانيد به خيلي از واقعيت‌هاي جنگ كه در سال 72 ايشان بيان مي‌كند مي‌رسيد. اما مسلماً آنچه كه بايد اتفاق مي‌افتاد با آنچه كه اتفاق افتاده فاصله‌اش بسيار زياد است. خيلي‌ها سكوت كردند. ولي در اينجا واقعيتي را عرض مي‌كنم و به شدت هم از آن دفاع مي‌كنم، درست است كه بچه‌ها بدون كوچكترين چشم‌داشتي به جنگ رفتند و حاضر نبودند جايي هم مطالبشان چاپ شود ولي تكليف كه براي زينبي‌هاي زمان باقي است، حسيني‌ها رفتند زينبي‌ها بايد كار خود را مي‌كردند اما نكرديم و هر چه هم بنويسيم كم است. كوتاهي‌ ما در ديروز باعث پيدايش بسياري از مشكلات اجتماعي، سياسي، فرهنگي، علمي و اقتصادي در اين جامعه امروز ما شده است، كه همه ما در قبال آن مسئوليم.

اگر ما فرهنگ دفاع مقدس را در جامعه تزريق مي‌كرديم امروز بسياري از مشكلات را نداشتيم.

امروز واردكننده بنزين نبوديم، امروز واردكننده بسياري از انرژي‌ها نبوديم، بسياري از لوازم آرايشي و بهداشتي و انواع ميوه‌ها ارز مملكت ما را نمي‌برد ولي خب دامنه نگاه و سياست‌گذاري تغيير كرد و بچه‌هاي جنگ هم ناچار از آن تبعيت كردند و در اينجاست كه ما به صحبت شهيد باكري مي‌رسيم كه گفت: بچه‌ها بعد از جنگ سه دسته مي‌شوند ولي مسئولين نبايد خودشان را مستثني كنند بسياري از مشكلات توسط برخي از آن‌ها به وجود آمد چون بي‌تفاوت بودند و بچه‌هاي ما هم نهايتاً كم بي‌تفاوت شدند چون در سياست‌گذاري‌ها و برنامه‌ريزي‌ها فرهنگ دفاع مقدس را لحاظ نكرديم.

به نظر شما تفاوتي بين كتاب «دا» و «بابانظر» وجود دارد؟

من به كتاب «دا» احترام مي‌گزارم و هر كتابي كه در پهنه دفاع مقدس وارد بازار فرهنگي ما شود جايگاه خود را دارد و تأثير هر كتابي در جايگاه خود را نبايد نفي كرد ولي تفاوت اين دو اثر در اين است كه من «دا» را در 1000 ساعت مصاحبه ديدم كه 800 صفحه كتاب شد ولي «بابانظر» 36 ساعت مصاحبه بود و اصل گفتار شهيد هم بود و به مباحث جانبي هم نپرداخته است. در حقيقت اين كتاب اصلاً تجزيه و تحليل ندارد و اصل واقعه را بيان كرده و همان را آورديم. ولي هر كدام به هر حال مخاطبين خاص خود را دارد و مي‌توان گفت با چاپ آن‌ها نقطه عطفي در انتشارات دفاع مقدس در كشور ايجاد شد و رويكرد مخاطبين نيز تغيير كرد.

چه انتظاراتي از مسئولين امر براي تبليغات و آشنايي بيشتر مردم با اين كتاب و كتاب‌هاي حوزه دفاع مقدس داريد؟

يكسري از اين مسئوليت‌ها با يكسري از روابط برطرف مي‌شود اگر ارتباط بين حلقه‌هاي انتشاراتي و شبكه‌هاي مختلف رسانه‌ ملي افزايش پيدا كند نقش صدا و سيما در اين زمينه بسيار مؤثر است و برد انتشارات را بيشتر مي‌كند متأسفانه رسانه ملي در اين 30 ساله در شبكه‌اي كه پرمخاطب باشد برنامه خاصي كه به موضوعات انتشارات و جايگاه كتاب بپردازد نپرداخته است. ارتباط با مطبوعات هم جايگاه خود را دارد. برگزاري جلسات نقد و بررسي در رسانه‌ها و دانشگاه‌ها هم مهم است چون در نقدها آسيب‌شناسي مي‌شود اگر ما توان و قدرت نقدمان را بالا ببريم موفقيتمان حتمي است و تمام اين‌ها نياز به برنامه‌ريزي و حمايت مسئولان مديران فرهنگي دارد.

به نظر شما مراكزي مثل حوزه هنري چقدر در گسترش اين‌گونه از هنر و ادبيات مؤثر بوده‌اند؟

اولاً هر تشكل و هر مجموعه‌اي كه در بحث ادبيات و انتشارات درگير است موفقيتش نسبي است. اولين عامل موفقيتشان داشتن بانك و اطلاعات منابع كه متأسفانه هيچكدام ندارند و موردي به دنبال مطالب مي‌روند. دوم اينكه نگاه مادي به مسايل نداشته باشند، سوم اينكه اين مجموعه‌ها درگير بوروكراسي اداري شدند كه اين‌ها آفت است. اين بوروكراسي‌هاي اداري باعث غفلت از اصل محتوا و هدف مي‌شود. نگاه‌ها، نگاه اداري مي‌شود و در آن نگاه، حقيقي نيست كه نسبت به اصل مطلب داشته باشند و به دنبال آن بروند، و از آن‌ها استفاده كنند. حوزه هنري با توجه به شرايطش كارهاي خوبي را نسبتاً انجام داده و در حوزه ادبيات شفاهي انقلاب اسلامي و ادبيات و انتشارات دفاع مقدس و نشر آن فرهنگ كاركرد خوبي ارائه نموده و باعث آشنايي انبوهي از جوانان اين مرز و بوم و نسل جديد با نظام و انقلاب اسلامي و دفاع مقدس شده و از جمله كارهاي نيك به يادماندني آن كه اميدوارم هر چه زودتر به كل كشور تسري پيدا كند، برگزاري مراسمات شب خاطره با حضور مسئولان و فرماندهان دوران دفاع مقدس است كه به صورت ماهيانه برگزار مي‌كنند و بسيار هم تأثيرگذار است. و در پايان اين نكته را صادقانه بگوييم كه عناوين كتب منتشره حوزه هنري بيانگر عملكرد آن‌ها در اين حوزه مي‌باشد.

 

 

دوشنبه 28 دی 1388 - 10:34


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری