سه‌شنبه 6 تير 1396 - 9:52
پر بازديدهاي اين گروه
  • موردي يافت نشد

گفتگو

 

سازمان تبليغات اسلامي

 

بايد مرزها را شکست

 

 

 

گفتگو با رئيس موسسه انتشارات اميرکبير در خصوص دستاورهاي نمايشگاه فرانکفورت

 

 پس از تأسيس و آغاز به کار دفتر مشاوره امور بين الملل در موسسه انتشارات اميرکبير، اين انتشارات اقدام به برقراري ارتباط و ايجاد تعامل با ناشران خارجي کرده و در همين راستا نيز در نمايشگاه بين المللي کتاب فرانکفورت شرکت کرده بود. به منظور بررسي نتايج اين سفر و ارزيابي نخستين تجربه حضور در نمايشگاه بين المللي کتاب فرانکفورت گفتگويي را با احمد نثاري، رئيس موسسه انتشارات اميرکبير ترتيب داده ايم.   

 

اصولاً از نمايشگاه کتاب فرانکفورت به عنوان مهمترين جريان فرهنگي حوزه کتاب در عرصه جهاني ياد مي شود. اين نخستين بار است که انتشارات اميرکبير در اين عرصه حاضر مي شود، حال سئوال اين است چه ايده يا ضرورتي باعث حضور اميرکبير در اين عرصه بوده است؟    

به طور کلي چند ضرورت وجود داشت که ما براي حضور در عرصه بين الملل و به صورت خاص نمايشگاه کتاب فرانکفورت برنامه ريزي داشته باشيم. نخست اينکه، اصل حضور در عرصه بين الملل مهم و قابل توجه است. زيرا ما بايد بتوانيم وارد عرصه جهاني شويم تا از اين طريق، محتواي توليد شده در داخل را در بازارهاي بين المللي عرضه نماييم. متاسفانه آنچه اکنون وجود دارد، اين است که ما با وجود برخورداري از محتواي بسيار غني، قوي و مستدل در داخل کشور؛ موفق به عرضه مطلوب آن در سطح جهاني نشده ايم و اين محتوا در زبان فارسي حبس شده است. دليل آن نيز فقدان برخورداري و يا استفاده از ابزار مهمي چون زبان هاي بين المللي است.   

ما بايد اين مرزها را بشکنيم و وارد عرصه جهاني شويم و از زبان هاي مختلف رايج در عرصه بين‌المللي استفاده نماييم تا بتوانيم آثار خود را که براي جهانيان نيز مطلوبيت دارد، معرفي و عرضه نماييم. به واقع در سطح جهاني تقاضاي زياد و غيرقابل تصوري براي معارفي که در اختيار ماست وجود دارد. محتوايي که ما در داخل کشور داريم، گنجينه اي است که تا آن زمان كه درعرصه جهاني عرضه نشود، نمي‌توانيم تصور کنيم که چه اندازه تقاضا براي آن وجود دارد. با سابقه‌اي که ما در حوزه فرهنگ و انديشه داشته و داريم، بايد سهم بيشتري در تحولات فرهنگي و عرصه فکري جهاني داشته باشيم که اين امر نيازمند حضور مستمر و فعال در عرصه هاي بين المللي است.

نکته ديگر، اينکه درست است كه سرعت تحولات جهاني بسيار سريع بوده اما با وجود اين نكته بسياري از يافته¬هاي جهاني بايد در يک جريان طبيعي مورد کنکاش قرار گيرد و پس از آن در عرصه داخلي عرضه شود. اين امر زماني به صورت مطلوب محقق مي‌شود که ما بتوانيم اهداف خود را فراتر از مرزهاي ملي، صورتبندي کرده و محقق سازيم. به بيان ديگر، ما بايد تلاش کنيم از تجربيات ديگران به صورت مطلوب استفاده کنيم و به صورت انتقادي، اقدام به گزينش و انتقال اين دانش‌ها، تجربيات و معارف به مخاطبان خود در داخل کشور نماييم. ترجمه اين محتوا به زبان فارسي اقدامي است که باعث مي‌شود باب يک تعامل فرهنگي خردورزانه باز شود و هر دو طرف، در يک بستر مناسب فرهنگي از تجربيات يکديگر بهرمند شوند.     

مضاف اينکه، اميرکبير با سابقه‌اي 60 ساله‌اي که در عرصه نشر دارد و با محتواي غني‌اي که در اختيار دارد، قابليت لازم را براي حضور در عرصه‌هاي بين‌المللي دارد. به همين دليل ما بر آن شديم که از اين مسير وارد چرخه تعاملات فرهنگي شده و سهمي هر چند اندک در اين ميان داشته باشيم. اين ايده از چند سال قبل در ذهن مديريت اميرکبير بود؛ اما مجال آن فراهم نيامده بود؛ تا اينکه اخيراً، با زمينه سازي دفتر مشاورت بين‌الملل انتشارات، امکان شرکت در نمايشگاه بين المللي فرانکفورت فراهم شد. البته پيش تر نيز در نمايشگاه بولونياي ايتاليا که به صورت منظم در زمينه کودک و نوجوان برگزار مي شود، شرکت کرده بوديم.      

 

شما ذهنيتي داشتيد که به بخشي از آن اشاره کرديد، مي خواهم بدانم چه ميزان از اين ذهنيت در سفر به فرانکفورت محقق شد و آيا اين سفر، افق جديدي نيز براي شما ايجاد کرد؟       

واقعيت اين است که شرکت در نمايشگاه فرانکفورت علاوه بردستاوردهاي نسبي‌اي در خصوص همکاري با ديگر ناشران؛ تجربه کارآمدي نيز درخصوص پاره اي از مسائل داشت که پيش‌تر به بخشي از آن اشاره کردم. به عنوان مثال واقعاً برخي از ناشران کشورهاي ديگر، در مقايسه با ناشران ايراني- خصوصاً از نظر محتوا- حرفي براي گفتن نداشتند؛ اما روي همان اندک بضاعت خود وقت گذاشته و کار کرده بودند. کم و کيف حضور اين ناشران نشان مي¬داد که براي اين دست از رخدادهاي فرهنگي برنامه مدوني دارند و استراتژي مناسبي را تدوين کرده و تبليغات گسترده‌اي داشته‌اند؛ اما ما با اينکه از نظر محتوا بسيار از ايشان سرآمد بوديم، چنين کاري نکرده بوديم. در حالي که به باور من، بايد تمهيدي انديشيد که بتوان متناسب با قابليت‌ها و ظرفيت‌هاي موجود، حضوري مداوم، فعال و کارآمد در عرصه فرهنگ جهاني داشته باشيم.   

 

دستاوردها يا بهتر است بگوييم تجربه‌هاي عملي و عيني‌اي که از نمايشگاه حاصل شد را چگونه ارزيابي مي¬کنيد؟

چند مسأله مهم وجود دارد که به نظر مي‌رسد همواره ناشراني که به فکر جهاني شدن هستند، بايد مد نظر قرار دهند. به عنوان مثال بسياري از ناشران خارجي با جديت و ميل زياد، خواهان همکاري با ناشران ايراني هستند و اقدام به رايزني و گفتگو نيز مي‌کنند؛ اما يک مشکل اساسي وجود دارد که در واقع مانعي جدي در راه اين همکاري‌ها و تعاملات به شمار مي‌رود و آن مشکل کپي‌رايت در ايران است. البته من باور دارم حضور جدي ما در اين عرصه، مي¬تواند بسياري از مسائل و مشکلات را حل کند، خصوصاً با سهمي که مي‌توانيم در اين ميان داشته باشيم. نکته مهم ديگري که من همواره به آن باور داشتم و اکنون نيز مي‌توان با قطعيت از آن سخن گفت، تلقي اشتباهي است که ما از برگزاري نمايشگاه کتاب داريم. نمايشگاه کتاب، در داخل کشور به معني يک فروشگاه بزرگ کتاب در مقطع زماني خاصي است که مخاطبان ضمن بازيد، خريد هم مي‌کنند. فعاليت ناشران نيز بيشتر به حضور در نمايشگاه و آمادگي و حضور موثر و فعال در آن معطوف است. اما در خارج از کشور، وضعيت کاملاً متفاوت است؛ زيراعرصه نمايشگاه در خارج از کشور، عرصه هماوردي است و به معني دقيق، نمايشگاه محل ارائه ظرفيت‌ها و توانمندي‌هايي است که ناظر به يک مقطع خاص نمي‌شود. به بيان ديگر حضور در نمايشگاه مستلزم مقدمات و اقداماتي است که در تمام طول سال بايد جريان داشته باشد.

 

اين تعاملات را چگونه تعريف مي کنيد؟

در واقع منظور من از اين تعاملات، تمامي اقدامات و ارتباطاتي است که بايد يک ناشر در طول سال با ناشران خارجي داشته باشد. برقراري ارتباط و پيگيري‌هاي مرتبط با آن، عاملي است که در مقطع نمايشگاه بتوان به نتايج مورد نظر رسيد. در واقع نمايشگاه بين‌المللي فرصتي است که امکان ارتباط چهره به چهره و به انجام رساندن تعاملات مداوم در طول سال را فراهم مي‌آورد. اگر يک ناشر در نمايشگاه بين‌المللي کتاب تهران سعي مي کند با تمام آثار خود در نمايشگاه شرکت کند و فروش بيشتر را عامل موفقيت خود مي داند، در حاليكه در خارج از کشور چنين نيست. گاه يک ناشر معتبر، در يک غرفه بسيار وسيع، تنها سه محصول خود را عرضه کرده است و البته استراتژي خاصي براي بازاريابي و تبليغ آن آثار دارد. گاه حتي يک ناشر هيچ کتابي را به صورت فيزيکي به نمايش نمي گذارد و در واقع، فضاي نمايشگاه را بستري براي ايجاد تعاملات بين المللي و عقد قرارداد و شناسايي طرف هاي همکار قرار داده است.

 

آيا انتشارات اميرکبير در اين زمينه موفق بوده است؟

متأسفانه ما زماني براي حضور در نمايشگاه فرانکفورت اقدام کرديم که مجال اندکي براي گرفتن غرفه و فراهم آوردن لوازم حضور حداکثري اميرکبير در نمايشگاه باقي مانده بود، بنابراين با رايزني‌هاي صورت گرفته، با سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي به صورت مشترک در نمايشگاه حاضر شديم. از سوي ديگر چون ما نخستين تجربه جدي براي حضور در يک نمايشگاه بين المللي را عملياتي کرده بوديم، در اين خصوص به صورت کامل به اهداف خود دست نيافتيم. البته باب خوبي براي همکاري با برخي از ناشران خارجي باز شد و مباحث مقدماتي نيز صورت گرفت که بنا شد پيگير اين تعاملات باشيم و اکنون نيز برنامه مدوني در اين خصوص داريم. قطعاً با چنين اقداماتي مي توانيم اميدوار باشيم که اين پيگيري‌ها و تعاملات در نمايشگاه آتي فرانکفورت ثمر دهد.

 

ضرورت اين تعامل چيست و کم و کيف آن چگونه بايد باشد؟

يک نکته اساسي در خصوص تعاملات در حوزه ترجمه، توليد و انتشار کتاب وجود دارد که اصولاً به آن کمتر توجه مي شود و آن، اين است که ما بايد در حوزه ترجمه به شکل تخصصي وارد بشويم. عموماً اشتباه ما اين است که مي‌خواهيم ترجمه را در هر دو شکل، در داخل کشور انجام دهيم. مثلاً مي‌رويم سراغ يک مترجم و از او مي خواهيم که يک اثر را از يک زبان ديگر به زبان فارسي ترجمه کند و يا برعکس، يک کتاب را مي دهيم به مترجم و مي گوييم آن را از زبا ن فارسي به يک زبان ديگر ترجمه کند.

 

اشکال اين کار چيست؟

به نظرم اين نگاه به ترجمه چند اشکال اساسي دارد. اول اينکه، به نظر نمي‌رسد اين نوع ترجمه ها خيلي فني و دقيق باشد؛ زيرا مترجمي که خارج از محيط زبان مقصد باشد، تسلط کافي و لازم براي ترجمه اثر را نخواهد داشت. به عقيده من ترجمه يک اثر بايد توسط يک مترجم قوي و زبده صورت گيرد که در فضاي فرهنگي زبان مقصد زيسته است و در آن فضاي فرهنگي، اطلاعات و دانش روزآمدي دارد. بر اين اساس بايد کتاب‌هاي خارجي را به مترجمان زبده داخلي بدهيم و کتاب‌هاي فارسي را به مترجمان زبده خارجي؛ که البته شناسايي اين مترجمان هم مي تواند مستقيم باشد و هم از طريق ناشران فعالي که به آثار فارسي علاقمند هستند و در خارج از کشور فعاليت دارند.

نکته ديگر در اين خصوص اين است که ما وقتي مي خواهيم يکي از آثار خود را به زبان ديگر ترجمه کنيم، فارغ از کم و کيف فني و علمي مربوط به بحث ترجمه، درگير مسائل ديگري خواهيم بود که اين مسائل نيز روي کم و کيف اثر تاثير خواهد گذاشت و بنابراين بهتر است توليد اثر را به يک ناشر خارجي بسپاريم.

اين مسائل براي يک ناشر ايراني چه چيزهايي مي تواند باشد؟

مسأله مهمي که فراتر از محتوا، يک ناشر را در ترجمه اثر از زبان فارسي به يک زبان ديگر درگير مي‌کند، بحث عرضه اثر است. وقتي يک ناشر يا حتي مترجم، در خارج از کشور، حق ترجمه اثري را از ما خريداري مي کند، چون روي آن اثر سرمايه گذاري کرده است، براي عرضه آن نيز تمهيدي در نظر مي‌گيرد که گاه فراتر از امکانات و توان ما است. با توجه به تفاوتي که شمارگان کتاب در داخل و خارج از کشور دارد، به طور کلي بحث بازاريابي و عرضه آثار نيز کاملاً متفاوت خواهد بود. چون شمارگان کتاب در داخل و خارج از کشور به طرز فاحشي متفاوت است و يک ناشر داخلي اصولاً توان چاپ و عرضه يک اثر با شمارگاني که بازار جهاني به آن نياز دارد را ندارد. بنابراين بهتر است که وقتي مي خواهيم يک اثر فارسي را به زبان ديگر ترجمه کنيم، هم به دليل مباحث فني ترجمه و هم به دليل نحوه عرضه، کار را به يک ناشر خارجي بسپاريم تا هم بدين طريق باب تعامل دوسويه باز شود و هم از امکانات ناشران خارجي براي چاپ و عرضه آثار استفاده شود.

مطلب ديگر در اين خصوص وضعيت صوري آثار است. متاسفانه ما در داخل کشور کمتر به ويژگي هاي صوري آثاري که منتشر مي¬کنيم، توجه مي کنيم. اما در خارج از کشور، مسائلي چون جلد، گرافيک، صفحه آرايي، قطع و مباحث مرتبط با شکل ظاهري اثر بسيار مهم است، تا جايي که اگر نگوييم براي ناشر و توليد کننده، اين مسائل، مهمتر از محتواي اثر است، بايد بپذيريم که اهميتي همسان با محتوا دارد؛ اما ما در داخل کمتر به اين مباحث توجه مي کنيم و بيشتر روي محتواي اثر متمرکز مي شويم.

 

 

 

سه‌شنبه 22 دی 1388 - 9:30


*نام:
*ايميل:
نظر شما:
* اختياری